درسهای مکتب عاشورا برای امت اسلامی -(بخش دوم)
هر که میخواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند
امروز دیگر عبارت «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یک شعار نیست. چون اطراف ما پر شده از حوادثی که یادآور وقایع محرم سال 61 هجری قمری هستند؛ انسانهایی که به خاطر گفتن حرف حق سرشان از تن جدا میشود، کودکانی که در آتش قهر متجاوزها میسوزند و از حق حیات محروم میشوند، زائرانی که موقع زیارت خدا با لبان تشنه جان میدهند، حرمهایی که از ترس خلیفههای جور و جنون در تیررس ویرانی قرار دارند و ... همه ماجراهایی هستند که این روزها پیرامون ما و در مناطق مختلف جهان هر روز تکرار میشوند. دیگر چهره یزید و شمر را فقط در شبیه خوانیها و سریالهای تاریخی تلویزیون و نقاشیها نمیبینیم، بلکه هرروز در رسانهها، میتوانیم آدمهایی را با ظواهر مختلف مشاهده کنیم که راه یزید و شمر را ادامه میدهند.
اما اینها همه روی سیاه عاشورا و کربلای امروز هستند، این تاریخ، روی روشن و درخشانی هم دارد؛ مبارزانی که در برابر هجوم قهرآمیز یزیدیان زمان ایستادگی میکنند و در اوج مظلومیت و گمنامی، تاریخ را به لرزه در میآورند. امروز قبیله عاشوراییان، غم یک تن مختار که دربند و غایب بزرگ معرکه باشد را ندارد، چون در روزگار ما اگر یزیدیان به دلارهای رنگین و تسلیحات نظامی پیشرفته و انواع و اقسام رسانهها و شبکههای ماهوارهای مجهز شده اند، این طرف هم مختارها، تکثیر شدهاند و پرشورتر از همیشه پرچم خونخواهیحسین(ع)» را برافراشتهاند.
در این چهار پنج سال اخیر، باز هم مثل دوران دفاع مقدس، هر روز در خیابانهای شهرهای ما پیکر جوانهایی تشییع میشود که باز هم فدایی حرم شدند. در آن دوران، برای وصال حرم معشوق جان میدادند و در این دوران برای پاسداری از حریم حرم.
مردانی از تبار عاشورا
علی محمد مودب، شاعر آئینی معتقد است که تبار مدافعان حرم و حماسههایی که توسط این مجاهدان در سوریه اتفاق میافتد، ریشه در عاشورا دارد.
وی در گفت وگو با گزارشگر کیهان میگوید: «اصولا هر حرکت عدالت خواهانهای که در دنیای اسلام انجام میشود، ریشه در قیام عاشورا دارد. مخصوصا در جامعه شیعه، عاشورا سرمنشأ همه حرکتهای عدالت خواهانه بوده است. در ماجرای دفاع از حرم نیز فرهنگ عاشورا و قهرمانهای کربلا، به طور جدی حضور دارند. آدمهایی در روزگار ما با امام خود که قرنها پیش از آنها برای آرمانی جنگیده و در راه این آرمان فدا شده بود، عهد دوباره میبندند و در راه این آرمان مجاهده میکنند. امروز در جریان مدافعان حرم، این روایات عینی و متجلی شدهاند. جوانهایی از اقصی نقاط جهان اسلام به نبرد جماعتی که به نام اسلام، ظلم میکنند میروند.»
محمد جواد فارسی، مداح اهل بیت هم در گفت وگو با گزارشگر کیهان میگوید: «رویارویی مدافعان حرم با گروههای تکفیری ازجمله داعش، مصداق عینی عبارت «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست» چون این عبارت یعنی هرروز و هر لحظه دو جبهه حق و باطل روبروی هم هستند و هر زمینی که این مقابله در آن اتفاق میافتد، مصداق دیگری از کربلا در زمان دیگری است. طبیعی است که دراین رودر رویی، اهل حق همواره علویان و حسینیان هستند و اهل باطل هم مصادیق ملاعین قرآن هستند.»
پای صحبتهای فرمانده مدافعان حرم
مدافعان حرم، اسوهها و قهرمانانی هستند که نه فقط برای دفاع از حرم اهل بیت، بلکه برای دفاع از جامعه بشریت در برابر اهریمنان ایستادهاند. «قاسم سلیمانی» به عنوان فرمانده این گروه، امروز مایه افتخار و آرامش دوستان و باعث وحشت و ترس و لرز دشمنان است. اما فرماندهان دیگری هم در سایه این اسطوره فعالیت میکنند که حرفهایی شنیدنی از خط مقدم این نبرد دارند.
سردار سرتیپ پاسدار محمدعلی حق بین، فرمانده سپاه قدس استان گیلان یکی از این افراد است که فرماندهی عملیات آزادی نبل و الزهرا از سیطره داعش را هم به عهده داشت. عملیاتی که در آن خسارتهای سنگینی به داعش وارد شد و جبهه مقاومت را برای رسیدن به اهداف دیگر، پیش برد.
سردار حق بین در گفت وگو با گزارشگر کیهان درباره نسبت وقایع امروز منطقه با قیام عاشورا میگوید:«یکی از مهمترین شاخصها برای شناخت فرهنگ عاشورا این است که ابتدا بدانیم امام حسین(ع) در روز عاشورا با چه کسانی طرف بود؟ گروهی که در کربلا با امام جنگیدند، به ظاهر مسلمان بودند. آنهایی که سید الشهدا(ع) را به شهادت رساندند و سر از تن مبارکش جدا کردند، قبلا در کنار امام حسین(ع) علیه کفار میجنگیدند. این یکی از پیامهای عاشورا برای مردم امروز ماست. با شناخت و تأمل این مسائل میتوان به همان شناخت و بصیرتی که رهبر انقلاب بارها درباره آن سخن گفتهاند رسید و خیلی از فتنههای روزگار را شناخت.»
این جانباز دوران دفاع مقدس در ادامه توضیح میدهد:«روشی که دشمنان اسلام برای ضربه زدن به این دین در پیش گرفتهاند این است که مسلمانان را رو در روی یکدیگر قرار دهند و هدف آنها این است که جنگهای فرقهای در کشورهای اسلامی در بگیرد. یعنی دقیقا همان اتفاقی که در صدر اسلام هم رخ داد.هر چند که نمیتوان امثال داعش را مسلمان نامید، اما غربیها همواره در تبلیغات و رسانههای خود افرادی را به عنوان مسلمان معرفی میکنند که با شعارهای مقدس، جنایت میکنند. دشمنان اسلام از این طریق، ضمن پیش بردن هدف اولیه خود یعنی جنگ مسلمانان علیه مسلمانان در سرزمینهای اسلامی، به تبلیغ علیه اسلام هم میپردازند. می خواهند به جوانان در دنیای غرب که امروز فوق العاده به دین اسلام علاقهمند شدهاند، بگویند که پیروان این دین حتی به خودشان هم رحم نمیکنند! حتی حقیقت عاشورا را هم وارونه جلوه میدهند و این گونه میگویند که مسلمانان سر امام خود را بر سر نیزه بردند!»
وی با تأکید بر اینکه مدافعان حرم، به معنای واقعی کلمه، ادامه دهنده راه امام حسین(ع) هستند، میافزاید: «گروهی از جوانان ما به خاطر برخورداری از بصیرت بالا این مسائل را درک کردهاند و در صف مدافعان حرم قرار گرفتهاند.آنها چندین هزار کیلومتر دورتر از کشور به دفاع از حریم دین خود میپردازند.ما برای این حریم، چند تعریف قائل هستیم. یک حریم، از نظر نظامی قابل تعریف است. ضرورت جهاد مدافعان حرم از یکسو به مسائل راهبردی برمی گردد، چون دشمنان ما امروز جنگ را در سطح راهبردی هدایت میکنند و به همین دلیل هم پیکار ما فراتر از مرزهای کشور خودمان انجام میشود؛ هدف اصلی آنها جنگ با ایران است، اما چون نمیتوانند به مرزهای ما برسند فعلا به جنگ در عراق و سوریه اکتفا کردهاند. از نظر اعتقادی هم در این جهاد ما از حریم ولایت دفاع میکنیم. ولایتی که در غروب عاشورا تجلی یافت.در آن موقع تنها چند ساعت از رسیدن حضرت سجاد(ع) به مقام امامت گذشته بود. حضرت زینب(س) هم که بزرگ بازماندگان عاشورا بود، سخن امام را سرلوحه عمل قرار داد که این یک الگوی عملی برای ولایت پذیری است. مدافعان حرم هم امروز دقیقا از حریم همان ولایت دفاع میکنند. حریم ولایتی که حضرت زینب(س) روز عاشورا از آن پیروی کرد.»
سردار حق بین همچنین میگوید: «منظور از مدافعان حرم این نیست که این گروه صرفا از گنبد و بارگاه حضرت زینب(س) دفاع میکنند، بلکه جهاد ما در اصل برای دفاع از حریم ولایت حضرت زینب (س) است که بارگاه و حرم هم زیر مجموعه آن حریم محسوب میشود. مدافعان حرم درک کردند که باید پایگاه اصلی داعش و النصره و سایر جنایت کارها را ویران کنند و ریشه این فتنه را بسوزانند. در این راه ،ما به قلههای اقتدار نزدیک میشویم؛ اما برای رسیدن به این قلهها، باید هزینههایی را هم پرداخت. پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) هم برای استقرار دین به جهاد و پیکار برخاستند. ما هم باید خون خود را تقدیم کنیم تا این انقلاب و اقتدار و امنیت کشورمان پایدار بماند؛ ان شاءالله.»
فاطمیون؛ تجلی عینی مکتب عاشورا
اما یکی از صفوف پرافتخار جبهه مدافعان حرم، لشگر فاطمیون هستند. مردانی از افغانستان که دلباخته اهل بیت علیهم السلام و از جان گذشته برای تداوم راه عاشورا هستند. آنها دلاورانی گمنام و بیادعا هستند که مرز خود را اسلام ناب محمدی(ص) میدانند.
سید مسافر، یکی از رزمندگان عالی رتبه لشگر فاطمیون است که معتقد است «فاطمیون، یاران معاصر امام حسین(ع) هستند.»
وی در گفت وگو با گزارشگر کیهان میگوید: «برای بسیاری جای سؤال است که چرا فاطمیون امروز در سوریه حضور یافتهاند و جهاد میکنند؟ چون آنها هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین و خانه خود و در کشوری غریب، سختترین شرایط را به جان میخرند و مبارزه میکنند. این جهاد، به خاطر درس گرفتن از عاشوراست. یعنی نگاه فاطمیون به مقاومت، برداشتی از جهاد اباعبدلله(ع) است. جهاد فاطمیون هیچ دلیل دیگری جز این برداشت ندارد. آنها دور از وطن، با فدا کردن جان و تن از آرمانهای اسلام دفاع میکنند و پای این مکتب و این عقیده ایستادهاند. فاطمیون چندهزار کیلومتر دورتر از منزل خود جهاد میکنند تا مبادا چهره کسی از ظلم خراشیده شود. همین هدف باعث میشود که آنجا قرار بگیرند و به دفاع بپردازند.»
از سیدمسافر میپرسم که دلیل دفاع فاطمیون از سرزمینهایی غیر از کشور خود چیست؟ وی این گونه پاسخ میدهد: «فاطمیون امروز در مناطقی جهاد میکنند که سرزمین زینب(س)، رقیه(س) و ... است و حرمهای آنها هدف تهدید قرار گرفته است. ما نمیتوانیم این مسئله را نادیده بگیریم و بار دیگر مثل دوران حکومتهای اموی و عباسی منتظر بنشینیم تا تکفیریها حرمهای مقدس اهل بیت را ویران کنند. این برای ما قابل پذیرش نیست. آن کسی که حرمش آنجاست و داعشیها میخواهند خرابش کنند، یادگار و اسوه کربلاست. برای ما ، مرز و جغرافیا، حرم اهل بیت است.»
وی میافزاید: «امروز جوامع عاشورایی در مناطق خود با آزمونهای سختی مواجه هستند. مثل مردم عاشورایی نیجریه و پیروان شیخ زکزاکی که از امتحان خود سربلند بیرون آمدند. آنها جانانه ایستادند و باعث شدند تا عاشوراییان یمن و عربستان هم به حرکت بیشتر وا داشته شوند. اما نکته قابل تأمل این است که همه این جوامع در سرزمین خودشان در حال جهاد هستند. اما مردم عاشورایی افغانستان در مرزهایی دورتر از سرزمین خود به دفاع از آرمانهای اعتقادی خود میپردازند. بار اول، دوران دفاع مقدس بود که هشت سال نشان دادند که مرز برای آنها مطرح نیست، بار دوم در سوریه نشان دادند که اصلا ما جغرافیا نمیشناسیم؛ ما یک جغرافیا بیشتر نداریم که آن هم دین است و یک مرز داریم که آن هم مکتب است. برای ما غیر از مکتب عاشورا هیچ جغرافیای دیگری تأثیرگذار نیست. مرزهای جغرافیایی، قراردادهایی اسمی روی زمین هستند. اما جغرافیای ما ماورای اینهاست و همه مکانها و زمانها را در بر میگیرد. عاشوراییان افغانستان همواره نشان دادند که در بند مرزهای جغرافیایی نیستند و هر جا مظلومی هدف ظلمِ ظالمی قرار میگیرد، ما در آنجا حضور داریم. فاطمیون الحمدلله از این امتحانات سربلند بیرون آمدند. به امید روزی که در قیام امام زمان(عج) هم سربلند بیرون بیایند.»این رزمنده لشگر فاطمیون در پایان، سخن تأمل برانگیزی گفت که به عنوان حسن ختام این گزارش، به این شرح از نظر میگذرد: «شهید آوینی گفته بود که هر که میخواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند.تنها با مطالعه و شناخت تاریخ عاشوراست که میتوان درک کرد که چه اتفاقی افتاده؟ که عدهای سرزمین خود را ترک میکنند و در اوج مظلومیت به دفاع از دین برمیخیزند و در اوج مظلومیت به شهادت میرسند. آنها اگر هم نتوانند به برتری دست یابند، در ظاهر شکست میخورند، اما در اصل پیروز هستند. چون حرف و اعتقاد خود را در عمل نشان میدهند.»