کد خبر: ۸۷۵۴۸
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۱

شما قضاوت کنید!



پژمان کریمی
«جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت» هدف روشنی دارد؛ بزرگ و مقدس:
ارج‌گذاری به روایت سینمایی «مقاومت اسلامی»، معرفی آثار شاخص این حوزه رو به مخاطب، تشویق فیلمسازان برای رویکرد به مفهوم مقاومت اسلامی، ایجاد همدلی میان هنرمندان متعهد به ارزش‌های الهی در حیطه هنر هفتم، اعطای زمینه عرضه آثار متعهدانه و... جملگی فارغ از مرزهای جغرافیایی و مرسوم!
جشنواره یاد شده با هدفی که در حد اشاره بیان شده، به‌واقع پرچمدار ماموریت فرهنگی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است.
ماموریت فرهنگی مد نظر چیست؟
پاسخ روشن است:
هم انقلاب اسلامی و هم نظام دینی برآمده از آن، گستراندن و نهادینه‌سازی آموزه‌ها و مفاهیم و ارزش‌های والای الهی را که در قالب اسلام عزیز عرضه شده، تعقیب می‌کند و بدان اصرار دارد.
تنها در صورت گسترش و عینیت یافتن دستورات اسلامی است که رستگاری فرد و جامعه محقق و تضمین می‌شود.
آن «گسترش و عینیت» چگونه رخ می‌دهد؟
یک راه آن، هنرورزی است... یک راه آن در به‌کارگیری ابزار سینماست. سینما به موجب جذابیت ذاتی، مخاطب را به سوی خود می‌خواند و ذهن را در ساحت «نگاه و بیان» هنری، مسحور می‌کند و متصرف می‌شود. اگر به جهت کاری حرفه‌ای، این سحر و تصرف، به فهم یک ارزش و تحقق آن در قامت عمل منجر شود، یک مصداق در مسیر ماموریت فرهنگی‌، به‌درستی روی داده و رقم خورده است.
با این وصف کوتاه و فشرده؛ جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت، از منظر اجتماعی و فرهنگی و سیاسی چه رتبه و چه میزان اهمیت و چه مقدار وزنی دارد؟
برخی ممکن است بگویند: «جشنواره فیلم فجر، عرضه‌کننده بهترین‌های یک ساله  سینمای ایران است و چون دربرگیرنده همه سلایق و باورهاست و دایره موضوعی آن گسترده و در نتیجه حدود مخاطبان آن وسیع‌تر است، از این رو جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت، در ذیل آن تعریف می‌شود. چنان‌که جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان و سایر آیین‌های مشهور و غیرمشهور سینمایی در سایه سنگین جشنواره فیلم فجر قرار دارند و وجوه «برترین»های فجر است که شکل و شمایل جریان سالانه سینمای مملکت را تعیین می‌کند.»
نگارنده بر آن است که چنین استدلالی، نه تنها بعد واقعی و عقلانی ندارد بلکه؛ منشأ انحرافی بزرگ است. این انحراف نزدیک به چهار دهه سینمای این ملک را گرفتار کرده است.
دلیل این ادعای قاطعانه خیلی ساده است.
جشنواره فجر به همان دلیل دربرگیری سلایق متنوع- اعم از دینی و غیردینی- جریان‌ساز در میدان اندیشه نبوده و نیست. ضمن اینکه به بهانه اصالت به ساختار، کمتر اندیشه دینی در جشنواره فجر، مجال خودنمایی یافته وگاه سرکوب شده و برعکس؛ اندیشه غیردینی و معاندانه کاملا رخ‌نمایی کرده است.
اما جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت به‌دلیل ابتنا به ماموریت فرهنگی هدف نظر انقلاب و نظام، اصالت توأمان به محتوا و ساختار، رنگ دینی دارد و به طبع؛ موجد و مروج تعهد است.
مدتی پیش در سطح رسانه‌ها به نقل از فیلمسازی بیان شد که جشنواره بین‌المللی فیلم فجر جشنواره‌ای اصلی سینمایی کشور است و جشنواره فیلم مقاومت فرعی تلقی می‌شود!
حالا قضاوت کنیم:
جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت برای انقلاب و نظام و هنر دینی و ملی، اهمیت و وزن بیشتری دارد یا جشنواره‌ای چون فجر که قرار بود در مسیر بزرگداشت انقلاب اسلامی برپا شود که نشد؟!