به یاد طلبه بسیجی شهید «محمد سمندر»
سخن خدا جوانان ما را 180 درجه تغییر داد(حدیث دشت عشق)
شهید محمد سمندر، فرزند محمدحسن، در روز اول بهار سال 1344 در خلخال دیده به جهان گشود.
کلاسهای ساده و محروم خلخال، اولین تجربه علماندوزی محمد بود. دوران تحصیل در مقطع ابتدایی را که با موفقیت و تلاش به اتمام رساند، وارد راهنمایی شد و پس از آن که سوم راهنمایی را تمام کرد، با توجه به اینکه عطش عشق به اسلام و برنامه های مذهبی، روز به روز در او شعلهورتر میگشت، برای تسکین این عشق الهی، وارد حوزه علمیه شد و به فراگیری دروس حوزوی و علوم دینی پرداخت. پس از ورود به حوزه، همزمان با این که آموزگار بود و به تدریس میپرداخت، عشق به اسلام و دین و امام امت و به خصوص امام حسین(ع) باعث شد به ذاکری هم بپردازد. محمد، دلسوز جامعه، مخصوصا قشر نوجوان و جوان بود و برای ارشاد این قشر، از تشکیل جلسات مذهبی، سخنرانی و ارشاد، مضایقه نمیکرد. در سال 1362، عضو بسیج شد و به عشق اسلام و امام، درس، حوزه و قلم را کنار نهاد و از طریق لشگر 27 حضرت محمد رسولالله(ص) عازم جبهههای حق علیه باطل شد.در جبهه، با همان لبخند همیشگی که روی لب داشت، به لشگریان خدا، روحیه و امید میداد. علاوه بر فعالیت تبلیغی، مسئولیت فرماندهی دسته پیاده را نیز برعهده داشت. از سال 1362 تا 1366 چهار بار پیاپی به جبهه اعزام شد و از ایثار و مجاهدت دریغ نمیکرد. او سلاح بر کف گرفت تا از یورش هرزگان بیعفت، که هیچ شرم و حیایی را نمیفهمیدند، جلوگیری کند. شهید سمندر، در نهایت در 1366/1/21 در دیار دریادلان، یعنی شلمچه، درخون سرخ عشق، خضاب نمود و در اقیانوس بیکران عشق، ماندگار شد.
قسمتی از وصیتنامه شهید:جنگ از دید قرآن، در زمانی که به ما حمله شده، یک عبادت بسیار بزرگی به حساب آمده و خداوند در قرآن هم میفرماید: گروه گروه شوید و با آنها مقابله کنید. این سخن خدا جوانان ما را 180 درجه تغییر داد؛همین جنگ بود که جوانان ما را از راههای خطرناک گناه، به اینجا رساند که از خدا، طلب شهادت میکنند. ستاد یادواره شهدای روحانی