نگاهی به دغدغههای مقام معظم رهبری در سیاستهای کلی خانواده(بخش پایانی)
اجرای سیاستهای کلی خانواد ه در سایه همت اسلامی- ایرانی
فریده شریفی
خانواده واحد بنیادی و سنگ بنای جامعه اسلامی است، اقتدار و اعتلای کشور و نظام بستگی به سلامت خانوادهها دارد. به همین دلیل حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی سیاستهای کلی خانواده را ابلاغ کردند.
یکی از این بندها ارتقاء معیشت و اقتصاد خانوادهها با توانمندسازی آنان برای کاهش دغدغههای آینده آنها درباره اشتغال، ازدواج و مسکن است. مسائل و مشکلات اقتصادی و مالی از جمله مسائلی است که گریبانگیر بسیاری از خانوادهها را گرفته است به نحوی که تبدیل به مشکل مشترک بسیاری از افراد جامعه شده است و اگر در جهت حل این مشکل جدی چارهاندیشی و برنامهریزی نشود فشار زیادی به خانوادهها وارد میکند و عامل اختلاف و جدایی بسیاری از زوجین خواهد شد.
با این حال عملیاتی شدن سیاستهای کلی خانواده بدون شک در سایه همراهی و همدلی مردم و مسئولان امکانپذیر است.
زنگ خطر جدی برای خانوادهها
بالا رفتن سن ازدواج و افزایش نرخ طلاق زوجین زنگهای خطر را برای خانوادهها و مسئولین به صورت جدی به صدا درآورده است.
سختگیری برخی از خانوادهها در رابطه با نوع شغل، وضعیت درآمد، تأمین مسکن و مهریههای بالا، انگیزه جوانان را برای ازدواج کاهش داده است و این در حالی است که مقام معظم رهبری بارها بر ضرورت آسانکردن مراحل ازدواج جوانان تاکید کردهاند.
آخرین بررسیها نشان میدهد بیشترین طلاقها در 5 سال اول زندگی رخ میدهد زیرا بیشترین تعارض نیز در این دوره اتفاق میافتد.
دکتر «امانالله قرایی مقدم» جامعهشناس و استاد دانشگاه در این باره معتقد است که صبر و تحمل جوانان بسیار کم شده است به نحوی که هنگام مواجهشدن با کوچکترین مشکل به جای حل مسئله به فکر طلاق و جدایی میافتند.
وی میگوید: «دختران و پسران غالبا بدون مطالعه و درک واقعی از یکدیگر و امر ازدواج با یکدیگر وصلت میکنند و اصطلاحا ازدواج را سرسری میگیرند. آنها نمیخواهند مسئولیت بر عهده بگیرند و نمیخواهند با سختی روبهرو شوند. امیالشان بیشتر به سمت تجملات (طلا، ماشین، خانه و...) پیش رفته است و اگر این خواستههای خود را کاهش ندهند آمار طلاق بالا میرود.» این جامعهشناس آمار بالای طلاق را بیشتر در طبقه متوسط جامعه میبیند و میگوید: «در اقشار پایین به دلیل تجانس فرهنگی که وجود دارد، زن به همسر خود وابستگی اقتصادی دارد و طلاق را مایه ننگ خانواده میداند. در اقشار بالای جامعه هم چون زنان از لحاظ زندگی در رفاه مالی هستند سعی میکنند شرایط خود را حفظ کنند.»
این استاد دانشگاه تصریح میکند: «جوانان نباید تفکرات رویایی داشته باشند و باید صبوری نشان دهند و درجه ایمان و اعتقاد خود را بالا ببرند تا به اهدافشان در زندگی مشترک برسند.»
یک وکیل پایه یک دادگستری مشکلات اقتصادی را مهمترین عامل جدایی و طلاق همسران از یکدیگر عنوان میکند و میگوید: «بیشترین دلیلی که در پروندههای خانوادگی مربوط به طلاق دیده میشود مشکلات اقتصادی است. بیکاری و عدم اشتغال، نداشتن درآمد مناسب و متعاقبا اعتیاد و... موجب میشود که از هر 5 ازدواج یکی منجر به طلاق شود.»
وی خاطرنشان میکند: «اگرچه شرایط سخت اقتصادی میتواند بیشترین فشار را بر خانوادهها وارد بیاورد اما هنوز هم میتوان راههایی را یافت که خانواده را حفظ کرد، از جمله انجام مشاورههای اقتصادی که میتواند از سوی بزرگان فامیل، اقوام، دوستان و آشنایان عنوان گردد و به ثبات خانواده کمک کند.»
این وکیل دادگستری همچنین به همکاری میان زوجین به عنوان یک عامل مؤثر در دوام و شکوفایی نهاد خانواده اشاره میکند و میگوید: «زوجهایی زندگی موفق دارند که در هنگام مواجهه با مشکلات مالی و اقتصادی با یکدیگر همکاری میکنند و از عیبجویی، ایرادگیری و لجاجت با یکدیگر دست برمیدارند.»
پیامدهای منفی فضای مجازی
و شبکههای ماهوارهای بر خانوادهها
شبکههای ماهوارهای از مهمترین ابزارهای دشمن برای تهاجم فرهنگی و استیلا بر فرهنگهای ملی و بومی است. در کشور اسلامی ما نیز متأسفانه دیدن برنامههای ماهوارهای در حال گسترش است و برخی از خانوادهها آگاهانه یا ناآگاهانه اوقات فراغت خود را با دیدن سریالهای ماهوارهای برنامهریزی میکنند، در حالی که این برنامهها دقیقا نهاد خانواده را نشانه گرفته و به تخریب روابط اجتماعی میپردازند.
تشویق روابط آزاد در میان زنان و مردان از جمله آثار مخربی است که استحکام و اصالت خانواده را از هم میپاشد و پایههای خانواده را سست میکند بیهویت کردن نسل جوان و ایجاد دوگانگی شخصیتی نیز از مهمترین اثرات مخرب ماهواره در خانوادهها و نسل جوان است و در کنار آن استفاده نامناسب از فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیز ضررهای جدی به بنیان خانواده وارد میکند.
«زهره کدخدایی» کارشناس مسائل اجتماعی درباره اثرات مخرب شبکههای ماهوارهای بر خانوادهها میگوید: «تأثیر شبکههای ماهوارهای بر خانوادهها و به ویژه نسل جوان به حدی زیاد و عمیق است که کشورهای مختلف تلاش میکنند روی این مسئله سرمایهگذاری زیادی کنند تا به اهداف فرهنگی خود و یا به عبارت بهتر به تهاجم فرهنگی خود سریعتر جامه عمل بپوشانند.»
وی اضافه میکند: «به غیر از اتلاف وقت و جدایی افراد خانواده از یکدیگر که از تاثیرات مخرب شبکههای ماهوارهای است تماشای برنامهها و سریالهایی که روابط آزاد زن و مرد را تشویق میکنند موجب میشود که زمینه مناسب برای درگیری زن و شوهر و جدایی و طلاق آنان فراهم آید. انتظارات نامعقول حسادت، روابط پنهانی، افسردگی و دلآزردگی از عواقب مشاهده همین برنامهها و سریالهای ماهوارهای است.»
این کارشناس اجتماعی همچنین میگوید: «بیهویت کردن نسل جوان و شیفته فرهنگ غرب شدن از دیگر اثرات مخرب ماهواره در خانوادهها و نسل جوان است که زنگهای خطر جدی برای خانوادهها و مسئولین فرهنگی کشور را به صدا درآورده و باید هرچه سریعتر چارهای اندیشیده شود.»
وی همچنین به مسئولیت مهم خانوادهها در بیدار ساختن و آگاهی دادن به فرزندانشان اشاره میکند و میافزاید: «مهمترین وظیفه برعهده خانواده است که باید محیط خانه را از ابزارهای سلطه و تهاجم فرهنگی بیگانگان دور سازد و باورهای ملی و مذهبی را در فرزندان خود تقویت نمایند. این کارشناس تأکید میکند: «استفاده از فضای مجازی و شبکههای اجتماعی اگر با نظارت و کنترل والدین باشد برای فرزندان مشکلی ایجاد نمیکند و جوانان میتوانند از پیشرفتهای علمی، و دستاوردهای تکنولوژیکی و برخی از اطلاعات درست و مفید استفاده کنند اما هر زمان که پدر و مادر احساس کردند آسیبها و پیامدهای منفی استفاده از شبکههای اجتماعی بیشتر از بهرهبرداری صحیح از آنها شده باید جلوی آن را بگیرند.»
براساس اخبار موجود، اوباما رئیسجمهور آمریکا فرزندان خود را از عضویت در شبکه فیسبوک منع کرده است به این دلیل که ابتذال و بیبند و باری در این شبکه اجتماعی فراوان است.
علاج واقعی چیست؟
بدون شک برای تمام مشکلات راه علاج و درمانی وجود دارد و هیچ مشکلی بدون راهحل نیست ولی با یک برنامهریزی مناسب و اصولی میتوان از پس هرگونه مشکلی برآمد و فشارها و مشکلات را به حداقل رساند.
دکتر «مجید کاشانی» جامعهشناس و استاد دانشگاه درباره راههای تفوق بر مشکلات اقتصادی خانوادهها میگوید: «نهادهای مدنی، نهادهای مذهبی و خانوادهها میتوانند نقش مهمی در کمک کردن به جوانها و حل مشکلات اقتصادی آنان داشته باشند. برای فایق آمدن بر مشکلات مالی و اقتصادی جوانان یک حرکت عظیم و یک شور و نهضتی فراگیر باید در جامعه ایجاد شود و خانوادهها، مسئولین و رسانهها نقش خود را ایفا کنند تا جوانان دغدغهای به نام معضلات اقتصادی نداشته باشند و با فراغ بال و آسودگی خاطر تشویق به ازدواج شوند.»
این جامعهشناس تأکید میکند: «ذکر این نکته ضروری است که بیشتر از اینکه جوانان را تشویق به ازدواج کنیم باید آنان را به نگه داشتن ازدواج تشویق نماییم، چرا که در شرایط کنونی و با توجه به آمارهای طلاق، نگه داشتن ازدواج از تشکیل آن ضروریتر به نظر میرسد.»
این استاد دانشگاه همچنین یادآوری میکند، «آنچه که موردنظر مقام معظم رهبری و دلسوزان نظام است تأکید بر راهکارهای فرهنگی برای کمک به ازدواج جوانان است. تشویق به تشکیل خانواده و زندگی مشترک بسیار مهم و ضروری است ولی تقویت باورهای فرهنگی و مذهبی در جوانان برای ادامه زندگی نیز اصلی ضروری و با اهمیت است.»
وی اضافه میکند: «متأسفانه در سالهای اخیر ما در جامعه شاهد گسترش شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی بودیم که عشقهای مجازی و وابستگیهای کاذب میان دختر و پسر را ترویج میکند و به دلیل اینکه فرهنگ عرفی جامعه ما با این الگوهای مدرن و آزادی بدون قید و شرط روابط دختران و پسران هماهنگ نیست این روابط جز پشیمانی و آسیبهای روحی و روانی برای جوانان به همراه ندارد.»
این جامعهشناس معتقد است دولتمردان و سیاستگذاران باید روابط اجتماعی به ویژه روابط دختران و پسران را کنترل کنند تا از فضای مجازی به فضای واقعی کشیده نشود، به طور مثال باید در دانشگاهها فضای گفتوگوی سالم برای آشنایی بیشتر به وجود آورند، مساجد و برخی نهادهای فرهنگی نیز میتوانند برنامههای فرهنگی، اردوهای راهیان نور، سفرهای زیارتی، گردشگری به وجود آورند تا بسترساز آشنایی جوانان باشد و زمینه برای ابقا و اجرای سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب فراهم آید و جوانان به امر ازدواج تشویق شوند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند، افزایش سطح دانش اقتصادی خانواده، داشتن روحیه همکاری بین اعضای خانواده، اسراف نکردن و متقابلاً پسانداز کردن، اعتماد داشتن به یکدیگر و انجام مشاورههای اقتصادی از مهمترین راهکارهای رفع مشکلات اقتصادی خانوادهها است.
توجه به نیازهای خانواده، شناخت آنها و برنامهریزی برای آینده از دیگر راهکارهای حل مشکلات اقتصادی خانوادهها است.
این درحالی است که برخی از کارشناسان اجتماعی معتقدند که واگذاری مدیریت اقتصاد خانواده به زنان میتواند نقش مؤثری در کاهش مشکلات اقتصادی خانوادهها داشته باشد.
به اعتقاد این کارشناسان، در جوامع سنتی این نقش در مسیر قناعت، پسانداز و صرفهجویی پررنگتر بود. چراکه با توجه به جایگاهی که زن در خانواده به عنوان مادر و فردی که در انتقال ارزشهای اخلاقی به نسل بعد مؤثر است دارد میتواند در اصلاح الگوی مصرف نقشی بسیار مهم داشته باشد. اما در جوامع مدرن این نقش کمرنگتر شده است و فرهنگ مصرفی در بیشتر خانواده ها رواج پیدا کرده است. درحالی که اگر در خانوادهای مصرفگرایی، تجملگرایی، استفاده از کالاهای لوکس و مصرفی توسط مادر خانواده مدیریت نشود اقتصاد آن خانواده دچار مشکل خواهد شد.
پول خوشبختی نمیآورد
از قدیم گفتهاند پول خوشبختی نمیآورد و در درس انشاء وقتی از دانشآموزان سؤال میشد «علم بهتر است یا ثروت» میگفتند، «علم» اکنون نیز باید این فرهنگ در خانوادهها نهادینه شود که ماشین مدل بالا، خانه اشرافی، کیف و کفش چند میلیونی و... وسایل زندگی هستند و خوشبختی نمیآورند و موفقیت، رفاه و خوشبختی را باید در عشق و علاقه به یکدیگر، احساس آرامش و رضایت از زندگی، سلامتی و کمالات معنوی جستوجو کرد.
هیچکس منکر وجود مشکلات مالی و استرس ناشی از آن در زندگی نیست اما با برنامهریزی و مدیریت مناسب میتوان آنها را کنار زد و از کیان خانوادگی محافظت کرد.
زوجهایی که در زندگی مشترک خود خوشبخت هستند و احساس رضایت و امنیت میکنند کسانی هستند که با توکل بر خداوند متعال مشکلات را یکی پس از دیگری حل و فصل میکنند و میدانند که با اعتماد و اطمینان به یکدیگر و همکاری و هماهنگی میتوانند زندگی خوب و سالمی را برنامهریزی کنند و الگوی فرزندان خود باشند.