به بهانه صحبت اخیر وزیر و تاکید وی بر جدایی از وزارتخانه
گرفتاری ورزش و هزینه سنگین سالمسازی
ورزش ما گرفتار است. عمده گرفتاریهای این ورزش هم به خاطر وجود عناصر زیادهخواه، منفعتطلب و بیهنر اما پرمدعی است که سالهاست چنگال آنها در گلوی این ورزش فشرده شده و اگر مسئولی، وزیری، مدیری... خواست برای نجات ورزش کاری بکند، این عناصر سعی در فراری دادن و دلسرد کردن او میکنند.
سرویس ورزشی -
مصاحبه مفصل و اختصاصی وزیر محترم ورزش با کیهان ورزشی که شماره گذشته در مجله چاپ شده و انعکاس یافته بود، بازتاب فراوان و قابل توجهی هم در رسانههای مختلف داشت و هم در میان اهالی ورزش، به گونهای که حتی بعضی از آنها نسبت به بخشهایی از اظهارات ایشان، واکنش نشان داده و کار به جواب و اعتراض و انتشار اعلامیه کشیده شد.
در این مصاحبه نکات و مسائل مختلفی به صورت پرسش و پاسخ مطرح شده که به گمان ما یکی از نکات مهم آن که کمتر هم حداقل در رسانهها انعکاس یافت و منتقدان و کارشناسان درباره آن سخن گفتند، این بود که وزیر ورزش صراحتا و با لحن تقریبا تند و قاطعی از «نماندن» و «رفتن» صحبت میکند. «نخیر، قطعا اگر برای دور دوم [در صورت انتخاب مجدد دکتر روحانی به ریاست جمهوری] پیشنهاد [وزارت] کنند، نخواهم ماند.» البته آقای وزیر دلیل رفتن خود را تلویحا و آنطور که ما میفهمیم «عدم حمایت» مسئولان ارشد و دولت به ویژه در زمینه مسائل مالی اعلام میکند: «... یک مدیر باید با دست باز با توانمندیهای مالی کار کند، بنده از آذرماه سال گذشته یعنی 9 ماه، یک ریال بابت پروژههای عمرانی دریافت نکردهام، خب، یک مدیر چگونه میتواند موفق جلوه کند؟ موقعی که بسازد، توسعه بدهد، فضاها را گسترش دهد و...»
ما بدون اینکه بخواهیم وارد جزئیات شویم و محق بودن آقای گودرزی را درباره اعتراض و گلایهاش بررسی کنیم، میخواهیم به بهانه این حرفها و اظهارات، حرفهای خود را تکرار کنیم و بعضی از آنها را برای چندمین بار مطرح کنیم. مثلا بپرسیم، در این ورزش چه خبر است؟ در ورزش ما چه میگذرد؟ در این ورزش چه کسانی برخر مراد سوارند و عنان کار را سالهاست، به دست دارند و حتی یک بار هم حرف از «رفتن» و «رها کردن» نزدهاند، کاروبار آن را چنان به نفع خود سامان داده و جهت آن را به گونهای تعیین کردهاند که حتی وزیر ورزش را - که برخلاف تمام اسلاف خود، از جنس ورزش است و به هیج وجه منالوجوه «چسبیده به ورزش» نیست- دارند فراری میدهند؟!
مکانیزم جذب و دفع
ما بارها درباره «مکانیزم جذب و دفع» در ورزش و ضرورت اصلاح آن نوشتهایم و این بار هم به این بهانه بر آن تاکید میکنیم در ورزش ما عدهای و جریاناتی متفاوت اما با اهداف مشترک در پی تنگ کردن عرصه بر چکیدهها و چهرههای اصلی و شناخته شده ورزش هستند، اینان برای این کار و به هر حربهای از پنهان شدن پشت شعارهایی چون علمگرایی! ورزش روز دنیا! مبارزه با تفکرات سنتی و دفاع از روشهای مدرن گرفته تا عربدهکشی و باجخواهی و چاپلوسی و مجیزگویی و... متوسل شدهاند و توفیقهایی قابل توجه هم داشتهاند و البته در این باره رسانهها و در میان رسانهها تاثیرگذارترین و پرمخاطبترین آنها یعنی تلویزیون- که بودجه آن از پول مردم تامین میشود- خیلی جاها نقش جاده صاف کن را بازی میکنند و به ابزار مفت و مجانی در دست این جریانات انگل و مخرب افتادهاند تا با آن بتوانند اهداف خود را و از جمله کنار راندن و بایکوت کردن چهرههای اصیل و محبوب و کاربلد ورزش و دور دادن به عناصر مجهولالهویه و یکشبه کارشناس شده! و... را تحقق بخشند. در این باره دیگر قضیه به قدری روشن شده، به اندازهای اعتراض مردم و علاقهمندان به ورزش به هوا رفته که نیازی به نشان دادن نمونه و ارائه مثال وجود ندارد.
پدر خودخواندهها!
بالاتر هم عرض کردیم قضیه به قدری حاد شده و این جریان تا آنجا برای تامین منافع و جایگاه خود پیش رفته و تا جایی عرصه را بر ورزش و ورزشیهای اصیل تنگ کرده است که حالا میشنویم وزیر ورزش هم حرف از رفتن و نماندن میزند، حرفی که یک بار هم از زبان هیچیک از اسلاف ایشان نشنیده بودیم و بر زبان هیچ مدیر چسبیده و مهمان ناخواندهای که صد البته مورد حمایت جریانات مخرب اشاره شده در فراز بالاتر هم هستند، جاری نشده است. ما سه سال پیش در همین موقعها که بحث وزیر جدید ورزش و رای اعتماد مجلس و... در میان بود، با مطالعه نظرات و اظهارات و برنامههای وزیر فعلی که آن موقع از طرف دولت کاندیدای پست وزارت شده بود، نوشتیم، این حرفها و برنامهها خیلی خوب است و راه درمان بسیاری از دردهای ورزش انجام این طور برنامهها و عملی کردن اینگونه حرفهاست ولی در آن موقع و به ویژه در بدو کار مدیریت جدید ورزش هم نوشتیم که این طور نیست که به صرف گفتن یا حتی اراده کردن شما برای اصلاح ورزش، همه چیز و همه افراد و ریز و درشت ورزش در کنار شما میایستند و هرکس به سهم خود در راه اصلاح و ساختن و آباد کردن ورزش به وظیفه خودش عمل میکند و از هر کاری که از دستش ساخته است دریغ نخواهد کرد، نه! در این ورزش به لطف غفلت و وادادگی بعضی از مدیران عوضی آمده و مسئولان فاقد غیرت مدیریت که حرفشان با عملشان یکی نیست و به راحتی منافع و آینده ورزش مملکت را فدای منافع شخصی و تداوم عمر مدیریتی خودشان میکنند، جریانات و افرادی هستند که خود را «پدرخوانده» ورزش میدانند و میخواهند خط دهنده اصلی و ادارهکننده پشت پرده ورزش باشند، در این باره خوب به یاد دارم که حتی دو یادداشت در سرمقاله روزنامه کیهان به چاپ رساندیم که تیتر یکی از آنها «پدر خود خواندههای ورزش»! بود.
یار گرمابه و گلستان
این جریانات در جمع خصوصی خود و حتی گاه به صراحت میگویند مدیران ورزش چه در سطح کلان و چه در رده فدراسیونها و باشگاههای معروف و... «مهمانان چند روزه ورزش» هستند، آن که به این ورزش چسبیده و به خاطر تامین منافع و اسم و رسم خود آن را رها نمیکند، «ما» هستیم، بنابراین هر مدیری، وزیری، رئیسی و... که برای چند روز و مدتی به این ورزش وارد میشود، باید تابع نظرات و خواستهها و سلایق ما باشد و گرنه دوام نمیآورد! باز در همان موقع خطاب به مدیریت جدید ورزش نوشته بودیم، حرفها و اظهارات شما که اکثر آن بحق و منطقی هم هست، پیش از شما هم از زبان برخی مدیران و مسئولان به ویژه در ابتدای کار شنیده شده و از این نظر حرفهای جدیدی نیست، اما آن مدیران و مسئولان علیرغم شروع توفانی و انقلابی و خیلی پرسروصدا و سر دادن شعارهایی چون «سالم سازی» و «دینداری» و توجه به اخلاق جوانمردی و ترویج مرام و فرهنگ پهلوانی و مبارزه با جریانات فاسد و زیادهخواه و... سرانجام رام چنگ همان جریانات شده، همفکران و دوستان قدیمی را فراموش و رفته رفته با مذبذبها و ریاکارها و منافقان و مخربها و... سروسری پیدا کرده و به آنها پست و مسئولیت دادند و آخر سر هم، با آنها چنان یار گرمابه و گلستان شدند که شعارهای کوبنده و حرفهای منطقی اولیه را فراموش کردند و هر طور جریانات پدرخوانده ساز زدند، آنها هم حرکت موزون! میکردند و به کلی فراموش کردند برای چه کاری و چه هدفی (سالمسازی و مبارزه با جریانات فاسد) زیر بار مسئولیت رفته بودند... کار به جایی رسید که بعضی از اینها وقتی پست و ریاست خود را در خطر دیدند، به مجامع بینالمللی شکایت بردند تا با تعلیق فلان رشته ورزشی، آنها دوباره به دوران شیرین ریاست و ادامه لفت ولیس با دوستان ناباب و جریانات مخرب برگردند! کاری که امروز هم وزیر محترم میگوید بعضی دیگر از این چسبیدهها و کنگرخوردههای لنگر انداخته در ورزش دارند انجام میدهند تا فقط باشند و رئیس بمانند و... هر بلایی هم که سر ورزش و فلان و بهمان رشته ورزش هم آمد که آمد! «الان زمزمههایی هست که بعضی از آقایان در حال گرا دادن به «IOC» هستند. حالا از کسی نام نمیبرم و بعدا این را بیان میکنم. برخی از افراد به کمیته بینالمللی المپیک تفهیم میکنند که دولت ایران دارد در کار فدراسیونها دخالت میکند. بعضی از این آقایان به ظاهر وجیهالمله و مذهبی و دلسوز هم هستند، این افراد دارند گرای تعلیق را میدهند و میگویند دولت دارد، دخالت میکند...»
پیش از ادامه مطلب به مناسبت اظهارات بالا داخل پرانتز عرض میکنیم که ای کاش آقای وزیر از این افراد نام میبرد، و حالا که نام نبرده است، همانطور که وعده داده است «بعدا»، حتما در این باره شفافتر با مردم صحبت کند. ورزش مال مردم است. کسی حق ندارد به خاطر منافع خودش با منافع ملی و علائق و دلبستگیهای مردم بازی کند، حالا آن فرد هرکسی میخواهد، و هر ظاهر و صورتی که برای خودش درست کرده باشد.
ورزش گرفتار است
برگردیم به بحث و تمامش کنیم، این نکات را قبلا نوشته و این تذکرات را بر مبنای پیشبینی خود، داده بودیم، فکر میکنیم امروز همان روز است! ما در جایگاه وزارتی و مسئولیتی و مدیریتی نیستیم. با همین حال به راحتی احساس میکنیم و در مییابیم که ورزش ما گرفتار است، در این میان رشتههای جذاب و پرهیاهو مثل فوتبال که در آنها پای پول بیحساب هم در میان است، گرفتارتر و دارای مشکلات بیشتر، عمده گرفتاریهای این ورزش هم به خاطر وجود عناصر زیادهخواه، منفعتطلب، بیهنر اما پر مدعی است که سالهاست چنگال در گلوی این ورزش فشرده شده و اگر کسی، مسئولی، وزیری، مدیری، ... خواست برای نجات ورزش کاری بکند، این عناصر آویزان و پدرخوانده با استفاده از ابزار و وسایل در اختیار، به ویژه رسانهها و از میان رسانهها، تاثیرگذارترین آنها یعنی تلویزیون، سعی در فراری دادن و دلسرد کردن و یا سر به راه کردن او میکنند. به نظر میرسد با توجه به اظهارات وزیر ورزش ایشان در حال اندیشیدن به «راه دوم» یعنی استعفا و در واقع متواری شدن است!
مدیریت جهادی و انقلابی
این جمله را هم اضافه و سخن را جمع کنیم، این مجله قدیمی و این قلم ناتوان همان موقع که در بدو امر حرفها و دیدهها و برنامههای مدیریت جدید ورزش را تأیید میکردیم و همان موقع که هشدار میدادیم عمل کردن به این حرف و وعدهها، هزینههای سنگینی دربر دارد و جریاناتی فاسد که خود را صاحب ورزش میدانند، به مقاومت شدید و خستگیناپذیر وا میدارد، این نکته را هم نوشته و بعد از آن و تقریباً همیشه هم نوشتهایم که اصلاح ورزش، طریق برخورد با راهزنان و جریانات انگل مآب و آویزان در ورزش، دفع و کنار راندن عناصر هرهری مسلک و بیهویت و مبلغان اندیشههای ناصواب و انحرافی در ورزش، فقط و فقط در گروی اعمال مدیریتی انقلابی، جهادی و شجاعانه است. مدیریتی که با سلاح منطق و تدبیر، به مقابله برخیزد بازی را برهم زند و بر خلاف روال حاکم، عرصه را بر جریانات مخرب ورزش تنگ و راه را برای ورود با انگیزه، افراد و جریانات سالم و خدمتگزار و... در یک کلام چکیدههای توانمند ورزش باز کند. با وادادن و ریاکاری و عدم صداقت و همچنین با روش یکی به نعل زدن و یکی به میخ مشکلات عدیده ورزش حل نمیشود، بدتر از آن با استعفا و کنار رفتن و میدان را برای جولان دادن هر چه بیشتر جریانات مخرب، باز و هموار کردن هم هرگز این مشکل حل نمیشود و مهمتر از آن از این طور میدان را رها کردن بوی عافیتطلبی و خودخواهی و بیخیالی نسبت به مسئولیتهای اجتماعی و مردمی هم استشمام میشود.