کد خبر: ۸۷۲۶۵
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۲

خطرافراد ناهمگون با افکارامام(ره)(زلال بصیرت)



وجود مشکلات و اختلافات بين افراد در زمينه‌هاي مختلف، از جمله مسائل سياسي،اختصاصي به کشور ما ندارد و در همه کشورها چنين اختلافاتي وجود دارد و هر فرد و گروه ،خود را متخصص و رقيب را نامناسب مي‌داند. به عنوان نمونه همين امروز در کشوري که خود را پيشرفته‌ترين کشور دنيا مي‌داند، نامزد يک حزب، علنا به نامزد حزب ديگر دشنام داده، هتاکي مي‌کند و حاضران نيز دست زده و تشويقش مي‌کنند! راهکار عمومي رقيبان در کشور‌ها هم اين است که هر فرد يا گروه عليه رقيب سخن گفته و مشکلات را به گردن وي بيندازد.
اگر قرار باشد ما هم مانند ساير کشورهاي دنيا رفتار کنيم، با آنها فرقي نخواهيم داشت، در اين صورت هر کس زور و قدرت و پول بيشتري پيدا کند، مي‌تواند از راه‌هاي مختلف رأي مردم را بخرد و به مقام برسد؛ اما بايد توجه داشته باشيم که کشور ما با ساير کشور‌ها نظام ما با ديگر نظام‌ها متفاوت است.
وجه امتیاز ایران نسبت به سایر کشورها
در اين کشور يک انقلاب نه با انگيزه‌هاي مادي بلکه با انگيزه دفاع از دين صورت گرفت، که در هيچ کشوري سابقه نداشت. در کشور ما يک روحاني از شهري نسبتا فقير به‌پاخاست و نداي دين سر داد و گفت من براي اسلام احساس خطر مي‌کنم و انقلاب هم در همين مسير شروع شد و به پيروزي رسيد. اين در حالي است که در همه انقلاب‌هاي دنيا، سخن از عقب افتادگي و مشکلات اقتصادي، سياسي، صنعتي يا ساير امور دنيوي بود و نه دين.
نبايد فراموش کرد که ظرفيت فوق العاده اسلام و تشيع و فرهنگ غني عاشورا نيز زمينه را کاملا فراهم کرد و سبب شد تا مردم هم با امام (ره) همراه شده، اتفاق بزرگي را در عالم رقم بزنند که هنوز شناخت آن و ابعاد آن، ميسر نيست و سال‌ها بعد مشخص خواهد شد.
قبل از قيام امام (ره)، احزاب و گروه‌هاي ديگري نيز بر عليه شاه فعاليت مي‌کردند، اما هيچ کدام قدرت ساقط کردن شاه را نداشتند،اما يک روحاني به‌پاخاست و حرکتي اسلامي را آغاز کرد و با عنايت خداوند متعال پديده نويني را در عالم رقم زد؛ بگونه‌اي که کم کم زمينه سرايت آن به کشور‌هاي ديگر نيز فراهم شد و اتفاقا همين امر نيز عامل ترس ابرقدرت‌ها و آمريکا شد.
عامل پيروزي امام(ره) و به ثمر رسيدن انقلاب اخلاص بي نظير امام(ره) بود، اين در حالي است که بسياري از افراد که بعضاً سابقه تحصيل علوم ديني هم دارند، تفکرشان کاملا با امام(ره) متفاوت است. به عنوان نمونه يکي از افرادي که اتفاقا امروز در يکي از مناصب بالاي کشور است گفته بود: از آنجا که امام(ره) در مردم نفوذ دارد، ما به نفوذ ايشان نياز داريم تا شاه را بيرون کنيم؛ وگرنه او نمي‌تواند کشور را اداره کند! يا يکي ديگر از مسئوليني که هم‌اکنون يکي از مناصب عالي کشور را در اختيار دارد، صراحتا گفت که مي‌خواهيم کشوري مانند لبنان داشته باشيم تا هرکس هرگونه خواست زندگي و رفتار کند؛ کسي که مي‌خواهد با چادر بيرون آيد و کسي که مي‌خواهد برهنه باشد،‌ آزاد باشد!
خطر افراد ناهمگون با افکار امام(ره)
کساني که ته دلشان با امام يکي باشد، خيلي کم هستند. در آن زمان هم بسياري از کساني که کاره‌اي شدند و قدرت يا پول داشتند، به يکي از احزاب وابسته بودند و ته دلشان با امام (ره) نبود. اينها هنوز هم هستند و فکرشان هم عوض نشده است؛ آنها اصلا به دنبال کشوري اسلامي نيستند، بلکه به دنبال کشوري هستند که زير سايه آمريکا و حمايت‌هاي آن، علم و تکنولوژي‌اش پيشرفت کند و به جايي برسند.
آيا ما به دنبال دين هستيم و يا دنبال قدرت و مقام؟ اگر واقعا آن را که امام(ره) مي‌خواست مي‌خواهيم، بايد ببينيم لوازمش چيست؟ اگر واقعا انقلاب ما، انقلاب اسلامي است، پس بايد هدف ما نيز اسلام باشد ولا غير.
مردمي که انقلاب کردند، سال‌ها امام (ره) را ديدند و گوششان با فرمايشات امام(ره) انس داشت و در دفاع مقدس، هشت سال دائما با نمونه‌هايي از کربلا مواجه بودند و هر روز بمباران و از دست دادن جوانانشان را تجربه مي‌کردند؛ لذا مردم با روحيه شهادت و فداکاري تربيت شدند.
بعد از رحلت امام خميني (ره) و با گذشت زمان، کم‌کم کساني که تربيت شده امام (ره) بودند يا از دنيا رفتند يا کنار رفتند، امروز نسلي در جامعه حضور دارد که از امام(ره) و دفاع‌مقدس تنها چيزهايي شنيده است و از طرف ديگر به خاطر عوامل متعددي، توقعاتي هم در آنها به وجود آمده است؛ لذا با کوچکترين مشکلي صدايشان به اعتراض بلند مي‌شود؛ اين نسل توقع دارد وقتي اسم کشور، اسلامي است، ديگر هيچ مشکلي در جامعه نباشد و همه مسائل حل شده باشد و رفاه و آسايشش نيز تأمين باشد.
از طرفي سايت‌ها و رسانه‌ها با تبليغاتشان، فکر جوانان را بمباران مي‌کنند تا زندگي به سبک آمريکايي را يک زندگي الگو و ايده‌آل تصور کنند؛ حتي نقاط ضعف مشهود آن را هم توجيه مي‌کنند. اين‌گونه القاء مي‌کنند که امروز سخنان امام(ره) در دنيا خريدار ندارد و براي پيشرفت راهي جز راهي که ساير کشورها رفته‌اند، نيست؛ و براي تحقق زندگي آمريکايي، وجود سرمايه‌داراني مانند سرمايه‌داران آمريکا لازم است؛ ولو اينکه لازمه آن، فقير شدن و از بين رفتن عده‌اي باشد، زيرا براي رسيدن به رفاهي که اکثريت جامعه را شامل شود، چاره اي جز اين نيست!
نبايد تسليم اين ناهنجاري شد و بايد به فکر اصلاح امور بود، بايد ديد مردمي که آن گونه صابر و فداکار بودند، چگونه تربيت شده بودند و مسئولين آن چگونه بودند؛ به عنوان نمونه، رهبر معظم انقلاب در زمان رياست‌جمهوري شان به بنده فرمودند: من تاکنون گوشت گرم نخريده‌ام؛ گوشت خانه ما همان گوشت يخ‌زده‌ کوپني است که ساير مردم مي‌خرند! آيا سياستمداران امروز ما همين راه را مي‌روند، يا با همه تبار خود با هواپيماي اختصاصي به کيش و سوئيس و لوکزامبورگ مي‌روند؟!
ريشه مشکلات؛ ضعف اعتقاد به دين
امروز اگر به مسئولان بگوئيد ربا حرام است، برخي خواهند گفت: «در شرايط امروز کدام کشور حتي اسلامي، مي‌تواند بدون ربا اداره شود؟! چگونه مي‌توان مردم را از رباخواري نهي کرد، در حالي که سيستم بانکداري ما بر اساس رباست و حتي برخي نهادهاي مقدس در کشور نيز به آن آلوده شده‌اند؟»
 نهايت کاري که در کشور ما در سيستم بانکداري ربوي انجام شده، اين است که به ربا خواري عنوان عقود شرعيه داده شده است. بگذريم از اينکه فرد وام گيرنده از بانک، اصلا معناي کلمه عقود شرعيه را نمي‌داند و صرفا براي گرفتن وام، طبق دستوربانک برگه هايي را امضاء مي‌کند؛ و نتيجه طبيعي اين عملکرد چيزي نيست جز آنچه دارد واقع مي‌شود.
بايد ريشه را اصلاح و اعتقادات مردم را نسبت به دين تقويت کنيم، قدم اول اين است که شخص بنده و جنابعالي خودمان را اصلاح کنيم و همواره در اين فکر باشيم که خداوند از ما چه مي‌خواهد؛ خدايي که نعمت هايش را بر ما ارزاني داشته است، طبق فرمايش قرآن مي‌تواند يک جا آن را از ما بگيرد؛ پس با خدا صادق باشيم.
اگر چنين تصوري داشته باشيم که ما در دفاع مقدس، چندين سال جنگيده ايم و حالا نوبت ماست که در آسايش و آرامش باشيم، يا قبل از انقلاب چند سال به زندان رفته و شکنجه شده‌ايم و حال که انقلاب پيروز شده، ما بايد جاي شاه بنشينيم و بچه‌هايمان هم به جاي والاحضرت‌ها بنشينند، اين بازي با دين خداست؛ نتيجه آن نيز ذلت دنيا و آخرت است. اين سنت خداوند است و قرار نيست تغيير کند، مگر آنکه ما تغيير کنيم.
بزرگترين وظيفه اي که همه ما داريم، شکر نعمت رهبر عزيزي است که داريم و هنوز قدرش را نمی‌دانيم؛ بايد اطاعت از رهبري از جان و دل، بدون چون و چرا و بدون تفسير دلخواه از سخنان ايشان را در دستور کار خود قرار دهيم. اينکه فردي در سخنراني ده بار بگويد «مقام معظم رهبري»، اما اعتقادي به ولايت‌فقيه نداشته باشد، نمي‌تواند کشور را درست کند.
دل‌ها بايد عوض شود و ما نيز بايد ابتدا از خودمان آغاز کنيم،اگر هر کسي با خداي خودش عهد ببندد و در راه خدا از احدي نترسد، اوضاع عوض خواهد شد؛ به ياد داشته باشيم، خداي ما همان خداي جبهه‌هاست، همان خداي جنگ 33 روزه لبنان و همان خداي ياري دهنده مؤمنان در جنگ بدر است و تغييري نکرده است. اگر اوضاع تغيير کرده، علتش اين است که ما تغيير کرده‌ايم؛ تا دنبال هوس، مقام، پول، شهرت و رياست هستيم، وضع همين است و هر وقت برگشتيم، کار‌هاي ديگر نيز درست مي‌شود.
سخنرانی آيت‌الله مصباح يزدي (دام‌ظله) در ديدار با جمعي از سرداران؛ قم؛ 9/2/95
زلال بصیرت روزهای پنج‌شنبه منتشر می‌شود.