اخبار ویژه
چرا خود را فریب میدهید /از تکرار ادبیات دشمن خسته نشدید؟!
در حالی که آمریکا روح برجام را تغییر رفتار کلی ایران میداند هاشمی رفسنجانی گفت روح برجام، اعتماد جامعه بینالمللی است.
وی در مصاحبه با سایت شخصی خود گفت: روح برجام این است که اعتماد بینالمللی به وجود آمد که ایران درصدد آزار جامعه بینالمللی نیست و این تبلیغاتی که شده، دروغ است و اگر غیر از این بود، حاضر نمیشد وضع فعلی کارهای هستهای خودش را به این صورت کند. البته این کاری که کردیم، بیشتر به نفع ماست تا آنها. چون ما الان به چیزهایی دست مییابیم که در آن شرایط نمیتوانستیم. الان ما در خیلی جاها میتوانیم وارد شویم. الان ما میتوانیم اورانیوم تولید کنیم و بفروشیم. مواد اولیه نداریم، میتوانیم وارد و تولید کنیم و با سود زیاد بفروشیم. میتوانیم آب سنگین را تولید و بفروشیم. میتوانیم تحقیقات خود را تا آنجایی که لازم است، پیش ببریم و اگر خواستیم جهشی در هستهای بکنیم، انجام بدهیم.
وی در پاسخ این سؤال که «راجع به «چه باید نکرد»های ما، اشارهای نمیکنید؟ اینکه ما و طرف مقابل ما چه کارهایی را نباید بکنیم؟» گفت: با این هیاهویی که در کشور میکنند و یک جنگ روانی بیخودی را راه انداختند، ما برای جذب سرمایه و تکنولوژی مشکل پیدا میکنیم. چون طرفهای ما نمیدانند و با معیارهای خودشان عمل میکنند. ما باید طبق قانون اساسی عمل کنیم و هر کسی اکثریت را در یک انتخابات سالم آورد، بگذاریم کارش را انجام بدهد و حمایت کنیم.
یادآور میشود پیش از این اوباما در فروردین 1395 و ضمن یک کنفرانس خبری با بیان اینکه روح برجام تغییر رفتار ایران است، در واشنگتن گفته بود: «من نمیتوانم قول بدهم که ایران از فرصت فراهم شده در این رهگذر برای ورود مجدد به جامعه بینالملل استفاده کند. ایران تاکنون متن توافق را رعایت کرده است، اما روح توافق، مستلزم این است که ایران به جامعه جهانی و شرکتها سیگنالهایی بفرستد مبنی بر اینکه اقدام به انجام طیفی از اقدامات تحریکآمیز نخواهد کرد.» وی انجام آزمایشات موشکی و حمایت از حزبالله را از جمله این اقدامات توصیف کرده بود حال آن که همان موقع بسیاری از شرکتهای اروپایی آماده همکاری و شراکت بودند و صرفا از تهدید آمریکا به تحریم هراس و نگرانی داشتند.
از سوی دیگر باید گفت «جامعه بینالمللی» جا زدن آمریکا و دو سه کشور اروپایی توسط هاشمی، یک خلافگویی بزرگ است؛ چنان که جنبش غیرمتعهدها از برنامه هستهای ایران دفاع میکرد نه اینکه آن را آزار جامعه بینالمللی! بداند. همچنین در حالی که برجام، برنامه هستهای ایران را ایزوله کرده، اظهاراتی مانند امکان تولید و فروش اورانیوم یا آب سنگین، خلاف واقع و تحریف واقعیت مسئله برجام است. در حالی که حق نداریم از سقف 300 کیلوگرم اورانیوم غنی شده بیشتر نداشته باشیم، امکان جهش یعنی چه؟! در عین حال میتوان پرسید چرا با وجود حلول چنان روحی که آقای هاشمی مدعی است، چرا به تصریح وزرای اقتصاد و خارجه و رئیس بانک مرکزی، تحریمهای اصلی مالی و بانکی که طبق برجام باید لغو میشد، عینا باقیمانده است؟ آیا روح برجام با آمریکا نقد و با ما نسیه حساب نمیکند؟! آیا نقض برجام و بدعهدی آمریکا، یک مسئله مهم ملی است که باید مورد اعتراض قرار گیرد یا به تعبیر آقای هاشمی هیاهو و جنگ روانی بیخودی است؟ آیا طبق قانون اساسی هر دولتی سرکار آمد میتواند منافع ملی را به حراج بگذارد یا پیگیر حقوق ملی در توافقات انجام گرفته نباشد؟ امروز با امضا و اجرای برجام، ادبیات آقای هاشمی برای القای «نمیگذارند دولت کار کند» مسموع نیست بلکه ایشان باید درباره این مؤاخذه و مطالبه افکار عمومی پاسخگو باشد که پس از آن ادعای گزاف «تابوی مذاکره با آمریکا شکست» و «برجام، پیروزی بزرگتر از فتح خرمشهر بود»، تکلیف امتیازات داده شده و وعدههای بر زمین مانده حریف چه میشود؟!
وزیری که میتوانست وزیر نشود و فقط ناسزا بگوید
وزیر «بیکارنامه» راه و شهرسازی در آخرین ماههای فعالیت خود همچنان مشغول بدگویی به دولت سابق و پروژه مسکن مهر است بدون اینکه توضیح دهد در 3 سال گذشته کدام قدم و لو کوچک را برای تسهیل خانهدار شدن مردم انجام داده است!
عباس آخوندی در حاشیه همایش سیاستهای توسعه مسکن، پروژه مسکن مهر را بمبی خواند که «منجر به ویرانی سلسله نهادهای تأمین مسکن شد». وی میگوید: در سال 92 نهاد ایجاد مسکن مثل بمباران سوریه و یمن ویران شده بود. مسکن مهر بمب ویرانگر بود.
وزیر راه و شهرسازی در پاسخ به این سؤال که آیا مسکن اجتماعی به عمر دولت فعلی کفاف میدهد یا خیر؟ گفت: مقدمات مسکن اجتماعی با بحث توسعهای شدن بانک مسکن در حال فراهم شدن است. اجرای این طرح قطعاً باید پس از اتمام مسکن مهر باشد که با این شرایط تأمین اعتباری مشکلات زیادی ایجاد کرده است البته هم اکنون برنامه مسکن اجتماعی را تعقیب میکنیم و در سازمان برنامه و بودجه آن را پیش میبریم.
این سخنان در حالی است که حتی کارشناسان حامی دولت و کسانی چون احمد خرم وزیر راه دولت اصلاحات بارها از بیکفایتی و سوء مدیریت در وزارت راه و شهرسازی دولت یازدهم انتقاد و تصریح کردهاند دولت اگر مسکن مهر را جدی بگیرد و اهتمام کند میتواند هم نقدینگی سرگردان را مدیریت کند و هم با رونق دادن به بخش مسکن و صاحبخانه کردن مردم، چرخ 180 شاخه صنعتی و شغلی دیگر را که صدها هزار شغل ایجاد میکند بگرداند. اما ترکیب عقدهگشایی و کینهتوزی با کارنابلدی موجب شده که آقای وزیر در 3 سال گذشته صرفاً در قواره یک نقزن که کار دیگری جز ناسزاگویی به مسکن مهر بلد نیست، ظاهر شود.
2/7 میلیون خانواده فرودست از طریق مسکن مهر صاحب خانه شدهاند.
دیوان محاسبات خبرگزاری نیست 400 متخلف نجومی کی مجازات میشوند؟!
دیوان محاسبات، خبرگزاری نیست که فقط درباره تخلفات انجام گرفته در ماجرای حقوقهای نجومی گزارش بدهد بلکه باید به مجازات قانونی و قضایی مجرمان بینجامد.
روزنامه رسالت در این زمینه نوشت: رئیس دیوان محاسبات عملکرد نظارتی و بررسیهای این نهاد در مورد حقوقهای غیرقانونی را به مجلس گزارش داد، گزارشی که با وظایف ذاتی آن منطبق نبود. فیشهای نجومی اوایل امسال با رونمایی در فضای مجازی و صفحه اول روزنامهها در دستور کار نهادهای نظارتی قرار گرفت، در حالی که پیش از آن حسابرسان بخشی از این تخلفات را به مبادی ذیربط گزارش کرده بودند اما نتیجه برخورد قانونی با آن، اطلاعرسانی نشد. رهبر انقلاب اسلامی در نماز عید فطر فرمودند: «دریافتهای نامشروع نتیجه اشرافیگری است، این دریافتها باید به بیتالمال برگردانده شود، افرادی که مرتکب بیقانونی شدهاند مجازات و افرادی هم که از قانون سوء استفاده کردهاند برکنار شوند، زیرا آنان لیاقت حضور در مراکز و مسئولیتها را ندارند.»
ایشان تأکید کردند: «افکار عمومی به این موضوع حساس است اگر پیگیری نشود از اعتماد مردم به نظام اسلامی کاسته میشود، کاهش اعتماد مردم فاجعه است.» ایشان همچنین تأکید کردند: «مسئله عزل و برکناری و بازگرداندن اموال به بیتالمال باید در دستور کار مسئولان باشد.»
محمدکاظم انبارلویی در این تحلیل با اشاره به معرفی حداقل 400 مدیر متخلف در زمینه دریافت حقوق و پاداشهای نجومی خاطرنشان کرد: آیا گزارش دیوان را میتوان نشانه کارآمدی این نهاد نظارتی دانست؟ مطالبه مردم و رهبری و دلسوزان جامعه، محاکمه، مجازات و برکناری متخلفین است. پس از گذشت 5 ماه از افشای فیشهای نجومی آیا یک مدیر متخلف توسط محاکم دیوان عزل یا به تعبیر حقوقی انفصال دائم از مناصب دولتی شده است؟ گزارش رئیس دیوان پاسخی به این پرسش نمیدهد. برخی از وجوهی که رئیس دیوان محاسبات فرمودند؛ «به بیتالمال برگشت»، همان ابتدای افشای فیشهای نجومی داوطلبانه از سوی متخلفین به بیتالمال برگشت، برخی هم استعفا دادند و رفتند. آیا معنای این کار ختم دعوا و منع تعقیب است؟
آیا نباید حتی یک دادخواست و یا رأی از سوی هیئت مستشاری و تجدیدنظر علیه مدیران متخلف صادر شده باشد و در گزارش به آن اشاره شود؟ در این گزارش نام هیچ متخلفی ذکر نشده است در حالی که در رسانههای کشور نام و مشخصات آنها آمد و برخی ذخایر ملت معرفی شدند! متأسفانه دیوان در این گزارش به مثابه یک خبرگزاری ظاهر شد، شجاعت یک نهاد خبری را هم نداشت که بگوید متخلف یا متخلفان این پروندهها چه کسانی بودند. در حالی که مردم برخی از نجومیبگیرها را به نام و سمت میشناسند.
نمایندگان مجلس هیچ اعتراضی به این گزارش نکردند و گزارش با استقبال رئیس مجلس روبهرو شد. آیا فکر میکنند این گزارش پاسخگوی افکار عمومی ملتهب در این باره است؟! اگر دیوان یک خبرگزاری است و کارکرد گزارشگری دارد پس این همه احکام آمره قانونی در قانون دیوان محاسبات برای تعقیب متخلفین چیست؟ پس تبصره یک و دو ماده 23 قانون دیوان محاسبات که این نهاد نظارتی را موظف به احراز تخلف و مجازات رد وجوه و انفصال دائم از خدمات دولتی میکند، چه میشود.
در این گزارش نه نام یک متخلف و نه اعلام یک رأی دادگاه وجود دارد. آیا این گزارش را میتوان از نظر ملت ایران مسموع دانست؟ سکوت نمایندگان در برابر این گزارش خبری چه معنی دارد؟! آیا این گزارش در راستای انجام وظایف ذاتی دیوان و مأموریت پاسداری از بیتالمال است؟
اعتماد: افزایش تورم میراث روحانی برای دولت بعدی است
یک روزنامه حامی دولت نسبت به افزایش تورم در ماههای آینده اظهار نگرانی کرد.
اعتماد نوشت: تورم نقطه به نقطه چند ماهی است که افزایش را تجربه میکند؛ دولت اکنون دیگر به پوسته سخت تورمی رسیده است.
حالا دیگر آهنگ کاهش تورم سالانه آنقدر کند شده که بسیاری از اینجای کار به بعد را برای دولت در کنترل تورم سخت میدانند؛ به خصوص اینکه تورم نقطه به نقطه هم چند ماهی است که افزایش پیاپی را تجربه میکند. در این میان البته دولت میگوید که کنترل تورم، یکی از سیاستهای جدی است که از ابتدا آن را اجرایی کرده و هنوز هم قصد ندارد که آنرا کنار بگذارد، حتی اگر راهکارهایی را به کار بندد تا در کنار کنترل این متغیر مهم اقتصادی، بخواهد رونق را به اقتصاد ایران باز گرداند.
اعتماد میافزاید: رفتار دولت هم البته طی ماههای گذشته این را نشان میدهد؛ اما نگرانی از آنجا شروع میشود که تورم نقطه به نقطه، چند ماهی است سر ناسازگاری با برنامههای دولتی را دارد و به نظر هم نمیرسد در ماههای پیشرو، قصد داشته باشد که از این سرپیچی دست بردارد. براساس آنچه آمارهای رسمی بانک مرکزی میگوید، تورم نقطه به نقطه از خرداد ماه امسال رو به افزایش نهاده، در حالی که بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که این سیگنالها، با وقفهای نه چندان کوتاه، خود را در نرخ تورم سالانه نشان خواهد داد؛ همان چیزی که ممکن است میراث دولت حسن روحانی برای کابینهای باشد که بعد از اتمام کار دولت یازدهم به سر کار خواهد آمد.