واکاوی علل افزایش فروپاشی کانون خانواده و راههای پیشگیری از آن
از طلاقهای پنج گانه تا پدیده شوم جشن طلاق
حجتالاسلام مجید یزدی
ازدواج وتشکیل خانواده براساس روایات از مهمترین و محبوبترین بناهای عالم بوده وتخریب آن از مبغوضترین اتفاقات بشمار میرود، این درحالی است که متاسفانه درجامعه امروزی، پدیده طلاق به معظلی اجتماعی تبدیل شده و تهدیدی برای بنیان خانواده است و با تاسف فراوان روز بروز در حال افزایش است.درمطلب حاضرکه ازحوزه نیوز انتخاب شده جایگاه خانواده ،علل طلاق و انواع آن و راهکارهای پیشگیری ازگسترش این پدیده خانمانسوز توسط حجتالاسلام مجید یزدی معاون پیشگیری از جرم دادگستری استان قم واکاوی شده است.
***
نقش خانواده درایجاد جامعه سالم
خانواده محبوبترین بنایی است که در عالم اتفاق میافتد. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «ما بني في الاسلام بناء أحبّ إلي اللَّه عزّوجلّ و أعزّ من التّزويج / هیچ بنایی محبوبتر وبالاتر از ازدواج نزد خداوند نیست» (مكارم الاخلاق، ص196).
وقتی خانواده محبوبترین بنا است، پس تخریب این بنا یکی از مبغوضترین اتفاقات است. از همین رو در روایات آمده که «أبغض الحلال إلى الله الطلاق»؛ طلاق حلال است اما جزو زشتترین حلال هاست، ولی برای رهایی از بعضی از موارد، خداوند آن را در دین قرار داده است.
توصیه پیامبر اکرم(ص) به ازدواج و عدم طلاق نیز نشان دهنده عظمت ازدواج در اسلام و عمق فاجعه طلاق است.
جامعه ،کلان شهری است که از خرد شهرهایی به نام «خانواده» تشکیل شده است. حال اگر بنای خانواده به خوبی گذاشته شود و افراد آن نیز از تربیت صحیحی برخوردار شوند، جامعه ما از آسیبها دور خواهد ماند و شهری ایدهآل و رو به رشد و تعالی خواهیم داشت.
خانواده برای ثبات خود باید بر چهار پایه استوار باشد و نبود هر کدام از این پایهها، باعث برهم خوردن تعادل نظام خانواده میشود.
تعادل و آرامش
خداوند در آیه 21 سوره روم علاقه و آرامش زن و مرد را جزو نشانههای وجود خود در عالم بیان میکند: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَيْها».
چطور دو نفر که با یکدیگر غریبه بودند، به هم وابسته میشوند و بدون هم قرار و آرامشی ندارند؟ و هر چه از زندگی شان میگذرد، بیشتر به هم علاقمند میشوند. چه کسی این قلوب را به هم نزدیک کرده؟
طبق بیان خداوند، ما برای تعالی و رشد ،خلق شدهایم. انسان همانند هواپیمایی است که برای اوج گرفتن نیازمند دو بال است. هیچ هواپیمایی با یک بال اوج نمیگیرد و هرچند تندتر حرکت کند، لرزش آن بیشتر خواهد شد. حال اگر یک بال دیگر در کنار این بال قرار گیرد، به جای لرزش و اضطراب، به اوج و تعالی میرسد.
پایه اول و دوم نظام خانواده
خداوند میفرماید من برای استحکام نظام خانواده، دو پایه به آن دادم: «جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّهًْ وَرَحْمَهًْ». مودت به معنی ارتباط عاطفی طرفین، یکی از پایههای زندگی است که باید دو طرفه باشد و پایه دیگر زندگی «رحمت» است که از محبت بالاتر است.
تفاوت رحمت و محبت
رحمت برای زمانی است که یکی از طرفین قصور دارد و نسبت به دیگری محبت ندارد. در واقع مانند رحمت مادر نسبت به فرزند تازه به دنیا آمدهای که جز اذیت برای او چیزی ندارد. ولی هر چه بیشتر مادر را اذیت میکند، مادر بیشتر او را نوازش میکند و میبوسد.
خداوند میگوید من رحمت را 100 جزء کردم؛ یک جزء آن را بین مادران عالم(حتی حیوانات) و 99 جزء را نزد خودم قرار دادم. از این روست که هر چه ما بدی میکنیم باز خدا به ما خوبی میکند و حتی کفار و مشرکین را نیز از رحمت خود بهره مند میسازد.
پایه سوم نظام خانواده
« وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» ( سوره نور آیه 22).اگر میخواهید روزی که همه مشکل دارند، خداوند شما را ببخشد، باید اهل عفو و گذشت باشید.
عفو یعنی گذشت از دریغهای دیگری. با توجه به عدم عصمت ما انسانها، تصور کنید زن یا شوهر خطایی مرتکب شده و نیاز به ابزاری برای مقابله با این خطاست که یکی از این ابزار «عفو» است.
بر فرض مرد با توجه به شرایط کاری و خستگی، رفتارهایی را انجام میدهد که باعث کم رنگ شدن مودت بین خانواده میشود و زن در اینجا با عفو خود میتواند این بدخلقی شوهر را نادیده بگیرد. و یا اینکه زن به دلیل نگهداری از فرزندان و انجام امور خانه خسته میشود و مرد باید در اینجا گذشت داشته باشد.
پایه چهارم نظام خانواده
«صفح» به معنی چشم پوشی از خطا؛ ابزار چهارم است که از عفو بالاتر میباشد. در عفو وقتی خطایی را میبینیم، آن را گوشزد کرده و بعد میبخشیم. اما در صْفَح یا همان تغافل، حتی به روی خود هم نمیآوریم که اشتباهی صورت گرفته است. یعنی من اصلا ندیدم که چه کار اشتباهی انجام شده است. صْفَح یا تغافل برای باقی ماندن حیا در بین اعضای خانواده است.
بر فرض، اگر زن در حال گوش دادن موسیقی حرام است و مرد صدای آن را بیرون از درب خانه میشنود. با وجود اینکه کلید دارد ولی زنگ میزند تا همسرش موسیقی را قطع کند و این کار حرام را نادیده میگیرد. این همان صْفَح است.
ولی عفو زمانی است که وارد خانه شود و به همسرش تذکر دهد و بگوید بهتر است از این به بعد دیگر موسیقی گوش ندهید.
لذا برای اینکه بتوانیم دیگران را بهتر بسازیم، باید در برخی موارد اصلا به روی خودمان نیاوریم که خطایی از سوی طرف مقابل صورت گرفته است.
ببخشید تا بخشیده شوید
خداوند میفرماید «وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا» تا «یغفر لکم». در روز قیامت که همه گرفتار هستیم، برای اینکه بخشیده شویم باید از امروز تلاش کنیم. حقالله که جای خود را دارد اما برای حقالناس میخواهیم چه کنیم؟
هر کس برای گرفتن حق خود از دیگری، اعمال نیک او را برای خود برمی دارد. چون در آن زمان چیز دنیوی وجود ندارد تا ادا ی دین شود، ثواب اعمال مستحب شخص را میگیرد یا تاوان گناهی از خود را برگردن او میاندازد. در روایات داریم که افراد گناهانشان را به یکدیگر میدهند. ببینید چه وضع خطرناکی میشود؟!
خانواده بهشتی؛ خانواده جهنمی
نظام خانواده اگر دینی و اخلاقی باشد و بر پایه این چهار اصل استوار شود، تا قیامت هم استمرار دارد.
خداوند میفرماید: «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ»(آیه 70 سوره زخرف). یعنی شما و همسرانتان در نهایت شادمانى وارد بهشت میشوید. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه نکته زیبایی بیان میکند که «ازواجکم» در این آیه اولیای بهشتی نیستند بلکه منظور زنهای دنیوی هستند و خدا در قیامت میگوید به همراه همسرت با شادی و سرور به بهشت بروید.
از پیامبر پرسیدند؛ اگر زنی دو شوهر داشته باشد با کدام یک از آنها در بهشت زندگی میکند؟ حضرت فرمودند: زن مختار است که با کدام یک در بهشت باشد و کسی که متدینتر و اخلاقیتر است انتخاب میکند.
خانوادهای که در دنیا بهشتی زندگی کرده، در بهشت نیز استمرار دارد و در مقابل خانوادهای که خانه خود را با دعوا و کشمکش، جهنمی کردهاند، در آخرت هم دارای سکون و آرامش نیستند.
خداوند به این مطلب در قرآن نیز اشاره کرده است: «أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا فَاحْذَرُوهُمْ »(تغابن/آیه 15) ؛ بعضی از زنان و فرزندانتان، دشمن شما هستند که هم در دنیا و هم در آخرت باید از آنها دور شد. یعنی زندگی در دنیا و آخرت با این افراد دوام ندارد.
مثالهای قرآنی از سه خانواده متفاوت
خدا برای افراد متدین سه خانواده را معرفی میکند که میتوان هر کدام از این سه خانواده را الگو قرار داد.
خانواده بهشتی که در دنیا و آخرت با یکدیگر خوب هستند. مانند خانواده حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع): «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً»(سوره انسان / آیه 8)
خانواده جهنمی که زن و شوهر هر دو جهنمی هستند. مانند خانواده ابولهب: « تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» (سوره مسد/ آیه 1).
خانواده متفاوت یعنی اگر یکی از همسران جهنمی است، دیگری بهشتی است یا بالعکس. هیچ زنی نمیتواند بگوید شوهر من مانند فرعون است زیرا فرعون بدترین مرد عالم بود. با یک خواب دیدن 200 هزار کودک را سر برید. ولی آسیه با او ساخت و خانواده را متلاشی نکرد و در نهایت بهشتی شد. فرعون آسیه را برای شکنجه، بر روی سنگ خواباند و دو میخ به سینههای او زد. آسیه به مقامی رسید که نمیگفت میخواهم بهشتی شوم بلکه از خدا درخواست کرد: «رَبِّ ابْنِ لـی عندک بَیْتاً فـی الجَنَّهًِْ»(سوره تحریم/ آیه 11)
در نقطه مقابل اگر زن بد باشد، مرد میتواند خوب بماند، که خدا در اینجا حضرت نوح را مثال میزند که با وجود داشتن زن بد، او متدین و سالم ماند.
پس دلیلی نمیشود که چون طرف مقابل بد است ماهم بد باشیم. خداوند با بیان این مثالها، حجت را تمام کرده که انسان در هر جایی میتواند خوب باشد.
تحمل تحقیرها و هتاکیهای همسر
همسر یکی از مراجع تقلید گذشته به کلاس درس ایشان میآمد و جلوی چشم طلبهها با کفش به سر ایشان میکوبید که چرا فلان کار را کردی؟
یکی از علما نقل میکرد که در اندرونی خانه آن مرجع تقلید مشغول صحبت کردن بودیم که همسرشان وارد اتاق شد و بخاطر اینکه بلند صحبت کرده ایم، دو دستی چنان محکم بر سر آقا کوبید که عمامهشان افتاد. آن بزرگوار عمامه را برداشتند و مرتب کردند و چیزی نگفتند. خانم بیرون رفت و آقا بحث را ادامه دادند.
عدهای به ایشان میگفتند این زن بد اخلاق را طلاق بدهید. ولی ایشان میگفتند: همه به من میگویند مرجع تقلید جهان اسلام، ولی بالاخره باید یکی باشد که به سر من بزند.
این گونه افراد از این اتفاقات در زندگی خود به عنوان فرصت استفاده میکردند. با این ادله که اگر من در خانه تحقیر میشوم، از این تهدید برای فرصت سازی باید استفاده کنم. چرا که خدا این همسر را برای من خلق کرده تا غرور بیرونی پیدا نکنم. من که عزت بیرونی دارم، باید ذلت درونی داشته باشم. همسر لوط و نوح(ع) ، همسر آسیه همان ذلت درونی بودند.
کوره انسان سازی
با وجود اینکه خانواده، زیباترین بنیان در اسلام است، اما ممکن است در آن اتفاقاتی بیفتد. دختران و پسرانی که به تازگی میخواهند با یکدیگر ازدواج کنند، گمان میکنند مانند دو مرغ عشق هستند که قرار است به باغی بروند و با خوبی و خوشی باهم زندگی کنند.
اما خانواده، سختی و مشکلات دارد و باغ پر از گل و بلبل نیست بلکه کوره انسان سوزی است که در این کوره انسان را میسوزانند تا او را بسازند.
شهید پاک نژاد از همین رو نام کتاب خود را «ازدواج؛ مکتب انسان سازی» گذاشته بود. مواد ناخالص طلا با ذوب شدن در کوره آتش از آن جدا میشود و نهایتا جواهرات با ارزشی از آن ساخته میشود.
هدف از تاسیس خانواده درنظام هستی
نکته دیگر در نظام خانواده تربیت فرزندان است. خانواده موقعیتی است که خدا این توفیق را داده تا انسان بتواند با سختیها و گرفتاریها بسازد و به درجات بالا برسد.
ارزشمندترین موجود خلقت، انسان است و پیچدهترین کارخانه خلقت، خانواده است؛ زیرا انسان که اشرف مخلوقات است در آن ساخته میشود.
لذا نظام خانواده در وهله اول برای ساخت خود زن و شوهر است تا با تحمل سختی خودشان را به تعالی که هدف از خلقت است برسانند و در وهله دوم برای ساخته شدن فرزندان است که در مسیر تعالی و الی الله حرکت کنند که بالاترین کار خلقت است. لذا هیچ کاری ارزشمندتر از این در خلقت نیست.
لازمه رسیدن به این تعالی و رشد، سکون و آرامش روحی اولیه است: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّهًْ وَرَحْمَهًًْ »(سوره روم/آیه 21). اگر توانستیم آن سکونت روحی را ایجاد کنیم، به ابزاری دست پیدا کرده ایم تا بتوانیم فرزندانی با مبنای دینی تربیت کنیم.
اگر بهترین ابزار طراحی و بهترین منظره را در اختیار یک طراح ماهر بگذارید و از او بخواهید در حال نشسته بر روی اسبی که میتازد، یک نقاشی زیبا بکشد، هیچ وقت این اتفاق نمیافتد. زیرا آرامش که لازمه کار نقاشی و طراحی است، برای او فراهم نبود.
پس اگر زن و شوهر جزو بهترین افراد باشند و بهترین روشهای تربیت فرزند را نیز بدانند ولی محیط خانواده، پر تنش و نا آرام باشد، نمیتوانند فرزندان را به خوبی تربیت کنند.
زن و شوهر ، بال همدیگر نه وبال یکدیگر
خداوند فرزند انسان را به بهترین حالت خَلق کرده است. اما خُلق انسان در محیط خانواده تشکیل میشود و از همین رو باید محیط ، آرام و بدون تنش باشد تا خانواده به هدف اصلی خود که تعالی روحی زن و شوهر و فرزندان است، برسد.
از همین رو میبینیم امام علی(ع) درباره حضرت زهرا(س) میفرماید: «فاطمهًْ نعم العون على طاعهًْ الله». وقتی من برای رفع خستگی به خانه میآمدم، فاطمه(س) کمک میکرد که در مسیر الله قرار گیرم.
هر زن و شوهری باید بهترین یار یکدیگر در طاعت خدا و بهترین یار برای تربیت فرزند برای اطاعت خدا باشند. زن و شوهر باید بال همدیگر باشند نه وبال همدیگر.
زن و شوهر باید بالی برای پرواز به سمت خدا و سدی در مقابل گناه باشند:« قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا» (سوره تحریم/ آیه 6).
زن و شوهر یکدیگر را از ارتکاب به گناهان جلوگیری باز میدارند و همدیگر را برای انجام اعمال نیک همراهی و هدایت میکنند.
متاسفانه در زندان مردانی هستند که زنانشان از سر چشم و هم چشمی با زنان دیگر فامیل، همسرشان را مجبور به تهیه مال از راه حرام کردهاند تا نیاز مالی آنها را برآورده کنند. از طرفی هم کم نیستند زنانی که از همسرشان پول حلال میخواهند ولو کم باشد.
علل سست بودن بنیان خانواده درغرب
یکی از دلایل سستی بنیان خانواده درغرب، سهل بودن طلاق در برخی کشورهاست که با ارسال یک پیامک ،زن و شوهر از یکدیگر جدا میشوند. در برخی کشورها، خانواده همچون کاروانسرایی است که تنها محل استراحت زن و شوهری است که در محیط بیرون منزل به صورت تنهایی یا با دوستان خوش گذراندهاند و حالا برای خواب به منزل آمدهاند.
در برخی موارد زن و شوهر مدتها در یک خانه زندگی کردهاند و حتی فرزند هم دارند ولی به طور رسمی زن و شوهر نیستند. زندگی این افراد همچون گرگ هاست؛ گرگها از سر بیاعتمادی به یکدیگر، دایره وار روبروی هم میخوابند. این افراد ثبت ازدواج را قید و بندی برای خود میدانند و برای عدم سلب آزادی شان، از آن پرهیز میکنند.
استاد مطهری در پاسخ به این سؤال که چرا هر چه به دین و اخلاق نزدیک باشیم نظام خانواده استوارتر و هر چه از دین و اخلاق دورتر میشویم، نظام خانواده را متلاشیتر مییابیم؛ میگوید: دختر و پسر در نظام غربی به محض اینکه کمی بلوغ جنسی پیدا میکنند به دنبال هرزگی جنسی خودشان میروند.
این لذت جویی تا زمان ازدواج شان استمرار مییابد و از همین لحاظ برخی ازدواجها ثبت نمیشود تا آزادی طرفین محدود نشود و هروقت اراده کردند از یکدیگر جدا شوند.اما علت آسیب دیدگی در این جوامع چیست؟ شهید مطهری معتقد است چون فرد با ازدواج از هرزگیهای گذشته بازمی ماند و محیط خانه برای او همچون یک زندان و همسر همچون یک زندانبان میشود؛ احتمال هر لحظه فرار او از این قید و بند وجود دارد.
اما در اسلام وقتی فرد به بلوغ جنسی میرسد، باید در کنار عفت و پاکدامنی پیشه کردن، در پی ازدواج و تشکیل خانواده باشد. اگر امکان ازدواج دائم برای او فراهم نبود، اسلام امکان ازدواج موقت را فراهم کرده است و اگر آن را نیز نتوانست انجام دهد، دستور به حفظ پاکدامنی داده شده است.
در واقع در جوامع دینی، وقتی که فرد ازدواج میکند، همسرش همچون فرشتهای است که او را از زندان تجرد به بهشت خانواده میکشاند.
از این رو شهید مطهری میگوید این دیدگاه عامل تقویت نظام خانواده است و اگر جامعه ما به سمت بیبندوباری غربی سوق داده شود، در واقع نظام خانوادههایمان متزلزل و نهایتا خانواده متلاشی میشود.
ازدواج بهنگام یا در وقت اضافه
به جز بیبند و باری پیش از ازدواج، یکی از مهمترین عوامل در متزلزل بودن بنیان خانواده، ازدواج نابهنگام است.
اسلام خواستار ازدواج در وقت درست آن و نه خیلی زود یا خیلی دیر است. یا از ازدواجهای نامتناسب به لحاظ سنی به دلیل ثروت زیاد یکی از طرفین و یا ازدواجهایی که به قصد «خون بس» صورت میگیرد، پرهیز شود.
از سویی دختر 30ساله یا 40 سالهای که حوصله زناشویی داشته باشد، دیگه نمیتواند مادر برای بچه باشد.
هدیه پیامبر پس از بازگشت از معراج، این سخن از سوی جبرئیل بود: «إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثِمَارُهَا فَلَمْ تُجْتَنَ أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ / دوشيزگان مانند ميوه بر درخت هستند زمانى كه برسند بايد آنان را چيد وگرنه حرارت خورشيد و وزش بادها تباهشان مىكند». و همچنین فرمودند: « از خوشبختی مرد این است که تا دختر به بلوغ رسید فورا شوهرش دهد و نگذارد فاسد شود».
شخصیت افراد در سن بالای 30 سال شکل میگیرد، در صورتی که زن و شوهر باید یک حقیقت واحده شوند. قرآن میفرماید: شما بعد از ازدواج یک حقیقت هستید: « وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا» (سوره نسا؛ آیه 35).
علامه طباطبایی در ارتباط با کلمه «شقاق» در این آیه میگوید: منظور این است اگر شکافی خواست در زندگی شما ایجاد شود... . و این نشان میدهد زن و شوهر یک حقیقت واحد هستند. همانند دو موم نرم نه دو سنگ سخت که به هم نمیچسبند.
لذا اگر 40سال شدید یکی نمیشوید. اما دختر و پسر در 18یا 20 سالگی مانند موم نرم هستند و میتوانند یکی شوند و همچنین گناه در این سن بسیار کم است. پس ازدواج به هنگام باعث تثبیت خانواده میشود.
حق تقدم با کیست؟ عقل یا عشق؟
نکته دیگر در ارتباط با حفظ بنیان خانواده، تاکید اسلام بر ازدواج عاقلانه تا عاشقانه است. برخی جوانان در فضای مجازی عاشق هم میشوند و متن و عکسهای کپی شده از جای دیگر یا فتوشاپ شده رد و بدل میکنند. این افراد در فضای حقیقی چه حرفی برای گفتن دارند؟
در بحث طلاق اسلام میگوید برخی مواقع زن و شوهر به دلیل تفاوتهای سنی، فرهنگی، فکری و... اصلا با یکدیگر تناسب ندارند و نمیتوانند حقیقت واحدی را تشکیل دهند. لذا اسلام بن بستی قرار نداده و طلاق را در اینجا به عنوان آخرین راهکار ارائه میدهد تا از جدال بیشتر در خانواده پرهیز شود.
اگر طلاق نبود، دین در بن بست قرار داشت. زن به علت عدم تحمل رفتار شوهرش و حرام بودن طلاق، خودکشی میکرد.
شرایط اجرای طلاق از نظر قرآن
با وجود اینکه خدا راه طلاق را باز کرده، اما سه شرط برای آن قرار داده است:
« وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِیلاً» طلاق باید زیبا اتفاق بیفتد نه با خصومت و دشمنی و دشنام.
« فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ » طلاق باید به شکل معروف و عرفی صورت گیرد. به مردم بگویند نتوانستیم باهم بسازیم ولذا طلاق گرفتیم. نباید آبروی همدیگر را بریزند.
«احسان» سومین ویژگی طلاق است که خداوند در آیه 229 سور بقره به آن اشاره کرده است و به مرد میگوید اگر میخواهی همسرت را رها کنی با احسان، خوشرویی و رضایت رهایش کن. یعنی با احسان در مقابل بدیهای او رفتار کند. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «اَحْسِنْ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْکَ». هنر تو در این است که در حق فردی که به تو بدی کرده، خوبی کنی.
انواع طلاق
با وجود این همه سخن درباره زندگی مشترک و طلاق در اسلام، متاسفانه قبح طلاق در نزد عامه شکسته شده است و به عنوان امری ساده و حتی یک افتخار محسوب میشود. جشن طلاق میگیرند و کیک طلاق میخرند و ... و با افتخار میگویند: من جشن طلاق گرفتم.
واقع مطلب این است که برخی زن وشوهرها هرچند درکنار هم هستند وطلاق شرعی نگرفتهاند اما انگار از همدیگر جدا هستند و باعث اختلال درنظام خانواده میشوند که اثر تخریبی بالای آن خانواده را تهدید میکند.
طلاق در حال حاضر به چند شکل اتفاق میافتد:
طلاق حق والدینی: به دلیل سرپرستی بچهها، بین زن و شوهر اختلاف میافتد. مثلا پسر با پدر و دختر پیش مادر است. یا یک بچه دارند و زن و شوهر از هم بریدهاند و دعوا بر سر نگهداری بچه دارند ولی هنوز طلاق صورت نگرفته و این بچه حکم تک والدی را دارد که پیش یکی از آنها زندگی میکند.
طلاق اجتماعی: با همدیگر زندگی میکنند ولی با هیچ یک از بستگان ارتباطی ندارند.
طلاق اقتصادی: زن و شوهر با توجه به موقعیت شغلی و درآمدی که دارند، به صورت مستقل خرج میکنند و شب در خانه به عنوان کاروانسرا در کنار هم زندگی میکنند.
طلاق عاطفی: زن و شوهر اختلال در روابط جنسی، عاطفی و شناختی نسبت به هم دارند.
طلاق رسمی و شرعی: طلاقی که از سوی دادگاه تکلیف آن مشخص میشود.
عوامل سه گانه طلاق
عامل فرهنگی و اجتماعی
این عامل به اختلافات تحصیلی، شخصیتی، دخالتهای اطرافیان و گاهی استفاده افراطی زن و شوهر از شبکههای اجتماعی که امروزه عامل مهمی در طلاق شده است؛ باز میگردد. زیرا کمتر با یکدیگر صحبت میکنند و به نوعی عاطفه شان نسبت به هم کم میشود.
مسئله بعدی عدم هم کفو بودن زن و شوهر و همسانی بین آنهاست که اسلام نیز تاکید زیادی بر این امر دارد.
محور بعدی فساد اخلاقی زن و شوهری است که به دنبال دوستیهای قبلی و یا جدید خود هستند. در صورتی که قرآن میفرماید: « فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ»( سوره نسا، آیه 3) ؛ کسی که با او ازدواج میکنید باید طیب و پاک باشد.
عامل روانشناختی
این عامل به سه دسته: مسائل ارتباطی و مهارتهایی که باید در روابط زن و شوهر وجود داشته باشد، اختلاف روحیاتی زن و شوهر و نکته سوم توقعات بیجا از همدیگر تقسیم میشود.
خداوند میفرماید: «لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا» (سوره انسان، آیه 9) ؛ توقع جزا و مقابله به مثل نداشته باشید. یعنی اگر محبتی به طرف مقابل دارید، انتظار محبت و حتی تشکر لفظی از سوی او را نداشته باشید.
عامل اقتصادی
همانند نفقه ندادن مرد و یا به زندان انداختن مرد برای طلب مهریه از سوی زن. وقتی دو نفر بخواهند با یکدیگر زندگی کنند که نمیتوان با زندانی کردن شوهر، زندگی کرد.یا به خاطر نداشتن شغل مناسب و فقیر بودن مرد، زن از او جدا میشود.
علت گسترش روز افزون طلاق
یکی از دلایل افزایش طلاق به خاطرعدم ارتباط کلامی مناسب است ، اسلام در این مورد بر روی زن تاکید دارد و نقش او را مهم میداند. همچنین عدم آشنایی کامل زوجین با مهارتهای زندگی و اعتیاد زوجین دو دلیل دیگر میتواند باشد. البته اعتیاد همیشه به مواد مخدر نیست ممکن است اعتیاد به شبکههای اجتماعی، بازی و یا اینترنت هم باشد.
عوامل دیگری نیز میتواند دراین امر دخیل باشد که از آنها به عوامل فرعی یاد میکنیم .
نبود حلقههای آموزشی مناسب در ارگانهایی که عهده دار امر آموزش هستند ازجمله این موارد است و متاسفانه بودجه خوبی برای مراکز مشاوره تخصیص داده نمیشود.
در حال حاضر رویکرد خانواده چه در طلاق و چه در ازدواج در حال جایگزینی از آرامش محور به سمت آسایش محور است. خدا میفرماید: «لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا » ؛ یعنی همسر شما مایه آرامش شماست. لازمه زندگی خوب هم آرامش است نه آسایش. آسایش انسان در این است که شام خوبی بخورد و رختخواب نرمی داشته باشد. اما آرامش انسان در: « أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ ».
جامعه دبیرستانی و دانشگاهی در آستانه ازدواج رها میشوند و متاسفانه دختران دبیرستانی و پسرهای دانشگاهی آموزشی نمیبینند تا آمار طلاق پائین بیاید.
فقدان مشاوره لازم ،عدم ساماندهی مشاوران و ایجاد زمینههای طلاق توسط برخی از خود این مشاوران، نقش وکلا بخصوص در طلاقهای توافقی،عدم ارتقاء معنوی وکیل یا مشاوران و حتی اطرافیان و ناکارآمدی نهاد داوری خانواده را میتوان از دیگر عوامل فرعی گسترش طلاق عنوان کرد.
راهکارهای کاهش طلاق
موانعی هستند که نمیگذارند آمار طلاق پائین بیاید. مثل:
- قبح زدایی از طلاق و حتی استحاله و معروف شدن آن؛
- طولانی شدن فرایند برخی طلاقها که ممکن است باعث طولانی شدن فساد شود. تراکم پروندهها در دادگاه خانواده که قضات با صبر کمتر ممکن است بررسی کنند؛
- عدم آشنایی کافی با مسائل خانوادگی؛
- طلابی که از رفتن به مراکز مشاوره ابا دارند؛
اما راهکارهای کاهش طلاق را میتوان به دو دسته کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم کرد:
برگزاری دورههای آموزش روابط اجتماعی در سطح مساجد و بسیج و همچنین برای پسران و دختران دبیرستانی و طلاب، درنظر گرفتن دورههای فشرده برای ائمه جماعات، چرا که بسیاری از اهالی محل مشکلات خود را با امامان جماعت مطرح میکنند و این افراد باید آموزش ببینند تا بتوانند راه حل مناسبی ارائه دهند، برگزاری دورههای آموزشی برای مدیران و مربیان مدارس و دانشگاهها با موضوع راهکارهای زندگی مشترک،کاهش هزینههای مراکز مشاوره و همچنین ایجاد مراکز مشاوره رایگان وساماندهی مراکز مشاوره در سطح کلان ازجمله راهکارهای کوتاه مدت است .
در راهکارهای بلند مدت نیز مواردی قابل توجه است:
افزایش آموزشهای دینی، اخلاقی و مهارتهای ارتباطی در خانواده. زیرا افزایش مهارتهای دینی و اخلاقی تاثیر مثبتی بر روی زندگی آینده افراد دارد.
آموزش این مسائل باید از خانواده و سپس مدارس آغاز شود،افزایش حلقات صالحین ،تقویت فرهنگی نهاد مشاوره و از سویی بالا بردن فرهنگ مراجعه مردم به مراکز مشاوره ،استفاده از ظرفیت اماکن مذهبی و حوزه علمیه در جهت بالا بردن روحیه معنویت و اخلاق در خانواده.
برنامه ریزی به روز و کارآمد برای مشاوران نیز میتواند در بلند مدت مانع افزایش طلاق در جامعه شود .
رسانه ملی میتواند با ساختن فیلمهای آموزشی مناسب، نقش بسزایی در این زمینه داشته باشد. زیرا میلیونها نفر بیننده این فیلمها هستند و به صورت نامحسوس میتوان آموزش داد که مهمترین بنای عالم، نهاد خانواده است.
ازدواج به هنگام و با تفکر عاقلانه و قبیح بودن طلاق از دیگر مواردی است که باید در این سریالها و فیلمها آموزش داده شود.
ائمه جماعات و مبلغین نیز که در زمان تبلیغ به شهرستانها اعزام میشوند و همچنین طلابی که در طرح هجرت در روستاها مستقر هستند، میتوانند در زمینه آموزش زندگی بهتر و خانواده سالم موثر باشند.