محبت به دنیا مانع حکومت عقل (سلوک عارفانه)
(بدان ای سالک راه خدا!) درست است که عقل میگوید: این عالم، آلت و وسیله تحصیل آخرت است و در ذاتش تغییر و تحول وجود دارد. لذا نمیتوان آن را به عنوان هدف انتخاب کرد، اما چون او به دنیا دلبسته است و دنیا جزو واردات قلبیه او است، آن را به عنوان هدف خویش بر میگزیند. اینجا دیگر حرفی از جهل نسبت به «فنا نبودن مرگ» یا «متغیر بودن دنیا» نیست که یک نفر به این دلایل دنیا را هدفگیری کند. بلکه حرف اصلی در اینجا میل داشتن و دوست داشتن دنیا است، چون دنیا را دوست دارد و مطابق با امیال او است آن را هدفگیری میکند. پس این طور میشود که یک معتقد به معاد با آن که میداند دنیا ثابت نیست و نمیتوان آن را هدفگیری کرد و اینکه آخرت اصل است و باید به آن توجه نمود، باز هم دنیا را انتخاب کرده و وجهه جان خویش را به سوی آن برمیگرداند. چون انتخاب براساس فهم ما نیست، بلکه براساس میلها است. لذا اعتقاد بر معادی که در کنارش باور قلبی نباشد، کارآیی ندارد. اصلا وقتی که اعتراف قلبی و میل درونی وجود نداشته باشد. وجود برهانهای عقلی. از نظر آثار کالعدم است و هیچ تاثیری ندارد، چون عقل به راهی میرود و قلب به راهی دیگر! عقل در یک جهت و قلب در جهت مخالفش حرکت میکند.1
___________________
1-رسائل بندگی، آیت الله شیخ مجتبی تهرانی، ص 74