کد خبر: ۷۸۱۱۸
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۳

لزوم نگاه راهبردی به تولیدات و واردات کالاهای کشاورزی



قسمت اول
کشاورزی به عنوان پایه شکل‌گیری اجتماعات تمدن‌های انسانی اساسی‌ترین اقدام جامعه بشری برای تامین غذای نسل‌های انسانی محسوب می‌شود.
در کشورهای در حال توسعه تولید محصولات غذایی بر اقتصاد روستایی تسلط دارد. به عبارت دیگر، مواد غذایی بخش بزرگی از محصولات کشاورزی تولید شده در مناطق روستایی را تشکیل می‌دهد. زمانی که تولید کشاورزی به دلیل افزایش بازدهی زیاد شود، درآمد کشاورزان نیز افزایش خواهد یافت. افزایش درآمدهای سرانه متعاقبا تقاضا برای محصولات غذایی را افزایش خواهد داد.
در این اقتصادها کشش درآمدی تقاضا برای محصولات غذایی بسیار بالاست. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که کشش درآمدی تقاضا برای محصولات غذایی در این کشور بین 60 تا80 درصد است. علاوه بر این، افزایش نرخ رشد جمعیت به دلیل کاهش سریع میزان مرگ و میر، تقاضا برای محصولات غذایی را هر چه بیشتر افزایش می‌دهد. افزون بر این تقاضا برای مواد غذایی همراه با افزایش جمعیت در مناطق شهری و صنعتی افزایش می‌یابد. با توجه به این عوامل، افزایش تولید کشاورزی باید به نحوی باشد که بتواند با افزایش تقاضا مقابله کند. در شرایطی که افزایش تولید کشاورزی کمتر از نرخ رشد تقاضا باشد، قیمت محصولات کشاورزی افزایش خواهد یافت. برای جلوگیری از کمبود عرضه محصولات کشاورزی و جلوگیری از افزایش قیمت‌ها ممکن است بخشی از ذخایر ارزی کشور به واردات این محصولات اختصاص یابد که این امر به معنی هرز رفتن منابع سرمایه‌گذاری در کشور است؛ سرمایه‌هایی که می‌توانست صرف تامین کالاهای سرمایه‌ای شود.
در این شرایط ممکن است دولت نیز با اعمال سیاست‌های کنترل قیمت‌ها و جیره‌بندی به مقابله با کمبود عرضه مواد غذایی برخیزد. تمام این عوامل بر اهمیت افزایش تولید محصولات غذایی در کشورهای در حال توسعه در روند رشد و توسعه اقتصادی تاثیر دارد. از طرف دیگر محصولات کشاورزی تنها شامل محصولات غذایی نمی‌شود، بلکه بخشی از محصولات تولید شده در بخش کشاورزی مانند پنبه، کنف، چای، نیشکر، چغندرقند و... را می‌توان در بخش صنعت مورد استفاده قرار داد. بین تولید محصولات غذایی و محصولات کشاورزی - صنعتی، تناسب معینی وجود دارد. پس کشاورزی نه تنها مواد غذایی مورد نیاز کشور را تامین می‌کند، بلکه می‌تواند مواد اولیه صنعتی لازم برای توسعه بخش صنعت، مانند صنایع نساجی را نیز فراهم آورد. کشورهای توسعه نیافته تنها در تولید محصولات کشاورزی معدودی برای صادرات تخصص دارند. زمانی که تولید و بازدهی محصولات کشاورزی صادراتی افزایش یابد، صادرات و درآمدهای صادراتی نیز افزایش می‌یابد. بنابراین مازاد تولید در بخش کشاورزی، جریان تمرکز سرمایه را در زمانی که درآمدهای صادراتی صرف واردات کالاهای سرمایه‌ای می‌شود، تسریع می‌کند. هنگامی که توسعه اقتصادی به دلیل رشد صنعتی تقویت می‌شود، احتمالا سهم بخش کشاورزی در صادرات کاهش شدید می‌یابد؛ زیرا در داخل کشور به این محصولات چه برای تامین مواد غذایی مورد نیاز مناطق صنعتی و شهری و چه برای تامین مواد اولیه مورد نیاز بخش صنعت احتیاج است. این محصولات معمولا جایگزین واردات می‌شوند و ذخایر ارزی کشور را حفظ می‌کنند. به این ترتیب مازاد تولید محصولات غذایی سبب صرفه‌جویی در پرداخت‌های ارزی کشور خواهد شد. به عبارت دیگر، زمانی که کشور درصدد دستیابی به خودکفایی در تولید مواد غذایی است، پس‌انداز خالص از طریق صرفه‌جویی در پرداخت‌های ارزی می‌تواند به توسعه اقتصادی کمک کند تولید بیشتر در بخش کشاورزی نه تنها به صرفه‌جویی ارزی می‌انجامد، بلکه توسعه سایر بخش‌های اقتصاد را نیز درپی خواهد داشت.