کد خبر: ۷۸۰۸۹
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۶

موانع پندپذیری



* محمدمهدی رشادتی
امام مجتبی(ع) فرمود: بینکم و بین الموعظهًْ حجاب العزهًْ انتفعوا بالمواعظ، میان شما و موعظه و پندپذیری، پرده غروری قرار دارد، از عبرت‌ها و پندها، سود ببرید. (تحف‌العقول ص 239) انسان‌ها در برابر موعظه و سخنان پندآموز به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:
اول: عده‌ای به راحتی پذیرای پند و نصیحت هستند. گوششان بدهکار و آماده شنیدن است. قرآن این دسته افراد را به صاحبان عقل توصیف کرده و آنها را به همین دلیل شنوا بودن، مورد هدایت خدا دانسته است. (زمر 18) در تجربه‌های خودمان نیز مشاهده می‌کنیم آدم‌های پندپذیر، در زندگی و عرصه‌های مختلف آن موفق‌تر هستند.
دوم: عده‌ای اصلا گوش شنوا برای شنیدن ندارند، فقط بلدند حرف بزنند. مانند دیوار بلند و سدی مستحکم در برابر نصیحت ناصحان مقاومت می‌کنند. گویا امام(ع) انگیزه روانشناختی این گروه مردم را تبیین می‌کنند. غرور، خودپسندی، منیت، خود را بالاتر از دیگران پنداشتن، عامل اصلی مقاومت آنهاست. جالب است که قرآن مجید گوش شنوا نداشتن را از ویژگی‌های اصلی اهل جهنم می‌شمارد و از قول آنان نقل می‌‌کند که اگر اهل تعقل و شنیدن بودیم، الان در دوزخ عذاب نمی‌شدیم. (ملک 10)
علامه طباطبائی می‌فرماید: این آیه دلالت دارد بر اینکه منظور از نشنیدن و تعقل نکردن همان اطاعت نکردن و نپذیرفتن بعد از شنیدن و فهمیدن است. (المیزان ج 19 ص 596)
علامه همچنین در تفسیر آیه 206 بقره - و اذا قیل له اتق‌ الله اخذته العزهًْ بالاثم - می‌فرماید: وقتی منافق دعوت به رعایت تقوا می‌شود و کسی او را نصیحت می‌کند که از خدا بترس، در اثر آن عزتی که با گناه و نفاق کسب کرده و دل خود را بیمار ساخته، دچار نخوت و غرور می‌شود. (همان ج 2 ص 145)
نشانه سرکشی
آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمایند: نصیحت‌ناپذیری و خشمگین شدن در برابر دعوت به تقوا نشانه سرکشی و لجاجت است. به قول مرحوم طبرسی هر کس از پذیرش دعوت حق سرپیچی کند، مرتکب یکی از گناهان بزرگ شده است. ایشان از علی(ع) نقل می‌کنند: هر کس شنیدن سخن حق و پذیرش عدالت برایش سنگین و دشوار است، هرگز عمل به حق بهره‌اش نخواهد بود. زیرا عمل به حق دشوارتر است. (تسنیم، ج 10 ص 234-243).
در تاریخ آمده است که عبدالملک مروان از خلفای بنی‌امیه در بالای منبر در شهر مدینه گفت: به خدا سوگند هر کس مرا به تقوا امر کند گردنش را خواهم زد. (تفسیر نور ج 1 ص 415)
از بیانات فوق معلوم می‌شود که تنها انسان‌های متواضع به نصیحت ناصحان جواب مثبت می‌دهند و به آموزه‌ها عمل می‌کنند. اما متکبران نه می‌شنوند و اگر هم بشنوند، اطاعت نمی‌کنند.
ترفند ابلیس
 برای تسلط بر انسان
حضرت موسی(ع) در مجلسی نشسته بود ناگهان ابلیس به محضر آن حضرت رسید در حالی که کلاه رنگارنگ درازی بر سر داشت، گفت السلام علیک. موسی(ع) فرمود: تو کیستی؟ من ابلیس هستم. خدا تو را بکشد چرا اینجا آمدی؟ گفت: آمدم بر تو سلام کنم. موسی(ع) پرسید: با این کلاه رنگی چه می‌کنی؟ گفت: با آن، دل‌های مردم را آلوده و منحرف می‌کنم. موسی(ع) پرسید: چه کاری است که اگر انسان انجام بدهد، تو بر او چیره می‌شوی؟ ابلیس گفت: وقتی که انسان، خودبین باشد و عملش را زیاد قلمداد کند و گناهان خود را فراموش کند، بر او غلبه پیدا می‌کنم. (داستان دوستان ج 2 ص 38) وقتی که معاویه راجع به امیرالمومنین(ع) از احنف بن قیس پرسید: او در جواب گفت: علی(ع) سه چیز را می‌گرفت  سه چیز را ترک می‌کرد. وقتی که سخن می‌گفت، دل شنوندگان را می‌ربود. وقتی که دیگران حرف می‌زدند، خوب گوش می‌داد. وقتی که در امری با او مخالفت می‌کردند، آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کرد. اهل جدال و مشاجره نبود. از فرومایگان و افراد پست دوری می‌کرد و دست به کاری نمی‌زد که پس از انجامش مجبور به عذرخواهی شود. (مجموعه ورّام ج 2 ص 31)