کد خبر: ۷۷۳۰۸
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۵
مرکز مطالعات راهبردی آمریکا:

بعد از برجام راهبرد‌های نامتقارن دریایی ایران چالشی برای آمریکا است

اندیشکده آمریکایی «مطالعات راهبردی و بین‌المللی» در گزارشی تاکید کرد: چالش‌های دریایی نامتقارن ایران می‌تواند خطر اشتباه محاسبه را در خلیج فارس افزایش دهد و به ‌طور بالقوه اهداف منطقه‌ای کلان آمریکا را تهدید کند.


اندیشکده آمریکایی «مطالعات راهبردی و بین‌المللی»  در یکی از جدیدترین گزارشات خود با عنوان «دریانوردی در آب‌های خلیج (فارس) بعد از توافق هسته‌ای در این گزارش چالش‌های دریایی ایران و آمریکا را این‌گونه توضیح می‌دهد: «تحریکات دریایی ایران مدت‌های طولانی یک عامل خشم آمریکا و متحدان و شرکای منطقه‌ای آن بوده است. حال که کشورهای 1+5 و ایران در حال انجام تعهدات برجام هستند، تحریکات نیروی دریایی ایران، یک چالش جدید برای آمریکا است.
 ایران در سه دهه گذشته برای تامین منافع خود در خلیج فارس بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متکی بوده است، و این از طریق ترکیبی از واسطه‌ها (پراکسی‌ها) و توانایی‌های «نامتقارن» در کشورها و مناطق همسایه با اکثریت شیعه انجام می‌گیرد تا منافع منطقه‌ای ایران ارتقاء پیدا کند و نیروهای سیاسی که برنامه سیاست خارجی آن را تضعیف می‌کنند، به حاشیه رانده شوند.
اندیشکده آمریکایی سپس به رویکرد نامتقارن ایران در دریا می‌پردازد: «چالش‌های دریایی نامتقارن ایران می‌تواند خطر اشتباه محاسبه را در خلیج فارس افزایش دهد و به ‌طور بالقوه اهداف منطقه‌ای کلان آمریکا را تهدید کند. بازدارندگی در برابر رفتار تهاجمی ایران، همزمان، تلاش برای تعامل با این کشور، اصلی‌ترین آزمون هم برای راهبرد نظامی و هم دیپلماسی آمریکا در منطقه خواهد بود. اهداف منطقه‌ای کلان آمریکا در خلیج فارس از این قرارند: تضمین جریان آزاد انرژی (از خلیج فارس) به اقتصاد جهانی، مبارزه با تروریسم و تکثیر تسلیحات کشتارجمعی و حفظ تعهدات نسبت به متحدان و شرکای منطقه‌ای».
در ادامه اندیشکده آمریکایی با بیان اینکه اتکاء ایران بر تاکتیک‌های نامتقارن، از توانایی‌های نظامی متعارف محدود آن سرچشمه می‌گیرد، به تشریح مفصل رویکرد نامتقارن سپاه پاسداران از منظر خود می‌پردازد: «تاکتیک‌های نامتقارن برای ایران یک پوشش برای عملیات علیه رقبایش ایجاد می‌کند و هم‌زمان راه انکار هوشمندانه‌ای را هم برای اجتناب از مواجهه با واکنش تلافی جویانه سریع و تقابل مستقیم با آمریکا باز می‌گذارد.»
نیروی دریایی سپاه پاسداران (ندسا) حدود 20000 پرسنل، دارای طیف متنوعی از شناورها و چند صد قایق هجومی است. این نیرو که مسئول امنیت خلیج فارس است، فرماندهی دفاع ساحلی را به عهده دارد که شامل یک تیپ ضدکشتی مجهز به موشک‌های «کرم ابریشم» است.
ندسا از طیفی از قایق‌های کوچک و چابک و مینی زیردریایی‌ها برخوردار است که می‌توانند ناوهای بزرگ‌تر آمریکایی را محاصره کنند تقریبا همه قایق‌های گشتی و بسیاری از کشتی‌های تجاری ایران می‌توانند در خلیج فارس با مین‌های زیرسطحی، مین‌ریزی کنند. ایران حدود 5000 مین دریایی در سیاهه دارایی‌های دریایی خود دارد و در مواجهات قبلی آن‌ها را به کار گرفته است.
این گزارش سپس هدف راهبردی اولیه ایران در دوره پسابرجام را این‌گونه شرح می‌دهد: «حفاظت از منافعش در خلیج فارس است (همین‌طور شام و آسیای مرکزی و جنوب آسیا) که مبتنی بر مقابله با تجاوز به حوزه نفوذ خود در خلیج فارس از سوی ائتلاف آمریکایی-سعودی است.
تاکتیک‌های نامتقارن به ایران این اجازه را می‌دهد که امتیازات خود را برای تعقیب و گریز و مانور در اطراف ناوهای آمریکایی افزایش دهد و آزادی عمل بیشتری در خلیج فارس به دست بیاورد. استفاده از تسلیحات متعارف بیشتر، مثل موشک‌های ضدکشتی و موشک‌های کروز، حتی چالش بزرگ‌تری (برای آمریکا و عرب‌های خلیج‌فارس) است.
این گزارش در ادامه احساس بی‌اعتمادی ایران به آمریکا را این‌گونه توضیح می‌دهد: «جمهوری اسلامی به ویژه سپاه پاسداران، به پیشنهادات آمریکا مشکوک است و باور دارد که حتی مهربانانه‌ترین اقدامات اعتمادساز (از سوی آمریکا)، تعدی به توان آن برای کنترل خلیج‌فارس است.
مرکز «مطالعات راهبردی و بین‌المللی» در بخش پایانی تاکید می‌کند:  «بعد از برجام،. آمریکا باید یک رویکرد چندبعدی نسبت به ایران و شرکای منطقه‌ای خود در پیش بگیرد که مبتنی بر ایجاد ارتباط و هم‌زمان تقویت توان بازدارندگی است. گرچه ارتباطاتی در سطح تاکتیکی میان نیروی دریایی آمریکا و ندسا در خلیج فارس اتفاق افتاده است، هیچ رابطه نهادینه یا توافقی برای تنش‌زدایی یا تعدیل مناقشه وجود ندارد».