کد خبر: ۷۳۴۸۷
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۹

فقه جواهری روش استنباط دین


 
 * خلیل منصوری

 یکی از مهم‌ترین ابزارهای شناسایی و جدایی نظریه‌های اسلامی از غیر اسلامی، منطق استنباط است. همان‌گونه که منطق صوری ارسطویی ابزاری مهم در تفکر صحیح و استنتاج است، منطق خاصی لازم است تا گزاره‌ها و نظریه‌های دینی استخراج شود. البته آنچه در اختیار ماست، نظریه‌های منطق استنباط نظریه‌های فقهی است که از آن به اصول فقه یاد می‌شود. اما این منطق به تنهایی نمی‌تواند همه حوزه‌های اسلامی را پوشش دهد؛ زیرا کسانی که به تدوین و تطویر اصول فقه اقدام کرده‌اند فقیهانی بودند که می‌خواستند از این طریق گزاره‌های اسلامی را در حوزه‌ احکام به دست آورند و افعال مکلفین را براساس آن سامان دهند. از این‌رو، تنها به حوزه فعل مکلفین با نگاه محدود فقهی توجه داشتند و از گزاره‌های اسلامی در حوزه‌های اعتقادی (کلامی) و اخلاقی به دور بودند. پس نمی‌توان از اصول فقه در همه دین اسلام بهره برد و در همه عرصه‌ها، نظریات اسلامی را استنباط نمود.
فقر روشی در حوزه‌های مختلف علمی دینی
هر چند که اصول فقه، روشمندترین شیوه استنباط است که بر گرفته از آموزه‌های عقلانی و وحیانی است و تدوین‌کنندگان آن از آبشخور عقل و وحی یعنی کتاب و سنت بسیار بهره برده‌اند، ولی هرگز در اندیشه تعمیم آن به همه حوزه‌ها برنیامدند. از این‌رو ما با فقر شدید روشی در حوزه‌های تفسیری و کلامی و اخلاقی و مانند آن مواجه هستیم.
البته این بدان معنا نیست که اسلام فاقد منطق صحیح استنباط و استنتاج از منابع اصلی یعنی کتاب و سنت است؛ بلکه به این معناست که عالمان اسلامی تنها در مقام فقیهان به منطق استنباط توجه داشته و در مقام دیگری قرار نگرفته و از آن زاویه در اندیشه تدوین اصول استنباط برنیامدند.
همچنان که این مطلب به این معنا نیست که در حوزه‌هائی غیر از فقه، با نوعی هرج و مرج روشی و منطقی مواجه بوده‌ایم؛ زیرا متکلمان و مفسران نیز با آنکه در مقام‌ تدوین اصول استنباط و منطق استنتاج از منابع کتاب و سنت برنیامدند ولی همواره بر مدار سنت نانوشته‌ای حرکت کرده و روشی را در پیش گرفتند که نظریات ایشان را قابل استناد به دین اسلام می‌کند.
به سخن دیگر، همه عالمان اسلامی به شکل نوشته یا نانوشته‌ای دارای منطق فهم و استنباط بوده‌اند؛ هرچند که در برخی از عرصه‌ها آن را به شکل منظمی مضبوط نکرده و سامان نداده‌اند.
این اشکال مهم در شیوه عمل عالمان اسلامی در تعامل با گزاره‌های دین اسلام، موجب شد تا نتوان در یک حوزه کلاسیک و منطقی به تعلیم دیگران در حوزه‌های غیر فقه اقدام کرد و روشمند در مقام استنباط برآمد و در مقام احتجاج روشمندانه به نقد و ارزیابی و تحلیل پرداخت.
آنچه در اختیار ماست مجموعه‌ای دستگاه فکری است که در روشی نانوشته با کمی هرج و مرج در اختیار ما گذاشته شده است. از این‌رو، لازم است تا با مراجعه به همین مجموعه کتب عالمان اسلامی، اقدام به شناسایی اصول و مبانی و تدوین آن کرد تا در یک مجموعه روشی و منطقی امکان بهره‌گیری و نیز نقد و تحلیل برای همگان فراهم آید؛ زیرا فقدان مبانی و اصول استنباط نظریه‌های اسلامی همان‌گونه که امکان نقد را از دیگران می‌گیرد، امکان تطویر و تکامل را هم از نظریات اسلامی باز می‌ستاند و اجازه نمی‌دهد که در یک دستگاه روشمند مقبول به ارایه نظریات پرداخت.
ضرورت استفاده از
 روش فقه جواهری
به نظر می‌رسد که تأکید امام خمینی به بازگشت به روش صاحب جواهر و فقه جواهری از آن‌رو بوده است که می‌توان از طریق این دستگاه فکری که در اختیار ماست اقدام به شناسایی روش استنباط در دین اسلام کرد و در چارچوب این نمونه عینی و برتر، روش استنباطی را تدوین نمود. البته فقه جواهری تنها می‌تواند گام نخست را برای حرکت رو به رشد شناسایی مبانی و اصول استنباط از گزاره‌های اسلامی را فراهم آورد ولی شناسایی و تدوین این روش، خود گام بسیار بزرگ است که می‌تواند پایه‌های منطق درست اندیشیدن گزاره‌های اسلامی را در اختیار ما بگذارد.
به هرحال، همان‌گونه که امام‌خمینی با اندیشیدن در روش جواهری توانست به بازخوانی متون کتاب و سنت اقدام کند و نظریه ولایت فقیه را برای جامعه عصر غیبت ارائه دهد، می‌توان با شناسایی دقیق روش‌های استنباط و تعمیم و گسترش و نقد و بررسی آن در حوزه‌های دیگر غیر از فقه، روش استنباط کامل و جامعی برای استنباط اسلام به دست آورد و روشمندانه به ارائه نظریات و نقد و تحلیل آن پرداخت. اگر این اقدام ضروری و لازم در حوزه‌های علمیه انجام پذیرد امید می‌رود که بتوانیم در همه حوزه‌های علوم از تفسیر، اخلاق، اقتصاد، سیاست، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مانند آن به ارائه نظریات اسلامی برسیم وگرنه همان راهی را خواهیم رفت که تاکنون رفته‌ایم و با مشکلاتی چون تغرب فکری و روشی و یا تحجر در گذشته به دور از واقعیت‌ها و مقتضیات زمان و مکان دست و پنجه نرم خواهیم کرد.
پس برای رهایی از تغرب فکری و روشی و نیز تحجر در گذشته و ارائه نظریات امروزی برای حل مشکلات جامعه، باید به شناسایی روش استنباط اسلامی و اصول و مبانی آن اقدام کرد و در این چارچوب نظریات ارائه شده نقد و بررسی روشمند شده و به عنوان اسلام پذیرفه یا رد شود.