حاشیهنگاری از دیدار صمیمی رهبر انقلاب و جمعی از مسئولان(قسمت اول)
جلسهای شیرین با چهل تکهای قشنگ!
جمعی از مدیران نظام هفته گذشته (95/1/24) با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند که خبر آن به طور رسمی منتشر نشد. سپهر خلجی مدیر روابط عمومی دفتر رهبری گزارشی از این دیدار در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است که در ادامه میخوانید.
سهشنبه گذشته (24 فروردین 95) جمعی از مسئولان فعلی و قبلی کشور در سطوح مختلف، با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند؛ جلسهای صمیمی و شیرین بود و آقا بحثهای مهمّی مطرح کردند که مخاطب آنها فقط حاضران در جلسه نبودند.
انگشتری که قبل از مراسم هدیه شد
همین روزها قرار است هر دو چشمش را عمل کنند؛ چشمهایی که در دفاع از حریم اسلام و اهلبیت(ع) در عملیات آزادسازی نبل و الزهرا داده تا برای روزی که همه چشمها به زیر هستند، این چشمها او را سربلند کنند و حالا آمده اینجا تا با کورسویی که مانده، آقا را ببیند؛ به آقا میگوید: شما خیلی دوست داشتید نبل و الزهرا آزاد شود؛ آقا با لبخند تأیید و برای سیّدحسن جانباز دعا میکنند که بیناییاش را دوباره به دست آورد. سیّدحسن هم از آقا میخواهد که انگشترشان را تبرّکاً بعد از مراسم به او هدیه دهند؛ این همه درخواست جانباز مدافع حرم از آقاست؛ اما آقا منتظرش نمیگذارند: «چرا بعد از مراسم؟ همین حالا» آقا انگشترشان را میدهند و نقش انگشتری را برای سیّدحسن میخوانند: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا»
****
مهمانها به صف ایستادهاند؛ آمادهاند تا نماز را با آقا بخوانند. این سومین مراسم عیدانهای است که در سال جدید تعدادی از مسئولان سابق و لاحق با آقا دیدار میکنند. نماز که تمام میشود، آقا هنوز مشغول تعقیبات هستند که مهمانها هر کدام جایی برای نشستنشان دست و پا میکنند؛ آقا پس از تعقیبات روی صندلی مینشینند و نظر به نظر با مهمانها سلامعلیکی میکنند؛ اینجور سلام و تحیتگویی، سیره همیشگی آقاست در دیدارهایی با جمعیت نسبتاً محدود؛ بعد یک صلوات از جمع میگیرند و میگویند: «بسم الله الرحمن الرحیم، عیدتان مبارک!» لبخند به لب همه مینشیند و عید مبارکی آقا را جواب میدهند؛ آقا رشته سخن را با تبریک اعیاد به دست میگیرند: «هم عید سعید نوروز، هم عید ولادت صدیقه کبری سلامالله علیها، هم عید ورود ماه رجب که در واقع عید پرهیزگاران و بندگان صالح و اولیاءاللّه است. انشاءالله که همهتان در این عناوین داخل باشید و از این ماه رجب حداکثر استفاده را ببرید، این حقیر را هم دعا کنید، ما هم دعا میکنیم انشاءالله به همهتان.»
تحکیم «خاکریز ما میتوانیم»
بحمدالله در قحط نخبگان نیستیم
جلسه گرمتر هم میشود وقتی که آقا میگویند این جلسه، جلسه شیرینی است، چون جزء معدود جلساتی است که تقریباً همه حضّار را میشناسند و با بسیاری از آنها در سالهای متمادی، همکاری و همفکری داشتهاند.
اما این، همه آن چیزی نیست که جلسه را از نظر آقا مطلوب کرده؛ آقا در توصیف مهمانها میگویند: «عموماً جزو نخبگان جامعه ما هستید، مدیران خوب، برجستگان، مجرّبین در دستگاههای مختلف، دستگاههای اقتصادی، دستگاههای فرهنگی، دستگاههای فنّی، دستگاههای خدماتی، دستگاههای فکری. عموماً دوستانی که اینجا تشریف دارید، جزو نخبگان هستید و خدا را شکر میکنیم از اینکه بحمدالله ما در قحط نخبگان نیستیم در کشور. من آن روزی که مسئولین قوه مجریه و مقنّنه و قضائیه اینجا تشریف آورده بودند برای اظهار محبت عید، به آنها گفتم، گفتم ما بحمدالله کمبود مدیر خوب نداریم، خیلی داریم. حالا ممکن است مثلاً بنده یکی را نشناسم، لکن مدیر خوب کم نداریم، ما در کشور خیلی مدیر داریم. هیچ احتیاجی نیست به اینکه انسان آرزو کند که کاش مثلاً فرض کنید که فلانجور میشد تا میتوانستیم دستگاههایمان را مدیریت کنیم.»
اعتماد به نفس؛ همان سنگر مهمی است که آقا روز اول سال در حرم مطهر رضوی علیهالسلام توضیحش را دادند؛ در رژیم طاغوت سنگر «ما نمیتوانیم» بنا شده بود که بستر سلطه و استعمار باشد؛ انقلاب آمد و این سنگر را خراب کرد و جایش سنگری زد بهنام «میشود و میتوانیم». انقلاب و رهبری در این سالها محکم ایستادهاند که کسی نتواند سنگر سلطهگری «بیاعتمادی به خود» را برگرداند.
آقا برای جا افتادن بحث خاطرهای از 15، 16 سال قبل میگویند؛ روزی که مسئول یکی از بخشهای کشور از کمبود مدیریت کلان در آن بخش گزارش داد: «من خب گزارشهایی داشتم. گفتم این گزارشها هست اینها و ایشان گفت نه، این گزارشها خیلی معتبر نیست. ما نداریم مدیرِ به قدر لازم. بعد از این حرف و بعد از آن سال در همان بخش که بنده حالا نمیخواهم خصوصیاتش را بگویم، مدیران قدَر و فعّالی بحمدالله آمدند، کارهای خوبی انجام دادند، کارهای بزرگی انجام دادند که جلو چشم مردم است، الان جلوی چشم مردم است در سرتاسر کشور؛ جای هیچ تردیدی نیست.»
آقا میگویند: «بله، بعضی از کشورها هستند پول دارند، آدم ندارند؛ ما آدم داریم، در مواردی پول نداریم.» لبخند دوباره به لبها میآید و آقا ادامه میدهند: «این یک واقعیتی است. یک مقداری از لحاظ پولی دچار مشکلیم، اما آدم الحمدلله زیاد [داریم]. عرض میکنم در همان بخشی که آن آقای مأیوس آمده بود به من میگفت که ما مدیر نداریم، در همان بخش اتفاقاً بعدها کارهای برجستهای که اگر من الان بگویم، همهتان تصدیق میکنید، یعنی جزو چیزهایی نیست که محل تردید باشد. همه تصدیق میکنید که واقعاً در این بخش کارهای بزرگی انجام گرفت. به هر حال این هم یکی از خصوصیات این جلسه است که بحمدالله میبینم شماها را، جزو مدیران، جزو صاحبان فکر، صاحبان خط و ربط علمی و فنی و کاری هستید، خدا را شکر. از این جهت هم بنابراین جلسه، جلسه مطلوبی است برای من.»
تعبیر «آقای مأیوس» هم در نوع خود جالب است؛ «امید» رمز حرکت است و هیچکس به اندازه آقا در این سالها به ملت و جوانانش امید نداده؛ «امید واقعبینانه و حرکتآفرین».
جلسهای شیرین با چهل تکهای قشنگ
آقا هنوز پرونده ویژگیهای این جلسه را نبستهاند: «یک جنبه دیگر این جلسه این است که این جلسه مشتمل بر افکار و نگاهها و گرایشهای مختلف سیاسی است. انواع و اقسام اینجا من دارم جلو چشم...» جمله آقا تمام نشده همراه با لبخند آقا، صدای خنده از جمع بلند میشود. وقتی آقا در توصیف جمع میگویند: «یک چهل تکه قشنگی است. از همهجور الحمدلله هستند.» صدای خنده بلندتر هم میشود و یکی از آن عقب میگوید خدا شما را بین اینها حفظ کند و آقا با همان لبخند جواب میدهند: «زنده باشید»
سمت راست آقا، عارف و چمران نشستهاند و سمت چپشان سیف و بهمنی؛ از دولتیهای قدیمی میرسلیم و سیدکاظم اکرمی و قاسمی و متکی؛ در جناح راست مجلس، ابراهیمی و مصباحی مقدم از جامعه روحانیت؛ آقایان اعرافی و اختری و جواد اژهای هم همان حول و حوش نشستهاند؛ روبروی آقا در سه جهت رؤسای سه دوره دانشگاه آزاد جاسبی، دانشجو و میرزاده هستند؛ آنطرفتر شریعتمداریِ کیهان و دعاییِ اطلاعات؛ نیکزاد، تقیپور، فریدون عباسی و ابوالقاسم طالبی؛ صفدر حسینی، صادق خرازی، تابش و افشین علاء؛ آقاتهرانی، زاکانی و فدایی؛ چند نفر از خانمها هم هستند.
واقعاً چهلتکّه است؛ اما این تنوع به نظر آقا چیز مطلوبی است: «این تنوّع -این را شما بدانید این نظر قطعی من است، حالا دوستانی که با من کار کردند سالها از نزدیک میدانند این نظر را- این تنوّع چیز مطلوبی است، چیز نامطلوبی نیست.»
اما آقا با همان ظرافتهای همیشگیشان که موضوع را مطلق رها نمیکنند، شرط مطلوبیت را هم میگویند: «البته مشروط بر اینکه سادگی و سادهلوحی به خرج ندهیم، بچگی به خرج ندهیم و مثل بعضی از کشورهای دیگر که آدم میبیند سرِ یک چیزهای کوچک، اختلاف سلیقهها تبدیل میشود به یک دعواهای بزرگ، گاهی بنیانی، میافتند به جان هم. به جان هم افتادن هم از زبان شروع میشود، لکن به زبان ختم نمیشود، خیلی اوقات به اسلحه ختم میشود.»
آقا شاهد مثالش را از لیبی میآورند آن هم به نقل از رئیسجمهور قزاقستان که دوشنبه به ملاقاتشان آمده و گفته بود: خب بله، آن قذافی آدم خوبی نبود، اما وضع لیبی زمان قذافی بهتر از حالا بود. این چه وضعی است؟ دخالت کردند حضرات، اینجور مردم را به جان هم انداختند، اصلاً هیچ کسی امنیت ندارد از خانهاش بیاید بیرون.
«عقل و حلم»؛ شرط اول آقا برای مفید بودن تنوعهای فکری است: «اگر در یک چنین تنوع فکری، عقل حاکم باشد و حِلم حاکم باشد، طبعاً چیز خیلی خوبی خواهد بود، چیز خوبی است. لذا در دعاها «اللّهم ارْزُقنی العلم و الحلم» حلم یعنی ظرفیت، آدم ظرفیت دیدن مخالف و شنیدن حرف غیراز عقیده خود را داشته باشد.»
رودخانههای کوچک و بزرگی که باید
به اقیانوس انقلاب بریزند
سر گفتن دومین خاطره آقا در این دیدار همینجا باز میشود: «یک وقتی اینجا چند سال قبل از این، انواع روزنامهنگارهای مختلف، جور واجور آمده بودند اینجا، و در میانشان افرادِ [مختلف بودند] آنوقت تازه این تعبیر «دگراندیش» باب شده بود، من گفتم من اصلاً قبول ندارم این تعبیر را. دگراندیش، خب دگراندیش، دگراندیشی یک جرم که نیست، خب اندیشه است؛ شما یکجور فکر میکنید، رفیقت یکجور دیگر فکر میکند در مسایل مختلف، ایرادی ندارد. منتها یک شرط دارد. غیراز این شرطی که عرض کردیم که چنگال به هم نزنند و اینها، شرط دیگر این است که همه متوجه به انقلاب باشد. مسئله انقلاب جدّی گرفته بشود. این مهم است. این رودخانههای کوچک و بزرگ از جوانب مختلف، همه به این اقیانوس انقلاب بریزد، به نفع انقلاب تمام بشود. این خوب است.»
آقا «مسیر انحرافی» را هم معرفی میکنند: «اگر جریان و جهت از انقلاب منحرف شد، منصرف شد، نه دیگر، این ایجاد خطر میکند، اشکال درست میکند. البته در آن صورت هم میتوان دعوا درست نکرد. یعنی هیچ اشکالی ندارد. ما از اول انقلاب تا حالا افرادی داشتیم ضد انقلاب بودند، یعنی هیچ مشکلی هم با اینها به خاطر ضد انقلاب بودن نداشتیم. مخالف بودند با انقلاب... هیچکس کاری با اینها [ندارد]. خب میبینید دیگر، از اول انقلاب چه کسی را به جرم اینکه شما غیراز فکر امام فکر میکنید یا غیراز فکر نظام فکر میکنید یا غیراز فکر انقلاب فکر میکنید، چه کسی را تا حالا مورد تعرّض قرار دادند به خاطر این چیزها؟ چنین چیزی نیست. لکن خب اگر چنانچه این جریانات مختلف به سمت این اقیانوس عظیمی که انقلاب است و مکتب امام است و هویّت و شخصیت امام رضوانالله علیه هست، اگر به این طرف سرازیر نشود، فایده خودش را از دست خواهد داد، کماثر خواهد شد، گاهی اوقات اثر معکوس خواهد داشت. این را باید رعایت کرد. این شرط مهم و اصلیای است، که آن وقت از این تنوّع انسان بهرهمند میشود.»
* قسمت دوم روایت این دیدار فردا منتشر میشود.