احسان نراقی-46
ارتباط سازمانیافته امینی و نراقی برای مهار فعالیتهای دانشجویی
یکی از علاقهمندیهای محمدرضا پهلوی، آگاهی از جزئیات زندگی دولتمردان خود بود؛ از این رو، وقتی احسان نراقی برای انتصاب به «معاونت وزارت علوم و رئیس امور برنامهریزی علمی» انتخاب و «حسن شهرت» او، «خیلی خوب» اعلام شد، «موضوع حسن شهرت احسان نراقی، مورد ایراد شاهنشاه» قرار گرفت.414
و پس از این انتصاب، در مراسم مختلف تشریفاتی که با حضور محمدرضا پهلوی صورت میگرفت، احسان نراقی نیز یکی از مدعوین بود: مراسم تشریفات نمایشگاه، مهر 1356، مراسم سلام مبعث، خرداد 1357 و مراسم شرفیابی عیدغدیر، مهر 1357.
احسان نراقی و علی امینی
اولین نشانههای مستندِ ارتباطِ احسان نراقی با علی امینی، مربوط به زمان نخستوزیری اوست. هر چند به خوبی روشن است که این ارتباط، دارای ریشهای حداقل به قدمتِ نهضت ملی شدنِ صنعت نفت و زمان حکومت دکتر مصدق میباشد:
«ارتباط دکتر نراقی با دکتر علی امینی، از مدتها قبل، یعنی قبل از نخستوزیری شخص اخیر بوده و دکتر نراقی همیشه معترف به این ارتباط بوده و هست.»415
احسان نراقی، درباره این رابطه، به مهار فعالیتهای دانشجویی در زمان نخستوزیری علی امینی و ارتباط تنگاتنگ با او اشاره دارد416و اسناد ساواک نیز، از توافقِ این دو، در رابطه با مساعدت با دانشجویانی که در این جریان دستگیر شدهاند، حکایت مینماید.417
این داد و ستد، در زمان نخستوزیری حسنعلی منصور نیز ادامه یافت. زمانی که صحبت از انتخاب وزیرِ جدیدی برای آموزش و پرورش بود، علی امینی، ضمن تماس با محمد درخشش، که وزیر فرهنگِ دولت او بود و در آموزش و پرورش دارودستهای داشت، متوسل شد تا زمینه وزارت احسان نراقی را فراهم نماید.418
هرچند این وزارت، که از آن به عنوان «آرزویی انجام نشده» که نراقی تا پایانِ عمر رژیم پهلوی از آن رنج میبرد، یاد میشد، محقق نگردید؛ ولی ارتباط این دو و تبادلِ فکری آنان در طول زمان، ادامه یافت و احسان نراقی، بنا بر نظر امینی، اقداماتی را نیز در جهت دستهبندیهای درون رژیم شاه، سازماندهی مینمود:
«جنابعالی، آن جریانها را که فرمودید؛ جریانهای قبل از بحران، که یک مقداری پول دار شدند، بالاخره ما هم صحبتهایی کردیم که در آیندگان هم نوشته.» و علی امینی هم با تشجیع او، این اقدامات را تأیید میکرد:
«به هرحال آقا زبان سرخ شما سر سبزتان را بر باد ندهد.»419
ارتباط علی امینی و نراقی، کمی بیشتر از یک ارتباطِ عادی به نظر میرسد و رگههایی از سازمانیافته بودن در این روابط به چشم میخورد، مانند گزارشاتی که پس از بازگشت از مسافرتهای تحقیقاتی، به امینی میدهد که نمونه آن، گزارشِ سفرِ به «هندوستان و افغانستان» در آبان ماه سال 1347ش420 و سفر به «رومانی» در دی ماه همان سال میباشد.421
هرچند احسان نراقی، درباره علت این ارتباط به ساواک گفته است:
«چون شغل اصلی او تحقیقات اجتماعی میباشد، ناگزیر به ارتباط با شخصیتها و گروههای مختلف اجتماعی، صرفنظر از عقاید آنان است.»422
حساسیت ساواک، موجب شد تا احسان نراقی، ملاقاتهای خود با علی امینی را به اطلاع ساواک برساند و گزارشِ مذکرات با او را نیز، به آنها گزارش دهد.423 در نمونهای از این گزارشها که با دستخط نراقی نوشته شده، به نظرات امینی، پیرامون رابطه با آمریکا و سفر هویدا به آن کشور برای دریافت کمک، اشاره گردیده است.424
با رفتن احسان نراقی به فرانسه و بازگشت او در سال 1353، دیگر گزارشی از ارتباط این دو به ثبت نرسید، ولی در سال 1356ش و در زمان تغییراتی که در کشور ایجاد شد، منزل مسکونی امینی، دوباره تبدیل به محل تشکیل جلسات و تبادل نظرهای سیاسی گردید. در این موقع، باز احسان نراقی، ارتباطات خود را با امینی از سرگرفت.425
زمانی که انقلاب اسلامی فراگیر شد و سردمداران رژیم با وجود اختلاف نظرهایی که در چگونگی اداره کشور داشتند، تصمیم به اتحاد، برای نجات رژیم سلطنتی محمدرضا شاه گرفتند، هماهنگی نراقی و امینی نیز بیشتر شد، تا امینی با صراحت به «وجودِ خطرِ» انقلاب اسلامی اشاره کند و نراقی نیز ضمن تأیید نظر او، بگوید:
«گروهی از افراد مطلع و مسلط را که با مسائل روز آشنایی دارند و در حدود 20 الی 30 نفر میشوند، جمع کردهایم که با تشکیل جلسات و سمینارها، نارساییها را مطرح خواهیم کرد.»426