کد خبر: ۷۱۶۴۵
تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۳

مضرات تملق و چاپلوسی



  محمدمهدی رشادتی
  امام پنجم(ع) فرمود: لیس من اخلاق المؤمن الملق و الحسد الا فی طلب العلم. چاپلوسی و حسد از اخلاق مؤمن نیست مگر در کسب دانش. (تحف‌العقول ص307)
امام خمینی(ره) می‌نویسد: تمایز قائل شدن بین تواضع و تملق، بی‌نهایت مشکل است و باید انسان به خدا پناه ببرد تا او را هدایت کند. (چهل حدیث ص82) ایشان در تعریف تملق چنین می‌آورند:
انسان نسبت به کسی اظهار دوستی و مهربانی توأم با فروتنی کند درحالی که در قلبش چنین نباشد. (همان ص371) به نظر می‌رسد که عنصر اصلی در تعریف چاپلوسی، دوگانگی ظاهر و باطن و به عبارت دیگر وجود نفاق و دورویی در مدح کننده است.
چند نکته درباره تعریف و تملق
با توجه به تعریف فوق در مدح و تعریف دیگران چند حالت متصور است.
1- اگر مدح و تعریف، غیرواقعی و اغراق‌آمیز و بیش از واقعیت باشد، در این صورت مدح‌کننده مرتکب روش دروغ و نفاق می‌شود و به تعبیر علی(ع) در واقع به نحوی طرف مقابل را مورد تمسخر قرار می‌دهد. (غررالحکم ج2 ص418) این قسم، از مصادیق بارز تملق محسوب می‌گردد و به شدت از آن نهی شده است.
2- اگر مدح و تعریف کمتر از واقعیت باشد، در این صورت مدح‌کننده گرفتار حسد و درماندگی شده است. (حکمت 347) البته این قسم در واقع مدح نیست بلکه نوعی سرزنش و توبیخ و تحقیر محسوب می‌شود و به عبارتی کم‌فروشی است.
3- اگر مدح و تعریف به اندازه واقعیت و در حضور مخاطب باشد، اما با تکرار و تأکید زیاد همراه شود، در این صورت نیز مدح‌کننده گرفتار بیماری چاپلوسی شده است. (غرر ج2 ص414)
4- اگر مدح و تعریف به اندازه واقعیت و در حضور مخاطب نیز باشد، هرچند آمیخته با تکرار و تأکید زیاد همراه نباشد، در این صورت گرچه مدح‌کننده دچار تملق نشده است، اما پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: این نوع مدح نیز جایز نیست. (نهج‌الفصاحه ص581) این قسم گرچه ممکن است در ابتدای امر اشکال نداشته باشد، اما به خاطر احتمال بروز آفات غرور و خودپسندی و... شایسته است از آن اجتناب شود. اولیای الهی از همین مقدار نیز به شدت دوری می‌کنند.
5- اگر مدح و تعریف به اندازه واقعیت و در غیاب شخص به طور مختصر و کوتاه باشد، مانعی ندارد. (غرر ج2 ص416)
این نکته قابل ذکر است که در مقام تربیت کودکان و نیز افراد سرخورده و ناامید و شکست خورده، می‌توان از شیوه مدح و تعریف برای تشویق آنان و ایجاد روحیه امید و نشاط و انگیزه استفاده کرد.
تملق و چاپلوسی بیشتر برای عوام‌فریبی و صید آنهاست و آدمی برای طمع تملق می‌گوید. (چهل حدیث ص378) زیردستان از اربابان و طالبان ریاست از زبردستان فرومایه تملق می‌گویند تا قلوب آنان را به خود جلب کنند و بدین وسیله دنیایشان تأمین شود. (همان ص560-561)
نگاه دین به تملق
اسلام از یک طرف با تملق کننده و از طرف دیگر با کسی که علاقه‌مند است او را تعریف کنند، مبارزه می‌کند. رسول خدا(ص) فرمود: به صورت مدح‌کنندگان خاک بپاشید. (نهج‌الفصاحه ص581) و در جایی دیگر فرمود: نباید از مدح دیگران راضی و از مذمت کردن آنها ناراحت شد. روزی مردی مدح دیگری را در خدمت پیامبر(ص) کرد. حضرت فرمود: اگر آن کسی را که تعریف کردی حاضر بود و به مدح تو نیز رضایت می‌داد و در همین حالت از دنیا می‌رفت، داخل آتش جهنم می‌شد. (معراج‌السعادهًْ ص507) تملق و چاپلوسی علاوه بر اینکه گوینده را به ورطه دروغ، فرومایگی، تظاهر و ریا و نفاق می‌کشاند، شنونده را نیز در معرض خطرات خودپسندی، تکبر و سرکشی و گاه سستی در راه خیر و نهایتاً هلاکت و فرو غلطیدن در دوزخ قرار می‌دهد. (غرر ج2 ص417-414 و معراج‌السعادهًْ ص507 و اخلاق بشر ص244)
روزی مرحوم آیت‌الله مشکینی در حضور امام‌خمینی(ره) از ایشان تجلیل کردند. امام پس‌از بسم‌الله گفتند: من قبلاً از آقای مشکینی گله کنم. ما آنقدری که گرفتار نفس خود هستیم، کافی است. دیگر مسائلی نفرمائید که انباشته شود در نفوس ما و ما را عقب برگرداند. شما دعا کنید که آدم بشویم. (داستان دوستان ج1 ص84)