ضرورت توجه به برنامهریزی در زندگی و استفاده بهینه از وقت و زمان
گوهر وقت بدین خیرگی از دست مده!(گزارش روز)
صدیقه توانا
یک سال تقویمی دیگر رو به پایان است اما سال و گذر عمر ادامه دارد. حتی اگر در روزهای آغازین بهار، کار، درس و مدرسه و ادارات تعطیل باشد، اما هرگز زندگی، اندیشه، معرفت و پیشرفت تعطیل نمیشود.
این روشی برای «مبارک» ساختن سال نو است، یعنی برکتآفرینی در عمر و زمان و فرصتهای زندگی، اگر دقت و برنامهریزی بهتر و بیشتری در زندگی داشته باشیم میتوانیم زمان را امتداد دهیم و فرصتهای بهتر و بیشتری برویانیم و شکوفا کنیم.
آغاز سال نو را به یکدیگر تبریک میگوییم و خیلیها هم به ما تبریک میگویند. اما مفهوم این تبریک چیست؟ تبریک یعنی خیر و برکت یافتن سال و ماه و عمر و زندگی و نیرو و تلاش.
حال چه کنیم که سال جدید برایمان «برکت» داشته باشد و تبریک گفتنها و تبریک شنیدنها مفهوم و مصداق پیدا کند؟ حالا باید چگونه برنامهریزی کنیم و از زمان بهترین استفاده را ببریم؟
آینده، سکوی رشد و ارتقا
کارشناسان امور تربیتی و اجتماعی بر این باورند که انسان در سه زمان گذشته، حال و آینده زندگی میکند. گذشته محمل تجارب است، حال منزلگاه تصمیمگیری است و آینده سکوی رشد و ارتقاء.
انسان با تجزیه و تحلیل رویدادهای گذشته دست به برنامهریزی در زمان حال میزند و آینده نیز رقم میخورد،اما آنچه در این بین، باعث موفقیت و پیشرفت در زندگی در تمام جهات و امور روزمره چیست؟
رضا عسگری استاد علوم ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه در گفتوگو با گزارشگر کیهان در پاسخ به این سؤال میگوید: «آنچه خجستگی روزها و سالهای آتیه را برای ما رقم میزند، تصمیمهای جدی، ارادههای استوار، برنامهریزی حساب شده، پیگیریهای دقیق، محاسبهها و مراقبتهای ویژه است.»
این استاد دانشگاه میگوید: «ما مسئول عمر، زمان، فرصتها و استعدادهای خویش هستیم. مبادا چنین شود که گذشته ما به امید آینده و آینده ما به حسرت گذشته سپری شود و عمر مابین این گذشته و آینده پرحسرت و آیندهای رویایی تقسیم شود و بدون آنکه بهرهای از گذر عمر ببریم.»
عسگری در ادامه صحبتهایش تاکید میکند: «زمان و وقت در دست ما امانت است، ما میتوانیم هم این عنصر پربها را بسوزانیم و از دست بدهیم و هم میتوانیم آن را سرسبز و باطراوت سازیم، تعیینکننده این دو وضع هم نحوه عمل ماست.»
این استاد دانشگاه با تاکید بر این نکته که باید از هر دقیقه قرنی ساخت در تکمیل صحبتهایش میگوید: «باید قرن را در دقیقهای گنجاند یا که با شیوه مهار زمان، جبر را هم به زیر بال کشید، هر چه هست در «مهار زمان» و قدرت استفاده از این فرصت نهفته است، اگر قدرت آن را داشته باشیم، هم دقیقههای ما استمرار و وسعت مییابد و سرشار میشود و هم قرنی را میتوانیم در دقیقهای بگنجانیم و لحظه لحظه عمر خود را غنی سازیم.»
موهایی که از گذر عمر سپید میشود
در سال نو همه چیز نو میشود. ما چرا نو نشویم؟
پیرمرد با مویی که از گذر روزگار و پرتجربه سفید کرده است روی یکی از نیمکتهای قرمز فلزی پارک آفتاب گرفته است. برخی از شکوفههای درختان اطرافش باز شده است و فضایی دلچسب را برای مرور خاطراتش به وجود آورده است.
رشته افکارش را با سلام و احوالپرسی و سؤال در مورد سوژه گزارشم پاره میکنم.
خود را حیدر علیزاده دبیر بازنشسته معرفی میکند. با رویی خندان به سؤالم در مورد اینکه چطور میتوان از وقت و زمان استفاده کرد و سال جدید را با دلی سرشار از امید و برنامهریزی آغاز کرد پاسخ میدهد. وی با لبخندی که بر لب دارد و سفیدی دندانهای مصنوعیاش به چشم میآید میگوید: «این روزها همه حال و هوای نو شدن دارند، خانهها تمیز و گردگیری شده است، دیدارها بزودی تازه میشود و روحیهها شاداب میگردد. ما یک سال کاری را پشت سر گذاشتیم، تعطیلات را در پیش رو داریم و الان طراوت را در چهره طبیعت تماشا میکنیم، دشت و دمن عطر جانبخش و رایحه بهاری را نثار و ایثار میکند ما که نباید کمتر از درخت و صحرا باشیم.!»
از این دبیر شیرین سخن میخواهم بیشتر برایمان از چگونگی تحولات درونی در سال جدید بگوید، و آقای علیزاده اینطور صحبتش را تکمیل میکند: «تقویمها در حال عوض شدن هستند، اگر اخلاق ما هم بهاریتر و نوتر شود یعنی پابهپای بهار پیش آمدهایم. باید به هم قولی بدهیم . در این سال جدید که پیش رو داریم و دفتر عمر ما ورق میخورد و هم تقویم سال جدید را میگشاییم، چه خوب میشود که در برگ برگ این دفتر، با ایمان و عمل، با خوبیها و تلاش، با صرافت و مهرورزی صادقانه، خطوطی از «هنر انسان زیستن» بنگاریم و نقشی از رشد ترسیم کنیم.»
به او میگویم شما دبیر ادبیات هستید؟ میخندد و ضمن تایید با سرش، میگوید: «عدهای سال گذشته در همین ایام بودند و امروز نیستند یعنی از نعمت «وجود» بهرهمند بودند و امروز محروماند. این یعنی فرصتها را پایانی است، و مهلتها را باید مغتنم شمرد و «پاس فرصتها را نباید خراب کرد.»
برایم شعری میخواند و خداحافظی میکند. این دبیر ادبیات میگوید:
«بگذشت زمان، دست به کاری نزدی
بر گردن لحظهها مهاری نزدی
صد توپ زدی، تمام را کردی اوت
صد پاس گرفته، آبشاری نزدی.»
و پروین اعتصامی شاعر شیرین سخن هم در مورد استفاده از وقت و زمان و غنیمت شمردن آن چنین میگوید:
«گوهر وقت بدین خیرگی از دست مده/
آخر این دُر گرانمایه بهایی دارد.
قدر لحظهها را بدانیم
ما انسانها معمولا برای چیزهایی که قابل شمارش است برنامهریزی میکنیم و به آن اهتمام میورزیم، مثلا تمام خانوادههای ایرانی برای حقوق ماهانه خود دقیق برنامهریزی میکنند و در مورد پرداخت قبوض آب، برق و... هزینههای زندگی سهم مشخصی از حقوق خود را اختصاص میدهند و بیش از حد معین هزینه نمیکنند چون سرمایه قابل احصاء و شمارش است و قدر آن را میدانند اما آیا همین نگاه هم در مورد وقت و زمان و استفاده بهینه از آن وجود دارد؟
دکتر محمدرضا کرمی با بیان مقدمه فوق در پاسخ به این سؤال و اینکه چگونه میتوان با استفاده از یک برنامهریزی دقیق در سال جدید شاهد موفقیت در زندگی باشیم به گزارشگر کیهان میگوید: «قطعا ما برای وقت و زمان نگاه این چنینی نداریم و دقیق برنامهریزی نمیکنیم.»
وی در مورد چرایی آن میگوید: «چون مقدار و ارزش زمان را نمیدانیم بنابراین میبینیم تنها چیزی که به طور جدی ارزش دارد و از آن غفلت میشود، وقت است و برای آنکه بفهمیم چرا باید برنامهریزی کرد، باید فکر شود که چقدر زمان داریم و این وقت چقدر برای ما اهمیت دارد؟» اگر از هر کسی بپرسیم چقدر حاضرند سرمایه هزینه کنند تا 24 ساعت عمر رفته برگردد آیا این عدد و زمان با مادیات قابل برگشت است و اگر قابل برگشت نیست پس چقدر زمان تا پایان عمر داریم که یقین کنیم از آن درست استفاده کنیم؟
دکتر کرمی در ادامه میگوید: «پس دو مجهول در اینجا داریم ما نه ارزش زمان و نه مقدار زمان را میدانیم. در این بین منطقیترین کار این است که برای چیزهایی که میدانیم پرارزش است و کم در اختیار داریم، بهترین برنامهریزی را داشته باشیم و به بهترین شیوه از آن بهرهبرداری کنیم.»
این استاد دانشگاه در تکمیل صحبتهایش میگوید: «تلخ است برای اطرافیانی که عزیزانشان در سالهای قبل در کنارشان بودند و امروز بین آنها نیستند، عزیزان از دنیا رفته دیگر فرصتی برای لذت و تعالی ندارند و هیچ تضمینی نیست که سال آینده ما در چنین روزهایی بین عزیزانمان باشیم، بنابراین باید از این فرصت استفاده کنیم، باید از فرصت اندک و پربهایی که داریم، از تمام لحظه لحظههایش استفاده کنیم.»
دکتر کرمی در ادامه میگوید: «در روایات متعددی هم آمده است که به استفاده بهینه از وقت و زمان و برنامهریزی و ارزش آن تاکید شده است و ما باید ارزش این بزرگترین سرمایه و داشته بشری را قدر بدانیم.»
از دکتر کرمی میپرسم دلیل این غفلتها و استفاده نکردن از وقت و زمان چیست؟ وی پاسخم را این طور میدهد: «به نظر میرسد اگر ارزش زمان را درک کنیم، کارهای دیگر مانع این کار نمیشود. بزرگترین مشکل در مورد برنامهریزی و زمان عدم شناخت اهمیت مقوله زمان است.هیچ یک از کارهای روزمره از نظر اسلام بد نیست، کار جزو عبادات و ضروریات است. با خانواده بودن، قدم زدن، تفریح کردن، ورزش کردن، استفاده از رسانه و... دیگر کارها و امور جاریه نهتنها بد نیست که در برخی مواقع واجب هم هست، آنچه ما امروز مطرح میکنیم این است که هر یک از این امور باید در جای خود انجام شود، اگر برنامهها با فکر انجام شود هیچ مشکلی پیش نمیآید.»
این استاد دانشگاه در تکمیل صحبتهایش میافزاید: «تنها دلیل از دست دادن زمان این است که قدر آن را نمیدانیم و بیشترین توصیه ما این است که الان نباید برنامه متفاوتی تنظیم کنیم بلکه به کارهایی که انجام میدهیم فکر کنیم و زمان آن را در نظر بگیریم و اگر وقت اضافه داشتیم روند برنامهریزی را اصلاح کنیم.»
وی مطالعه زندگی بزرگان دینی و مذهبی و فرهنگی را به همه بخصوص جوانان و نوجوانان توصیه میکند و میافزاید: «زمان دست نیافتنی نیست، همه چیز قابل دسترسی است فقط باید بهینه از آنها استفاده شود.»
نقشه راه برای یک زندگی آرام
نقش زمان و برنامهریزی در برنامههای فردی و اجتماعی چیست؟ حجتالاسلام محمدآفتابی کارشناس امور فرهنگی در پاسخ به این سؤال به گزارشگر کیهان میگوید: «این نقش در مسائل اجتماعی یک نقش روشنی میباشد و مبین این است که هر کس در زندگی آن را پیاده کند یقینا موفق خواهد شد.»
وی بر این باور است که چنانچه افرادی چه در خانه و خانواده و چه در اجتماع و جامعه یک برنامهریزی دقیق داشته باشند و به آن اهمیت دهند، توفیقات زیادی نصیب میشود. برنامهریزی باید از خانواده که مهمترین نهاد اجتماعی است آغاز شود چرا که ابعاد شخصیتی انسان در آنجا شکل میگیرد و برنامهریزی در خانه منجر به برنامهریزی در جامعه میشود.
حجتالاسلام آفتابی در تکمیل صحبتهایش میگوید: «توانایی که در بحث برنامهریزی در خانواده میتوان ایجاد کرد، مسیر زندگی را ایدهآل کرد. وقتی خانواده در این مقوله ایدهآل شد کارها درست میشود و هدایت مسائل اجتماعی از مسیر خانواده میگذرد چون هنگامی خانواده برنامهریزی را پیاده، اجرا و مرور میکند، بیتردید در اجتماع این مسیر طی میشود و یک برنامه هدفمند ما را در رسیدن به اهداف متعدد کمک خواهد کرد.»
وی با ذکر مثالی به اهمیت برنامهریزی اشاره میکند و میگوید: «مثلا در انتخاباتی که در سال گذشته و با حضور مقتدرانه مردم برگزار شد نقش برنامهریزی به نحوی مشهود است. نمایندگان مجلس و خبرگان رهبری با یک برنامه هدفمند و اولویتبندی در کارها بدانند که چه اهداف سیاسی اجتماعی باید دنبال شود.»
این کارشناس امور فرهنگی در ادامه بر این موضوع تاکید میکند که «برای به سرانجام رسیدن کارها یک برنامهریزی و اولویتبندی در امور وجود داشته باشد. برنامهریزی نیاز به یک سازماندهی، رهبری و جهتدهی و الگوسازی دارد تا کارها به سرانجام مقصود برسد.»
حجتالاسلام آفتابی بحث نظارت بر کارها و هماهنگی در امور را بحثی مهم میداند چرا که میتواند به سازماندهی و رهبری در یک جامعه ناهماهنگ کمک کند. ضمن آنکه این نقش نظارتی در خانواده باید ارشادی باشد.
وی در پاسخ به این سؤال که چگونه یک برنامهریزی باعث موفقیت در امور و کارها میشود، میگوید: «در این میان باید نقش خوشبینی را بین خانواده و اجتماع پررنگ کنیم چون پایه و اساس مهر و محبت خوشبینی است و در کنار بحث برنامهریزی، فداکاری و عدالتخواهی باعث میشود یک خانه و اجتماع به موفقیت برسد.»