کد خبر: ۷۰۹۰۵
تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۱
احسان نراقی-۴۱

چرا هویدا از سپردن معاونت نخست‌وزیری به نراقی منصرف شد؟(پاورقی)


داستانِ این ارتباط، به همین سادگی است که نقل شد، ولی در سرنوشت هر دو، یک اشتراک صلیب سرخی نیز وجود دارد و آن این است که امیرعباس هویدا، در نقل خاطرات دوران تحصیل خود، به جریان اشغال بلژیک در جنگ دوم جهانی پرداخته و درباره چگونگی اشتغال خویش در صلیب سرخ جهانی، می‌گوید:
«آقای ک را دیدم. این شخص، معاون صلیب سرخ بلژیک بود و من، از پیش او را می‌شناختم، البته آشنایی من با او زیاد نبود، ولی وضع مادی زندگی من، طوری بود که مجبور شدم به او پیشنهاد کنم که حاضرم در اداره صلیب سرخ مشغول به کار شوم. فوراً قبول کرد، به دفتر صلیب سرخ رفتم و مأمور دایره آمبولانس شدم.»371
و احسان نراقی نیز، در نقل خاطرات خود، از دوستی با نوه‌ بنیانگذار صلیب سرخ یاد می‌کند و می‌گوید:
«در سال 1329 در شهر ژنو، مشغول درس خواندن و آماده شدن برای امتحان فلسفه، با نوه هانری دونان، بنیان‌گذار صلیب سرخ بودم. این خانم، مانند تمام هموطنانش به وجود این سازمان می‌بالید.»372
و این درحالی است، که هر دو، در حلقه‌ مرتبطینِ ایرج اسکندری نیز حضور داشته‌اند.
احسان نراقی، مدتی پس از کودتای 28 مرداد 1332 به فرانسه رفت و مشغول تحصیل و کار شد. او، زمانی به ایران بازگشت که امیرعباس هویدا، در شرکت ملی نفت، دارای شغلی مهم بود و همین مسئله، سبب شد تا وی، تحقیق قابل توجهی در موضوع نیروی انسانی در شرکت نفت انجم دهد.
این رابطه، در عضویت احسان نراقی در شورای‌عالی اقتصاد به ریاست حسنعلی منصور نقش داشت و تا زمانی هم که امیرعباس هویدا در شرکت نفت بود، نراقی نیز در طبقه‌ پانزدهم آن رفت و آمد می‌کرد.373
با نخست‌وزیری حسنعلی منصور، هویدا، وزیر دارایی شد و در این سمت نیز، احسان نراقی به کمک او رفت تا در انتصابات، او را یاری دهد:
«وقتی هویدا وزیر دارایی شد، از من فهرست کسانی را که به دردش می‌خورند، خواست و من، نام‌‌[علی] اردلان را هم دادم که شد مدیرکل مالیات مستقیم.»374
هنوز چند روزی از نخست‌وزیری امیرعباس هویدا که احسان نراقی، با عبارتِ «امیرعباس عزیز» او را مورد خطاب قرار می‌داد،375 نگذشته بود، که گفته شد:
«آقای هویدا، نخست‌وزیر، در نظر داشته‌اند پس از مراجعت اعلیحضرت همایون شاهنشاه از مسافرت اروپا، دکتر احسان نراقی، مدیر موسسه تحقیقات اجتماعی را به عنوان معاون نخست‌وزیر معرفی نماید، ولی پس از مصاحبه مطبوعاتی دکتر نراقی در مورد مسأله جوانان، آقای نخست‌وزیر از این عمل ناراحت و از تصمیم خود منصرف شده است.»376
چند ماه پس از این شایعه بود که نراقی به عضویت «شورای مرکزی دانشگاه‌ها» منصوب شد،377 در حالی که بازرس ویژه نخست‌وزیر نیز بود.378
احسان نراقی، در سال 1344، به آمریکا رفت و در دانشگاه‌‌های مختلف آن کشور، با دانشجویان ایرانی به گفتگو نشست و نظرات قابل توجهی را نیز در نامه‌ای که به هویدا نوشت، ارائه داد و در پایان آن نوشت:379
«در هر حال، با پشتیبانی جنابعالی، بنده این کار (یعنی به جای اعزام کارشناس، سعی در بازگردانیدن متخصصین به کشور خودشان) را دنبال خواهم کرد؛ ولو اینکه موجب ناراحتی دستگاه‌‌های کارشناس پرور گردد. چون به عقیده اینجانب، یکی از دلایل فرار جوان‌ها از کشور خودشان، امتیازاتی است که اصولاً خارجیان در آن کشور دارند. این همان کاری است که خود جنابعالی در شرکت نفت، با علاقه دنبال می‌کردید.»
همزمان با این نامه بود که شایعه تشکیل «وزارت جوانان» قوت گرفت و گفته شد:
«نامبرده با آقای نخست‌وزیر نیز ملاقات و اظهار داشته: چنانچه من در رأس وزارت جوانان قرار گیرم، می‌توانم عدۀ کثیری از دانشجویان را که به من اعتقاد دارند، به سازمان جوانان جلب کرده و در اطراف شماجمع نمایم.»380
و چندی بعد هم، مسئله «بررسی مشکلات دانشگاه» و تغییر کادر انتظامات آن، توسط احسان نراقی و به دستور هویدا مطرح شد.381
البته این سفر، با هدایت سفارت آمریکا در ایران و تحت پوششِ سازمان ملل متحد صورت گرفت:
«من، در سال 1965، از طرف سازمان ملل متحد مأموریت پیدا کردم که نتیجه برنامه‌‌های آموزشی و تخصصی مؤسسات مختلف سازمان ملل را ارزیابی کنم. من به خاطر هدفی که از پیش دنبال می‌کردم، از این فرصت استفاده کردم و مسئله فرار مغزها را از جهان سوم به طرف اروپا و آمریکا نشان دادم.» 382
در جریان همین تحقیق بود که مارتین هرتز، در معرفی او به جانشینِ خود در سفارتخانه آمریکا در ایران، نوشت:
«تجربیات ما با او، در بحثِ درباره فرار مغزها، نومیدکننده بوده است، زیرا تاکید او ظاهراً بر تجزیه و تحلیل این مسئله بوده است، تا علاج آن (وی مؤلف گزارش یونسکو درباره فرار مغزها است که قبل از آنکه نوشته شده باشد، به مطبوعات درزکرده است). وی همچنین، آن‌قدر به انتشار کتابش در این‌باره علاقمند بوده است، که گویی نکات اصلی نظر خود را برای ایجاد یک هیجان عمومی دیگری، فعلاً برای خود محفوظ می‌دارد.