ضرورت جلوگیری از خسارتها و آسيبهاي مسافران نوروزی به طبيعت(بخش پایانی)
سهم هر شهروند در حفظ طبيعت؟(گزارش روز)
اگرچه تعطيلات نوروزي فرصت ايدهآلي براي مسافرت و گذراندن زمان در دل طبيعت و لذت بردن از مناظر و حال و هواي بكر بهاري است، اما درست همين زمان هم يكي از بدترين روزها براي طبيعت و محيطزيست است.
سالهاست كه با آغاز تعطيلات نوروزي و بالا رفتن حجم مسافرتها در اين ايام، مدام صداي زنگ خطر و هشدارهاي مختلف درباره حفظ طبيعت و محيطزيست از اين طرف وآن طرف شنيده ميشود. البته بيشتر اين هشدارها هم پيرو آتشسوزيهاي گسترده جنگلها، آلودگي رودخانهها و سواحل و حاشيه جاده و رها كردن پسماند و حتي آسيب به محوطههاي باستاني و طبيعي است كه همه اينها در اين ايام از سال چند برابر زمانهاي ديگر افزايش مييابد.
متاسفانه با وجود تمام شعارهايي كه درباره روز آشتي با طبيعت و استفاده و لذت بردن از مواهب طبيعي سر داده ميشود، اما با اين وجود هر ساله درست در همين ايام يعني روز طبيعت و تعطيلات موسوم به آن آسيبهاي جدي به طبيعت وارد ميشود.
در قسمت قبلي گزارش اشاره شد كه اين آسيبهاي زيست محيطي كه باعث تخريب طبيعت ميشود از يك سو و ويراني تدريجي مقصدهاي طبيعي و تفريحي كه توسط آژانسهاي مسافرتي معرفي ميشوند هم از سوي ديگر اين روزها به آفت بزرگ گردشگري ما تبديل شده است.
ديدن صحنههاي تكاندهنده در مورد انبوهي از زبالههايي كه در حاشيه جادهها و جنگلها ديده مي شود و آتشسوزيهاي گسترده و آسيبهاي جدي كه به محوطههاي طبيعي و تاريخي وارد ميشود، واقعا نگرانكننده است.نگراني از اينكه چرا درست در آستانه بهار زيباي طبيعت بايد شاهد ويراني تدريجي طبيعت باشيم؟
بيمهري به طبيعت در روز طبيعت!
اين تقريبا حكايت و ماجراي هر سال تعطيلات ما و حتي فراتر از آن است. حالا بيشتر خانوادهها به هر طريقي كه شده اتومبيلي تهيه كردهاند و در چنين وضعیتي ديگر رفتن به پارك محل براي سيزده بدر واقعا بيمعنا است. حالا جنگل و كوه و دشت و دمن و حاشيه رودخانهها آن هم هر چه دورتر بهتر گزينه ايده آلتري است. همه به مقصدهاي دورتر سفر ميكنند، مقصدهايي كه مثلا قرار است مسافران كمتري آنجا باشند اما بيشتر وقتها اين پيشبينيها غلط از آب درميآيند و اتفاقا در اين مقاصد حجم و جمعيت انبوهتري موج ميزند. جمعيتي كه خواه ناخواه به ويراني بيشتر اين محيط طبيعي سرعت ميبخشند.
امير محمد صانع كه يكي از فعالان محيط زيست و عضو تيم پاكسازي استان لرستان است درباره حضور مسافران در مناطق كمتر شناخته شده و آلودگيهايي كه از خود بهجا ميگذارند به گزارشگر كيهان ميگويد: «شايد تا سالها قبل ما چنين آلودگيها و تخريبهايي را در جاهايي مانند حاشيه طبيعت آبشار بيشه يا درياچه گهر كمتر ميديدیم اما در اين سالها و با وجود تبليغات گستردهاي كه براي ورود مسافر به اين مناطق صورت گرفت، اين تخريبها شدت بيشتري پيدا كرد.خب طبيعي است كه مردم بومي هر استاني تمام تلاششان را ميكنند تا مسافر به اين مقاصد بيايد و به تبع ورود مسافر ساير امكانات و توسعه اقتصادي و فرهنگي هم روانه اينجاها ميشوند اما در اين سالها به قدري ما شاهد آسيبها و ويراني هاي جدي بوديم كه اگر واقعا امكانپذير بود شرايطي را فراهم ميكرديم كه فقط و فقط تورهاي گردشگري حرفهاي با رعايت تمام اصول مهم طبيعتگردي به اين نقاط و هزاران نقطه ديدني ديگر در استان پا بگذارند.»
او در ادامه ميافزايد: «روزهايي كه براي پاكسازي ميرويم واقعا صحنههايي را ميبينيم كه حتي تصورش هم سخت است. آخر چطور ميشود مردم كشوري براي طبيعت و ديدنيهاي خودشان هم دل نسوزانند؟ كوهي از زبالههای پلاستیکی، شیشه، بطریهای نوشابه، قوطیهای کنسروی، تاير ماشين، ظروف پلاستيك و زباله خوراكيها و … را در طبیعت رها میکنند، آبها و رودخانهها را آلوده میکنند و محل زندگی حيوانات بومي طبیعت اطراف را ناامن میکنند، که در این زمینه باید فرهنگسازی کرد. متاسفانه در اين سالها به دنبال افزایش جمعیت مردم و همين طور اتومبيلها آسيب به طبيعت، رهاسازی و انباشت زبالهها در محیط زیست به شدت افزایش یافته و متأسفانه در روز آشتی با طبیعت چنان حجمی از زباله در طبیعت جا مي ماند که واقعا از حد تحمل این محیطهای طبیعی و جانداران آن فراتر میرود. برای روشن کردن آتش شاخه درختان شکسته و بوتهها کنده میشوند و در اثر سهلانگاری جنگلها و مراتع و زیستگاههای جانوری به آساني هكتار هكتار در آتش ميسوزند.»
شهرهايي كه در سوداي مقصد
گم ميشوند
بد نيست به اين موضوع هم اشاره كنيم كه بهتر است گاهي به جاي رفتن به مكان هاي طبيعي غرق در مسافر از روستاها و شهرهاي دورافتاده در مسيرمان بازديد كنيم و مثلا يك پيكنيك را در حاشيه اي در اين شهرها انتخاب كنيم .
خيلي سال است كه با شعارها و وعدههاي دلنشين و البته فرهنگسازي نسبي، سفر وگردشگري در بيشتر خانوادههاي ايراني نهادينه شده است. سفرهايي كه اكثرا در ديدار از شهرهاي بزرگ وجاذبههاي مهم تعريف ميشوند. اما هيچ حرفي از طول مسير سفر و ديدار از شهرهاي كوچك و كمتر شناخته شده مسير سفر نميشود. مسافرها با شتاب و سرعت بالا در تبوتاب رسيدن به مقصدند. گردشهاي بين راهي براي اكثر ما معنايي ندارد مگر از سر ناچاري و پيدا كردن رستوران و سرويس بهداشتي.
دكتر ناصر رضايي، رئيس گروه اقتصاد و سرمايه پژوهشكده گردشگري است ومثل خيلي از كارشناسان به اين بيتوجهي فاحش نسبت به شهرهاي مهم اما كمتر شناخته شده ايران گلهمند است.
او در اين خصوص به گزارشگر روزنامه کیهان ميگويد: «نكته مهم اين است كه اين بيتوجهي صرفا به معناي كم اهميت بودن اين شهرها از لحاظ جاذبههاي طبيعي و تاريخي وپذيرش توريست نيست، چرا كه خيلي از اين شهرهاي به ظاهر كوچك و كمتر معرفي شده، جاذبههاي بيبديلي در دل خود دارند اما هيچ گاه فرهنگسازي مناسبي براي توجه به تمام مسير سفر و ديدار از تمام شهرهاي بين راه، صورت نگرفته و شايد دليل اصلي اين رشد نابرابر صنعت توريسم در شهرهاي مختلف همين موضوع باشد. ما بايد هميشه در نظر داشته باشيم كه كل مسير جزو سفر ما باشد و نه فقط مبدأ ومقصد. مثلا وقتي از تهران به مشهد ميرويم بايد كل مسير در سفر ما محسوب شود. بايد قدم به قدم از سفر لذت ببريم و هيچ عجلهاي براي رسيدن به مقصد نهايي نداشته باشيم.»
اين كارشناس گردشگري همچنين يادآور ميشود: «بعضي از مسيرهاي ما سالانه پذيراي بيش از20 ميليون گردشگر است. مسيرهايي مثل مشهد كه براي رسيدن به آن از شهرهاي مهمي مثل بجنورد و نيشابور ميتوان عبور كرد كه البته همه مسافران اين مسير هم از آنجا عبور نميكنند. متاسفانه صنعت گردشگري ما مقفول واقع شده است،تا الآن شعارهاي خوبي داده شده و اظهار اميدواريهاي زيادي صورت گرفته كه گردشگري ميتواند بعد از نفت دومين منبع درآمدزايي ما باشد.اما درعمل اين اتفاق هنوز نيفتاده است، در حالي كه اگر گردشگري رونق پيدا كند، صنعتهاي جانبي هم توسعه پيدا ميكند.»
سفر در سبد خانوار ایرانی
رضایی کارشناس پژوهشکده گردشگری تصریح میکند: «تا زماني كه گردشگري و سفر در سبد خانوار تعريف نشود نميتوان به توسعه اين صنعت اميدوار بود. اول بايد زير ساختها اصلاح شود. مگر مردم سالي چند سفر داخلي انجام ميدهند كه بخواهند به تمام مسيرهاي بين راهي و تجربه نشده هم فكر كنند و يا آنها را تجربه كنند؟ نوع هزينه هاي مردم در سفر هم مهم است. بايد سطح درآمد مردم با هزينههايی كه هرساله به صنعت گردشگري تحميل ميشود مقايسه شود. گذشته از آن برنامهريزي خود دولت هم براي گروههايي كه خدمات ارائه ميدهند مهم است.جذب گردشگر و پهن كردن چتر حمايتي برسر علاقهمندان توسعه صنعت گردشگري توسط دولت، ميتواند اين صنعت را دگرگون كند. تمامي اينها بايد با جزئيات بررسي شود و به جواب مشخصي برسيم.»
وی میگوید: «بايد کارشناسان و متولیان گردشگری بررسي كنند كه اگر تمام زيرساختهاي سفر براي مردم توسط دولت فراهم است، چرا اغلب مردم ناچارند چادر خوابي يا خيابان خوابي در سفر را انتخاب كنند؟ و رفتن به هتلها و رستورانها مختص قشری خاص شده است؟! البته باید اذعان کرد هر چقدربدنه كوچكتر و چابكتر باشد حمايت دولت موثرتر خواهد بود و براي اين كار بخش خصوصي خيلي ميتواند كمك كند.»
هر ايراني يك محيط بان
كار خيلي سختي نيست. فقط بايد درست همان لحظهاي كه تصميم سفر يا پيكنيك يا اقامت در دل طبيعت را كردهايد اين نكات را به ياد بياوريد و وسايل خيلي سادهاي را همراه خود داشته باشيد تا با استفاده از آنها كمترين آسيب را به محيطزيست وارد كنيد.
اين نكات بسته به اينكه مقصد سفرتان كجاست و يا اينكه مثلا دسترسي شما در اين مقصد به آب يا شاخههاي خشك و يا حتي خاك چقدر است، متفاوت است و حتي اين وسايل با توجه به استانداردها و امكانات كشورهاي مختلف هم فرق دارد، اما بطور كلي ميتوان به اقداماتي كه بيشتر فعالان گردشگري و طبيعتگردي و محيطزيست بر آن اذعان دارند استناد كرد و آنها را به كار برد.
قبل از هر چيزي يادتان باشد در صورتي كه وسيلههاي مهمي مثل كيسه هاي بزرگ زباله به اندازه كافي، آب آشاميدني و غير آشاميدني، هيزم و زغال وحتي كپسول كوچك اطفای حريق به همراه داشته باشيد راحتتر مي توانيد از تخريب و آلودگي ناخواسته جلوگيري كنيد.
نكته مهم ديگري كه وجوددارد، آسيبهاي ناخواستهاي است كه به زيستگاه حيوانات بومي يك منطقه وارد مي شود.بنابراين یادتان باشد كه شما میهمان آن منطقه طبيعي هستید و حیوانات صاحب خانه، پس قبل از هر كاري بايد جايي را انتخاب كنيد كه نه شما مورد آزار اين حيوانات قرار بگيريد و نه آنها! و از نزدیک شدن به محل زندگی حیوانات وحشی جدا خودداری کنید.
تراژدي آتشسوزيهاي گسترده هر ساله هم كه براي همه آشنا است. اينكه سالانه هزاران هکتار جنگل و مرتع فقط و فقط به خاطر بیاحتیاطی هموطنان در آتش میسوزد.بنابراين بهتر است گردشگران برای روشن كردن آتش نهتنها منقل همراه خود ببرند كه حتي اگر اين کار را هم نكردند، حتماً خاکستر آتش را با آب و خاک خاموش کنند و از روشن کردن آتش در کنار درختان و مخصوصا مرتع و علفزارهاي خشك جدا خودداری کنند.
ضمن اينكه در سفر در دل طبیعت درختان حكم آلاچيق يا ابزار تفريحي براي ما ندارند پس از وصل كردن پارچه و آفتابگير با ميخ و چسب و يا بستن تاب روي شاخه درختان جداً خودداري كنيم.
نكات كوچك را از ياد نبريم و توجه داشته باشيم كه گاهي همين نكات فاجعه به بار ميآورند، مثلا ته سیگار رها شده در طبیعت اگر روشن باشد میتواند باعث آتشسوزی شود و در غیراینصورت بدلیل مواد سمی باعث آلودگی محیطزیست میشود. ته سیگار خود را در طبیعت رها نکنید. از تخریب آشیانه پرندگان و مسدود کردن محل زندگی حیوانات وحشی جداً خودداری کنید. وسایل پلاستیکی کوچک و یا آدامس رها شده در طبیعت اگر توسط پرندگان یا دیگر حیوانات کوچک بلعیده شود میتواند باعث ایجاد مشکل و یا حتی مرگ آنها شود. از شکار و آوردن حیواناتی مانند لاکپشت، مار، سمندر و جوجه تیغی به خانه خودداری کنید، از آلوده کردن آب، خاک و هوا بپرهیزید و زبالههای خود را جمع کرده و همراه خود ببرید.انجام اين كار خيلي سخت نيست فقط كافي است كيسههاي بزرگ زباله را در جاهاي مختلفي باز بگذاريد تا همه زبالههايشان را داخل آنها بيندازند. فراموش نكنيد كه بهتر است حتي مواد تجزيهپذير هم در طبيعت رها نشوند تا منظره طبيعي زشت و غير دلچسب نشود. از كندن بيرويه گلها و گياهان و حتي شاخههاي جوان جدا خودداري كنيد.
همچنین در ادامه این توصیهها، مراقب حیوانات بیپناه باشید، به هیچ وجه به حاشیه یا حریم مناطق حفاظت شده سازمان محیط زیست وارد نشوید. در کنار چشمههای طبیعی و مصنوعی ایجاد شده برای آب خوردن حیوانات اقامت نکنید تا حیوانات به راحتی و بدون استرس بتوانند آب بنوشند. همين طور فراموش نكنيد كه بهتر است، ماهی قرمز خود را در رودخانهها و یا آبگیرهای طبیعی رها نکنید. رها کردن آنها در محیط طبیعی میتواند باعث مرگشان شود و اگر زنده بمانند هم برای گونههای بومی مضر خواهند بود.