در قلمرو فرهنگ و هنر و اندیشه و جامعه
خانه دغلبازان کجاست؟
بهمن درّی
یکی از فیلمسازان وطنی که علاوه بر کارگردانی و نویسندگی و تدوینگری و فیلمبرداری و البته گهگاه بازیگری در فیلمهای خودش، عکاسی میکند، نقاشی میکند و در زمینه نجاری هم فعال است و دستی در موسیقی دارد، چندی است پای در وادی شعر و شاعری گذاشته است.
اشتباه نشود! نه اینکه سرودهها و اشعار خود را به زیور طبع برساند که قبلا این کار را کرده، اما خود در مصاحبهای گفته است: «شعر شناس نیستم، دلم میخواهد» بلکه در ادامه تکنگاریهای قبلی درباره اشعار حافظ، سعدی، مولوی و نیما در 4 جلد، این بار کتابش را با موضوع «شب» در 2 جلد راهی بازار کتاب کرده است. تا اینجای کار همهچیز بر وفق مراد ایشان است اما مسئله اصلی رندی و دغلبازی آقای کارگردان روشنفکر است که در دو جلد از کتابهای قبلیاش بروز یافته که با توجه به سابقه ناشر در مسلک نویسنده و گردآورنده، مسبوق به سابقه است و اما اصل ماجرا...
آقای کارگردان قصه ما، بیتی از شعر نیما را در مجموعه شعر مولوی آورده و بیتی از شعر مولوی را در مجموعه نیما به عنوان شعر نیما جا زده است با این نیت ناپسند که آیا کسی موضوع را میفهمد یا خیر؟!
البته اگر این اقدام در کلاس درس و یا در محافل ادبی رخ میداد شاید توجیهپذیر بود اما این آثار چاپ و منتشر شده و در دسترس مردم قرار گرفته و از آن در آینده نقل خواهد شد.
نمیدانیم مخاطبان و شاعران حی و حاضر کشورمان چه قضاوتی خواهند داشت و داوری آیندگان چگونه خواهد بود؟ اما در یک جمله میتوان گفت که این اتفاق جفا به شاعران این مرز و بوم و توهین به شعور مردم به ویژه مخاطبان کتابها است.
نکته جالب ماجرا این است که خود آقای کارگردان اعتراف کرده که اگر حتی بخواهم بعدا کتاب را تصحیح کنم نمیتوانم مصراع نیما را پیدا کنم!
یادمان باشد که چند سال پیش ناشر این کتابها برای چاپ کاریکاتوری موهن از امام راحل به نقل از یک نشریه غربی توبیخ شد و فعالیتش به حالت تعلیق درآمد. ناشر مذکور در توجیه این اقدام مدعی شده بود که متوجه ارائه این تصویر در کتاب نشده وگرنه آن را برای چاپ به ارشاد نمیداد؛ بگذریم از اینکه در محفلی هم گفته بود که میخواستم ببینم کسی موضوع را میفهمد یا نه!
خدا به داد شعر و شاعری در این مملکت برسد؛ نمیدانیم چرا کسی زبان به اعتراض درنمیآورد؟ حال اگر شاعری متعهد و معتقد به نظام و انقلاب و ارزشهای دینی و ملی مرتکب چنین خبطی شده بود رسانههای دیداری و شنیداری و نوشتاری و مجازی چه غوغایی به پا میکردند و در بوق و کرنا میدمیدند که وااسفا و وامصیبتا که روز سیاه و عزا و ماتم شعر ایرانزمین فرا رسید و...