کد خبر: ۶۷۶۵۹
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۰

خاطرات فرزند شهید محلاتی از روزهای انقلاب(ایستگاه خاطره)


نمی‌دانستند یک مذهب می‌تواند حکومت کند
من قبل از انقلاب در آمریکا بودم و در انجمن اسلامی تگزاس فعالیت می‌کردم. در آن زمان افرادی مانند شهید چمران برای سخنرانی به آنجا می‌آمدند، حدود یک ماه قبل از انقلاب با پدرم قرار گذاشتیم که به پاریس بیاییم و به محضر امام برویم. من به پاریس رفتم اما پدر به دلیل اینکه ممنوع‌الخروج بودند نتوانستند از ایران خارج شوند. من صبح روز بعد با حاج احمد آقا به محضر امام رفتیم و ایشان اول احوال خانواده را از من جویا شدند و بعد هم از فعالیت‌های من در آمریکا پرسیدند. بعد از آن روز من در دفتر امام  مشغول به کار شدم.
ما هر روز در دفتر امام روزنامه‌ها و مجلاتی مانند نیویورک تایمز و لوموند را که در رابطه با ایران اظهار نظر می‌کردند، (البته آن زمان اکثر روزنامه‌ها مطالبی را در مورد ایران می‌نوشتند) می‌خواندیم، خلاصه می‌کردیم و امام هر روز این اخبار را مطالعه می‌کردند تا از اوضاع جهان و واکنش‌ها نسبت به این انقلاب مطلع باشند. …روزنامه‌های طرفدار حقوق بشر که جنایات شاه را دنبال می‌کردند با این  انقلاب موافق بودند اما اکثر مطبوعات آن زمان شناخت درستی از اتفاقات نداشتند و نمی‌دانستند مردم ایران چه می‌خواهند. به خصوص به خاطر تبلیغاتی که آن زمان انجام می‌شد و یک سری می‌گفتند که این شلوغی‌ها مخصوص کمونیست‌هاست و از ترس اینکه اگر این انقلاب پیروز شود در دامن شوروی آن زمان می‌افتد، علیه انقلاب حرف می‌زدند. از طرفی به دلیل اینکه هیچ شناختی از اسلام نداشتند، نمی‌دانستند آیا یک مذهب می‌تواند یک حکومتی را اداره کند و در مسایل سیاسی موفق می‌شود یا خیر. چون نمونه‌ای مانند جمهوری اسلامی که بخواهد صددرصد اسلامی باشد نداشتند، درک این مسایل برای آنان گنگ و غیرقابل درک بود. از طرف دیگر آن قدر اتفاقات سریع بود که فرصتی برای شناخت نداشتند و مدام به تحلیل اتفاقات می‌پرداختند.
دیگر شاه رفت این اعلامیه را امضا کنید!
پدرم در خاطره‌ای نقل می‌کردند که قبل از خرداد سال 42، امام گفتند اگر این انقلاب الان به پیروزی نرسیده به این دلیل است که تا الان از کلمه من استفاده شده است. و ما دیدیم وقتی کلمه من به ما تبدیل شد، این انقلاب در روند پیروزی قرار گرفت و روحیه‌ای در مردم به وجود آمد که امام هر حرفی می‌زدند مردم پیرو حرف ایشان می‌شدند.
البته مراجع دیگر هم بودند اما کسانی که انقلابی بودند و واقعا راه امام حسین(ع) را می‌رفتند از ایشان تبعیت می‌کردند. من یادم است اکثر روحانیون در آن زمان در مسایل سیاسی دخالت نمی‌کردند و به کارهای عبادی خودشان می‌پرداختند. حتی بعد از پیروزی انقلاب هم  وقتی پدرم برای نشست‌ها و اعتراضات امضا جمع می‌کردند، بعضی از این افراد هیچ کمکی نمی‌کردند و حتی از کوچکترین کارها اجتناب می‌کردند. یادم هست که روزی پدرم بسیار از رفتار این افراد ناراحت شده بودند و فریاد زدند که دیگر شاه رفت این اعلامیه را امضا کنید اما باز هم این دسته از افراد این کار را  به بهانه‌هایی انجام نمی‌دادند.
خاطرات احمد مهدی‌زاده محلاتی
معنویت امام برای همه جذاب بود
امام در زمان جواني يك طلبه خشكي نبود
آنچه كه براي ما و براي همه در درجه اول اهميت و جذابيت قرار داشت معنويت امام بود. در محلات كه بوديم قبل از اينكه مكلف شوم، پدر خانمم مرحوم آيت الله شهيدي از خصوصيات روحي ايشان در زمان جواني نقل مي‌كرد که امام در زمان جواني يك طلبه خشكي نبود كه هميشه مثلا روزه بگيرد و ذكر بگويد و نخندد و تفريح نكند. تفريح هم داشتند، تفريحاتي نظير اينكه شب‌هاي پنجشنبه دور هم جمع شوند و يك طاس كبابي درست كنند يا در مدرسه، كته‌اي درست كنند ولي از همان اول جواني نقل مي‌كنند كه ايشان نماز شبش ترك نشده بود، تهجد ايشان ترك نشده بود. از آن اول جواني مقيد بودند غيبت نكنند، حتي ما و شاگردهاي ايشان وقتي نزد ايشان مي‌نشستيم جرات نمي‌كرديم از كسي حرف بزنيم ، زيرا ايشان با يك نگاه تند درهمان كلمه اول ما را ساكت مي‌كرد و ايشان در اين موارد يك رعب خاصي داشتند امام به چند چيز مقيد بودند؛ نماز جماعت اول وقت، تهجد، غيبت نكردن حتي در زمان جواني، زماني كه هنوز عيال هم نداشتند دوستان ايشان مي‌گفتند كه حتي از گناه صغيره اجتناب مي‌كردند، اين طور ايشان منزه و پاك بودند. در درسشان هم مقيد بودند كه درسشان را مطالعه كنند، بنويسند و يك برنامه منظمي در درس و بحثشان داشتند. به هر حال هرگز عمرشان را به بطالت نگذراندند. تابستان كه مي‌شد ايشان تمام درسهايشان را مي‌نوشتند هر روز مي‌نوشتند ايشان كتاب وسيله را همان تابستان‌ها در محلات حاشيه كردند، كتاب وسيله مرحوم حاج سيد ابوالحسن را حاشيه كردند. آنچه كه ما از تاريخ زندگي ايشان سراغ داريم اين است كه يك انسان منظمي بودند، زمان نماز و نيايش‌شان مشخص بود، زمان تهذيبشان مشخص بود، تهجدشان مشخص بود.
 خاطرات و مبارزات آیت‌الله شهید محلاتی