سحرخیز مدینه کی میایی؟(چشم به را سپیده)
طراوت باران
ای آخرین ستاره چشم انتظارها
حلقه زدند دور نگاهت، مدارها
خورشیدی و تبلور نور زلال تو
سرسبز کرده وسعت آیینهزارها
ما شبنمیم و مِهرِ تو، مُهرِ قبول ماست
یک جرعه نور ریز به گوشه کنارها
تا شعله شعله عشق تو عیوقمان کند
ما ذره ذره دور تو گردیم بارها
ما را عصای دست کلیمانهات ببین
تا بشکند طلسم همه شبه مارها
یک جمعه در طراوت باران ظهور کن
یک جمعه محو کن همه گرد و غبارها
از این بعد، خیمه آرام چشمتان
باشد قرارگاه دل بیقرارها
باید همه به سمت نگاهت سفر کنند
باید یکی شوند خطوط قطارها
عارفه دهقانی
***
درد آشنا
تو که درد آشنای اهل دردی
تو که دست کسی را رد نکردی
بگو حالا که دلهامان شکسته ست
دلت میآید آیا برنگردی؟
سید حبیب نظاری
***
حلقه گل
خورشید پشت ابر اگر دلبری کند
ابر سپید، داعی افسونگری کند
تقدیر روشنش به گلستانه وحی کرد
نرگس برای چشم جهان مادری کند
من کیستم که شاعر شمس زمان شوم؟
دست غریب عشق مگر یاوری کند
این بیتها چکیده ی دردند و اشک و آه
فکری به حال آخرت این آخری کند
تاج گل ست و حلقه گل، مقدم تو را
فرش از دل شکسته، گل پرپری کند
سی مرغ را تشرف دیدار ممکن ست
هدهد اگر دوباره پیام آوری کند
بال و پرم شکست در این انتظار کاش
این شعر را نگاه تو بال و پری کند
نغمه مستشار نظامی
***
ندبه
آقا بیا که فاجعه از حد گذشته است
انسان ز مرز هر چه نباید گذشته است
آقا بیا ببین که چهها در زمان ما
بر امت مسیح و محمد گذشته است
تو شاهدی خودت که در این روزگار تلخ
بر دوستان خوب خدا بد گذشته است
هر روز بیقراریمان میشود فزون
فرصت برای حوصله شاید گذشته است
فرماندهان ناب تو شاید شمارشان
از مرز شوق آور سیصد گذشته است
هر روز ترس و توطئه، هر روز مرگ و خون
آقا بیا که فاجعه از حد گذشته است
امیر سیاهپوش
***
هوای شیعه
از غربت خود همیشه میگویم فاش
تنها؛ غم تنهایی ما باشد کاش
از هر طرفی طعنه شنیدن سخت است
برگرد و هوای شیعه را داشته باش!
مرضیه عاطفی