موجسازی علیه حقوق مردم
رها شهیدی
یک خصلت بزرگ هنرمند و یکی از شاخصهای هنرمند بودن، مجهز بودن به قدرت تحلیل است.این ویژگی است که به هنرمند توان میدهد موضوعها و روابط و علتهایی را کشف کند که «دیگران» نتوانند و یا به راحتی نتوانند، ببینند و یا درک کنند.
آنچه موجب میشود قدرت تحلیل به ارزیابی و نتیجه درست منتهی شود، عدالتخواهی است.عدالتخواهی که برخاسته از تعهد است. تعهد به باورهای الهی و سجایای اخلاقی!
از این روست که هنرمند متعهد را میتوان یک تحلیلگر متعهد معنا کرد .جامعه و اساسا هر جامعهای که دوستدار پیشرفت معنوی است و درپی تحقق عدالت، نمیتواند خود را بینیاز از هنرمند متعهد معرفی کند.
متاسفانه در جامعه دینی ما و پس از سپری شدن 37 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، گاه نشانههایی بروز میکند که گویای فعالیت گسترده هنرمند یا هنرمندنمایان بیتعهد در مسیر رویارویی با ارزشهای الهی و باورها و حقوق مردم کشورمان است .
یکی از همین دست نشانهها ظرف چند هفته گذشته خود را به رخ کشید.
چندی پیش، یکی ازترانهسرایان معاند با نظام دینی - که کیهان قبلا نسبت به اقدامات وی افشاگری کرده بود- دستگیر شد. به دنبال این اتفاق؛ گروهی از فعالان ترانهسرایی - مشهور و غیرمشهور – در شبکههای اجتماعی و برخی هم در گفتوگوی پنهان با رسانههای اجنبی مانند «بیبیسی»، موجی از حمایت نسبت به ترانه سرای دستگیر شده به راه انداختند.
بطور مثال، ترانهسرایی نوشت:
«ما قاتل و کلاهبردار نیستیم .ما ترانهسراییم»!
یا دیگری پرسید:
«مگر ما چه کرده ایم»؟!
درباره نشانه بالا، باید گفت:
اولا چرا باید فکر کنیم، هنرمند و یا هر کسی که فکر میکنیم هنرمند است؛ اگر هم گناه کند و جرمی مرتکب شود، به دلیل هنرمند بودن و ضرورت احترام به هنر، نسبت به عمل خود، مسئولیت ندارد؟!
چرا فکر میکنیم هنرمند جدا از مردم است و نباید زیر سایه و در بند قانون قرار بگیرد؟
برخی مدعیان روشنفکری و معاندان با مردم ایران،مگر نمیگویند، تبعیض مقابل عدالت است؟ پس چرا در مقام هنرمند، تبعیض قائل میشوند و عدالت را پایمال میکنند؟!
بپذیریم که؛ باور آزادی و استقلال و عدالتخواهی، با حمایت چشم بسته از مجرمین و رأی به تبرئه همیشگی آنان با استناد به هنرمند بودن، متناقض است!
دوم: آیا عقلانی است؛ انسان از کسی - متهم و غیرمتهم، مجرم و غیرمجرم - صرفا بر پایه تعلقات خانوادگی و گروهی و صنفی، دفاع کند؟... در این صورت باز هم میتوان نگران عدالت شد وپرسید؛ تکلیف عدالت چه میشود؟
ترانهسرایی بازداشت گردید. خب؛ از این فرد چه میدانیم؟ جز اینکه سالهاست علیه نظام دینی و متدینین و رسانهای اصولگرا و انقلابی و... شعر گفته و مطلب نوشته است؟ جز اینکه در قالب یک نماهنگ، مردم را به آشوب علیه نظام دینی فراخوانده است؟
کدام کشور و با کدام نظام سیاسی است که به فردی ناراحت و آشوبطلب، اجازه کار غیرقانونی و هنجارشکنی اخلاقی و سیاسی دهد؟ کدام؟!
آیا حامیان فرد دستگیر شده، از اتهام ترانه سرای یاد شده آگاهی دارند؟
اگر آگاهی دارند و میدانند او فردی پرخاشگر و معارض است و باز از او حمایت میکنند که باید گفت؛ تک تک این حامیان در مقام معارضاند و مستحق تعقیب قضایی! و اگر ... نه، آگاه نیستند و در جایگاه حمایت از متهم پافشاری میکنند،که جسارتا باید به میزان عقلانیت و عدالتخواهی و تعهدشان نسبت به جامعه بشری نگران شویم!
به نظر میرسد اما حامیان آگاهانه دست به حمایت از متهم میزنند! آنها خوب میدانند که همکارشان تا کجا و چگونه علیه باورهای مردم و نظام دینی، پیش رفته است.اما چون با رفیق ترانه سرای خود هماهنگی فکری دارند، درپی موجسازی علیه انقلاب و نظام هستند. آنها میخواهند نهادهای امنیتی و قضایی را زیر فشار بگذارند تا شرایط فرار از قانون و نظم مهیا شود و راه منحوس قانون شکنی را نسبت به قبل ،هموارتر سازند.
«مونا .ب»، «نیلوفر .ل» و ...از جمله حامیان هستند.
بیشک نگارنده و روزنامه کیهان، از دستگیری کسی خوشحال نمیشود و آرزوی ما حرکت همه مردم در مسیر قانون و نظم و آرامش است. اما برای رسیدن به این مقصد،جلوگیری از «قانونشکنی و معاندت» و پاسخگو کردن هر فردی و در هر جایگاهی و منصبی و حفظ حقوق مردم، یک ضرورت است .
حضور و فعالیت کلان هنرمندان متعهد در صحنه فرهنگ و هنر کشورمان، گامی در جهت ضرورت یاد شده است!