مستنداتی از سیر حوادث و اظهارات و اعترافات متهمان وقایع پس از انتخابات
دیکتاتورهای مشارکت و ادعای تحمل مخالف!(پاورقی)
آسیبشناسی جریان اصلاحطلب به ویژه مشارکت: القای تقابل با حاکمیت در اوایل سال جاری، در یکی از جلسات مشترک دفتر سیاسی و شورای مرکزی مشارکت، یکی از تئوریسینهای اصلاحطلب در مورد انتخابات و انصراف آقای خاتمی صحبت میکرد و در جریان صحبت اشاره داشت که آقای خاتمی باید به عنوان رهبری اصلاحات که رئیسجمهورساز است، شناخته شود و با پیروزی میرحسین موسوی جریانی خواهیم داشت با یک رهبری و یک رئیسجمهور. چیزی که به برداشت بنده سیستمی مقابل نظام موجود میتواند تلقی شود. سران اصلاحطلب همواره به دنبال نمایاندن تقابل بین اصلاحات و حاکمیتاند، گویی به هیچ وجه نمیتوان اصلاحطلب بود و با دیگرانی که ما تعریف میکنیم نیز تعامل و یا در مواردی اتفاق نظر داشت.
به نظرم در داخل این جریان کسانی به دنبال اپوزیسیونسازی داخلی هستند بیآنکه هزینهای پرداخت کنند، یعنی کسانی که زمانی خود انقلابی بودهاند حالا خود را در مقابل نظام نشان داده و سعی دارند این تقابل را نشان دهند و گذشته انقلابی خود را تطهیر کنند غافل از اینکه این تقابلها، مردم را هر روز بیش از پیش خسته و از دستاوردهای نظام ناامید میکند و بعضیها هم البته شاید به دنبال همین باشند.
طرح شعارهایی که با واقعیت موجود چندان همخوانی ندارد. تحمل صدای مخالف یا منتقد: یکی از عمده انتقادات اصلاحطلبان به ویژه مشارکت از مجموعهای از حاکمیت آن است که چرا صدای منتقد را تحمل نمیکنند، دو نمونهای را که به یاد دارم بیان میکنم و میگذرم.
در یکی از کنگرههای جبهه مشارکت مجموعه جوانان حزب تصمیم گرفتند از آقای عباس عبدی که به نوعی منتقد وضع موجود مشارکت بود دعوت کنند تا در کنگره حزب حاضر شود و صحبت کند، اما سران حزب اجازه حضور به ایشان ندادند یا یک بار که شاخه دانشجویی حزب در برنامهای قصد تحلیل سیاسی اوضاع کشور را داشت مجددا با حضور و سخنرانی آقای عبدی مخالفت شد و شنیدم گفته شده که چه دلیلی دارد تریبون حزب در اختیار منتقدان حزب باشد.
توجه به مطالبات مردم: به عنوان موضوع ملموس در انتخابات سال 84، برنامههای اقتصادی آقای دکتر معین توسط تیمی از اقتصاددانان نوشته شد، وقتی از جانب بعضی دوستان گلایه شد که از سر و ته این برنامه کسی چیزی نمیفهمد، میگفتند: این برنامه کاملا علمی نوشته شده و طبیعی است که هر کسی آن را نفهمد! با این برنامه درصدد رای جمع کردن برای کاندیدای مورد نظر بودند، آن هم در شرایطی که همه میدانستند یکی از اولویتها و بلکه مهمترین دغدغه مردم معیشت و اقتصاد است. یا مثلا برنامه دموکراسیخواهی و حقوق بشر که به نظرم فقط برای جلب آرای تحریمیها موثر بود و به عنوان یکی از عمده برنامهها برای پاسخگویی به مطالبات مردم مطرح میشد.
نسخههای زیرزمینی یا نمونه نزدیک آن در همین انتخابات اخیر، هرچه در مورد توجه به روستاها و لزوم تبلیغات موثر در روستاها گفته شد کمتر توجهی به آن شد و با این وجود همه در مورد پیروزی آن هم در دور اول صحبت میکردند. نکته آخر و کلامی کوتاه با دوستان جوانم.
احساس برداشتیام به ویژه در طول سه سال اخیر که بیشتر در حوزه جوانان در حزب مشارکت و در ستادهای انتخاباتی فعالیت میکردم این است که دوستان بزرگتر، بدنه حزبی را که عمدتا جوان هستند بیشتر برای مانور قدرت میخواهند و اغلب به دیده ابزاری مینگرند یا در بعضی موارد با دامن زدن به رقابتهای داخل جوانان باز هم برای آنچه خود به دنبال آن هستند فضایی احساسی فراهم میکنند.
وی در ادامه اظهار داشت: قبول دارم که در انتخابات اخیر نیز در مواردی بسیار این فضا و آن ابزارسازی وجود داشت و غفلت از این نکته و نکاتی که در مقدمه کوتاه ابتدای صحبتم اشاره کردم، ممکن است دوستان جوانم را فرسنگها از آنچه در نظر دارند دور کند بیآنکه به دلیل مشغول شدن به فعالیتهای اینچنین متوجه هدف نهایی آن باشند، سوء استفاده از احساسات و شور جوانی در مسیری که انتهایش آن چیزی نیست که تصور میکنیم، آفتی است که لازم میدانم در حد خود به دوستان جوانم هشدار دهم تا انشاءالله با دیدی همهجانبهنگر به آن مبتلا نشوند. و باز هم تکرار میکنم اصل و معیار را فراموش نکنیم، آنچه باید محفوظ بماند و در گفتار و رفتارمان بر صیانت از آن وفادار بمانیم، همان اصل نظام و قانون اساسی و ارکان آن است و پرهیز از همصدایی یا به دام بیگانگان افتادن.
در مسیر فعالیتها لازم است حقایق را بدون تعصب و تعلقهای جناحی و حزبی بشناسیم و بصیرت و شناختمان را به انواع و اقسام قید و بندها آلوده نکنیم، انشاءالله.
جناب آقای رئیس، قبل از آنکه وکیل محترم در جایگاه حاضر شوند اجازه میخواهم در مواردی به دفاع از خود بپردازم، ضمن آنکه اشتباهاتم را میپذیرم و تقاضای رأفت و عطوفت اسلامی دارم و اعلام میکنم به عنوان فرزند انقلاب هیچگاه حتی به فکر اقدام علیه منافع و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیفتادهام و انگیزهام هیچگاه خدشه وارد کردن به اصول نظام و آنچه خود را متعلق به آن میدانم نبوده است و البته قبول دارم که متاثر از فضاسازیهایی در انتخابات اخیر اشتباهاتی مرتکب شدم که باز هم تاکید میکنم عمده نبوده و تقاضای بخشش و رأفت اسلامی در حق خود دارم.
قاضی صلواتی: از وکیل متهم خواسته میشود در جایگاه حاضر شوند!
دفاعیات وکیل مدافع متهم
بسمالله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدهًْ من لسانی یفقهوا قولی ضمن کسب اجازه از ریاست محترم دادگاه به استحضار میرسانم در خصوص اتهام موکل آقای سیدشهابالدین طباطبایی فرزند یحیی بدون سابقه موثر کیفری، در خصوص موارد مطروحه در کیفرخواست به استحضار میرساند همانطور که همکاران قبلی فرمودند در دفاعیات، در خصوص اتهام ماده 500 و موضوعات خاصی که جرائم علیه امنیت است، مسائل خاصی مطرح شد.
قبل از اینکه به این بپردازم در خصوص موضوعی تحت عنوان اینکه موکل جرائمی را که پذیرفته دو دسته است: یک دسته از جرائم جنبه عمومی دارند و بالذات در صلاحیت دادگاههای عمومی است و قسمتی از اتهامات که مطرح شده در صلاحیت دادگاه محترم انقلاب است. به همین لحاظ استدعا دارم به استناد ماده 55 آیین دادرسی کیفری آن دسته از اتهامات که در خصوص موضوع نشر اکاذیب که مطرح شده و بحث تخریب و بحث توهین، این موارد اگر احصا فرمایید ممنون میشوم که در جنبه عمومیاش بررسی بشود. یکی از مستنداتی که در این رابطه میتوانم برای دادگاه داشته باشم که به چه دلیل قابل طرح در دادگاههای عمومی است بنده به فرمایش یکی از عزیزان جناب آقای دکتر سعید مرتضوی و کتابی را که تحت عنوان امنیت و آسایش تالیف کردند استناد میکنم که صراحتا عنوان کردند که جرائمی که در صلاحیت دادگاههای عمومی است و جرائمی هم که در صلاحیت دادگاههای انقلاب است بالذات باید از هم تفکیک بشود و هر کدام در مراجع خاصش مورد بررسی قرار بگیرد.
در خصوص ماده 500 آنچه همکاران عزیز مطالبی را فرمودند و موضوعاتی در خصوص اینکه تبلیغ علیه نظام و جرائم علیه امنیت را آمدند احصا کردند به زیبایی مطالبی فرمودند که شاید بنده نتوانم به آن شیوایی قضیه را ادامه بدهم و به خاطر [جلوگیری از] طولانی شدن دادگاه هم من سعی میکنم مختصرتر قضیه را خدمتتان عرض کنم.
آنچه همکاران فرمودند به درستی، نظام در تعریفی که دارد ثابت است، دولت متغیر است. قوای سهگانه متغیرند به شرایطی که دارد و بحثی که در اینجا مطرح است در ماده 500 در خصوص مسائلی مطرح شده که هر کسی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید. موکل هیچ اقراری در این زمینه نداشته که در کیفرخواست به اقرار اشاره شده، به هیچ عنوان تبلیغ علیه نظام را نپذیرفتند.
قبل از اینکه من وارد قسمتهای برشمرده عناصر مختلف قانونیاش بشوم مجدد به فرمایش آقای مرتضوی اشاره میکنم در کتابی که دارند که یک مقدار مسائل خاصی دارد که میخواهم در تعریف نظام بگویم که شامل چه چیزی خواهد شد و شامل اتهامی که به موکل وارد شده نیست.
ایشان میفرمایند در مورد واژه «نظام» باید گفت در هیچ کجای ماده نمیگوید دولت، قوه مقننه یا مجریه یا قضائیه، بلکه واژه نظام را به کار برده و فعالیت تبلیغی علیه اساس نظام مدنظرش است. بنابراین اگر کسی علیه روسای قوای سهگانه، این قسمت را تقاضا دارم توجه خاصی بشود. بنابراین اگر کسی علیه روسای قوای سهگانه انتقاد و حتی تبلیغ هم بکند صرفا در این حد نمیشود گفت که اقدام او تبلیغ علیه نظام است. من جهت دفاع از موکل به فرمایش دادستان محترم در کتابی که دارند استناد کردم، در قسمت دیگری ایشان هم به خوبی اعتقاد دارند که این جزو جرائم مستمر و جرائم عمدی است.
برای جرائم مستمر همانطور که استحضار دارید مقدماتی نیاز است و در این قضایا پیشنیازهایی لازم است و ارتباطاتی با مجامعی با شرایطی خاص، با محافلی که به هر جهت این محافل کسانی باشند که علیه نظام اقداماتی داشته باشند و ثابت بشود که موکل با اینها ارتباط دارد. موکل در تمام طول دورانشان هیچ سابقه سیاسی علیه نظام نداشتند بلکه وفادار بودند به نظام، به رهبر، مقام معظم رهبری و کلیه شرایط و اوصافی که وجود دارد. بر همین اساس من تقاضایم این است که در خصوص بحث مجرمانهای که در ماده 500 است با توجه به قضایایی که در زمان وقوع طرح ادعا وجود دارد و توجه به آن زمان، میشود گفت که حرکتهایی که در آن زمان توسط موکل یا شاید سایرین انجام میگرفته جنبه انتقادی داشته، یک جنبهای بوده که در آن زمان قابل قبول بوده، به هر جهت کسانی در موضوع انتخابات شرکت کرده بودند که رقبای انتخاباتی بودند، همه از دل نظام، منتخب نظام، مورد تایید نظام، آمدند در عرصه انتخابات قرار گرفتند، مثل موکل با این اعتقاد جلو میرود که بزرگان مهر تایید بر این افراد زدند و وارد عرصهای میشود که از این اشخاص در جنبه نقد وارد میشود نه در جنبهای که تبلیغ و ترویجی باشد مبنی بر شرایط مضری که برای ایشان نسبت به نظام استوار ایجاد کرده باشد. من عرضم این است که در این قسمت با توجه به تقدم و تاخر زمان و اقتران زمانی در آن برهه از آن شرایط زمانیاش، تقاضایم این است که این موضوع مورد توجه قرار بگیرد.
در خصوص اتهاماتی که به موکل نسبت داده شده در مواد قانونیای که مدنظر بوده آنچه جای بحث دارد نشر اکاذیب برای موکل مدنظر است. عنصر مادی نشر اکاذیب توصیفش در قانون مشخص و بحث معنویاش هم که الان خدمتتان عارض خواهم بود. [برای] نسبت دادن اعمال مجرمانه به خلاف واقع به اشخاص و یا مقامات رسمی و دولتی به قصد اضرار یا تشویش اذهان عمومی مجازات قائل شدهاند. تمامی این اقداماتی که این جا مطرح شده در باب عنصر مادیاش اگر مورد توجه باشد حتما با توجه به اینکه در ماده 698 تصریح شده باید براساس نامهای، مراسلاتی، شکوائيه، عریضه، گزارش یا توزیع اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا باشد. هیچ مدرکی علیه موکل در پرونده که دلالت بر این موضوع داشته باشد بنده نتوانستم ببینم و از این لحاظ اعتقادم بر این است که ماده استنادی 698 نمیتواند منتسب به موکل باشد زیرا این قضیه با توجه به مصادیقی که بررسی شد نمیتواند مورد انتساب قرار بگیرد.
در خصوص ماده استنادی بحث توهین، اگر یکی از مواردی است که در ماده 609 علیه موکل مطرح شد، توهین جزو جرائمی است که آن هم عمدی و در علن و آشکار باید انجام بشود، علیه کی و برای چی؟ به قصد اضرار به این فرد یا به هر جهت اوصاف دیگری که بخواهد برای تخطئه کردن شخصیت فرد باشد یا شرایط دیگر. همه اینها شرایط متفاوتی دارد که تشخیص این قضیه، بنده هر چه قدر هم دفاع بکنم در این زمینه، تشخیص این قضیه برمیگردد به نظر ریاست محترم دادگاه، و از طرف دیگری هم اگر ما فرمایش همکاران را این جا استناد بکنیم، جهت تشخیص اینکه واقعا این اعمال، این الفاظ میتواند در زمان انتخابات توهین قلمداد بشود باز هم نظر مراجع امنیتی عالی میتواند در این قضیه به دادگاه کمکی داشته باشد.
آخرین موردی را که من میتوانم خدمت دادگاه محترم معروض باشم این است که بحث مواد استنادی 610 و 618 بحث مباشرت دارد. موکل هیچگاه اقراری به این نکرده که اجتماعی تشکیل داده یا قصد و نظری بر تشکیل این اجتماعات داشته و نمیتوانسته هم به فرد خود، به تنهایی و منحصر به فرد در رابطه با این قضیه موثر بوده باشد. زیرا اجتماعاتی که ایشان قبل از دستگیری شرکت کردند مربوط میشود به زمان 25/3/88 و 28/3/88، یکی بحث میدان آزادی است و یکی هم در خیابان فردوسی. اظهارات ایشان کاملا صادقانه بوده، عنوان کردند که من همان لحظات اول از اجتماعات خارج شدم به دلایلی که جناب آقای خاتمی هم نتوانستند که در آنجا حضور پیدا کنند و ایشان [موکل] چون از علاقهمندان به ایشان بودند محل را ترک میکنند و بحث تخریب یا قضایای دیگری هم بخواهیم مطرح بکنیم نمیتواند منتسب به موکل باشد چون که در اجتماعی حالا چند صد هزاری، چند صد میلیونی [؟!] من فکر نمیکنم تنها موکل عامل اصلی این قضیه میتوانسته باشد و نهایتا آنچه از دادگاه محترم بنده تقاضا دارم با توجه به مواردی که اعلام شد، موارد اتهامی کیفرخواست را علیه موکل به دلایل دفاعی مردود میدانم و قبل از اینکه در خصوص آخرین دفاع مطلبی مطرح بشود به جهت وضعیت خاصی که موکل دارند و شرایط خاصی که وجود دارد و به جهت توجه خاصی که به متهم در جرائم جزایی وجود دارد عنداللزوم تقاضای ارفاق در صدور قرار تامینی موکل را دارم و نهایتا هم چنانچه اگر امری باشد [از ناحیه]دادگاه، من برای دفاعیات بعدی در خدمتم.
قاضی صلواتی: تشکر میکنیم. ایراد شما به صلاحیت دادگاه رد است. به خاطر اینکه این جانب علاوه بر اینکه رئيس شعبه 15 دادگاه انقلاب هستم با حکم ریاست محترم قوه قضائيه، دادرس علیالبدل دادگاههای عمومی هستم و پرونده اغتشاشات با حکم ویژه ریاست محترم قوه در همین شعبه رسیدگی میشود. از آقای طباطبایی درخواست میشود آخرین دفاعیات خودشان را بیان کنند!
طباطبایی: بنده میخواستم با قبول برخی اشتباهات، اشاره کردند، بنده در دو تجمع غیرقانونی حضور داشتم، آن هم شاید هر کدام در حدود نیم ساعت و بعد هم برگشتم. در بقیه موارد بحث ارتباط با رسانهها، مصاحبههایی را که کردم قبول دارم. البته اگر از آن طرف مصاحبهای کردم و مثلا در مورد تجمع غیرقانونی روز دوشنبه BBC فارسی مصاحبه کردم از آن طرف در مورد تجمعی که به دعوت سازمان تبلیغات اسلامی هم برگزار شد در میدان ولیعصر مصاحبهای داشتم و اعلام کردم که برای جدا کردن حساب اغتشاشگران از مردم و کسانی که به هر حال وابسته به نظام هستند و در داخل نظام هستند ما هم این راهپیمایی را و این تجمع را حمایت میکنیم. اگر دیده میشود مصاحبهها و به هر حال بحثهایی که مطرح شده، خوب است که مجموعهاش در کنار هم دیده بشود و باز هم اعلام میکنم بهعنوان فرزند این انقلاب تقاضای عطوفت و رافت اسلامی از درگاه دادگاه محترم از جانب مردم عزیزمان و مقام معظم رهبری دارم.
والسلام علیکم و رحمهًْ الله.
به نظرم در داخل این جریان کسانی به دنبال اپوزیسیونسازی داخلی هستند بیآنکه هزینهای پرداخت کنند، یعنی کسانی که زمانی خود انقلابی بودهاند حالا خود را در مقابل نظام نشان داده و سعی دارند این تقابل را نشان دهند و گذشته انقلابی خود را تطهیر کنند غافل از اینکه این تقابلها، مردم را هر روز بیش از پیش خسته و از دستاوردهای نظام ناامید میکند و بعضیها هم البته شاید به دنبال همین باشند.
طرح شعارهایی که با واقعیت موجود چندان همخوانی ندارد. تحمل صدای مخالف یا منتقد: یکی از عمده انتقادات اصلاحطلبان به ویژه مشارکت از مجموعهای از حاکمیت آن است که چرا صدای منتقد را تحمل نمیکنند، دو نمونهای را که به یاد دارم بیان میکنم و میگذرم.
در یکی از کنگرههای جبهه مشارکت مجموعه جوانان حزب تصمیم گرفتند از آقای عباس عبدی که به نوعی منتقد وضع موجود مشارکت بود دعوت کنند تا در کنگره حزب حاضر شود و صحبت کند، اما سران حزب اجازه حضور به ایشان ندادند یا یک بار که شاخه دانشجویی حزب در برنامهای قصد تحلیل سیاسی اوضاع کشور را داشت مجددا با حضور و سخنرانی آقای عبدی مخالفت شد و شنیدم گفته شده که چه دلیلی دارد تریبون حزب در اختیار منتقدان حزب باشد.
توجه به مطالبات مردم: به عنوان موضوع ملموس در انتخابات سال 84، برنامههای اقتصادی آقای دکتر معین توسط تیمی از اقتصاددانان نوشته شد، وقتی از جانب بعضی دوستان گلایه شد که از سر و ته این برنامه کسی چیزی نمیفهمد، میگفتند: این برنامه کاملا علمی نوشته شده و طبیعی است که هر کسی آن را نفهمد! با این برنامه درصدد رای جمع کردن برای کاندیدای مورد نظر بودند، آن هم در شرایطی که همه میدانستند یکی از اولویتها و بلکه مهمترین دغدغه مردم معیشت و اقتصاد است. یا مثلا برنامه دموکراسیخواهی و حقوق بشر که به نظرم فقط برای جلب آرای تحریمیها موثر بود و به عنوان یکی از عمده برنامهها برای پاسخگویی به مطالبات مردم مطرح میشد.
نسخههای زیرزمینی یا نمونه نزدیک آن در همین انتخابات اخیر، هرچه در مورد توجه به روستاها و لزوم تبلیغات موثر در روستاها گفته شد کمتر توجهی به آن شد و با این وجود همه در مورد پیروزی آن هم در دور اول صحبت میکردند. نکته آخر و کلامی کوتاه با دوستان جوانم.
احساس برداشتیام به ویژه در طول سه سال اخیر که بیشتر در حوزه جوانان در حزب مشارکت و در ستادهای انتخاباتی فعالیت میکردم این است که دوستان بزرگتر، بدنه حزبی را که عمدتا جوان هستند بیشتر برای مانور قدرت میخواهند و اغلب به دیده ابزاری مینگرند یا در بعضی موارد با دامن زدن به رقابتهای داخل جوانان باز هم برای آنچه خود به دنبال آن هستند فضایی احساسی فراهم میکنند.
وی در ادامه اظهار داشت: قبول دارم که در انتخابات اخیر نیز در مواردی بسیار این فضا و آن ابزارسازی وجود داشت و غفلت از این نکته و نکاتی که در مقدمه کوتاه ابتدای صحبتم اشاره کردم، ممکن است دوستان جوانم را فرسنگها از آنچه در نظر دارند دور کند بیآنکه به دلیل مشغول شدن به فعالیتهای اینچنین متوجه هدف نهایی آن باشند، سوء استفاده از احساسات و شور جوانی در مسیری که انتهایش آن چیزی نیست که تصور میکنیم، آفتی است که لازم میدانم در حد خود به دوستان جوانم هشدار دهم تا انشاءالله با دیدی همهجانبهنگر به آن مبتلا نشوند. و باز هم تکرار میکنم اصل و معیار را فراموش نکنیم، آنچه باید محفوظ بماند و در گفتار و رفتارمان بر صیانت از آن وفادار بمانیم، همان اصل نظام و قانون اساسی و ارکان آن است و پرهیز از همصدایی یا به دام بیگانگان افتادن.
در مسیر فعالیتها لازم است حقایق را بدون تعصب و تعلقهای جناحی و حزبی بشناسیم و بصیرت و شناختمان را به انواع و اقسام قید و بندها آلوده نکنیم، انشاءالله.
جناب آقای رئیس، قبل از آنکه وکیل محترم در جایگاه حاضر شوند اجازه میخواهم در مواردی به دفاع از خود بپردازم، ضمن آنکه اشتباهاتم را میپذیرم و تقاضای رأفت و عطوفت اسلامی دارم و اعلام میکنم به عنوان فرزند انقلاب هیچگاه حتی به فکر اقدام علیه منافع و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیفتادهام و انگیزهام هیچگاه خدشه وارد کردن به اصول نظام و آنچه خود را متعلق به آن میدانم نبوده است و البته قبول دارم که متاثر از فضاسازیهایی در انتخابات اخیر اشتباهاتی مرتکب شدم که باز هم تاکید میکنم عمده نبوده و تقاضای بخشش و رأفت اسلامی در حق خود دارم.
قاضی صلواتی: از وکیل متهم خواسته میشود در جایگاه حاضر شوند!
دفاعیات وکیل مدافع متهم
بسمالله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدهًْ من لسانی یفقهوا قولی ضمن کسب اجازه از ریاست محترم دادگاه به استحضار میرسانم در خصوص اتهام موکل آقای سیدشهابالدین طباطبایی فرزند یحیی بدون سابقه موثر کیفری، در خصوص موارد مطروحه در کیفرخواست به استحضار میرساند همانطور که همکاران قبلی فرمودند در دفاعیات، در خصوص اتهام ماده 500 و موضوعات خاصی که جرائم علیه امنیت است، مسائل خاصی مطرح شد.
قبل از اینکه به این بپردازم در خصوص موضوعی تحت عنوان اینکه موکل جرائمی را که پذیرفته دو دسته است: یک دسته از جرائم جنبه عمومی دارند و بالذات در صلاحیت دادگاههای عمومی است و قسمتی از اتهامات که مطرح شده در صلاحیت دادگاه محترم انقلاب است. به همین لحاظ استدعا دارم به استناد ماده 55 آیین دادرسی کیفری آن دسته از اتهامات که در خصوص موضوع نشر اکاذیب که مطرح شده و بحث تخریب و بحث توهین، این موارد اگر احصا فرمایید ممنون میشوم که در جنبه عمومیاش بررسی بشود. یکی از مستنداتی که در این رابطه میتوانم برای دادگاه داشته باشم که به چه دلیل قابل طرح در دادگاههای عمومی است بنده به فرمایش یکی از عزیزان جناب آقای دکتر سعید مرتضوی و کتابی را که تحت عنوان امنیت و آسایش تالیف کردند استناد میکنم که صراحتا عنوان کردند که جرائمی که در صلاحیت دادگاههای عمومی است و جرائمی هم که در صلاحیت دادگاههای انقلاب است بالذات باید از هم تفکیک بشود و هر کدام در مراجع خاصش مورد بررسی قرار بگیرد.
در خصوص ماده 500 آنچه همکاران عزیز مطالبی را فرمودند و موضوعاتی در خصوص اینکه تبلیغ علیه نظام و جرائم علیه امنیت را آمدند احصا کردند به زیبایی مطالبی فرمودند که شاید بنده نتوانم به آن شیوایی قضیه را ادامه بدهم و به خاطر [جلوگیری از] طولانی شدن دادگاه هم من سعی میکنم مختصرتر قضیه را خدمتتان عرض کنم.
آنچه همکاران فرمودند به درستی، نظام در تعریفی که دارد ثابت است، دولت متغیر است. قوای سهگانه متغیرند به شرایطی که دارد و بحثی که در اینجا مطرح است در ماده 500 در خصوص مسائلی مطرح شده که هر کسی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید. موکل هیچ اقراری در این زمینه نداشته که در کیفرخواست به اقرار اشاره شده، به هیچ عنوان تبلیغ علیه نظام را نپذیرفتند.
قبل از اینکه من وارد قسمتهای برشمرده عناصر مختلف قانونیاش بشوم مجدد به فرمایش آقای مرتضوی اشاره میکنم در کتابی که دارند که یک مقدار مسائل خاصی دارد که میخواهم در تعریف نظام بگویم که شامل چه چیزی خواهد شد و شامل اتهامی که به موکل وارد شده نیست.
ایشان میفرمایند در مورد واژه «نظام» باید گفت در هیچ کجای ماده نمیگوید دولت، قوه مقننه یا مجریه یا قضائیه، بلکه واژه نظام را به کار برده و فعالیت تبلیغی علیه اساس نظام مدنظرش است. بنابراین اگر کسی علیه روسای قوای سهگانه، این قسمت را تقاضا دارم توجه خاصی بشود. بنابراین اگر کسی علیه روسای قوای سهگانه انتقاد و حتی تبلیغ هم بکند صرفا در این حد نمیشود گفت که اقدام او تبلیغ علیه نظام است. من جهت دفاع از موکل به فرمایش دادستان محترم در کتابی که دارند استناد کردم، در قسمت دیگری ایشان هم به خوبی اعتقاد دارند که این جزو جرائم مستمر و جرائم عمدی است.
برای جرائم مستمر همانطور که استحضار دارید مقدماتی نیاز است و در این قضایا پیشنیازهایی لازم است و ارتباطاتی با مجامعی با شرایطی خاص، با محافلی که به هر جهت این محافل کسانی باشند که علیه نظام اقداماتی داشته باشند و ثابت بشود که موکل با اینها ارتباط دارد. موکل در تمام طول دورانشان هیچ سابقه سیاسی علیه نظام نداشتند بلکه وفادار بودند به نظام، به رهبر، مقام معظم رهبری و کلیه شرایط و اوصافی که وجود دارد. بر همین اساس من تقاضایم این است که در خصوص بحث مجرمانهای که در ماده 500 است با توجه به قضایایی که در زمان وقوع طرح ادعا وجود دارد و توجه به آن زمان، میشود گفت که حرکتهایی که در آن زمان توسط موکل یا شاید سایرین انجام میگرفته جنبه انتقادی داشته، یک جنبهای بوده که در آن زمان قابل قبول بوده، به هر جهت کسانی در موضوع انتخابات شرکت کرده بودند که رقبای انتخاباتی بودند، همه از دل نظام، منتخب نظام، مورد تایید نظام، آمدند در عرصه انتخابات قرار گرفتند، مثل موکل با این اعتقاد جلو میرود که بزرگان مهر تایید بر این افراد زدند و وارد عرصهای میشود که از این اشخاص در جنبه نقد وارد میشود نه در جنبهای که تبلیغ و ترویجی باشد مبنی بر شرایط مضری که برای ایشان نسبت به نظام استوار ایجاد کرده باشد. من عرضم این است که در این قسمت با توجه به تقدم و تاخر زمان و اقتران زمانی در آن برهه از آن شرایط زمانیاش، تقاضایم این است که این موضوع مورد توجه قرار بگیرد.
در خصوص اتهاماتی که به موکل نسبت داده شده در مواد قانونیای که مدنظر بوده آنچه جای بحث دارد نشر اکاذیب برای موکل مدنظر است. عنصر مادی نشر اکاذیب توصیفش در قانون مشخص و بحث معنویاش هم که الان خدمتتان عارض خواهم بود. [برای] نسبت دادن اعمال مجرمانه به خلاف واقع به اشخاص و یا مقامات رسمی و دولتی به قصد اضرار یا تشویش اذهان عمومی مجازات قائل شدهاند. تمامی این اقداماتی که این جا مطرح شده در باب عنصر مادیاش اگر مورد توجه باشد حتما با توجه به اینکه در ماده 698 تصریح شده باید براساس نامهای، مراسلاتی، شکوائيه، عریضه، گزارش یا توزیع اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا باشد. هیچ مدرکی علیه موکل در پرونده که دلالت بر این موضوع داشته باشد بنده نتوانستم ببینم و از این لحاظ اعتقادم بر این است که ماده استنادی 698 نمیتواند منتسب به موکل باشد زیرا این قضیه با توجه به مصادیقی که بررسی شد نمیتواند مورد انتساب قرار بگیرد.
در خصوص ماده استنادی بحث توهین، اگر یکی از مواردی است که در ماده 609 علیه موکل مطرح شد، توهین جزو جرائمی است که آن هم عمدی و در علن و آشکار باید انجام بشود، علیه کی و برای چی؟ به قصد اضرار به این فرد یا به هر جهت اوصاف دیگری که بخواهد برای تخطئه کردن شخصیت فرد باشد یا شرایط دیگر. همه اینها شرایط متفاوتی دارد که تشخیص این قضیه، بنده هر چه قدر هم دفاع بکنم در این زمینه، تشخیص این قضیه برمیگردد به نظر ریاست محترم دادگاه، و از طرف دیگری هم اگر ما فرمایش همکاران را این جا استناد بکنیم، جهت تشخیص اینکه واقعا این اعمال، این الفاظ میتواند در زمان انتخابات توهین قلمداد بشود باز هم نظر مراجع امنیتی عالی میتواند در این قضیه به دادگاه کمکی داشته باشد.
آخرین موردی را که من میتوانم خدمت دادگاه محترم معروض باشم این است که بحث مواد استنادی 610 و 618 بحث مباشرت دارد. موکل هیچگاه اقراری به این نکرده که اجتماعی تشکیل داده یا قصد و نظری بر تشکیل این اجتماعات داشته و نمیتوانسته هم به فرد خود، به تنهایی و منحصر به فرد در رابطه با این قضیه موثر بوده باشد. زیرا اجتماعاتی که ایشان قبل از دستگیری شرکت کردند مربوط میشود به زمان 25/3/88 و 28/3/88، یکی بحث میدان آزادی است و یکی هم در خیابان فردوسی. اظهارات ایشان کاملا صادقانه بوده، عنوان کردند که من همان لحظات اول از اجتماعات خارج شدم به دلایلی که جناب آقای خاتمی هم نتوانستند که در آنجا حضور پیدا کنند و ایشان [موکل] چون از علاقهمندان به ایشان بودند محل را ترک میکنند و بحث تخریب یا قضایای دیگری هم بخواهیم مطرح بکنیم نمیتواند منتسب به موکل باشد چون که در اجتماعی حالا چند صد هزاری، چند صد میلیونی [؟!] من فکر نمیکنم تنها موکل عامل اصلی این قضیه میتوانسته باشد و نهایتا آنچه از دادگاه محترم بنده تقاضا دارم با توجه به مواردی که اعلام شد، موارد اتهامی کیفرخواست را علیه موکل به دلایل دفاعی مردود میدانم و قبل از اینکه در خصوص آخرین دفاع مطلبی مطرح بشود به جهت وضعیت خاصی که موکل دارند و شرایط خاصی که وجود دارد و به جهت توجه خاصی که به متهم در جرائم جزایی وجود دارد عنداللزوم تقاضای ارفاق در صدور قرار تامینی موکل را دارم و نهایتا هم چنانچه اگر امری باشد [از ناحیه]دادگاه، من برای دفاعیات بعدی در خدمتم.
قاضی صلواتی: تشکر میکنیم. ایراد شما به صلاحیت دادگاه رد است. به خاطر اینکه این جانب علاوه بر اینکه رئيس شعبه 15 دادگاه انقلاب هستم با حکم ریاست محترم قوه قضائيه، دادرس علیالبدل دادگاههای عمومی هستم و پرونده اغتشاشات با حکم ویژه ریاست محترم قوه در همین شعبه رسیدگی میشود. از آقای طباطبایی درخواست میشود آخرین دفاعیات خودشان را بیان کنند!
طباطبایی: بنده میخواستم با قبول برخی اشتباهات، اشاره کردند، بنده در دو تجمع غیرقانونی حضور داشتم، آن هم شاید هر کدام در حدود نیم ساعت و بعد هم برگشتم. در بقیه موارد بحث ارتباط با رسانهها، مصاحبههایی را که کردم قبول دارم. البته اگر از آن طرف مصاحبهای کردم و مثلا در مورد تجمع غیرقانونی روز دوشنبه BBC فارسی مصاحبه کردم از آن طرف در مورد تجمعی که به دعوت سازمان تبلیغات اسلامی هم برگزار شد در میدان ولیعصر مصاحبهای داشتم و اعلام کردم که برای جدا کردن حساب اغتشاشگران از مردم و کسانی که به هر حال وابسته به نظام هستند و در داخل نظام هستند ما هم این راهپیمایی را و این تجمع را حمایت میکنیم. اگر دیده میشود مصاحبهها و به هر حال بحثهایی که مطرح شده، خوب است که مجموعهاش در کنار هم دیده بشود و باز هم اعلام میکنم بهعنوان فرزند این انقلاب تقاضای عطوفت و رافت اسلامی از درگاه دادگاه محترم از جانب مردم عزیزمان و مقام معظم رهبری دارم.
والسلام علیکم و رحمهًْ الله.