کد خبر: ۶۲۴۳۳
تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۹۴ - ۱۸:۰۸
خاتمه‌ای بر سی و دومین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران

فرجام زهر!

همیشه جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان یکی از مهم‌ترین سطوح ارزیابی تولیدات یک ساله اخیر سینمای کوتاه کشور محل بحث، دید و نظر علاقمندان به این حوزه بوده است. حوزه‌ای که نشاط و پویایی در جریان فیلمسازی آن موج می‌زند. یعنی عرصه فیلم کوتاه، عرصه شوق و انرژی برای جوانانی است که همه خواسته‌هایشان در دنیای سینما را در همین چند دقیقه فیلم کوتاه خلاصه می‌کنند. عده‌ای از آنها عاشق ورود به سینمای بلند و عده‌ای هم شیفته فضای جشنواره‌ای و جایزه گرفتن و تشویق هستند. جوانانی که اولین تجربه‌های خود و اولین دریچه‌های گشوده شده در مقابلشان را از طریق همین جشنواره‌های کوچک فیلم کوتاه جستجو می‌کنند.آنها یک‌سال را منتظر می‌مانند تا در یک عرصه برابر، رقابتی در کنار دوستانشان آثارشان را به تماشای عموم بگذارند. دوست دارند دیده شوند و تماشاچیان روی صندلی‌های سینما برایشان کف بزنند و هورا بکشند به امید آنکه این سکوهای کوچک، روزی آنها را بر فراز سکوهای بزرگ ملی و بین‌المللی به پرواز در آورد. از تندیس‌ها و لوح تقدیرهایی که می‌گیرند سال‌ها مراقبت می‌کنند. آنها را اگر لب تاقچه خانه نگذارند تا به واسطه آن خودی نشان دهند در ویترین و آلبوم شخصی سال‌ها نگهداری می‌کنند و از آن به عنوان افتخارات خودشان یاد می‌نمایند. برای آنها مهم است که در جشنواره‌ای ملی آن هم یک جشنواره‌ای که به مدد وزارت ارشاد برگزار می‌شود دیده شوند. دوست دارند کسانی دست آنها را بالا ببرند که مدیران سینمایی کشور هستند و از این رو جشنواره فیلم کوتاه تهران برایشان یک آرزوست. جایزه آن را بسیار محترم می‌شمارند و آن را جزو مهم‌ترین جوایز خود در کارنامه فیلمسازیشان یاد می‌کنند.
اما مدیران سینمایی هم این وسط نقش عمده‌ای را در روند موفقیت‌ها و شکل‌گیری استراتژی و تفکر فیلمسازان جوان ایفا می‌نمایند. این مدیران اگر با نوع انتخاب و تشویق و اهدای جوایز نتوانند سمت و سویی مطمئن در راستای اهداف کشور داشته باشند، فیلمسازان را گمراه می‌کنند. اتفاقی که در اختتامیه سی و دومین جشنواره فیلم کوتاه تهران هم رخ داد! پایانی کاملا غیرمطمئن و شکننده که نوید فرجامی سست در سینمای کوتاه کشور دارد. در حالی که اغلب اعضای هیئت داوران این جشنواره کارنامه‌ای ارزشمند دارند و سوابق و فعالیت‌های آنها گواه بر این مدعاست اما به فیلم‌هایی جایزه دادند که اصلا نه در محتوا و نه در رویکرد فیلمسازی توجهی به ارزش و برنامه‌های فرهنگی نظام نداشتند و بدتر آنکه غالب همین فیلم‌ها با بودجه انجمن سینمای جوان و وزارت ارشاد هم تولید شده است.
 تاثیرپذیری مفرط از سینمای وامانده غرب از نظر شکل و محتوا و ضرب‌آهنگ و رویکرد پوچ‌گرا و ابزورد در فیلم‌هایی مثل قمارباز، کشتارگاه، روشویی و...دیده می‌شود. به طوری که در این فیلم‌ها، صحنه‌هایی چون بدمستی و شراب‌خواری، خیانت، پررنگ نشان دادن نقاط تاریک و سیاه در روابط آدم‌ها، یأس و ناامیدی در جوان امروز، تاکید بیش از اندازه بر ضعف‌ها و...انگار راوی‌سرایی هستند که همه برای هیچ می‌جنگند و هیچ هم گیرشان می‌آید؛ هیچ امیدی نیست، هیچ نشاطی نیست. نه از نقش والدین در تربیت صحیح حرف زده می‌شود و نه از تکاپوی جوانی روستایی که با زحمت رتبه بالای کنکور می‌آورد و با مشقت تبدیل به فردی خدوم می‌شود و نه از افتخارات ملی و بین‌المللی در عرصه‌های علمی و پژوهشی کشور...به راستی چه کسی باید آمار موفقیت‌های پزشکی و ورزشی و حتی فرهنگی و ادبی این مرز و بوم را به همگان نشان دهد؟ چه کسی باید از آدم‌هایی فیلم بسازد که تمام هستی‌شان را در راه جهاد صرف می‌کنند؟ یا کسانی که اموالشان را برای مصارف خیریه وقف عام می‌نمایند؟ در همین جشنواره، سال‌ها پیش فیلم‌هایی مثل «بومرنگ» نمایش داده شده است که قابلیت‌های انسانی یک معلول جسمی را به نمایش می‌گذارد که هم در سطح ملی و هم بین‌الملل می‌درخشد و هم مخاطب عام را راضی می‌کند.
سوال اینجاست که چرا جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان یک رویداد مهم ملی در سینمای ایران در حال انحراف از مسیر خود است؟ چرا مدیران ارشد سینمای ایران به حال این جشنواره که هر ساله با خیل عظیم دانشجویان رشته سینما و هنر و همچنین جوانان علاقمند روبه‌روست فکری نمی‌کنند؟ بدیهی است که نوع انتخاب و اهدای جوایز در اختتامیه هر جشنواره‌ای برای فیلمسازان در سال‌های بعد الگوسازی می‌کند تا فکر و ایده‌هایشان را شبیه به این فیلم‌ها نمایند تا دیده شوند.
امیر اسکندری