کد خبر: ۶۱۷۷۱
تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۴

دلم برای نگاهش همیشه لرزیده است(چشم به راه سپیده)


موعود من
می‌آیی از آن دورها می‌دانم این را
پر می‌کنی از عدل، دامان زمین را
در انتظار گام‌هایت می‌کنم فرش
این دل، دل شیدایی بی‌بغض و کین را
سر می‌نهم بر شانه‌هایت تا بیایی
تسکین‌دهی یک لحظه این جان حزین را
- موعود من کی خواهی آمد؟ می‌شمارم
تا آن زمان این لحظه‌های واپسین را
وقتی بیایی مهربان از شوق دیدار
بر خاک درگاه تو می‌سایم جبین را
در ظهر یک آدینه می‌گویند ای خوب
می‌آیی و فریادخواهی کرد دین را
می‌آیی و شمشیر سرخ عدل در دست
امضا کنی آن وعده‌های راستین را
از ریشه می‌گویند خواهی کند ای مرد
در لحظه موعود نسل ناکثین را
سید علمدار ابوطالبی‌نژاد
***
اعجاز جنون
ایجاز شاعرانه چشم تو تاکنون
ما را کشانده است به اعجازی از جنون
هر روز در هوای تو پرواز می‌کنیم
هر روز می‌شویم چو خورشید، سرنگون
تا آستین به قصد تو بالا زدیم شد
شمشیرهای تشنه به خون از کمر برون
باید امید هرچه فرج را به گور برد
بیهوده می‌بری دل ما را ستون ستون...
این شعر هم ردیف غزل‌های چشم توست
زخمی نزن که قافیه افتد به خاک و خون
مرتضی آخرتی
***
عطر بنفشه
برای او که برایم نماد خورشید‌ست
ندیدمش ولی او سال‌ها مرا دیده‌ست
- ندیدمش ولی از پشت پرده‌ها حتی
دلم برای نگاهش همیشه لرزیده‌ست
سلام مهدی من! روز و ماه و سال به خیر
نگو که لحن سلامت! چه قدر شوریده‌ست
نگو که لحن سلامت چه قدر غمگین‌ست
که در حوالی من غم همیشه خندیده‌ست
در این طرف که منم فصل‌ها همه سردند
در آن طرف که شمایی... بهار روییده‌ست؟
در آن طرف که شمایی در این زمستان‌ها
بگو که عطر بنفشه دوباره پیچیده‌ست؟
هوای سمت شما ابری است یا آرام؟
در این طرف که هوا سال‌هاست خشکیده‌ست
چه ساعتی‌ست در آنجا؟ شب است یا روز است؟
- در این طرف که «زمان» سمت کعبه چرخیده‌ست
برای این که هوای تو در تنش جاری‌ست!
که سال‌هاست «ندیده» فقط تو را «دیده»ست
و گفته‌اند: تو از سمت کعبه می‌آیی
... ولی «چه وقتش» را هیچ کس نفهمیده‌ست
مطهره عباسیان
***
حلقه گل
خورشید پشت ابر اگر دلبری کند
ابر سپید، داعی افسونگری کند
تقدیر روشنش به گلستانه وحی کرد
نرگس برای چشم جهان مادری کند
من کیستم که شاعر شمس زمان شوم؟
دست غریب عشق مگر یاوری کند
این بیت‌ها چکیده دردند و اشک و آه
فکری به حال آخرت این آخری کند
تاج گل‌ست و حلقه گل، مقدم تو را
فرش از دل شکسته، گل پرپری کند
سی مرغ را تشرف دیدار ممکن‌ست
هدهد اگر دوباره پیام‌آوری کند
بال و پرم شکست در این انتظار کاش
این شعر را نگاه تو بال و پری کند
نغمه مستشار نظامی