کد خبر: ۶۱۷۳۷
تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۳

توجه به معنویت راهکار مقابله با خطر فرهنگی(1)(زلال بصیرت)


مسيري که انسان در پيش دارد، به چند نوع آگاهي نياز دارد؛ نخستين نوع آگاهي اين است که انسان بداند در کجاست، چه موقعيتي دارد، به چه موقعيتي مي‌تواند برسد و راه رسيدن به اين موقعيت مطلوب چيست. اينها نوعي آگاهي است كه اگر هر يك از ما آن را نداشته باشيم، چه‌بسا روزي پشيمان شويم که چرا از ابتدا نفهميديم کيستيم و قرار است به کجا برويم و در نتيجه نيروهايمان را هدر داده‌ايم و چه بسا به ضررمان تمام شده باشد. در واقع، اين همان عصاره اصول دين ـ توحيد، نبوت و معاد ـ است که ما بدان معتقديم؛ اينکه از سوي خدائيم، به سوي او مي‌رويم و در اين دنيا بايد از راهنمايي‌هاي انبيا استفاده کنيم تا در بازگشت به سوی خدا، زندگي جاودانه و سعادتمند داشته‌ باشيم؛ اگر از اين امور آگاهي نداشته باشيم، مانند اين است که ابزاري صنعتي را در اختيار داشته باشيم، ‌ولي ندانيم آن را براي چه ساخته‌اند و چگونه بايد از آن استفاده کرد. فرض کنيد وسيله‌اي الکترونيک از بازار مي‌خريد و يا کسي آن را به شما هديه مي‌دهد؛ اما نمي‌دانيد اين وسيله براي چه خوب است و چگونه بايد از آن استفاده کرد؛ چه‌بسا بعد از اندك زماني آن را خراب کنید و يا متوجه نباشيد و آن را منفجر كنيد. بنابراين، لازم است که انسان وقتي با چيزي مواجه مي‌شود، بداند اين چيست، چه كاربردي دارد و چگونه بايد از آن استفاده کرد.
ما انسان‌ها نسبت به خودمان نيز چنين حالاتي داريم؛ خداوند به ما حيات، بدن، فکر، روح و عقل داده است؛ ما را براي چه ساخته‌اند؟ به کجا مي‌توانيم برسيم؟ نهايت استفاده‌ ما از اين قوا چيست؟ چگونه بايد قواي بدني، فکري و روحي خود را به كار ببريم تا بتوانيم به آن هدف مطلوب برسيم. توحيد مي‌گويد خداوند شما را ساخته است؛ معاد مي‌گويد شما به سوي يک زندگي ابدي در عالم در حال حرکت هستيد؛ نبوت نيز مي‌گويد از انبيا اطاعت کنيد تا به سعادت ابدي برسيد. متأسفانه بسياري از انسان‌ها در توجه به اين ابعاد کوتاهي مي‌کنند؛ براي نمونه، وقتي يک ابزار صنعتي يا يك تلفن همراه و يا يک کامپيوتر مي‌خرند، حتي مي‌پرسند كه چگونه بايد از آن استفاده كنند؛ اما به اين نمي‌انديشند كه از اين بدن، روح و فکري که خداوند به انسان داده است، چگونه بايد استفاده كرد؟ چرا خداوند اين قوا را به ما داده است؟
لزوم شناخت ابزارها
بخش ديگر، مسائلي است که وقتي دريافتيم به‌طور کلي بايد از راهنمايي‌هاي انبيا استفاده کنيم، بايد براي خود روشن سازيم كه چگونه مي‌توانيم از ابزارهايي که در اختيار داريم، براي رسيدن به اهداف خود استفاده کنيم؛ برخي از اين ابزارها در اختيار خود ماست؛ مانند بدن‌، فکر و عقل‌؛ منتها بيشتر اين ابزارها بيروني است. خداوند همه اين نعمت‌ها را آفريده و در اختيار قرار داده است تا از آنها براي رسيدن به هدفمان استفاده کنيم. حال چگونه بايد از اين ابزارها استفاده کرد؟ همه علومي که بشر تاكنون به آن دست يافته است، در اين حوزه قرار مي‌گيرند؛ مانند اينکه چگونه بايد بدن را حفظ کرد تا سالم بماند؛ چگونه بايد فکر و روح را راهنمايي کرد؛ چگونه بايد از ابزارهاي مختلفي مانند گياهان، معادن و محيط زيست استفاده کرد؛ همه اينها ابزارشناسي است.
ضرورت شناخت نحوه تعامل با دیگران
بنابراین، اولين مسئله، خودشناسي است؛ يعني اينكه ما را براي چه آفريده‌اند و بايد به کجا برويم. مسئله دوم اين است که چگونه بايد از ابزارها، براي رسيدن به اهداف در نظرگرفته شده استفاده كرد؛ يعني بعد از اينکه فهميديم اهداف چيست و چگونه بايد در مسير تحقق آنها گام برداريم، بايد بينديشيم كه چگونه از ابزارها استفاده کنيم. همه تلاش‌هاي علمي بشر از روز اول خلقتش ـ که نمي‌دانيم به‌طور دقيق در چه زماني بوده است ـ حول موضوع ابزار است؛ بدين معنا كه همه علوم مختلفي که پيدا شده، همه ناظر به مسئله ابزار است. بعد از اين مرحله، بررسي نحوه رفتار و مواجهه با انسان‌هاي ديگر مطرح است. پس نخست بايد خودمان را بشناسيم؛ دوم ابزارهاي کار را بشناسيم و سوم آشنايي با نحوة تعامل با انسان‌هاي ديگر است. اين موضوع از محيط خانه شروع مي‌شود؛ اينکه پدر و مادر و فرزند نسبت به هم چگونه رفتار کنند؛ اين‌ نوع مسائل از فيزيک، شيمي و رياضيات معلوم نمي‌شود؛ بلكه مربوط به علوم انساني است که رفتار انسان‌ها را تنظيم مي‌کنند. سپس نوع مواجهه با همسايه‌ها، همشهريان، مسئولان شهر، مسئولان كشور و پس از آن رفتار با ديگر انسان‌ها در عرصه روابط بين‌الملل است؛ اينکه چگونه بايد با آنها رفتار كنيم. همه اين موارد علوم انساني را تشکيل مي‌دهند. در اين شرايط بايد موقعيت خودمان را در محيط خانواده، شهر، کشور و جامعه بين‌المللي بشناسيم و ببينيم با هر کسي چگونه بايد رفتار کنيم؛ دوست و دشمن کيست و با آنها بايد چگونه رفتار كنيم؛ انواع و اقسام دشمنان كدامند؛ و پس از آن با جنگ‌هاي نظامي، جنگ‌هاي نرم و امثال‌ آنها مواجه هستيم. اينها چيزهايي غير از رياضيات، فيزيک، شيمي، زيست‌شناسي و امثال اينهاست؛ معلوماتي از جنس ديگر است.
محدود بودن عمر
 براي يادگيري علوم مختلف
بديهي است که هيچ انساني نمي‌تواند همه اين معلومات را به طور کامل داشته باشد. براي مثال، رشته پزشكي را در نظر بگيريد،  که فقط دوران تحصيل اين رشته حدود هفده يا هيجده سال است. بعد از آن، دوران تمرين‌هاي پزشکي‌، کارآموزي و دوره‌هاي انترني و اسيستنتي است تا يك فرد پزشک شود. بعد از آن، آغاز دوره تخصص است كه بايد از ميان صد‌ها رشته تخصصي در حوزه پزشكي، يك رشته را انتخاب و عمري را صرف كرد تا در آن رشته متخصص شود؛ يعني صدها رشته علوم براي يادگيري وجود دارد كه يك نفر نمي‌تواند همه آنها را فراگيرد. پس به ‌ناچار بايد كارها و تخصص‌ها را تقسيم كرد و اين تقسيم به برنامه‌ريزي درست نياز دارد تا همه نيازهاي جامعه برآورده شود.
علمي كه همه بايد آن را بياموزند
اما آيا نوع اول معلومات را که پيشتر بيان كرديم، مي‌توان تقسيم کرد؟ درباره اين‌ نوع علم، كه ما از کجا آمده‌ايم، به کجا مي‌رويم و چگونه بايد زندگي کنيم، آيا كسي مي‌تواند بگويد من فقط بررسي ‌كنم كه از کجا آمده‌ام و به بقيه‌اش کاري نداشته باشم. در اين صورت چه رخ مي‌دهد، بر فرض دانستم از کجا آمده‌ام، اگر ندانم به کجا مي‌روم و چگونه بايد زندگي کنم، بارم به منزل نمي‌رسد. اين مجموعه را همه بايد بدانیم؛ منتها مراتب دارد؛ مانند يک رشته علمي که دوره ليسانس، فوق ليسانس، دکتري و فوق‌تخصص دارد؛ اما اين سنخ معلومات را همه بايد داشته باشند، وگرنه خطرهايي وجود دارد که چه بسا نيروهاي انسان را هدر دهد و به ضرر خودش اقدام کند. در اينجا، ضرر همان انحراف از دين، بي‌ديني و الحاد است؛ اما ديگر دانش‌ها اين خطر را ندارند و هم گستره‌اي وسيع دارند كه قابل تقسيم است؛ مانند اينکه يكي چشم‌پزشک و ديگري دندانپزشک شود؛ يعني به همديگر خيلي ارتباطي ندارند. البته هر انساني بايد يک‌سري معلومات کلي و عمومي از اين نوع مسائل داشته باشد؛ هر انساني بايد از بهداشت دهان و دندان، چشم، دستگاه گوارش و... معلوماتي داشته باشد؛ اما نمي‌توان در همه اين رشته‌ها عالم و متخصص شد؛ بلكه حداكثر مي‌توان در يك يا دو رشته از صدها رشته علوم مختلف متخصص شد. اما از دسته اول علوم هيچ مفري نيست؛ اين طيف از علوم را انسان بايد در حد نصاب استفاده کند و مطمئن شود؛ آيا اين جهان و انسان به‌طور خود‌به‌خود و بدون هيچ برنامه‌اي و به‌صورت تصادفي به‌وجود آمده است ـ آن‌طور که ملحدين مي‌گويند ـ يا نه، اين آفرينش بر اساس هدف و شرايط مشخصي است. به‌هر‌حال، هر كسي بايد اين نوع مسائل را براي خود حل كند، وگرنه تا روز حشر لنگ خواهد بود.
سخنرانی آيت‌الله مصباح يزدي‌(دام‌ظله) در ديدار جمعي از دانشجويان دانشگاه بين‌المللي امام خميني قزوين؛ قم؛ 4/2/94
زلال بصیرت روزهای  پنج‌شنبه منتشر می‌شود.