کد خبر: ۶۱۱۲
تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۳
به بهانه رونمایی از مستند«جای خالی»

معضلی به نام گیج فرهنگی

پاسخ به سؤال‌های من کیستم و کجا زندگی می‌کنم، معرف بخشی از هویت فرد است. هویت در معنای ساده‌اش یعنی ویژگی‌هایی که متمایز‌کننده یک فرد از دیگری است. این ویژگی‌‌ها شامل دین، زبان، نژاد، تاریخ، جغرافیا، معماری و ... است. هویت مجموعه‌ای ست از وابستگی‌‌ها و پیوندهای مذهبی، عاطفی، تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، قومی و حماسی که زندگی انسان را دربرمی‌گیرد.

فاطمه مهربان
پاسخ به سؤال‌های من کیستم و کجا زندگی می‌کنم، معرف بخشی از هویت فرد است. هویت در معنای ساده‌اش یعنی ویژگی‌هایی که متمایز‌کننده یک فرد از دیگری است. این ویژگی‌‌ها شامل دین، زبان، نژاد، تاریخ، جغرافیا، معماری و ... است. هویت مجموعه‌ای ست از وابستگی‌‌ها و پیوندهای مذهبی، عاطفی، تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، قومی و حماسی که زندگی انسان را دربرمی‌گیرد.
هر جامعه‌ای در مقایسه با تفاوت‌‌ها و تمایزهایش با دیگر جوامع شناخته می‌شود. باور‌ها و ارزش‌های مشترک، میراث فرهنگی و امثال آن‌ها قادرند انسجام یک ملت را تقویت و استقلال فرهنگی آن را تضمین کنند. بی‌هویتی به راستی همچون، فروختن ارزان خود است. دارای هویت‌بودن، عین هدفدار‌بودن است و هدف یعنی حقیقت مطلوبی که اشتیاق وصول به آن، محرک انسان برای انجام کار‌ها و انتخاب وسایلی است که آن حقیقت را قابل وصول کند.
مهم‌ترين عامل تهديدكننده هويت جمعي، فقدان خودآگاهي است. چيزي كه هويت جمعي را از بين مي‌برد اين است كه در يك خط مستمري از زمان هرگز اين خودآگاهي در مردم به وجود نيايد كه كيستند. از طرفی عامل پایداری هويت، خودآگاهي جمعي يا تاريخي است كه فرد بداند ريشه‌اش چه بوده و از كجا سرچشمه گرفته و چه سيري را طي كرده و آينده‌اش چيست؟ چنانچه ملتی دچار بی‌هویتی شده و به شناخت درستی از چیستی و کیستی خود نرسد، به عوارض وهمناکی مثل اصالت‌دادن به بیگانه، عدم اعتدال و تعادل روحی، بی‌هدفی و بی‌معیاری، نداشتن قدرت در تغییر وضعیت به مطلوب در سطح ملی دچار خواهد شد. اما چه چیزهایی می‌تواند سد راه خود آگاهی جمعی ما ایرانیان شود؟
مستند «جای خالی» به کارگردانی کمیل سوهانی تلاشی است برای نگاهی دوباره به هویت جمعی ایرانیان، فیلمی که سعی می‌کند مباحث مربوط به خلق و خوی ایرانی را از محدوده محافل خاص خارج و آن را به عنوان یک مطالبه عمومی از زبان مسئولین فرهنگی فعلی و سابق و اندیشمندان این حوزه بیان کند. فیلم در آغاز با دعوت به درنگ و تفکر در خاطرات، اشاره می‌کند که دنبال مرور هویت جمعی مردمی است که در سخت‌ترین شرایط روزگار، از دل یک سرزمین خشک، رویای آبادی و آبادانی را به حقیقت بدل کردند.
این مستند پس از ارائه تعریف‌های ابتدایی از مقوله فرهنگ به صورت عام و فرهنگ ایرانی به صورت خاص سراغ نمونه‌هایی از رفتارهای ناپسند، اما معمول اجتماعی در تعامل‌های روزمره ایرانیان می‌رود و این آشفتگی‌های رفتاری را از زبان نویسندگان، اندیشمندان و همچنین مسئولان فرهنگی کشور مطرح می‌کند.
در ادامه با گذری کوتاه بر بخشی از دلایل این رفتار‌ها به بیان چگونگی نگاه درست به مقوله‌هایی از این دست پرداخته و از دو خطای تقلیل‌گرایی و ذات باوری به عنوان موانعی در راه دست‌یابی به خودآگاهی جمعی نام می‌برد. مستند در پرداختن به مسئله فرهنگ عمومی ایرانی‌‌ها به مدل تحلیل اسناد درونی که تنها عوامل داخلی را موجب شکل‌گیری خلق و خوهای ملی می‌داند اکتفا نمی‌کند و از موثرترین و مهم‌ترین عامل بیرونی در آشفتگی‌های رفتاری امروز ایرانیان یاد می‌کند، چیزی که به تعبیر «جای خالی»، ما را دچار یک گیجی فرهنگی کرده است.
ظاهراً برخورد ایران با غرب بعد از مواجهه ایرانیان با اسلام، دومین برخورد بزرگ فرهنگی ایرانیان با غیر بوده است. منتها در برخورد اول سازگاری و در برخورد دوم ناسازگاری پدید آمد. مدرنیته زمانی وارد ایران شد که ایرانیان تشنه تغییر و رهایی از زندگی فلاکت باری بودند که شاهان قاجار برای‌شان به وجود آورده بودند. با ورود مدرنیته، تحول‌های ژرفی در روابط و ساختارهای اجتماعی و کلاً طرز تفکر جامعه ایرانی اتفاق افتاد. فرهنگ غرب همراه ورود و گسترش روز افزون کالاهای مصرفی و دستاوردهای مادی در جامعه ایران بیش از پیش فزونی یافت، طوری که بر دو نوع فرهنگ قبلی جامعه ایران یعنی فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی، نوع سومی از فرهنگ اضافه شد که همان فرهنگ غرب است، جمعی که به دلیل مواجهه سریع و بی‌حساب و کتاب، مکسر شده و این ناهماهنگی، اثراتش به صورت بروز بحران‌هایی خودنمایی کرده است، هویت ایرانی کم رنگ و الگوهای غربی در رفتار و گفتار و کردار شخص ایرانی بیشتر شد. از طرفی دیگر جلوه‌های هویت و فرهنگ اسلامی نیز تحت‌الشعاع قرار گرفت.
«جای خالی» پس از ذکر مدرنیته به عنوان عامل گیجی فرهنگی، با پرداختن به مواردی مثل آموزش، نظارت، قانون و اصلاح زیرساخت‌‌ها سعی در پر کردن جاهای خالیِ رسیدن به تعالی و رشد فرهنگی داشته و نهایتاً مخاطب را دعوت به رجوع به میراث ناب فرهنگ ایرانی اسلامی می‌کند که حاصل تجمع صد‌ها سال تجربه‌‌ها تاریخی یک ملت است.
تجددگرایان معتقدند اعتقادهای سنتی جوامع توسعه‌نیافته یا درحال‌توسعه، مانع رشد آنهاست. بنابراین تحول و استحاله فرهنگی را مقدم بر تحول اقتصادی می‌دانند. در ایران هم بیشتر کسانی که خلق و خوی ملی را تحلیل و بررسی می‌کنند، اخذ فرهنگ غرب، ورود به نظام سرمایه‌داری جهانی، کمرنگ کردن هویت و نفی مبارزه با استعمار را پیش شرط‌های توسعه و آبادانی و بسامان شدن رفتارهای اجتماعی و عمومی می‌دانند.
 اما «جای خالی» بر خلاف این افراد راه رسیدن به رشد و تعالی فرهنگی را استفاده صحیح و مطلوب از پتانسیل فرهنگی ایرانیان می‌داند. در واقع پتانسیل فرهنگی، همه ذخیره دانشی، تجربی، فنی، بینشی، منشی و کنشی یک ملت است که در شرایط عادی، مثل ثروتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و حرکت به جلو را همچون نوعی انرژی ذخیره شده آسان و میسر می‌کند.