سروران ارجمند! ارزش جان شما ۵۲ برابر ماست!
مجری ورزشی تلویزیون ما نیز اگر به سبب بیربط بودن برنامهاش به کشتار پاریس، نمیتواند به احترام جانباختگان، یک دقیقه سکوت کرده و «اون مینوت د سیلانس» اعلام کند، دستکم باید یک تکه پارچه مشکی به سمت چپ سینه بزند تا ادای دین کرده باشد.
یاسر جبرائیلی در یادداشتی در فارس نوشت: درست 48 ساعت پیش از کشتار پاریس توسط داعش، همان وحوش در ضاحیه بیروت بیش از 280 نفر مسلمان را شهید و زخمی کردند. اما اینها برای مردم لبنان شمع روشن نکردند. در فرانسه کسی برای کشته شدگان فاجعه «منا» پیامی صادر نکرد و شمعی در مقابل سفارت تهران در خیابان «ینا» روشن نشد. این مرگ و میرها عادی است. آنچه خرق عادت است، کشته شدن انسانهای مدرن و غربی است که بابت این مصیبت عظما همه بشریت نه تنها باید عزادار شوند، بلکه میبایست هزینه دهند و فدا شدن جان و مالشان، خشم حاکمان غرب را تسکین دهد. در این وانفسا مجری ورزشی تلویزیون ما نیز اگر به سبب بیربط بودن برنامهاش به کشتار پاریس، نمیتواند به احترام جان باختگان، یک دقیقه سکوت کرده و «اون مینوت د سیلانس» اعلام کند، لااقل باید یک تکه پارچه مشکی به سمت چپ سینه بزند تا ادای دین کرده باشد. آری! همه بشریت باید عزادار شوند و اساسا عزادار نشدن برای این انسانهای متمدن، خود نشانه بربریت است و کراوات به سینه باید رفت و کنار علمک گاز سفارت فرانسه شمع روشن کرد و نشان داد که هرچند عزادار شمائیم، اما شمع را کنار مخزن انفجار روشن میکنیم تا بگوئیم مبادا تصورتان درباره ما عوض شود، ما همان موجودات دوپای نفهمی هستیم که ارزش جانمان، حداقل 52 برابر کمتر از ارزش گوهر وجودی شماست و باید از نحوه عزاداریهای ما برای کشتگان خود نیز وحشت کنید و حق دارید که گوشه درب سفارت را، یا حتی آن شکاف پنجره مانند میانه در را که برای ویزا دادن میگشائید، برای شنیدن عرض تسلیت ما باز نکنید.
52 برابر! سال 1988 میلادی وقتی بوئینگ متعلق به شرکت هواپیمایی پان آمریکن، بر فراز آسمان لاکربی اسکاتلند منفجر شد و سرنشینان آن جان باختند، واشنگتن بابت هر آمریکایی 11 میلیون دلار از لیبی غرامت گرفت. اما دقیقا همان سال 1988 که آمریکاییها مسافران بیگناه پرواز شماره 655 ایران ایر را از روی عرشه ناو وینسنس قتل عام کردند، غرامتی که به خانواده هر قربانی پرداخته شد، حدود 210 هزار دلار بود: 52 برابر کمتر از غرامتی که بابت جان آمریکاییها در حادثه لاکربی از لیبی گرفته شد. ارزشگذاری آمریکاییها برای جان ملت بیپناه افغانستان کمتر از این بود. سال 1391 خبری منتشر شد مبنی بر اینکه واشنگتن بابت هر افغانستانی غیرنظامی و بیگناهی که در فاجعه قندهار به دست سربازان مست آمریکایی قتل عام شدند، فقط 50 هزار دلار غرامت پرداخت کرد: 220 برابر کمتر از غرامتی که در لاکربی از لیبی گرفتند!
نگاه اینها به بشر غیرغربی همین است. اینها اگر نگران موشکهای بالستیک ایران هستند و خود بمب هستهای دارند و تنها کسانی هستند که ملتی را با همین بمب به خاک و خون و آتش کشیدهاند، علت این است که میگویند شما ممکن است این بمب را علیه انسانهای ارزشمند و مدرن غربی به کار بگیرید و فرهنگ استفاده صحیح از آن را ندارید و از همین روست که اساسا ترجیح ماست که نباید هیچ سلاحی داشته باشید و ما اگر بمبی و سلاحی و موشکی استفاده میکنیم، همه علیه شما نژادهای وحشی است و این اقدام ما، مشروع و بلامانع و بلکه صواب است و برای خاتمه دادن به بحرانها و تادیب نسلها و اصلاح جوامع و صدور دموکراسی و آدم کردن شماهاست، و بلکه ضرورتی است من باب انسان دوستی ماها که خودتان هم باید هزینه این بمبها را بپردازید و وقتی آمدیم و کشورتان را اشغال کردیم، به جای پول بمبهایی که ریختهایم بر سر این قربانیانی که شما در پیشگاه مدرنیزاسیون تقدیم کردهاید، به جای پول این بمبها، نفت میبریم تا بیحساب شویم.
غرب نژاد پرست است و برای دیگر ساکنان کره خاکی، ارزش حیات نیز قائل نیست، اما آنچه مایه تعجب و شگفتی و دیوانگی و به بست رسیدن مغز آدمی در جاده تفکر و تامل است، نه حتی غرب زدگی که غرب پرستی و «نژاد دیگر پرستی» لیبرالهای ایرانی است. برای یک ملت، شاید هیچ دردی زجرآورتر از این نیست که در پاسخ به اهانتها و تحقیرها و بیشرمیها و فحاشیهای یک تمدن منحط، کسانی از میان همان ملت برخیزند و به هر طریقی که از عهده شان برمی آید و مقدورات و محذورات اجازه میدهد، فریاد برآرند که بله عالیجنابان! کاملا درست میفرمائید!