نفوذ دستهای پشت پرده به تشکیلات فوتبال
مبارزه با جریانات مخرب یکی از اصلیترین اولویتهای ورزش است!
مبارزه باجریانات مخرب، آن هم مبارزه منطقی، کارساز و کوبنده، یکی از اصلیترین اولویتهای ورزش و رشتههایی مثل فوتبال است.
سرویس ورزشی-
«دستهای پشت پرده»! موضوعی که سالهاست در فوتبال ما و از زبان و قلم افراد مختلف از کارشناس و مربی گرفته تا بازیکن و تماشاگر، شنیده میشود. موضوعی که در سالهای اخیر، اینجا و آنجا بیشتر مطرح میشود و برخی بر این اعتقادند که بسیاری از اتفاقات، نتایج، تغییر و تحولات و... این فوتبال را همین دستهای پشت پرده تعیین میکنند. دستهایی که عنان کار فوتبال را طی سالهای اخیر در دست گرفته و از طریق ابزارهای در اختیار، به ویژه رسانهها، بر مسئولان ورزش و فوتبال فشار میآورند و نظرات، خواستهها و حتی افراد مورد نظر خود را به عنوان مربی، بازیکن، کارشناس و... تحمیل میکنند.
رخنه و نفوذ در تشکیلات فوتبال
دستهایی که وضعیت فعلی فوتبال ما و آشفتگی موجود در آن حاصل عملکرد آنهاست و به طور طبیعی نمیتوانند کارنامه روشنی از خود ارائه دهند. بر سر فوتبال طی سالهای اخیر هرچه در ابعاد فنی و اخلاقی، تکنیکی و فرهنگی، آمده، حاصل کار آنهاست، چون همینها هستند که از طریق رخنه و نفوذ خود در تشکیلات فوتبال، رسانهها، صدا و سیما و... خط اصلی فوتبال را به برخی مسئولان واداده، غافل و مرعوب تحمیل کردهاند. مسئولانی که علیرغم هشدارها و تذکرات دلسوزانه، و با وجود عزم اولیه که برای برخورد با این جریانات مخرب پشت پرده داشتند و حتی اعلام هم میکردند، نه تنها اقدامی برای مقابله با این جریانات پشت پرده نکردند، بلکه در نهایت آنها کنار آمده، به عنوان مشاور و عضو فلان کمیته و... نزد خود فراخواندند و به ساز آنها شروع به انجام حرکات موزون کردند!
تازه این حکایت و سرنوشت آن دسته از مدیران و مسئولانی است که پیش از رسیدن به مسئولیت و در بدو کار، وجود چنین جریانات مخرب و آنارشیستی را در ورزش و به ویژه در فوتبال قبول داشتند. آنها که از ابتدا عوضی آمده بودند و دری به تخته خورده بود و به پست و مسئولیتی رسیده بودند یا اصلا از طریق فشارهای مستقیم یا غیرمستقیم آن گروههای فشار پشت پرده، صاحب مسئولیت شده بودند و سخت بدهکار آنها بودند و... که ناگفته پیداست.
2 هدف برای تخریب فوتبال
همانطور که بارها گفته شده این جریانات که بسیاری از رسانههای مکتوب و تصویری و... را به خدمت اهداف خود گرفتهاند و از آن طریق حسابی بساط تخریب و تحقیر و تمسخر و باجگیری و تهدید و... را گرم کردهاند، با دو هدف عملکرد ضد ورزشی و ضد فوتبالی و ضد فرهنگی خود را انجام میدهند.
هدف اول که میشود گفت بسیاری از دستاندرکاران و عناصر این جریان به دنبال آن هستند، تامین و جذب منافع شخصی است. آنها فوتبال را دکان و ابزار کاسبی خود میدانند و سخت معتقدند و گاه آن را بر زبان هم میآورند که در فوتبالی که سالی اینقدر میلیارد تومان جابهجا میشود، ما هم باید حق! خود را بگیریم و... اینها برای تامین این هدف، خواسته و ناخواسته، دانسته و نادانسته به فوتبال و آرامش و سلامت و محیط آن ضربه میزنند اما کسانی هم هستند که هدف دوم را دنبال میکنند و آن همان است که بارها گفتهایم و بر آن تاکید کردهایم، آنها نمیخواهند اجازه دهند رشته جذاب و مردمی فوتبال در خدمت آرمانهای مردم و نشاط و ارتقای روحیه جوانان مردم و خدمت به فرهنگ و اخلاق این سرزمین ظلمستیز قرار بگیرد. این هدف، در راستای هدف کلی بدخواهان مستکبر این آب و خاک است که میخواهند در نهایت ناکارآمدی و ضعف نظام انقلابی را ثابت کنند. ما چه باور کنیم چه نکنیم بدون تردید این هدف به شدت و با جدیت از سوی بدخواهان این مملکت دنبال میشود.
حربه سیاسی، ابزار فرهنگی
شک نکنیم که آنها در برنامهریزیهای خود از هیچ عاملی که میتواند به نفع اهدافشان موثر عمل کند، غافل نیستند و با توجه به جایگاه و نقش رشته جذاب و جهانیای مثل فوتبال آن را هم در برنامهریزیهای خود لحاظ میکنند. همه میدانیم و میگوییم که فوتبال امروز فقط یک رشته ورزشی نیست، بلکه یک منبع اقتصادی، یک حربه فرهنگی و یک ابزار سیاسی و... است، اما در عمل آن را در حد یک رشته ورزشی هم جدی نمیگیریم، اما آنهایی که برای به عقب راندن این سرزمین و وادار کردن مردم آن برای دست برداشتن از شعارها و آرمانها و روحیات انقلابی، شب و روز در نقشه و برنامهریزی هستند و توطئه و ترفند و دوز و کلک و دام و تله میسازند، «فوتبال» را هم سخت جدی گرفتهاند و برای آن هم نقشه میکشند، بر همین اساس است که بارها، صریح و شفاف گفتهایم و مسئولان امر را به توجه به این نکته دعوت کردهایم که بسیاری از اتفاقاتی که در فوتبال ما رخ میدهد، اتفاقاتی که سبب میشود، فضای فوتبال همواره پرتنش باشد، ابرهای ابهام و کدورت و بیاعتمادی و بیاحترامی و... آسمان آن را تیره کنند، و روابط و مناسبات رایج و تعیینکننده در آن ناسالم باشد و بوی فساد از آن استشمام شود و... خلاصه اینکه وضعیت فوتبال سروسامان نگیرد و مسائل بدیهی و ساده آن حل نشود و لاینحل باقی بماند و... طبیعی و اتفاقی نیست و کاملا حساب شده و سازماندهی شده است.
مخالفت با تفکرات جهادی
این جریانات و دستهای پشت پرده در برابر هر حرکت اصلاحی و اقدام ساماندهنده و سازنده، «گارد» میگیرند. مدیرانی که با چنین حرکات و اهدافی به میدان آمدهاند، تخریب و تحقیر و مسخره کنند و از پا دراندازند و سرانجام «وضع موجود» را که به هیچ وجه برای فوتبال ما مطلوب نیست، اما برای صاحبان آن «دو هدف» بسیار هم مناسب است، حفظ کنند. بر همین اساس اینان- جریانات مخرب منفعتطلب و بدخواه ملک و ملت- با حضور تفکرات جهادی، افرادی با صبغه انقلابی و اعتقادی، سخت مخالفت میورزند و سعی میکنند با سر دادن شعارهایی چون «علم روز دنیا»!، «مقتضیات حرفهایگری»!، «مبارزه با سنتگرایی»! و... صاحبان آن تفکرات و روحیات را اولا نزد افکار عمومی بیاعتبار کنند و ثانیا آنان را از میدان به در کرده، منزوی و بایکوت کنند. در مقابل، این جریانات که اختاپوسوار در بسیاری از جاهای ورزش- به ویژه رسانهها- و بسیاری از رشتههای پرطرفدار و جذاب و پولساز ورزش- مثل فوتبال- رخنه کردهاند، به کسانی میدان و اجازه «دیده شدن» میدهند که اولا باجشان برسد، ثانیا لمپنوار و نوچهصفت، حرف آنها را بزنند و خواستههای آنان را عملی سازند و...
مگر قرار است وضع فوتبال اصلاح شود؟!
با این اوصاف مبارزه با این جریانات مخرب، آن هم مبارزهای منطقی، کارساز و کوبنده، یکی از اصلیترین اولویتهای ورزش و (رشتههایی مثل) فوتبال ماست. این جریانات باعث میشوند هر عاملی که در فرایندی سالم میتواند، برای ورزش ما کارکرد مثبت داشته باشد، برای آنها کارکرد مثبت داشته باشد و برای ورزش کارکرد منفی داشته باشد. از پول و رسانه و لیگ گرفته تا برگزاری کلاس و بحث کارشناسی و استخدام مربی و بازیکن خارجی و بهکارگیری آنها در بخشهای مختلف فوتبال، شما سرنوشت اکثر مربیان خارجی را در فوتبال ما بنگرید و در کار آنها تامل کنید. مربیانی که هر یک به اندازه و سهم خود میتوانستند به فوتبال ایران خدمت کنند، اما چون بر کار آنها مدیریت و نظارتی نبود، به زودی آنها در دام و تله این جریانات افتاده و... به حاشیهها پرداخته، در دعواها و درگیریهای حیدری- نعمتی گرفتار آمده و... خیلی زود تاثیرگذاری مثبت آنها برای فوتبال ما رو به پایان نهاده و... چون از نظر این جریانات و دستهای پشت پرده، اصلا قرار نیست وضع فوتبال اصلاح و شرایط موجود که ضامن منافع آنهاست، تغییر کند.
برنامهریزی صحیح و اقدامات سازنده
باری، درباره اقدامات تخریبی و نقش ویرانکننده و ضد نظم و سامانپذیری فوتبال، بسیاری از اهالی ورزش و فوتبال سخن گفتهاند و درباره لزوم مبارزه با آنها، به عنوان یکی از اولویتهای اصلاح فوتبال، بر آن تاکید کردهاند، اما متاسفانه از سوی مسئولان امر، به دلایل اشاره شده، توجه لازم نشده است و برای مبارزه ریشهکن کردن این جریانات و سالمسازی فضای فوتبال کاری اساسی صورت نگرفته است. البته ما بارها بر این نکته نیز تاکید کردهایم که بهترین راه دفع خط این جریانات مزاحم و زیادهخواه، ناسزاگویی و درگیری فیزیکی و... نیست! بلکه برنامهریزی صحیح و اقدامات سازنده است.
این کار، بهترین حربه برای خنثی کردن اقدامات مخرب دستهای پشت پرده است. برای مثال اقداماتی که مدتی است درباره «کشف استعدادها» صورت میگیرد، برنامهریزی که انجام شده و آرام آرام دارد به نتیجه میرسد اگر تداوم یابد و با جدیت دنبال شود، بزرگترین ضربه را به دلالی افسارگسیخته میزند و موجب میشود استعدادهای ورزشی این مملکت در رشتههای مختلف، طی پروسهای صحیح، سالم، کشف و هدایت شوند و پرورش یابند و تواناییهای بالقوه آنها، به فعلیت درآید. اقداماتی از این دست، که برخلاف خواست جریانات آلوده و منفعتپرست است اما به نفع و مصلحت ورزش و سلامت اخلاقی و فرهنگی آن است، میتواند سنگر آن جریانات را یکی یکی فتح کند و آنان را به عقبنشینی وادار کند.
«دستهای پشت پرده»! موضوعی که سالهاست در فوتبال ما و از زبان و قلم افراد مختلف از کارشناس و مربی گرفته تا بازیکن و تماشاگر، شنیده میشود. موضوعی که در سالهای اخیر، اینجا و آنجا بیشتر مطرح میشود و برخی بر این اعتقادند که بسیاری از اتفاقات، نتایج، تغییر و تحولات و... این فوتبال را همین دستهای پشت پرده تعیین میکنند. دستهایی که عنان کار فوتبال را طی سالهای اخیر در دست گرفته و از طریق ابزارهای در اختیار، به ویژه رسانهها، بر مسئولان ورزش و فوتبال فشار میآورند و نظرات، خواستهها و حتی افراد مورد نظر خود را به عنوان مربی، بازیکن، کارشناس و... تحمیل میکنند.
رخنه و نفوذ در تشکیلات فوتبال
دستهایی که وضعیت فعلی فوتبال ما و آشفتگی موجود در آن حاصل عملکرد آنهاست و به طور طبیعی نمیتوانند کارنامه روشنی از خود ارائه دهند. بر سر فوتبال طی سالهای اخیر هرچه در ابعاد فنی و اخلاقی، تکنیکی و فرهنگی، آمده، حاصل کار آنهاست، چون همینها هستند که از طریق رخنه و نفوذ خود در تشکیلات فوتبال، رسانهها، صدا و سیما و... خط اصلی فوتبال را به برخی مسئولان واداده، غافل و مرعوب تحمیل کردهاند. مسئولانی که علیرغم هشدارها و تذکرات دلسوزانه، و با وجود عزم اولیه که برای برخورد با این جریانات مخرب پشت پرده داشتند و حتی اعلام هم میکردند، نه تنها اقدامی برای مقابله با این جریانات پشت پرده نکردند، بلکه در نهایت آنها کنار آمده، به عنوان مشاور و عضو فلان کمیته و... نزد خود فراخواندند و به ساز آنها شروع به انجام حرکات موزون کردند!
تازه این حکایت و سرنوشت آن دسته از مدیران و مسئولانی است که پیش از رسیدن به مسئولیت و در بدو کار، وجود چنین جریانات مخرب و آنارشیستی را در ورزش و به ویژه در فوتبال قبول داشتند. آنها که از ابتدا عوضی آمده بودند و دری به تخته خورده بود و به پست و مسئولیتی رسیده بودند یا اصلا از طریق فشارهای مستقیم یا غیرمستقیم آن گروههای فشار پشت پرده، صاحب مسئولیت شده بودند و سخت بدهکار آنها بودند و... که ناگفته پیداست.
2 هدف برای تخریب فوتبال
همانطور که بارها گفته شده این جریانات که بسیاری از رسانههای مکتوب و تصویری و... را به خدمت اهداف خود گرفتهاند و از آن طریق حسابی بساط تخریب و تحقیر و تمسخر و باجگیری و تهدید و... را گرم کردهاند، با دو هدف عملکرد ضد ورزشی و ضد فوتبالی و ضد فرهنگی خود را انجام میدهند.
هدف اول که میشود گفت بسیاری از دستاندرکاران و عناصر این جریان به دنبال آن هستند، تامین و جذب منافع شخصی است. آنها فوتبال را دکان و ابزار کاسبی خود میدانند و سخت معتقدند و گاه آن را بر زبان هم میآورند که در فوتبالی که سالی اینقدر میلیارد تومان جابهجا میشود، ما هم باید حق! خود را بگیریم و... اینها برای تامین این هدف، خواسته و ناخواسته، دانسته و نادانسته به فوتبال و آرامش و سلامت و محیط آن ضربه میزنند اما کسانی هم هستند که هدف دوم را دنبال میکنند و آن همان است که بارها گفتهایم و بر آن تاکید کردهایم، آنها نمیخواهند اجازه دهند رشته جذاب و مردمی فوتبال در خدمت آرمانهای مردم و نشاط و ارتقای روحیه جوانان مردم و خدمت به فرهنگ و اخلاق این سرزمین ظلمستیز قرار بگیرد. این هدف، در راستای هدف کلی بدخواهان مستکبر این آب و خاک است که میخواهند در نهایت ناکارآمدی و ضعف نظام انقلابی را ثابت کنند. ما چه باور کنیم چه نکنیم بدون تردید این هدف به شدت و با جدیت از سوی بدخواهان این مملکت دنبال میشود.
حربه سیاسی، ابزار فرهنگی
شک نکنیم که آنها در برنامهریزیهای خود از هیچ عاملی که میتواند به نفع اهدافشان موثر عمل کند، غافل نیستند و با توجه به جایگاه و نقش رشته جذاب و جهانیای مثل فوتبال آن را هم در برنامهریزیهای خود لحاظ میکنند. همه میدانیم و میگوییم که فوتبال امروز فقط یک رشته ورزشی نیست، بلکه یک منبع اقتصادی، یک حربه فرهنگی و یک ابزار سیاسی و... است، اما در عمل آن را در حد یک رشته ورزشی هم جدی نمیگیریم، اما آنهایی که برای به عقب راندن این سرزمین و وادار کردن مردم آن برای دست برداشتن از شعارها و آرمانها و روحیات انقلابی، شب و روز در نقشه و برنامهریزی هستند و توطئه و ترفند و دوز و کلک و دام و تله میسازند، «فوتبال» را هم سخت جدی گرفتهاند و برای آن هم نقشه میکشند، بر همین اساس است که بارها، صریح و شفاف گفتهایم و مسئولان امر را به توجه به این نکته دعوت کردهایم که بسیاری از اتفاقاتی که در فوتبال ما رخ میدهد، اتفاقاتی که سبب میشود، فضای فوتبال همواره پرتنش باشد، ابرهای ابهام و کدورت و بیاعتمادی و بیاحترامی و... آسمان آن را تیره کنند، و روابط و مناسبات رایج و تعیینکننده در آن ناسالم باشد و بوی فساد از آن استشمام شود و... خلاصه اینکه وضعیت فوتبال سروسامان نگیرد و مسائل بدیهی و ساده آن حل نشود و لاینحل باقی بماند و... طبیعی و اتفاقی نیست و کاملا حساب شده و سازماندهی شده است.
مخالفت با تفکرات جهادی
این جریانات و دستهای پشت پرده در برابر هر حرکت اصلاحی و اقدام ساماندهنده و سازنده، «گارد» میگیرند. مدیرانی که با چنین حرکات و اهدافی به میدان آمدهاند، تخریب و تحقیر و مسخره کنند و از پا دراندازند و سرانجام «وضع موجود» را که به هیچ وجه برای فوتبال ما مطلوب نیست، اما برای صاحبان آن «دو هدف» بسیار هم مناسب است، حفظ کنند. بر همین اساس اینان- جریانات مخرب منفعتطلب و بدخواه ملک و ملت- با حضور تفکرات جهادی، افرادی با صبغه انقلابی و اعتقادی، سخت مخالفت میورزند و سعی میکنند با سر دادن شعارهایی چون «علم روز دنیا»!، «مقتضیات حرفهایگری»!، «مبارزه با سنتگرایی»! و... صاحبان آن تفکرات و روحیات را اولا نزد افکار عمومی بیاعتبار کنند و ثانیا آنان را از میدان به در کرده، منزوی و بایکوت کنند. در مقابل، این جریانات که اختاپوسوار در بسیاری از جاهای ورزش- به ویژه رسانهها- و بسیاری از رشتههای پرطرفدار و جذاب و پولساز ورزش- مثل فوتبال- رخنه کردهاند، به کسانی میدان و اجازه «دیده شدن» میدهند که اولا باجشان برسد، ثانیا لمپنوار و نوچهصفت، حرف آنها را بزنند و خواستههای آنان را عملی سازند و...
مگر قرار است وضع فوتبال اصلاح شود؟!
با این اوصاف مبارزه با این جریانات مخرب، آن هم مبارزهای منطقی، کارساز و کوبنده، یکی از اصلیترین اولویتهای ورزش و (رشتههایی مثل) فوتبال ماست. این جریانات باعث میشوند هر عاملی که در فرایندی سالم میتواند، برای ورزش ما کارکرد مثبت داشته باشد، برای آنها کارکرد مثبت داشته باشد و برای ورزش کارکرد منفی داشته باشد. از پول و رسانه و لیگ گرفته تا برگزاری کلاس و بحث کارشناسی و استخدام مربی و بازیکن خارجی و بهکارگیری آنها در بخشهای مختلف فوتبال، شما سرنوشت اکثر مربیان خارجی را در فوتبال ما بنگرید و در کار آنها تامل کنید. مربیانی که هر یک به اندازه و سهم خود میتوانستند به فوتبال ایران خدمت کنند، اما چون بر کار آنها مدیریت و نظارتی نبود، به زودی آنها در دام و تله این جریانات افتاده و... به حاشیهها پرداخته، در دعواها و درگیریهای حیدری- نعمتی گرفتار آمده و... خیلی زود تاثیرگذاری مثبت آنها برای فوتبال ما رو به پایان نهاده و... چون از نظر این جریانات و دستهای پشت پرده، اصلا قرار نیست وضع فوتبال اصلاح و شرایط موجود که ضامن منافع آنهاست، تغییر کند.
برنامهریزی صحیح و اقدامات سازنده
باری، درباره اقدامات تخریبی و نقش ویرانکننده و ضد نظم و سامانپذیری فوتبال، بسیاری از اهالی ورزش و فوتبال سخن گفتهاند و درباره لزوم مبارزه با آنها، به عنوان یکی از اولویتهای اصلاح فوتبال، بر آن تاکید کردهاند، اما متاسفانه از سوی مسئولان امر، به دلایل اشاره شده، توجه لازم نشده است و برای مبارزه ریشهکن کردن این جریانات و سالمسازی فضای فوتبال کاری اساسی صورت نگرفته است. البته ما بارها بر این نکته نیز تاکید کردهایم که بهترین راه دفع خط این جریانات مزاحم و زیادهخواه، ناسزاگویی و درگیری فیزیکی و... نیست! بلکه برنامهریزی صحیح و اقدامات سازنده است.
این کار، بهترین حربه برای خنثی کردن اقدامات مخرب دستهای پشت پرده است. برای مثال اقداماتی که مدتی است درباره «کشف استعدادها» صورت میگیرد، برنامهریزی که انجام شده و آرام آرام دارد به نتیجه میرسد اگر تداوم یابد و با جدیت دنبال شود، بزرگترین ضربه را به دلالی افسارگسیخته میزند و موجب میشود استعدادهای ورزشی این مملکت در رشتههای مختلف، طی پروسهای صحیح، سالم، کشف و هدایت شوند و پرورش یابند و تواناییهای بالقوه آنها، به فعلیت درآید. اقداماتی از این دست، که برخلاف خواست جریانات آلوده و منفعتپرست است اما به نفع و مصلحت ورزش و سلامت اخلاقی و فرهنگی آن است، میتواند سنگر آن جریانات را یکی یکی فتح کند و آنان را به عقبنشینی وادار کند.