کد خبر: ۶۰۸۶۷
تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۲
چرا فرهنگ مطالعه پایین است؟ - بخش دوم

تولید و توزیع مناسب کتاب نیاز عرصه مطالعه(گزارش روز)


 «ما در كشورمان، در جامعه‌ خودمان، از واقعيتى كه در اين زمينه وجود دارد راضى نيستيم. بله، درست است؛ امروز حجم كتابهایی كه توليد مي‌شود با گذشته خيلى تفاوت كرده است؛ گاهى چند برابر كتاب منتشر مي شود يا تيراژ كتابها بالا مي‌رود لكن اين كافى نيست؛ اينها براى كشور ما خيلى كم است. بايد جورى بشود كه در سبد كالاى مصرفى خانواده‌ها، كتاب يك سهم قابل قبولى پيدا كند و كتاب را بخرند براى خواندن، نه براى تزیین اتاق كتابخانه و نشان دادن به اين و آن.»
 این جملات بخشی از بیانات رهبر انقلاب در تیرماه سال 90 در دیدار با مسئولان کتابخانه و کتابداران است.
 به واقع در رابطه میان کتاب و مخاطبان بخشی از مشکلات موجود در زمینه مطالعه کتاب در کشورمان به بخش نخست یعنی کتاب بازمی گردد، جایی که هنوز تلاش کافی برای قرار گرفتن کتاب در سبد مطالعه خانواده‌ها صورت نگرفته است.
پس از آنکه درگزارش روز گذشته به چرایی لزوم مطالعه و البته یافتن ریشه اصلی عدم مطالعه در بی‌توجهی به مسیر کتابخوانی کشورمان پرداختیم در گزارش امروز به سراغ دیگر مشکلات موجود در مسیر کتابخوانی می‌رویم.
می‌توان موانع بسیاری را در این زمینه یافت. موانعی که در پس هرکدام از آنها دلایلی نهفته است.
بسیاری معتقدند متولیان امر کتابخوانی نتوانسته‌اند متناسب با ظرفیت‌های موجود در کشورمان بسترهای مناسب برای حصول ارتباط میان کتاب و افراد جامعه را فراهم کنند.
فقدان شبکه توزیع مناسب
برای بررسی بیشتر موانع موجود در مسیر بحث کتابخوانی سراغ محمد میرکیانی می‌رویم. افسانه خوشبختی، پنج سنگ، پند و قند، پهلوان حیدر، روزی بود و روزگاری، روز تنهایی من، قصه ما مثل شد، شاید فردا نباشد، قصه خانه من، قصه شاه مال منه،  و قصه ما همین بود از جمله آثار میرکیانی است.
 این نویسنده باتجربه که در مجموع نزدیک به 500 داستان کوتاه، داستان بلند و رمان از او منتشر شده است در گفت و گو با گزارشگر کیهان در این خصوص می‌گوید: «ما در بحث کتابخوانی دو مشکل عمده داریم. مشکل نخست این است که شبکه توزیع گسترده‌ای نداریم که بتواند به‌طور گسترده کتاب را به دست مردم برساند. البته ما تعدادی شبکه سنتی پخش کتاب داریم که البته آنها هم تمامی کتاب‌های مورد نظر مخاطبان را در اختیارشان قرار نمی‌دهند و بصورت گزینشی کتاب‌ها را توزیع می‌کنند. ما باید در هر مرحله‌ای یک کتاب فروشی داشته باشیم تا این کتابفروشی‌ها در مقابل چشمان مردم قرار بگیرند و احساس نیاز به کتاب برای مردم بیشتر لمس شود.»
وی تصریح می‌کند: «ما در هر محله یک نانوایی و یا یک سوپرمارکت داریم اما تنها در ساعاتی از روز امکان دارد به آنها نیاز پیدا کنیم ولی با وجود این مراکز در محله ما همواره احساس می‌کنیم در صورت احساس نیاز به راحتی می‌توانیم نیازمان را برطرف کنیم. از این موضوع نتیجه می‌گیریم ما باید در هر محله‌ای یک کتابفروشی هرچند در ابعاد کوچک داشته باشیم و تعداد محدودی کتاب به صورت شکیل و دوست‌داشتنی در این کتابخانه‌ها چیده شده باشد و علاوه بر این فروشندگان این کتابفروشی هر کتابی را که مخاطب اراده کرد برای او تهیه کرده و به او بفروشند. در چنین شرایطی دیگر مردم احساس می‌کنند در صورت نیاز به کتاب به سادگی می‌توانند به آن دست پیدا کنند.»
این نویسنده ادامه می‌دهد: «ما باید کتابفروشی‌هایی به شکل زنجیره‌ای در شهرها و محلاتمان داشته باشیم. خیلی وقت‌ها مردم کتاب‌هایی را می‌خواهند اما همه مردم که نمی‌توانند برای تهیه کتاب مورد نظرشان به میدان انقلاب بیایند. تهران حداقل 1000 کتاب فروشی دیگر می‌خواهد.»
لزوم توسعه کتابخانه‌های عمومی
میرکیانی عنوان می‌کند: «دومین سد در مسیر بحث کتابخوانی نبود به اندازه کتابخانه‌های عمومی است. شاید خیلی از مردم توان خرید بسیاری از کتاب‌ها را نداشته باشند و باید تعداد کتابخانه‌های عمومی برای استفاده مردم افزایش پیدا کند. البته کتابخانه‌هایی که به‌روز باشند. نکته دیگری که باید به آن توجه شود تخلف‌های موجود در شبکه‌های مجازی است چرا که بسیاری در سایت‌های خود بدون اجازه مولف فایل کتاب‌ها را برای دانلود قرار می‌دهند. البته با این حال هیچ چیز جز کتاب نمی‌تواند جای خود آن را بگیرد و ارتباط بین کتاب و انسان فقط و فقط از طریق آثار مکتوب صورت می‌گیرد.».
ضرورت درک جایگاه کتاب
نکته قابل تاملی که می‌توان آن را از صحبت‌های میرکیانی برداشت کرد عدم درک ضرورت توجه به کتاب در میان برخی متولیان امر است و به نظر می‌رسد هنوز برای برخی اهمیت جایگاه کتاب روشن نشده است.
همان‌گونه که در ابتدای گزارش در بیانات رهبر معظم انقلاب اشاره شد وضعیت فعلی بازار کتاب کشور ما همچنان مورد رضایت نیست. شاید بد نباشد برای درک عمیق تری از اهمیت کتاب و مشکلات موجود در مسیر کتابخوان شدنمان سراغ یکی از نویسندگان برجسته کشورمان برویم.
سعید عاکف نویسنده و ناشر کتاب «خاک‌های نرم کوشک» که به پرتیراژترین اثر مربوط به دفاع مقدس شهرت دارد در گفت و گو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «تنها عنصر مهم و ریشه‌ای در بحث فرهنگ کتاب است. هر هنری را که نگاه ‌کنید، یک ریشه‌ای در کتاب دارد. چه فیلم و چه هر هنردیگری ریشه در کتاب و کتاب‌خوانی دارد. کسی نمی‌تواند جایگاه کتاب را انکار کند. این را بالاخره باید کسانی که دست‌اندر‌کار هستند یک فکری برایش بکنند. نه مثل آنچه ‌های‌و‌هویی دارد اما طبل توخالی است. ما مدام می‌شنویم همه چیز خوب و گل و بلبل و سنبل است! اما ما که داخلش هستیم می‌فهمیم که واقعا چه با سختی و مشکلاتی می‌شود کتاب چاپ کرد و از آن سخت‌تر، برای کتاب می‌شود مخاطب پیدا کرد.»
مدیر انتشارات ملک اعظم در ادامه می‌گوید: «به نظر من باید کارهایی انجام شود که واقعاً تدبیر پشت آن باشد تا کسانی که دست‌اندر‌کار هستند یک اقدامی انجام دهند، وگرنه این وادی رو‌به‌نابودی است. اصلا هم نباید فکر کنیم که این حرف‌هایی که می‌زنیم برای سیاه‌نمایی است. این یعنی سر خودمان را کلاه می‌گذاریم . اگر کسی حقیقت امر را گفت،  باید قدر حرفش را بدانیم. من هم از آن کسانی نیستم که در کار نباشم، نزدیک به یک ربع قرن تجربه جدی در کار نشر و پخش را داشته‌ام.»
داشتن انگیزه و توجه به اثرگذاری
 عوامل موفقیت
در این موضوع که بنا به دلایلی ضعف میل به کتابخوانی در جامعه ما وجود دارد شکی نیست اما برخی برای فرار از درک جایگاه کتاب و عدم توجه به این عرصه مخاطبان را مورد هدف قرار می‌دهند و بی‌میلی مخاطبان را تنها دلیل کم رونقی بازار کتابخوانی می‌دانند. اما آیا براستی باید تمامی مشکلات عرصه کتاب و کتابخوانی را در میان مخاطبان جست‌وجو کرد؟!
 بدون شک ضعف بسیاری از عوامل دخیل در تولید و توزیع کتاب نیز در این خصوص موثر است و البته بعضا شاهد هستیم برخی ناشران دائما در حال گلایه از بازار به دلیل بی‌میلی مخاطبان هستند. پس ابتدا  این سخن  یک‌ناشر را بخوانید: «ما تصمیمی برای ورود به عرصه نشر نداشتیم و به خاطر جذابیت‌های موجود در زندگی شهید هادی وارد این عرصه شدیم. من یک فرهنگی بودم و خاطرات شهید هادی را برای بچه‌ها تعریف می‌کردم و بعد از تعریف این خاطرات احساس می‌کردم این موضوع تاثیرگذاری زیادی در بحث تربیتی دارد و در نتیجه به دنبال جمع آوری خاطرات شهید رفتیم. جمع آوری این خاطرات دو سالی طول کشید و سرانجام سال 88 چاپ اول کتاب «سلام بر ابراهیم» روانه بازار شد. این کتاب تا کنون به 300 هزار تیراژ رسیده است و چاپ هشتاد و دوم در حال روانه شدن به سوی بازار است.» این بخشی از گفت و گوی مدیر انتشارات شهید هادی با کیهان است.
 راز کانال کمیل، سلام بر ابراهیم، عارفانه و... نام کتاب‌هایی است که کم و بیش در سال‌های اخیر به گوشمان خورده است. این کتاب‌ها همگی‌از مجموعه آثار انتشارات شهید ابراهیم هادی است، انتشاراتی که در سال‌های اخیر توانسته به خوبی جای خود را در بازار کتاب باز کند.
 محسن عمادی مدیر انتشارات شهید هادی در گفت و گو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «خیلی از ناشران از بازار گلایه می‌کنند؛ نکته این است که باید دید ذائقه مخاطب چیست؟ بعضا کتاب‌هایی را برای‌انتشار  می‌آورند که با کلی گویی خود چیز قابل توجهی به مخاطب نمی‌دهد. ما در حوزه کار خودمان می‌گوییم باید خاطرات شهدا دقیقا موشکافی شود اما بعضا مشاهده می‌کنیم همین کتاب‌هایی که با کلی‌گویی جمع بندی شده است در انتشارات دیگر منتشر می‌شوند و بعد می‌گویند چرا کتاب فروش نمی‌رود.»
وی می‌افزاید: «اگر به اثرگذاری کتاب توجه شود مخاطب سراغ کتاب می‌آید و ما در قضیه شهید ابراهیم هادی و دیگر شهدا به این موضوع توجه کردیم که وقتی این کتاب را می‌خوانیم حداقل خودمان لذت ببریم در نتیجه ما هرچیزی را که به دستمان رسید چاپ نکردیم. ما حتی کتاب‌های آماده به چاپمان را به تعدادی از نفرات می‌دهیم و بعد از گرفتن نظرات آنها و برطرف کردن نقاط ضعف، آثار را منتشر می‌کنیم.»
عمادی در ادامه می‌گوید: «سادگی در گفتار از دیگر نکاتی است که ما به آن توجه کرده ایم و تشبیه و استعاره خیلی کم در آثار ما استفاده شده است که این موضوع در کنار نقطه قوت نقطه ضعف نیز محسوب می‌شود، اما باید درنظر داشت که مخاطبان ما عموم مردم هستند. چرا که هدف اصلی ما جنبه تربیتی اثر است و ما فقط برای یک قشر خاص کتاب ننوشته ایم.»
وی با اشاره به حمایت نامناسب نهادهای دولتی از ناشران، تصریح می‌کند: «اگر بگوییم چنین نهادهایی حمایت نکنند بهتر است. چندین سری برخی ارگان‌ها همچون ارشاد آمدند حمایت کنند و تعدادی کتاب خریدند و بعضا تا یک سال پرداخت پول کتابها طول کشید.»
مدیر انتشارات شهید ابراهیم هادی در ادامه در خصوص تنوع موجود در بازار کتاب ایران گفت: «برای ذائقه‌های مختلف کتاب موجود است ولی چشمگیر نیست. ما در حوزه دفاع مقدس نزدیک به 100 ناشر داریم. تعداد زیادی از این ناشران دولتی هستند و دلشان برای کار نمی سوزد و برایشان فروخته شدن کتاب و بازگشت پول چندان مهم نیست و در نتیجه انگیزه‌ای برای رفتن به سراغ ایده‌های جدیدتر ندارند ولی نگاه می‌کنیم ناشرانی که در قالب خصوصی کار می‌کنند به دنبال تنوع در آثارشان هستند.»
لزوم تلاش بیشتر نویسندگان
یکی دیگر از موضوعاتی که باید به آن توجه بیشتری شود تاکید بر پرمحتوا بودن آثار است.
بدون شک آثاری که در هر موضوعی روانه بازار کتاب می‌شوند باید در حوزه مربوط به خود حرف‌های جدید برای گفتن داشته باشند و مخاطبان خود را جذب کنند . بدین ترتیب باید نویسندگان کوششی بیش از پیش داشته باشند.
محمد میرکیانی در بخش پایانی صحبت‌های خود به گزارشگر کیهان می‌گوید: «کتاب را باید در دست گرفت، لمس کرد، دید و سپس خواند. بچه‌هایی که اطلاعات را از فضای مجازی کسب می‌کنند انسان‌های بی‌سوادی هستند. باید شبکه‌های توزیع ما قدرتمند شود و شمارگان تیراژ ما بالا رود. در کنار این موضوع باید نویسندگان نیز تلاش بیشتری کنند و بدانند که رقیب دارند و نباید مطلبی را عرضه کنند که به سادگی در اینترنت در دسترس باشد؛ هر کتابی باید تعریفی جدید از فلسفه زندگی و حسی تازه به فرد بدهد و نویسندگان باید تلاش کنند متناسب با نیازهای روز مطالب خود را ارائه دهند.»
این نویسنده که مجموع قصه‌هاي چاپ شده‌اش براي همه گروه‌هاي سني در قالب هاي داستان كوتاه، بلند و رمان، نزديك به پانصد عنوان مي‌رسد در ادامه می‌گوید: «همه باید برای بهبود موضوع کتابخوانی دست به دست هم بدهند. زمانی تلویزیون یک ساعت برنامه کودک داشت و همه آن برنامه را می‌دیدند اما امروز رقبا زیاد شده‌اند و دیگر مخاطب هر برنامه‌ای را نمی‌پذیرد و باید فضای جدیدی را ایجاد کرد. ناشران باید توجه بیشتری به تالیف داشته باشند چرا که در حال حاضر قبول جایگاه نویسندگان و پرداخت حق‌التالیف برای بسیاری از ناشران خصوصی سخت است و این موضوعات همگی روی فکر و خلاقیت نویسنده تاثیر می‌گذارد.»
برنده کتاب سال نوجوان در سال 65 خاطرنشان می‌کند: «جوانان سلایق مختلفی دارند؛ برخی کارهای تاریخی را دوست دارند، برخی داستان‌های کلاسیک و معمولی و ...و باید مطابق با نیاز جوانان کارهای مختلف تولید شود و البته جوانان نیز باید مطابق با نیازهایشان به دنبال کتاب‌ها بروند چرا که وقتی جوانی با کتاب دوست شود دیگر هیچ چیز جای کتاب را برای او نخواهد گرفت.». توجه به شبکه‌های توزیع و ایجاد شبکه‌های قوی، توجه به کتابخانه‌های عمومی، یافتن درکی عمیق‌تر از اهمیت کتاب در میان عوامل مبحث کتاب و کتابخوانی و توجه بیشتر به نویسندگان را می‌توان چهار محوری دانست که در گزارش امروز بر روی آنها تاکید شد.