اخبار ویژه
بداخلاقی به نام اخلاق برای ترور شخصیت مطهری زمانه
یک نشریه اجارهای تیتر و عکس صفحه خود را به تخریب آیتالله مصباح یزدی اختصاص داد.
هفتهنامه طلوع صبح که از سوی مدیر سایت انتخاب اداره میشود، ضمن مصاحبه با سیدمهدی طباطبایی در تیتر اول خود نوشت آقای مصباح در مسائل انقلابی چرخش داشتند. طباطبایی با ادبیات بداخلاقانه و خلاف واقع نظیر «آقای مصباح در تخیلات به سر میبردند»، «سابقه انقلابی نداشت»، «روزی که انقلاب شد اکثر این آقایان مخالف بودند، حالا که انقلاب شده میگویند ما هستیم» و... به تخریب وجهه آیتالله مصباح یزدی پرداخته که با استقبال گردانندگان نشریه اجارهای مواجه شده است.
طباطبایی بیآن که درباره صلاحیت خود برای ورود به مسائل سیاسی سخن بگوید مدعی شده که آیتالله مصباح نباید به عرصه سیاسی ورود کند. وی همچنین برخلاف واقعیتها و تحت تاثیر جریان تبلیغات جریان نفاق جدید مدعی شده که آقای مصباح سابقه انقلابی ندارد و در مسائل انقلابی چرخش داشته است.
وی در بخشهای دیگری از مصاحبه به تمجید از آقای هاشمی پرداخته و میگوید: «آقای هاشمی همیشه رهبری را دوست داشته و الان هم دوست دارد. امروز بهترین دوست آیتالله خامنهای که دروغ نگویم و دلش برای ایشان بتپد آقای هاشمی است. من حیفم میآید که آنقدر با هاشمی بد برخورد میشود... انجمن حجتیه دیگر توانی برای ادامه کار ندارد، در واقع امروزه، اشخاصی هستند که این اصطلاح را برای نابودی دیگران به کار میبرند. اکنون خطر بزرگی که وجود دارد، تندروهایی هستند که تمام اقداماتشان را تحت عنوان ولایت فقیه انجام میدهند. چون این کار خطر دارد ما ناچاریم برای حفظ کیان ولایتفقیه، عملکرد این افراد را به طریقی خنثی کنیم تا به اصل رهبری آسیبی نرسد... من از اول هم گفتم حصر هر چه ادامه پیدا کند، به ضرر نظام است». وی همچنین گفته که «در حال بررسی کاندیداتوری انتخابات خبرگان هستم».
ادبیات آقای طباطبایی علیه آیتالله مصباح یزدی - آن هم توأم با بداخلاقی- در حالی است که رهبر معظم انقلاب از آقای مصباح به عنوان «مطهری زمانه» یاد کردند و یقینا آقای طباطبایی یک صدم خدمات آیتالله مصباح را در عرصه روشنگری و تبیین معارف انقلاب اسلامی (و در مقابل، اسلام التقاطی و آمریکایی) انجام ندادهاند اما معلوم نیست نشریات زنجیرهای، چگونه او را برای چندمین بار ابزار انتقامکشی از مطهری زمانه قرار دادهاند؟ و نقش «تخیلات» در این ابزار شدن چیست؟ به عبارت دیگر چرا آقای طباطبایی تلقینات دروغ محافل نفاق را علیه آیتالله مصباح تکرار میکند و به جای پرداختن به جریانهای ضدانقلاب و برانداز و فتنهگر و ضدامام و رهبری، در خدمت چنان تهاجمی قرار گرفته است.
از طرف دیگر جای سوال است که اگر باید از کیان انقلاب و ولایت فقیه دفاع کرد- که یک تکلیف مهم و اصلی است- آقای طباطبایی بفرمایند امثال آقای هاشمی در آشوبافکنی ضدانقلاب و سر دادن شعارهایی نظیر «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»، «مرگ بر اصل ولایتفقیه»، «نه» به «جمهوری اسلامی»، هتاکی علیه امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا و آتش زدن مساجد و... کجا بودند و در کدام جبهه ایستاده بودند؟ یا خود ایشان آن هنگام برای دفاع از نظام و انقلاب و ولایتفقیه کوچکترین قدمی برداشتند؟ و یا درباره هشدارهای رهبر معظم انقلاب درباره نفوذ دشمنان قسم خورده انقلاب چه اظهارنظری کردهاند؟ آیا جز تمجید از «سوابق» آقای هاشمی و تخریب کینهورزانه نسبت به آیتالله مصباح کار دیگری بلد نیستند؟!
درآمدزایی دولت با گران کردن ارز حتی به قیمت تورم و کاهش قدرت خرید مردم!
روزنامههای حامی دولت معتقدند برخلاف توقع، توافق برجام به افزایش قیمت ارز منجر شده و دولت نیز برخلاف مردم، از گران شدن ارز خارجی استقبال میکند. برخی از این روزنامهها از علاقه دولت به 4 هزار تومان یا 5 هزار تومان شدن دلار خبر میدهند!
روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «دلار مرز روانی 3600 تومان را شکست و زیر نگاه بانک مرکزی رکورد زد نوشت: فعالان بازار میگویند انتظار دلار چهارهزار تومانی را هم تا پایان سال داریم و گویی چندان هم بیراه نمیگویند. آن طور که شواهد نشان میدهد، دلار مرز سه هزار و 600 تومان را هم پشت سرگذاشته است.
هر میزان افزایش قیمت دلار، تورمی را به سفرههای مردم آورد که حالا کمتر کسی است نداند دلار که بالا میرود، باید انتظار افزایش قیمت محصولات را هم داشت.
وحید شقاقی شهری، اقتصاددان در رابطه با افزایش نرخ دلار میگوید: به نظر میرسد تمایل و نگرش بانک مرکزی این است که تا حدودی نرخ دلار افزایش یابد و البته میتواند در این زمان، که بازار در تعادل به سر میبرد، بازار را به خوبی کنترل کند. حتی گفته میشود افزایش نرخ دلار تا 5 هزار تومان نیز منطقی است. بنابراین نگاه بانک مرکزی به دلار در ماههای آینده تا سه هزار و 700 یا سه هزار و 800 تومان خواهد بود.
این کارشناس اقتصادی معتقد است، اگر دلار 300 تا 400 تومان در بازار آزاد افزایش پیدا کند، منبع ناچیزی برای دولت خواهد بود. اکنون نیز به نظر میرسد نگاه بانک مرکزی و دولت، نگاه تامین مالی از طریق افزایش نرخ دلار است، به موازات افزایش نرخ دلار، باید انتظار افزایش تورم را داشته باشیم. با سیاست افزایش نرخ ارز، مردم یا همان مصرفکنندگان متضرر شده ولی دولت منتفع میشود.
از سوی دیگر روزنامه آرمان در گزارشی تأکید کرد: دولت بازیگر اصلی بازار ارز است، به نظر میرسد باید دولت را مسبب اصلی نوسانات ارزی و افزایش قیمت دلار دانست. همچنین دولت با افزایش قیمت رسمی دلار از 2800 تومان در فروردین امسال به 3000 تومان تمایل خود به افزایش قیمت ارز در بازار آزاد را نشان داده است. در حال حاضر میتوان گفت که هیچ عاملی به غیر از دولت در تعیین نرخ ارز نمیتواند تاثیرگذار باشد.
آرمان، «برجام» را برخلاف پیشبینیها عامل گران شدن نرخ ارز دانست و نوشت: بانک مرکزی توافقات هستهای را یکی از عوامل این گرانی میداند و افزایش واردات و سفرهای خارجی متعاقب برجام را عامل افزایش تقاضا و گرانی ارز اعلام میکند. با این حال اگر دولت تمایل به ثبات قیمت بازار ارز داشته باشد، میتواند با تزریق ارز به بازار، مانع از افزایش قیمتها شود. اما تا به امروز دولت این کار را انجام نداده است. از سوی دیگر، تک نرخی کردن قیمت ارز برنامه دیگری است که بارها و بارها به گوش رسیده است. در اینجا به نظر میرسد دولت تمایل به اجرای این برنامه دارد نباید پنداشت که قیمت بازار آزاد کاهش پیدا میکند، بلکه با روندی که دولت و بانک مرکزی در پیش گرفتهاند، به نظر میرسد قیمت مبادله به سمت قیمت بازار آزاد کشانده میشود. پس از توافقات هستهای انتظار میرفت با کاهش قیمت در این بازار همراه باشیم، اما همانطور که پیش از این تحریمها علل افزایش قیمت ارز تلقی میشد، به نظر میرسد در حال حاضر برجام و گذر از تحریمها بهانه جدید برای افزایش قیمت به دست دولت دادهاند.
مأیوس کنندگان مردم بیخ گوش شما هستند
چه کسی مردم را ناامید میکند؟ منتقدانی که نسبت به ایجاد توقعات غیرواقعی هشدار میدهند یا برخی حامیان دولت که مدعیاند در هیچ صنعتی جز آبگوشت بزباش برتری نداریم؟!
روزنامه جوان با اشاره به سخنان رئیس جمهور در نمایشگاه مطبوعات که منتقدان را به ایجاد ناامیدی و رفتار ضد انقلابی متهم کرده بود نوشت: موضوع تولید ناامیدی از منظر سیاسی به دلیل موخره انتخاباتی خطابه اخیر ایشان بیشتر قابل بررسی است، مثلاً جایگاه نوع خاصی از تفکر حاکم بر فضای سیاسی با نزدیک شدن به ایام انتخابات به دلیل نداشتن عقبه و تحقق نیافتن شعارهای مطرح شده به شدت در میان حامیان این تفکر متزلزل شده است و از این رو نیاز به دو گانهسازی فضا است.
بررسی منشأ تولید ناامیدی به عنوان یک محصول از منظر اقتصادی و آثار و تبعات آن در حد بضاعت میتواند مفید فایده برای ارائه راهکار باشد، به خصوص که برخی از اقتصاددانان حامی و حتی فعال در بدنه دولت بر این باورند که «ترمز دولت برای جلوگیری از سقوط(!) ناکارآمد است». «جز در پخت آبگوشت و قرمهسبزی در هیچ صنعتی برتری نداریم».
«اقتصاد ما هنوز از رکود خارج نشده است و بنگاهها تا خرخره بدهکارند» و...
نویسنده میافزاید: دولت باید به جای تولید «امید واهی» که فرو ریختن آن به راحتی و با گذشت مدت کوتاه حتمی است در مسیر توسعه پایدار گام بردارد. به عنوان مثال در چرایی عمیقتر شدن رکود طی هفتههای اخیر وقتی همراهان همیشگی دولت، «اثر آزبورن»ی را تشریح میکنند و در واقع عمیقتر شدن رکود را به نوعی ذوقزدگی از توافق هستهای میدانند، نباید رسانهها را در گوشزد کردن این واقعیت به تولید ناامیدی متهم کرد.
اگر «ما نشریه و رسانه را برای آگاهی مردم میخواهیم» باید بدانیم که آگاهی تنها تعریف و تمجید از دولت نیست بلکه علاوه بر انعکاس خدمات خوب و پسندیده دولت، رسانه ها وظیفهای دیگر در نقد عملکرد دولت و آگاهسازی مردم از این اشتباهات نیز دارند.
اجازه بدهید بگوئیم استراتژی اطلاعرسانی دولت درباره نقش مذاکرات و برجام در اقتصاد اشتباه بوده و آن را عملی ضد انقلابی ندانیم، زیرا مؤید آن سخنان رئیس جمهور محترم است که گفته: «اقتصاد ما بیماریهای متعددی دارد که با برداشته شدن تحریم یکی از بیماریهای صعبالعلاج آن برطرف میشود.»
آیا هشدار درباره مسیر اشتباه درباره بیعملی و بیبرنامگی دولت و هشدار نسبت به خطر بروز ناامیدی، القای ناامیدی است؟
جوان مینویسد: آیا انعکاس نتایج تحقیقات دو پژوهشکده دولتی مبنی بر تأثیرات منفی احتمالی عملکردی دولت در «انتظارات تورمی» خلاف است؟ وقتی افزایش تورم یک باره نرخ دلار را تا سه برابر و تخلیه آثار آن در پس بحران سال 92 را موفقیت بزرگ برنامههای دولت یازدهم در کنترل تورم عنوان میکنیم و همه توان مسئولان دولتی مصروف سیاهنمایی درباره دولت گذشته میشود، وقتی تا قبل از تشکیل دولت یازدهم تصویری تاریک و وحشتناک ترسیم میکنیم، چطور انتظار داریم مردم و رسانهها نقش کاهش درآمدهای نفتی را در کند شدن نرخ رشد و تورم باور کنند؟
وقتی روزنامهها هشدار میدهند که در صورت ادامه بزرگنمایی بیش از حد آثار مذاکرات دچار تکرار بحران میشویم و باید با مردم رو راست بود آیا ترویج ناامیدی است؟ آیا این هشدار انقلابی است یا ضد انقلابی؟! وقتی مسئولان رده بالای دولت تحت امر شما نامه چهار وزیر را به «مفتخری خوراک پتروشیمی» تشبیه میکنند یا وقتی که آنها را از حرفهای متناقض منع میکنیم و بیاعتمادی احتمالی ایجاد شده ناشی از این رفتارها را گوشزد میکنیم، ترویج بیاعتمادی است یا گوشزد «ناهماهنگی راهبردی» منظور نظر شما؟! در پایان انتظار میرود با توجه به تسلط ریاست جمهوری در حوزه حقوق و اصل حقوقی «سبب اقوی بر مباشر است»، به دستگاههای تحت امرشان بیشتر یادآوری کنند که مسئولیت کسانی که حرکت عملی در مسیر تولید امید واهی و سپس تولید ناامیدی میکنند به مراتب بیشتر از کسانی است که با نیت دلسوزانه و نقد منصفانه مسیر اشتباه را یادآوری میکنند.
نفوذ سایبری ایران در اسرائیل گسترده بود
یک تحلیلگر صهیونیست ابعاد تازهای از نفوذ سایبری ایران در رژیم صهیونیستی را بازگو کرد.
عامیر ربابورت تحلیلگر مسائل امنیتی در تارنمای صهیونیستی «اسرائیل دوینیس» نوشت: نبرد سایبری میان اسرائیل و ایران در جریان است. تمامی عملیات ردیابی حملات سایبری ما را به سوی سپاه پاسداران انقلاب ایران رهنمون شد. مقابله با بزرگترین حمله سایبری انجام گرفته از سوی ایران علیه 1600 رایانه در اسرائیل، اروپا، آمریکا و کشورهای خلیج (فارس) دو سال به طول انجامید.
وی توضیح داد: یکی از رایانههایی که ایرانیان به آن نفوذ کردند، به یک شخصیت بسیار بلندپایه در تلآویو که سرلشکر ارتش اسرائیل است، تعلق داشت. کارشناسان برای حملهای که در هفته جاری کشف شد، نام «گربه موشکی» برگزیدند زیرا برنامه تهیه شده به سرعت از هدفی به هدف دیگر و از کشوری به کشور دیگر انتقال مییابد. بعدها مشخص شد که رایانه شخصی یکی از فرماندهان ارتش اسرائیل مورد نفوذ واقع شده است.
وی ابراز داشت: هدف اصلی حمله شخصیتهای برجستهای از جمله شماری از اعضای خاندان حاکم در عربستان، دانشمندان هستهای اسرائیلی، مقامات بلندپایه ناتو و مخالفان نظام ایران بودند.
ربابورت اظهار داشت: پرده برداشتن از این حمله بی هیچ شک و تردیدی از وقوع جنگ سایبری حکایت میکند. آمریکا و اسرائیل در گذشته در یک اقدام مشترک یک حمله سایبری گسترده ای علیه ایران ترتیب دادند. حمله سایبری ایران در هفته جاری در حالی کشف شد که 8 ماه پیش یک تهاجم سایبری گستردهای علیه برخی از اهداف موردنظر در اسرائیل انجام داده بود.
وی اظهار داشت: در طی چند سال گذشته حملات سایبری علیه تأسیسات زیربنایی اسرائیل مانند شبکه برقرسانی شکل گرفت. این حملات سایبری میتواند پیش زمینه حملاتی مانند سرنگون کردن هواپیماها باشد.
ربابورت در پایان توضیح داد: تصمیم به تشکیل ستاد فرماندهی حملات سایبری در ارتش اسرائیل در هفته جاری از سوی ستاد مشترک نیروهای مسلح اسرائیل اتخاذ شد. این اقدام میتواند بیانگر ابعاد گسترده حملات بیوقفه سایبری باشد.
یک نشریه اجارهای تیتر و عکس صفحه خود را به تخریب آیتالله مصباح یزدی اختصاص داد.
هفتهنامه طلوع صبح که از سوی مدیر سایت انتخاب اداره میشود، ضمن مصاحبه با سیدمهدی طباطبایی در تیتر اول خود نوشت آقای مصباح در مسائل انقلابی چرخش داشتند. طباطبایی با ادبیات بداخلاقانه و خلاف واقع نظیر «آقای مصباح در تخیلات به سر میبردند»، «سابقه انقلابی نداشت»، «روزی که انقلاب شد اکثر این آقایان مخالف بودند، حالا که انقلاب شده میگویند ما هستیم» و... به تخریب وجهه آیتالله مصباح یزدی پرداخته که با استقبال گردانندگان نشریه اجارهای مواجه شده است.
طباطبایی بیآن که درباره صلاحیت خود برای ورود به مسائل سیاسی سخن بگوید مدعی شده که آیتالله مصباح نباید به عرصه سیاسی ورود کند. وی همچنین برخلاف واقعیتها و تحت تاثیر جریان تبلیغات جریان نفاق جدید مدعی شده که آقای مصباح سابقه انقلابی ندارد و در مسائل انقلابی چرخش داشته است.
وی در بخشهای دیگری از مصاحبه به تمجید از آقای هاشمی پرداخته و میگوید: «آقای هاشمی همیشه رهبری را دوست داشته و الان هم دوست دارد. امروز بهترین دوست آیتالله خامنهای که دروغ نگویم و دلش برای ایشان بتپد آقای هاشمی است. من حیفم میآید که آنقدر با هاشمی بد برخورد میشود... انجمن حجتیه دیگر توانی برای ادامه کار ندارد، در واقع امروزه، اشخاصی هستند که این اصطلاح را برای نابودی دیگران به کار میبرند. اکنون خطر بزرگی که وجود دارد، تندروهایی هستند که تمام اقداماتشان را تحت عنوان ولایت فقیه انجام میدهند. چون این کار خطر دارد ما ناچاریم برای حفظ کیان ولایتفقیه، عملکرد این افراد را به طریقی خنثی کنیم تا به اصل رهبری آسیبی نرسد... من از اول هم گفتم حصر هر چه ادامه پیدا کند، به ضرر نظام است». وی همچنین گفته که «در حال بررسی کاندیداتوری انتخابات خبرگان هستم».
ادبیات آقای طباطبایی علیه آیتالله مصباح یزدی - آن هم توأم با بداخلاقی- در حالی است که رهبر معظم انقلاب از آقای مصباح به عنوان «مطهری زمانه» یاد کردند و یقینا آقای طباطبایی یک صدم خدمات آیتالله مصباح را در عرصه روشنگری و تبیین معارف انقلاب اسلامی (و در مقابل، اسلام التقاطی و آمریکایی) انجام ندادهاند اما معلوم نیست نشریات زنجیرهای، چگونه او را برای چندمین بار ابزار انتقامکشی از مطهری زمانه قرار دادهاند؟ و نقش «تخیلات» در این ابزار شدن چیست؟ به عبارت دیگر چرا آقای طباطبایی تلقینات دروغ محافل نفاق را علیه آیتالله مصباح تکرار میکند و به جای پرداختن به جریانهای ضدانقلاب و برانداز و فتنهگر و ضدامام و رهبری، در خدمت چنان تهاجمی قرار گرفته است.
از طرف دیگر جای سوال است که اگر باید از کیان انقلاب و ولایت فقیه دفاع کرد- که یک تکلیف مهم و اصلی است- آقای طباطبایی بفرمایند امثال آقای هاشمی در آشوبافکنی ضدانقلاب و سر دادن شعارهایی نظیر «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»، «مرگ بر اصل ولایتفقیه»، «نه» به «جمهوری اسلامی»، هتاکی علیه امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا و آتش زدن مساجد و... کجا بودند و در کدام جبهه ایستاده بودند؟ یا خود ایشان آن هنگام برای دفاع از نظام و انقلاب و ولایتفقیه کوچکترین قدمی برداشتند؟ و یا درباره هشدارهای رهبر معظم انقلاب درباره نفوذ دشمنان قسم خورده انقلاب چه اظهارنظری کردهاند؟ آیا جز تمجید از «سوابق» آقای هاشمی و تخریب کینهورزانه نسبت به آیتالله مصباح کار دیگری بلد نیستند؟!
درآمدزایی دولت با گران کردن ارز حتی به قیمت تورم و کاهش قدرت خرید مردم!
روزنامههای حامی دولت معتقدند برخلاف توقع، توافق برجام به افزایش قیمت ارز منجر شده و دولت نیز برخلاف مردم، از گران شدن ارز خارجی استقبال میکند. برخی از این روزنامهها از علاقه دولت به 4 هزار تومان یا 5 هزار تومان شدن دلار خبر میدهند!
روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «دلار مرز روانی 3600 تومان را شکست و زیر نگاه بانک مرکزی رکورد زد نوشت: فعالان بازار میگویند انتظار دلار چهارهزار تومانی را هم تا پایان سال داریم و گویی چندان هم بیراه نمیگویند. آن طور که شواهد نشان میدهد، دلار مرز سه هزار و 600 تومان را هم پشت سرگذاشته است.
هر میزان افزایش قیمت دلار، تورمی را به سفرههای مردم آورد که حالا کمتر کسی است نداند دلار که بالا میرود، باید انتظار افزایش قیمت محصولات را هم داشت.
وحید شقاقی شهری، اقتصاددان در رابطه با افزایش نرخ دلار میگوید: به نظر میرسد تمایل و نگرش بانک مرکزی این است که تا حدودی نرخ دلار افزایش یابد و البته میتواند در این زمان، که بازار در تعادل به سر میبرد، بازار را به خوبی کنترل کند. حتی گفته میشود افزایش نرخ دلار تا 5 هزار تومان نیز منطقی است. بنابراین نگاه بانک مرکزی به دلار در ماههای آینده تا سه هزار و 700 یا سه هزار و 800 تومان خواهد بود.
این کارشناس اقتصادی معتقد است، اگر دلار 300 تا 400 تومان در بازار آزاد افزایش پیدا کند، منبع ناچیزی برای دولت خواهد بود. اکنون نیز به نظر میرسد نگاه بانک مرکزی و دولت، نگاه تامین مالی از طریق افزایش نرخ دلار است، به موازات افزایش نرخ دلار، باید انتظار افزایش تورم را داشته باشیم. با سیاست افزایش نرخ ارز، مردم یا همان مصرفکنندگان متضرر شده ولی دولت منتفع میشود.
از سوی دیگر روزنامه آرمان در گزارشی تأکید کرد: دولت بازیگر اصلی بازار ارز است، به نظر میرسد باید دولت را مسبب اصلی نوسانات ارزی و افزایش قیمت دلار دانست. همچنین دولت با افزایش قیمت رسمی دلار از 2800 تومان در فروردین امسال به 3000 تومان تمایل خود به افزایش قیمت ارز در بازار آزاد را نشان داده است. در حال حاضر میتوان گفت که هیچ عاملی به غیر از دولت در تعیین نرخ ارز نمیتواند تاثیرگذار باشد.
آرمان، «برجام» را برخلاف پیشبینیها عامل گران شدن نرخ ارز دانست و نوشت: بانک مرکزی توافقات هستهای را یکی از عوامل این گرانی میداند و افزایش واردات و سفرهای خارجی متعاقب برجام را عامل افزایش تقاضا و گرانی ارز اعلام میکند. با این حال اگر دولت تمایل به ثبات قیمت بازار ارز داشته باشد، میتواند با تزریق ارز به بازار، مانع از افزایش قیمتها شود. اما تا به امروز دولت این کار را انجام نداده است. از سوی دیگر، تک نرخی کردن قیمت ارز برنامه دیگری است که بارها و بارها به گوش رسیده است. در اینجا به نظر میرسد دولت تمایل به اجرای این برنامه دارد نباید پنداشت که قیمت بازار آزاد کاهش پیدا میکند، بلکه با روندی که دولت و بانک مرکزی در پیش گرفتهاند، به نظر میرسد قیمت مبادله به سمت قیمت بازار آزاد کشانده میشود. پس از توافقات هستهای انتظار میرفت با کاهش قیمت در این بازار همراه باشیم، اما همانطور که پیش از این تحریمها علل افزایش قیمت ارز تلقی میشد، به نظر میرسد در حال حاضر برجام و گذر از تحریمها بهانه جدید برای افزایش قیمت به دست دولت دادهاند.
مأیوس کنندگان مردم بیخ گوش شما هستند
چه کسی مردم را ناامید میکند؟ منتقدانی که نسبت به ایجاد توقعات غیرواقعی هشدار میدهند یا برخی حامیان دولت که مدعیاند در هیچ صنعتی جز آبگوشت بزباش برتری نداریم؟!
روزنامه جوان با اشاره به سخنان رئیس جمهور در نمایشگاه مطبوعات که منتقدان را به ایجاد ناامیدی و رفتار ضد انقلابی متهم کرده بود نوشت: موضوع تولید ناامیدی از منظر سیاسی به دلیل موخره انتخاباتی خطابه اخیر ایشان بیشتر قابل بررسی است، مثلاً جایگاه نوع خاصی از تفکر حاکم بر فضای سیاسی با نزدیک شدن به ایام انتخابات به دلیل نداشتن عقبه و تحقق نیافتن شعارهای مطرح شده به شدت در میان حامیان این تفکر متزلزل شده است و از این رو نیاز به دو گانهسازی فضا است.
بررسی منشأ تولید ناامیدی به عنوان یک محصول از منظر اقتصادی و آثار و تبعات آن در حد بضاعت میتواند مفید فایده برای ارائه راهکار باشد، به خصوص که برخی از اقتصاددانان حامی و حتی فعال در بدنه دولت بر این باورند که «ترمز دولت برای جلوگیری از سقوط(!) ناکارآمد است». «جز در پخت آبگوشت و قرمهسبزی در هیچ صنعتی برتری نداریم».
«اقتصاد ما هنوز از رکود خارج نشده است و بنگاهها تا خرخره بدهکارند» و...
نویسنده میافزاید: دولت باید به جای تولید «امید واهی» که فرو ریختن آن به راحتی و با گذشت مدت کوتاه حتمی است در مسیر توسعه پایدار گام بردارد. به عنوان مثال در چرایی عمیقتر شدن رکود طی هفتههای اخیر وقتی همراهان همیشگی دولت، «اثر آزبورن»ی را تشریح میکنند و در واقع عمیقتر شدن رکود را به نوعی ذوقزدگی از توافق هستهای میدانند، نباید رسانهها را در گوشزد کردن این واقعیت به تولید ناامیدی متهم کرد.
اگر «ما نشریه و رسانه را برای آگاهی مردم میخواهیم» باید بدانیم که آگاهی تنها تعریف و تمجید از دولت نیست بلکه علاوه بر انعکاس خدمات خوب و پسندیده دولت، رسانه ها وظیفهای دیگر در نقد عملکرد دولت و آگاهسازی مردم از این اشتباهات نیز دارند.
اجازه بدهید بگوئیم استراتژی اطلاعرسانی دولت درباره نقش مذاکرات و برجام در اقتصاد اشتباه بوده و آن را عملی ضد انقلابی ندانیم، زیرا مؤید آن سخنان رئیس جمهور محترم است که گفته: «اقتصاد ما بیماریهای متعددی دارد که با برداشته شدن تحریم یکی از بیماریهای صعبالعلاج آن برطرف میشود.»
آیا هشدار درباره مسیر اشتباه درباره بیعملی و بیبرنامگی دولت و هشدار نسبت به خطر بروز ناامیدی، القای ناامیدی است؟
جوان مینویسد: آیا انعکاس نتایج تحقیقات دو پژوهشکده دولتی مبنی بر تأثیرات منفی احتمالی عملکردی دولت در «انتظارات تورمی» خلاف است؟ وقتی افزایش تورم یک باره نرخ دلار را تا سه برابر و تخلیه آثار آن در پس بحران سال 92 را موفقیت بزرگ برنامههای دولت یازدهم در کنترل تورم عنوان میکنیم و همه توان مسئولان دولتی مصروف سیاهنمایی درباره دولت گذشته میشود، وقتی تا قبل از تشکیل دولت یازدهم تصویری تاریک و وحشتناک ترسیم میکنیم، چطور انتظار داریم مردم و رسانهها نقش کاهش درآمدهای نفتی را در کند شدن نرخ رشد و تورم باور کنند؟
وقتی روزنامهها هشدار میدهند که در صورت ادامه بزرگنمایی بیش از حد آثار مذاکرات دچار تکرار بحران میشویم و باید با مردم رو راست بود آیا ترویج ناامیدی است؟ آیا این هشدار انقلابی است یا ضد انقلابی؟! وقتی مسئولان رده بالای دولت تحت امر شما نامه چهار وزیر را به «مفتخری خوراک پتروشیمی» تشبیه میکنند یا وقتی که آنها را از حرفهای متناقض منع میکنیم و بیاعتمادی احتمالی ایجاد شده ناشی از این رفتارها را گوشزد میکنیم، ترویج بیاعتمادی است یا گوشزد «ناهماهنگی راهبردی» منظور نظر شما؟! در پایان انتظار میرود با توجه به تسلط ریاست جمهوری در حوزه حقوق و اصل حقوقی «سبب اقوی بر مباشر است»، به دستگاههای تحت امرشان بیشتر یادآوری کنند که مسئولیت کسانی که حرکت عملی در مسیر تولید امید واهی و سپس تولید ناامیدی میکنند به مراتب بیشتر از کسانی است که با نیت دلسوزانه و نقد منصفانه مسیر اشتباه را یادآوری میکنند.
نفوذ سایبری ایران در اسرائیل گسترده بود
یک تحلیلگر صهیونیست ابعاد تازهای از نفوذ سایبری ایران در رژیم صهیونیستی را بازگو کرد.
عامیر ربابورت تحلیلگر مسائل امنیتی در تارنمای صهیونیستی «اسرائیل دوینیس» نوشت: نبرد سایبری میان اسرائیل و ایران در جریان است. تمامی عملیات ردیابی حملات سایبری ما را به سوی سپاه پاسداران انقلاب ایران رهنمون شد. مقابله با بزرگترین حمله سایبری انجام گرفته از سوی ایران علیه 1600 رایانه در اسرائیل، اروپا، آمریکا و کشورهای خلیج (فارس) دو سال به طول انجامید.
وی توضیح داد: یکی از رایانههایی که ایرانیان به آن نفوذ کردند، به یک شخصیت بسیار بلندپایه در تلآویو که سرلشکر ارتش اسرائیل است، تعلق داشت. کارشناسان برای حملهای که در هفته جاری کشف شد، نام «گربه موشکی» برگزیدند زیرا برنامه تهیه شده به سرعت از هدفی به هدف دیگر و از کشوری به کشور دیگر انتقال مییابد. بعدها مشخص شد که رایانه شخصی یکی از فرماندهان ارتش اسرائیل مورد نفوذ واقع شده است.
وی ابراز داشت: هدف اصلی حمله شخصیتهای برجستهای از جمله شماری از اعضای خاندان حاکم در عربستان، دانشمندان هستهای اسرائیلی، مقامات بلندپایه ناتو و مخالفان نظام ایران بودند.
ربابورت اظهار داشت: پرده برداشتن از این حمله بی هیچ شک و تردیدی از وقوع جنگ سایبری حکایت میکند. آمریکا و اسرائیل در گذشته در یک اقدام مشترک یک حمله سایبری گسترده ای علیه ایران ترتیب دادند. حمله سایبری ایران در هفته جاری در حالی کشف شد که 8 ماه پیش یک تهاجم سایبری گستردهای علیه برخی از اهداف موردنظر در اسرائیل انجام داده بود.
وی اظهار داشت: در طی چند سال گذشته حملات سایبری علیه تأسیسات زیربنایی اسرائیل مانند شبکه برقرسانی شکل گرفت. این حملات سایبری میتواند پیش زمینه حملاتی مانند سرنگون کردن هواپیماها باشد.
ربابورت در پایان توضیح داد: تصمیم به تشکیل ستاد فرماندهی حملات سایبری در ارتش اسرائیل در هفته جاری از سوی ستاد مشترک نیروهای مسلح اسرائیل اتخاذ شد. این اقدام میتواند بیانگر ابعاد گسترده حملات بیوقفه سایبری باشد.