خون آنها رنگینتر نیست!
محمدرضا مرادی
«انسانها با هم فرق ندارند»، «همه آفریده پروردگاری واحد هستند»، «جان انسانها به یک اندازه ارزش دارد»، «نژاد، پوست و قومیت باعث برتری هیچ انسانی نمیشود.» این جملات زیبا را از دوران بچگی در مجلات و تلویزیون، همه شنیدهایم و با خوشحالی آنها را تکرار و به کار بردهایم. اما آیا این جملات، جدای از دنیای کتابها و فضای مجازی، در واقعیت نیز به همین صورت هستند؟
خاورمیانه سالها است که به عرصهای برای آزمایش سلاحهای غربیها تبدیل شده است. البته دههها است که غربیها با استعمار و استثمار مردمان این منطقه، یکه تازی کردهاند و از هیچ جنایتی فروگذار نکردهاند. تمامی تحولات غرب آسیا و شمال آفریقا در سالهای اخیر متأثر از سیاستهای کشورهای غربی بوده است. عراق به دلیل تهاجم نظامی آمریکا، لبنان به دلیل نفوذ فرهنگی و سیاسی فرانسه، لیبی به دلیل حمله نظامی ناتو، سوریه به دلیل حمایت غربیها از تروریستها و همچنین بسیاری از کشورهای این منطقه به دلیل دخالتها و سیاستهای مستقیم و غیرمستقیم کشورهای اروپایی و آمریکا به صحنه خونریزی و جنایت تبدیل شدهاند. کشته شدن دهها انسان در این منطقه دیگر برای روزنامهها خبر مهمی نیست و امری بسیار معمولی و روزمره است. اما به محض تکرار این حوادث حتی در مقیاسی کوچکتر در اروپا و آمریکا، ناگهان جان انسانها بسیار ارزشمند میشود و موج رسانهای ایجاد میکند.
روز پنجشنبه هفته گذشته در پی دو حمله انتحاری در بیروت پایتخت لبنان 43 تن شهید و 239 تن دیگر زخمی شدند. یک روز پس از این حادثه یعنی جمعه شب، پاریس هم شاهد چندین انفجار و حمله تروریستی بود که طی آن 160 تن کشته و 300 نفر دیگر زخمی شدند. در هر دو حادثه انسانهایی قربانی شدند که شاید اصلاً داعش و تروریستها را نمیشناختند. این دو حادثه قلب هر انسانی را به درد میآورد. اما نکتهای که در این مورد مهم است نوع مواجهه رسانههاو شخصیتها و صاحبان تریبون با این دو مسئله است. در موردحادثه بیروت بسیاری از هنرمندان و شخصیتها، گویا حتی خبر انفجار نیز به آنها نرسیده بود و هیچ واکنشی نشان ندادند. رسانههای غربیهم به عنوان یک خبر ساده و تکراری! آن راپوشش دادند و از کنار آن گذشتند. اما به محض انفجار نخستین بمب در پاریس، وجدان غربیها گویا تازه از خواب بیدار شد! و «فریاد ارزش جان انسانها» را سر دادند و خواستار تشکیل «کمپینها» و «گروهها» برای محکوم کردن این حادثه تلخ شدند. به راستی مردم مظلوم بیروت چه تفاوتی با مردم غیرنظامی فرانسه دارند که این چنین متفاوت مورد قضاوت قرار میگیرند؟ آیا جان انسان شرقی از انسان غربی بیارزشتر است؟ پاسخ به این سؤال در سخنان رهبر معظم انقلاب در شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران نهفته است. ایشان به تقسیمبندی مردم جهان به شهروندان درجه یک و دو و سه از جانب آمریکا و دیگر قدرتهای سلطهگر اشاره و اعلام کردند: «جان انسان در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین ارزان و در آمریکا و غرب اروپا گران، قیمتگذاری میشود.» (5 شهریور 91) در واقعیت نیز همین است و شعارهای زیبا و چشمنواز نمیتواند این واقعیت را تغییر دهد. روزانه صدها شهروند بیگناه عراقی، سوریهای، یمنی، افغانی، لبنانی و فلسطینی قربانی میشوند اما برای آنها «هیچ» کمپینی تشکیل نمیشود و هیچ هنرمندی شمع به دست در برابر سفارت کشور آنها، همدردی خود را نشان نمیدهد. این مسئله، واقعیتی تلخ است اما وجود دارد.
«انسانها با هم فرق ندارند»، «همه آفریده پروردگاری واحد هستند»، «جان انسانها به یک اندازه ارزش دارد»، «نژاد، پوست و قومیت باعث برتری هیچ انسانی نمیشود.» این جملات زیبا را از دوران بچگی در مجلات و تلویزیون، همه شنیدهایم و با خوشحالی آنها را تکرار و به کار بردهایم. اما آیا این جملات، جدای از دنیای کتابها و فضای مجازی، در واقعیت نیز به همین صورت هستند؟
خاورمیانه سالها است که به عرصهای برای آزمایش سلاحهای غربیها تبدیل شده است. البته دههها است که غربیها با استعمار و استثمار مردمان این منطقه، یکه تازی کردهاند و از هیچ جنایتی فروگذار نکردهاند. تمامی تحولات غرب آسیا و شمال آفریقا در سالهای اخیر متأثر از سیاستهای کشورهای غربی بوده است. عراق به دلیل تهاجم نظامی آمریکا، لبنان به دلیل نفوذ فرهنگی و سیاسی فرانسه، لیبی به دلیل حمله نظامی ناتو، سوریه به دلیل حمایت غربیها از تروریستها و همچنین بسیاری از کشورهای این منطقه به دلیل دخالتها و سیاستهای مستقیم و غیرمستقیم کشورهای اروپایی و آمریکا به صحنه خونریزی و جنایت تبدیل شدهاند. کشته شدن دهها انسان در این منطقه دیگر برای روزنامهها خبر مهمی نیست و امری بسیار معمولی و روزمره است. اما به محض تکرار این حوادث حتی در مقیاسی کوچکتر در اروپا و آمریکا، ناگهان جان انسانها بسیار ارزشمند میشود و موج رسانهای ایجاد میکند.
روز پنجشنبه هفته گذشته در پی دو حمله انتحاری در بیروت پایتخت لبنان 43 تن شهید و 239 تن دیگر زخمی شدند. یک روز پس از این حادثه یعنی جمعه شب، پاریس هم شاهد چندین انفجار و حمله تروریستی بود که طی آن 160 تن کشته و 300 نفر دیگر زخمی شدند. در هر دو حادثه انسانهایی قربانی شدند که شاید اصلاً داعش و تروریستها را نمیشناختند. این دو حادثه قلب هر انسانی را به درد میآورد. اما نکتهای که در این مورد مهم است نوع مواجهه رسانههاو شخصیتها و صاحبان تریبون با این دو مسئله است. در موردحادثه بیروت بسیاری از هنرمندان و شخصیتها، گویا حتی خبر انفجار نیز به آنها نرسیده بود و هیچ واکنشی نشان ندادند. رسانههای غربیهم به عنوان یک خبر ساده و تکراری! آن راپوشش دادند و از کنار آن گذشتند. اما به محض انفجار نخستین بمب در پاریس، وجدان غربیها گویا تازه از خواب بیدار شد! و «فریاد ارزش جان انسانها» را سر دادند و خواستار تشکیل «کمپینها» و «گروهها» برای محکوم کردن این حادثه تلخ شدند. به راستی مردم مظلوم بیروت چه تفاوتی با مردم غیرنظامی فرانسه دارند که این چنین متفاوت مورد قضاوت قرار میگیرند؟ آیا جان انسان شرقی از انسان غربی بیارزشتر است؟ پاسخ به این سؤال در سخنان رهبر معظم انقلاب در شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران نهفته است. ایشان به تقسیمبندی مردم جهان به شهروندان درجه یک و دو و سه از جانب آمریکا و دیگر قدرتهای سلطهگر اشاره و اعلام کردند: «جان انسان در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین ارزان و در آمریکا و غرب اروپا گران، قیمتگذاری میشود.» (5 شهریور 91) در واقعیت نیز همین است و شعارهای زیبا و چشمنواز نمیتواند این واقعیت را تغییر دهد. روزانه صدها شهروند بیگناه عراقی، سوریهای، یمنی، افغانی، لبنانی و فلسطینی قربانی میشوند اما برای آنها «هیچ» کمپینی تشکیل نمیشود و هیچ هنرمندی شمع به دست در برابر سفارت کشور آنها، همدردی خود را نشان نمیدهد. این مسئله، واقعیتی تلخ است اما وجود دارد.