کد خبر: ۶۰۷۶۴
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۴ - ۱۸:۳۴
یک اعتراف دیر هنگام

پیش‌بینی تقلب قبل از انتخابات با حضور حداکثری سازگار نیست(پاورقی)

قاضی صلواتی: آقای آقایی، آخرین دفاعیات خودتان را قرائت بفرمائید!
آخرین دفاع متهم
عرض کنم که همین‌طور که خدمت دادگاه عرض کردم، در مورد کیفرخواست عمومی هیچ قصد و غرضی در جهت تضعیف نظام و معاندتی ‌]عنادی[ با نظام نبوده است. اگر صحبتی بوده تلقی اهانت شده من همین‌جا عذرخواهی می‌کنم و تقاضای عفو دارم. در ارتباط با راهپیمایی چنان که عرض کردم فقط یک نوبت چند دقیقه‌ای بودم آن هم از روی احساس مسئولیت و اینکه بالاخره فعال سیاسی هستیم و باید بدانیم چه خبر است و جریان چیست، آن‌جا حضور پیدا کردم. در رابطه با مسائل مالی صرفا به عنوان مطلع از یک موضوعی اینها بوده. من خودم را متعلق به نظام می‌دانم. همین‌جا تشکر می‌کنم از برخوردهای خیلی خوبی که مسئول پرونده من در طول این 70 روزی که بنده در بازداشت بودم، چه 43 روز که انفرادی بودم و بقیه‌اش در سلول‌های دیگر بودم. برخوردهای خیلی خوب، تماس با خانواده و به هر حال آن چیزی که قبل از اینها فکر نمی‌کردیم، اتفاق افتاد. تشکر می‌کنم از این فرصتی که به ما دادند برای بازبینی عملکرد خودمان و اشتباهات خودمان را متوجه بشویم به نظر من غنیمت است که همه ما که اینجا هستیم از این فرصت استفاده بکنیم.
در پایان مجددا از محضر دادگاه تقاضای عفو و بخشش و رأفت اسلامی را دارم.
والسلام علیکم.
متهم سیدشهاب‌الدین طباطبایی
قاضی صلواتی: آقای طباطبایی در جایگاه قرار بگیرند. معاون محترم دادستان، کیفرخواست انفرادی را قرائت کنند!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
ریاست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران
الف: هویت متهم:
آقای سیدشهاب‌الدین طباطبایی فرزند سید یحیی، اهل تهران، ساکن تهران، متولد 1354، بازداشت به لحاظ صدور قرار تأمین بازداشت موقت، فاقد محکومیت و پیشینه کیفری، شغل آزاد.
ب: اتهام متهم: 1- اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی 2- فعالیت تبلیغاتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی و ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت و مراجع رسمی کشور. 3- اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب و حرکات غیرمتعارف و ایجاد ترس و وحشت در جامعه. 4- مشارکت در تخریب و احراق اموال دولتی، عمومی و خصوصی. 5- نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق مصاحبه‌های متعدد با رسانه‌های ضدانقلاب و بیگانه. 6- توهین و هتک حرمت به ارگان‌ها، نهادها و مسئولین محترم نظام.
ج- مکان دستگیری متهم: تهران.
د- دلایل و مستندات اتهام: 1- گزارشات و تحقیقات وسیع مرجع امنیتی وزارت اطلاعات. 2- اقاریر صریح متهم به ارتکاب بزه‌های انتسابی مطروحه در پرونده 3- گردش‌کار نهایی وزارت اطلاعات مبنی بر اینکه متهم موصوف با حضور در اجتماعات غیرقانونی در سطح تهران اقدام به اخلال در نظم عمومی و موجب تحریک مردم به شورش و اغتشاش و تخریب اموال عمومی و خصوصی نموده است. متهم طی تحقیقات به عمل آمده ارتباط گسترده‌ای با رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب و انعکاس اخبار و گزارشات تجمعات و اغتشاشات را به این رسانه‌ها داشته است و نیز در جهت خدشه‌دار نمودن روند رأی‌گیری و شمارش آرا و موضوع تقلب مصاحبه‌های متعدد را با شبکه‌های رادیو بی‌بی‌سی، بی‌بی‌سی فارسی، رادیو زمانه، رادیو فردا در نوبت‌های مختلف می‌توان اشاره نمود. 4- سایر قراین و امارات مضبوط در پرونده.
ه- دلایل قانونی درخواست کیفرخواست و مجازات: اتهامات نامبرده با توجه به مجموع محتویات پرونده و دلایل و مستندات موجود منطبق است با مواد 697، 689، 677، 618، 610، 609، 500 و 698 قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد 46، 42 و 47 قانون مذکور.
بنا علی هذا با توجه به مطالب صدر‌الذکر و مجموع محتویات پرونده به لحاظ اهمیت موضوع و میزان خسارت وارده به کشور و اعتماد عمومی جامعه و همسویی با رسانه‌های معاند و گروه‌های مخالف نظام و اخلال شدید در نظم و امنیت جامعه محاکمه و اشد مجازات را برای متهم مذکور درخواست دارم.
قاضی صلواتی: آقای طباطبایی، ابتدا خودتان را معرفی کنید!
دفاعیات متهم
بسم‌الله الرحمن الرحیم. رب‌اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی. عرض سلام خدمت جناب عالی و حضار محترم و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه مبارک دارم.
سید شهاب‌الدین طباطبایی اردکانی، فرزند سید‌یحیی متولد 1354 هستم و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به مدت یک سال. در طول انتخابات هم به عنوان رئیس ستاد جوانان حامی آقای خاتمی در ابتدا و بعد ستاد جوانان مستقل حامی آقای مهندس موسوی فعالیت می‌کردم.
قاضی صلواتی: اتهامات شما در 6 بند قرائت شد. اگر می‌خواهید تا بند به بند قرائت کنیم، دفاع کنید یا کلی دفاع می‌کنید؟
طباطبایی: اگر اجازه بدهید اول مختصری راجع به انتخابات و اتفاقاتی که افتاده یک جمع‌بندی کلی، حالا دوستان پراکنده گفتند، در این فرصت من یک جمع‌بندی کلی دارم و اگر اجازه بدهید برای اینکه بحث کوتاه‌تر شود و پراکنده خیلی نباشد از روی نوشته‌هایم قرائت کنم.
عرض سلام خدمت جنابعالی و حضار محترم و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه مبارک. اجازه می‌خواهم برای پرهیز از تکرار یا پراکندگی مباحث از روی دست نوشته‌هایم مصدع اوقات جنابعالی و حضار محترم شوم. لازم می‌دانم در ابتدای صحبت و قبل از پرداختن به آسیب‌شناسی انتخابات اخیر و آسیب‌شناسی جریان اصلاحات تعریف و تلقی و برداشتم از فعالیت اصلاح‌طلبانه و فعالیت انتخاباتی در این راستا را بیان کنم.
اصلاح‌طلبی را فعالیتی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران و مطابق با قانون اساسی کشور می‌دانم در جهت اصلاح آنچه قرار است ما را به اهداف انقلابی که منجر به استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی در کشور شد برساند و در این تعریف هیچ نسبتی با هر آن کس که غیر از این تعریفی دارد یا هر اقدامی که به تحقق غیر از این هدف می‌انجامد، نداریم و در مسیر فعالیت، اعم از اصلاح طلبی یا هر فعالیت سیاسی دیگر نکته‌ای اساسی و در واقع اصل و معیار را نباید فراموش کنیم، آنچه باید محفوظ بماند و در رفتار و گفتارمان بر صیانت و پاسداری از آن  وفادار بمانیم همان اصل نظام و ارکان اساسی آن قانون اساسی و ولایت فقیه است و در این مسیر حقایق را لازم است بدون تعصب و تعلق جناحی بشناسیم و بصیرت و شناختمان آنگاه توانا به درک حقیقت است که به انواع و اقسام قید و بندها آلوده نباشد.
همت‌مان قبل از هر چیز مصروف حفظ و حراست از اساس نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد و بعد در بنای مستحکمی که خود نیز در استحکامش نقش داریم به ایفای آنچه وظیفه‌مان می‌دانیم بپردازیم. بنایی که بر پایه‌های اسلام و جمهوریت استوار شده و برای تحقق هر یک، خون‌ها تقدیم شده و مجاهدت‌های فراوان شده و بدانیم در برابر همه آنچه تاکنون برای پایداری این نظام و تحقق اهداف انقلاب هزینه شده مسئول و مدیونیم، ادای دینمان این است که در پیشرفت و ترقی نظام جمهوری برآمده از دین حنیف سهیم شویم و به صورتش چنگ نزنیم، فردایی هست و به فکر فردایی باشیم که خاتم‌الانبیاء«صلوات‌الله علیه» و ائمه اطهار«علیهم‌السلام» از شیعیان در خصوص آنچه در قبال دین و مذهبی که سپردند، می‌پرسند و چنان کنیم که شرمنده نباشیم.
فرزند انقلاب نظام را خانه و مأوای خود می‌داند و هیچ وقت راضی نمی‌شود که بیگانه چشم طمع به آن بدوزد یا در پی نابودی خانه و خاستگاهش باشد، با دشمن این نظام همنوا و همگام نمی‌شود و حقیقت را بر هر چیز دیگر مقدم می‌شمرد. براساس همین دیدگاه فعالیت انتخاباتی مجموعه ستاد 88 را با همراهی جمعی از جوانان پرشور و علاقه‌مند به انجام رساندیم، که لازم است از زحمات همه دوستان جوانم در ستاد 88 تشکر کنم و کاستی‌ها و نواقص و تندروی‌ها و کندروی‌هایی که در جریان فعالیت ستاد 88 در جریان انتخابات اخیر وجود داشته را شخصا به عهده بگیرم.
ای کاش همان‌گونه که بنده در حد خودم مسئولیت فعالیت‌های ستادی که مدیریتش را به عهده داشتم پذیرفتم دوستان بزرگواری که موضع‌گیری‌ها، اطلاعیه‌ها و اقداماتشان سبب‌ساز اتفاقات روزهای بعد از انتخابات شد، نیز مسئولیت آن اتفاقات و عواقبش را می‌پذیرفتند.
بعد از این مقدمه کوتاه اما ضروری، ضرورت دارد به تبیین آنچه در روند انتخابات اخیر رخ داد و برداشت‌های خودم تحت عنوان انحراف از معیار در انتخابات ریاست جمهوری دهم بپردازم.
اطمینان دارم با بنده هم عقیده‌اید که وقتی در جریان یک فعالیت یا در متن یک واقعه قرار می‌گیریم، آن هم واقعه‌ای مثل انتخابات با زمانی کوتاه، به دلیل کوتاه بودن زمان، درگیری‌های فراوان در طول این زمان آن‌چنان فشار می‌آورد که در اغلب موارد فرصتی برای کنار هم قرار دادن ابتدا و انتهای روند فعالیت‌ها و وقایع مختلف شکل‌دهنده آن نداریم و به همین دلیل نکاتی مهم ناشی از لحظه‌ای دیدن اتفاقات مغفول و نادیده می‌مانند و حتی فراموش می‌شوند.
در فرصتی که مجموعه لحظات را در یک روند کلی بازنگری می‌کنیم برخی موضوعات که به هر دلیل اعم از عدم فرصت کافی برای پرداختن به ماهیت آن با جزم‌اندیشی‌های موجود، یا تحت تاثیر قرار گرفتن در فضایی که در برخی موارد فارغ از فضای واقعی ایزوله شده روشن‌تر می‌شود. و حالا می‌خواهم این موضوعات روشن شده را در این فرصت تاحدودی تشریح و تبیین نمایم.
در اسفند ماه سال گذشته با اعلام حضور آقای مهندس موسوی در انتخابات، آقای خاتمی از حضور در عرصه انتخابات کنار کشیدند و این برای اکثر احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب و فعالان حاضر در انتخابات که فعالیت خود را برای آقای خاتمی آغاز کرده بودند و به‌ویژه بعد‌از سفر ایشان به شیراز و یاسوج امیدواری زیادی داشتند که کاندیداتوری و انتقادات به نحوه ورود آقای مهندس موسوی به ایشان نیز منتقل شد و تلقی عمومی در جبهه اصلاحات تا زمانی این بود که به هر حال آقای مهندس موسوی با حضور دیرهنگامشان باعث کنار رفتن آقای خاتمی و از بین رفتن فرصت پیروزی برای جریان اصلاح‌طلبی شده‌اند. این برای مهندس موسوی از همان روزهای ابتدایی تبدیل به دغدغه‌ای شده بود که لازم بود به هر نحو ممکن اثبات نماید از نظر احتمال پیروزی حتی ایشان نسبت به آقای خاتمی در وضعیتی بهتر قرار دارند و این تلقی را که حضور ایشان در صحنه، سبب شکست اصلاح‌طلبان است، مرتفع کنند. از همان ابتدای شکل‌‌گیری ستاد آقای مهندس موسوی در اسفند ماه سال 87، البته نکته‌ای دیگر نیز مشخص شد، ایشان و مجموعه افراد نزدیکشان دچار عارضه‌ای خطرناک در انتخابات شده بودند که توهم پیروزی بود، دوستان ایشان می‌گفتند نخست‌وزیر دوران جنگ آن هم با سوابق مهندس موسوی حتما رای می‌آورند. به هر حال در اوایل تشکیل ستاد، یکی از عمده فعالیت‌های فعالان انتخاباتی که با فضای انتخابات آشنا بودند درمان این عارضه بود که البته تاحدودی موفق شدند اما رگه‌ها و ریشه‌های این توهم همچنان باقی بود. موضوع بعدی، مطرح شدن بحث کمیته صیانت از آرا بود. قبل از پرداختن به این بحث لازم است به نکته‌ای اشاره کنم، حداقل در جریان برگزاری تمام انتخابات گذشته مطابق قانون ناظرینی به عنوان نمایندگان کاندیداها در شعب اخذ رای حاضر می‌شدند تا بر روند اجرای رای‌گیری و بعد شمارش آرا نظارت کنند، در این انتخابات نیز طبیعی بود که چنین باشد، در توضیح این نظارت هم گفته می‌شد برای اطمینان از صحیح بودن نحوه اخذ رای و شمارش آرا و اینکه کاندیداها در جریان برگزاری و شمارش آرا باشند این ناظران تا آخرین لحظه حضور می‌یابند. در انتخابات اخیر از همان ابتدای شکل‌گیری ستاد مهندس موسوی، بخشی مطرح شد تحت عنوان صیانت از آرا به دلیل احتمال تقلب و تخلف در انتخابات.
معتقدم تغییر نام از ناظرین به صیانت‌کنندگان به آن اندازه که دلیل شکل‌گیری کمیته اعلام و عنوان شد، حساسیت‌برانگیز نبود.
به علاوه آنکه اعتقاد دارم پیش‌بینی اعمال تقلب و تخلف در انتخابات قبل از برگزاری انتخابات با هدف حضور حداکثری مردم پای صندوق‌های رای سازگار نیست، چرا که اگر قرار باشد تقلبی صورت بگیرد و رای مردم نادیده گرفته شود دیگر حضور مردم چه معنایی می‌تواند داشته باشد، اتفاقا در این مورد بنده قبل از انتخابات در یک مصاحبه گفتم که تلقی‌ام این نیست که تقلب می‌شود، بلکه همان بحث نظارت است و این اطمینان بعدی را هم بالا می‌برد و هم به صحت بیشتر انتخابات کمک می‌کند.
به هر حال برداشت بنده این است طرح این عنوان در کنار موضوع تقلب فقط به استفاده‌های آتی در مواقع لزوم کمک می‌کرد که در روند کلی شاهد بودیم. از رئیس ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی شنیدیم که مسئول کمیته صیانت از آرا گفته‌اند مستندات کمیته در مورد تخلفات و تقلب‌ها برای ابطال انتخابات کافی است و به آقای مهندس موسوی هم گفته‌اند که جز ابطال  مطالبه دیگری نداشته باشد (این حذف مستندات کافی را بنده در فرصتی که برایم فراهم شد مطالعه کردم که بد نیست به آن اشاره کنم).
موضوع بعدی انجام نظرسنجی‌ها و ارائه آن در ستادها و به خود آقای مهندس موسوی بود، 2 روز مانده به انتخابات نتایج یک نظرسنجی سراسری که توسط حزب کارگزاران و از طریق آقای علی هاشمی انجام شده بود، به اطلاع اعضای ستاد مهندس موسوی رسید مبنی بر اینکه ایشان در دور اول پیروز قطعی انتخابات هستند و بارها بر استاندارد بودن آن و حتی تکرار آن برای اطمینان از درستی نتایج تاکید شد. نظرسنجی‌هایی که 2 روز مانده به انتخابات ارائه می‌شد و حاصلی جز ایجاد توقعی قطعی نداشت. نتیجه‌ای که در قطعیت آن کسی شک نداشت و اگر کسی از احتمالی دیگر سخن می‌گفت به ناامیدی و عدم شناخت کافی از فضای انتخابات متهم می‌شد. به‌طور مثال وقتی در یکی از جلسات بعد از ارائه نظرسنجی ذکر شده، یکی از اعضای ستاد جوانان نظرسنجی دیگری که حکایت از نتیجه‌ای کاملا عکس نظرسنجی قبلی می‌داد ارائه کرد، بعد از جلسه دوستان در مورد اینکه نباید جوانان ناامید و بی‌انگیزه باشند و باید کار را جدی دنبال کرد و پیروزی را قطعی دانست،  اشاره می‌کردند.  در کنار مجموعه موضوعات فوق، نباید مصاحبه مطبوعاتی آقای مهندس موسوی را در ساعت 23:30 جمعه و قبل از شروع شمارش آرا مبنی بر اینکه مطابق اطلاعات دریافتی پیروز قطعی انتخابات هستند، فراموش کرد و بعد پیام تبریک آقای خاتمی در همان روز.
در حقیقت این مصاحبه حلقه‌های زنجیری را به هم وصل می‌کرد که ممکن بود بعد به کار بیاید و نکته آخر در خصوص انتخابات به نقل از یکی از نزدیکان آقای مهندس موسوی شنیدم ایشان در توجیه عملکردشان بعد از انتخابت گفته‌اند: بنده 68 سال دارم، هفتم تیر را هم دیده‌ام و چیزی برای از دست دادن ندارم. این جمله کاملا درست است که باید از زاویه‌ای دیگر به آن نگاه کرد. آقای مهندس موسوی با حضور در صحنه انتخابات باعث کناره‌گیری آقای خاتمی شده بود، از نگاه بخش عمده‌ای از جریان اصلاحات، فرصت بازی برنده را سوزانده بود، به بهانه جلب حمایت این بخش اصلاح‌طلبان، بخش عمده وجاهت و پایگاه خودنزد اصولگرایان را از دست داده بود، با طرح بحث تقلب قبل از انتخابات رودررویی ابتدایی با چارچوب‌های نظام را ایجاد کرده بود، بنابراین اصل سرمایه را از دست رفته می‌دید. اظهارنظرها، اعلامیه‌ها، تاکید بر ابطال انتخابات، دعوت به حضور مردم برای صیانت از آرای خودشان در خیابان‌ها، همه و همه... ریسکی بود برای کسی که چیزی نداشت از دست بدهد حتی اگر به قیمت از دست رفتن خیلی چیزها باشد.