پژوهشی درباره هنر تعزیه- قسمت دوم
درام ایرانی اسلامی
سعید محمدی
اگرچه در مورد منشأ وپیدایی تعزیه اختلافات فراوان وجود دارد اما همه محققان بر سر یک نکته متفقالقول هستند و آن اینکه اوج تکامل تعزیه به دوران قاجار و علی الخصوص دوره ناصرالدین شاه باز میگردد. چرا که در آن دوره ناصر الدین شاه به تعزیه علاقه بسیار داشت و حتی تعزیه ای دولتی به راه انداخت و تکیه دولت را نیز تاسیس کرد. تمامی تجهیزات تعزیه خوانان تکیه دولت از دربار تامین میشد و حتی لباس های زربافت و شمشیرهای جواهرنشان از دربار به لشکر اشقیا داده می شد. تعزیه گردانان این دوره بهترین تعزیه گردانان عصر خود بودند و در دربار سمتی به نام معینالبکاء وجود داشت. سیّدمصطفی کاشانی معروف به «میرعزا» به دعوت ناصرالدّین شاه از کاشان به تهران آمد و در اجرا و سرودن مجالس تعزیه، با دستاندرکاران تکیه دولت همکاری کرد. ادّعا شده است که وی حدود 365 مجلس تعزیه به عدد روزهای سال سروده است که بعید به نظر میرسد. جدا از اینکه مجالس به جای مانده از میرعزا، به این تعداد نمیباشد، باید اضافه کرد که برخی از این مجالس، گوشهاند نه مجلس کامل و همچنین برخی از مجالس منسوب به میرعزا، سروده سیّد کاظم میر غم (فرزند او) و یا میر ماتم (برادرش) میباشد. به طور کلّی، ذوق و قریحه این سه تن، بسیار بوده است ولی اشعار ایشان از قوّت و استحکام برخوردار نیست. امیرکبیر نیز به تعزیه توجه بسیار داشت و شاعرانی همچون میرزا نصرالله اصفهانی متخلص به شهاب اصفهانی، رضوانی و پسران یغما جندقی را به سرودن و گرد آوری اشعار تعزیه دعوت کرد. یغما جندقی یا هما میرزا رحیم متخلص به یغما از شعرای غزلسرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. گرچه او را به طور حتم نمی توان از شاعران تعزیه سرا قلمداد کرد اما بر تعزیه زمینه خور و جندق تاثیر انکار ناپذیر داشته است. میرزا ابراهیم دستان، میرزا احمد صفایی و میرزا اسماعیل هنر، فرزندان یغمای جندقی هستند که در برخی منابع از آنان به عنوان سرایندگان تعزیه نام برده شده است. رضوانی دیگر شاعری است که نام وی در پایان برخی اشعار تعزیه به عنوان تخلّص آمده است. وی از اهالی مازندران یا اصفهان بوده است.در کتابِ شناسایی موسیقی ایران نیز مطالب جالبی راجع به شهاب اصفهانی ذکر شده. در این باب میخوانیم:« در زمان ناصرالدین شاه، شاعری به نام نصرالله خان اصفهانی[ ملقب به تاج الشعرا] که تخلص او شهاب بود، زندگی میکرد. وی به دستور شاه همه اشعار مربوط به تعزیهها را از هر لحاظ مورد رسیدگی قرار میداد و حتی متناسب بودن آنها برای آواز یا گوشهای را که میبایستی خوانده شود تایید میکرد، و در صورت لزوم آن را تکمیل مینمود، و نیز خود تاجالشعرا(شهاب) که فاضل و شاعر خوبی بود، نمایش نامههای دیگری ساخت.»
صرف نظر از کتابهای تاریخ و مقتل (کتابهایی در شرح شهادت امام حسین علیهالسلام و اصحاب آن حضرت)، منظومههای حماسی - مذهبی درباره شهادت امام حسین(ع) و مصائب اهل بیت علیهمالسلام، از مهم ترین منابع تعزیهنامههاست. برخی ازمنظومههای مهم حماسی - مذهبی اینهاست: خاوراننامه از ابنحسامقهستانی خوسفی که سرودن آن در ۸۳۰ خاتمه یافته است، حمله حیدری سروده میرزا محمد رفیعخان باذل مشهدی (متوفی ۱۱۲۴)، و سرودههای مذهبی محتشم کاشانی، وصال شیرازی و شمسالدین محمد کاتبی.ظاهراً مهمترین منبع تعزیهنامهها کتاب منثور روضه`الشهدا نوشته کمال واعظ کاشفی سبزواری (متوفی ۹۱۰) است؛ زیرا مطالب برخی از تعزیهنامهها شباهتهای فراوانی با مطالب این کتاب دارد.در این میان و از حدود 40 سال پیش، استاد غلامعلی نادعلیزاده فرزند مرحوم ملّا رمضان نادعلیزاده، به تصحیح و اصلاح نُسَخ تعزیه از حیث ادبی و روایی پرداخت و ضمن حذف برخی صحنههای موهن و ابیات سُست و ضعیف، ابیاتی جدید و گوشههایی تاریخی بر آنها افزود. قوّت ادبی، مطالعات فراوان تاریخی و دینی، شناخت نغمات و آواهای موسیقی، آگاهی به فنون نمایشنامهنویسی و تعزیهسرایی، تربیتشدن در خاندان تعزیه و تلمّذ در محضر بزرگان تعزیه و ... سبب شده است که نسخههای اصلاحشده به دست ایشان، از برجستگیهای خاصّی برخوردار شوند. در این نسخههای اصلاحشده، اثری از ابیات سُست و مبتلا به اختلالات فنّی (در وزن و قافیه) یافت نمیشود و یا تعداد آنها در حدّ اقلّ ممکن است. اجرای نُسَخ یادشده در سالهای اخیر، تحسین اهالیِ فرهنگ، ادب و هنر را برانگیخته و اندیشمندان، علما و صاحبنظران فراوانی را به تماشای هنر تعزیه مشتاق کرده است.ظاهراً مسائلی چون شبیهسازی، اجرای موسیقی و احتمال وقوع برخی محرمات دیگر در تعزیه، مخالفت فقها و روحانیان و متشرعان را با برگزاری آن برانگیخت در دوره قاجار (۱۲۱۰ - ۱۳۴۴) میرزا ابوالقاسم قمی (متوفی ۱۲۳۱)، از مجتهدان طراز اول، صریحا برگزاری تعزیه را جایز شمرد. البته یکی از دلایل مهم به میان آمدن این محظورات شرعی، مخالفت دین مبین اسلام با تصویر و مجسم کردن افراد مقدس بود و نه اینکه اسلام به طور کلی با مقوله هنر در دین مخالفت دارد. البته باید اذعان داشت که علمای مذهب تشیع با راهنماییها و هدایتهای علمی و شرعی خود، چگونگی و نوع این محظورات را روشن کرده، راه را برای حفظ درام ایرانی اسلامی و ادامۀ آن هموار کردند. به همین دلیل تنها تشیع در ایران میتوانست بذر «درامسازی» را در ذهن و وجدان معتقدان به امام و ولایت بپروراند؛ و در واقع تشیع زمین باروری بود که تخم درام در آن روییده و بالیده و به ثمر نشست، و این میوه همان تعزیه است. برای مثال یکی از راههایی که مبلغان مذهبی برای نجات این نمایش منقح و مقدس از تحریم و تکفیر قشریون انجام دادند، نامگذاری کلمۀ (تعزیه=تعزیت) به جای (شبیه= تشبیه) بود. وجالب آنکه پس از آن هر کس بنای مخالفت با تعزیه داشت آن را با نام «شبیه» میخواند.با این همه، علما غالبا در مجالس تعزیه شرکت نمیکردند و بیشتر به سبب تحریف بسیاری از وقایع تاریخی در تعزیه، به انتقاد از آن ادامه دادند، اما توجه سلاطین قاجار و مردم به نمایش تعزیه موجب رونق مجالس تعزیه در این دوره شد و رفته رفته تعزیه، هم از نظر محتوا هم از نظر نحوه اجرا، غنیتر و جذابتر و زیباتر شد و در نتیجه تکامل تدریجی، به صورت نمایشی آیینی و ملی درآمد.
به راستی تعزیه هنری است که اگر بخواهیم ابعاد گونهگون آن را بررسی کنیم باید برای آن کتابها بنویسیم. اما آنچه که خواندید و خواهید خواند گوشهای کوچک از تابلوی هزار رنگِ تعزیۀ ایرانی است. در ادامه به ابعاد دیگری از تعزیه خواهیم پرداخت.
اگرچه در مورد منشأ وپیدایی تعزیه اختلافات فراوان وجود دارد اما همه محققان بر سر یک نکته متفقالقول هستند و آن اینکه اوج تکامل تعزیه به دوران قاجار و علی الخصوص دوره ناصرالدین شاه باز میگردد. چرا که در آن دوره ناصر الدین شاه به تعزیه علاقه بسیار داشت و حتی تعزیه ای دولتی به راه انداخت و تکیه دولت را نیز تاسیس کرد. تمامی تجهیزات تعزیه خوانان تکیه دولت از دربار تامین میشد و حتی لباس های زربافت و شمشیرهای جواهرنشان از دربار به لشکر اشقیا داده می شد. تعزیه گردانان این دوره بهترین تعزیه گردانان عصر خود بودند و در دربار سمتی به نام معینالبکاء وجود داشت. سیّدمصطفی کاشانی معروف به «میرعزا» به دعوت ناصرالدّین شاه از کاشان به تهران آمد و در اجرا و سرودن مجالس تعزیه، با دستاندرکاران تکیه دولت همکاری کرد. ادّعا شده است که وی حدود 365 مجلس تعزیه به عدد روزهای سال سروده است که بعید به نظر میرسد. جدا از اینکه مجالس به جای مانده از میرعزا، به این تعداد نمیباشد، باید اضافه کرد که برخی از این مجالس، گوشهاند نه مجلس کامل و همچنین برخی از مجالس منسوب به میرعزا، سروده سیّد کاظم میر غم (فرزند او) و یا میر ماتم (برادرش) میباشد. به طور کلّی، ذوق و قریحه این سه تن، بسیار بوده است ولی اشعار ایشان از قوّت و استحکام برخوردار نیست. امیرکبیر نیز به تعزیه توجه بسیار داشت و شاعرانی همچون میرزا نصرالله اصفهانی متخلص به شهاب اصفهانی، رضوانی و پسران یغما جندقی را به سرودن و گرد آوری اشعار تعزیه دعوت کرد. یغما جندقی یا هما میرزا رحیم متخلص به یغما از شعرای غزلسرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. گرچه او را به طور حتم نمی توان از شاعران تعزیه سرا قلمداد کرد اما بر تعزیه زمینه خور و جندق تاثیر انکار ناپذیر داشته است. میرزا ابراهیم دستان، میرزا احمد صفایی و میرزا اسماعیل هنر، فرزندان یغمای جندقی هستند که در برخی منابع از آنان به عنوان سرایندگان تعزیه نام برده شده است. رضوانی دیگر شاعری است که نام وی در پایان برخی اشعار تعزیه به عنوان تخلّص آمده است. وی از اهالی مازندران یا اصفهان بوده است.در کتابِ شناسایی موسیقی ایران نیز مطالب جالبی راجع به شهاب اصفهانی ذکر شده. در این باب میخوانیم:« در زمان ناصرالدین شاه، شاعری به نام نصرالله خان اصفهانی[ ملقب به تاج الشعرا] که تخلص او شهاب بود، زندگی میکرد. وی به دستور شاه همه اشعار مربوط به تعزیهها را از هر لحاظ مورد رسیدگی قرار میداد و حتی متناسب بودن آنها برای آواز یا گوشهای را که میبایستی خوانده شود تایید میکرد، و در صورت لزوم آن را تکمیل مینمود، و نیز خود تاجالشعرا(شهاب) که فاضل و شاعر خوبی بود، نمایش نامههای دیگری ساخت.»
صرف نظر از کتابهای تاریخ و مقتل (کتابهایی در شرح شهادت امام حسین علیهالسلام و اصحاب آن حضرت)، منظومههای حماسی - مذهبی درباره شهادت امام حسین(ع) و مصائب اهل بیت علیهمالسلام، از مهم ترین منابع تعزیهنامههاست. برخی ازمنظومههای مهم حماسی - مذهبی اینهاست: خاوراننامه از ابنحسامقهستانی خوسفی که سرودن آن در ۸۳۰ خاتمه یافته است، حمله حیدری سروده میرزا محمد رفیعخان باذل مشهدی (متوفی ۱۱۲۴)، و سرودههای مذهبی محتشم کاشانی، وصال شیرازی و شمسالدین محمد کاتبی.ظاهراً مهمترین منبع تعزیهنامهها کتاب منثور روضه`الشهدا نوشته کمال واعظ کاشفی سبزواری (متوفی ۹۱۰) است؛ زیرا مطالب برخی از تعزیهنامهها شباهتهای فراوانی با مطالب این کتاب دارد.در این میان و از حدود 40 سال پیش، استاد غلامعلی نادعلیزاده فرزند مرحوم ملّا رمضان نادعلیزاده، به تصحیح و اصلاح نُسَخ تعزیه از حیث ادبی و روایی پرداخت و ضمن حذف برخی صحنههای موهن و ابیات سُست و ضعیف، ابیاتی جدید و گوشههایی تاریخی بر آنها افزود. قوّت ادبی، مطالعات فراوان تاریخی و دینی، شناخت نغمات و آواهای موسیقی، آگاهی به فنون نمایشنامهنویسی و تعزیهسرایی، تربیتشدن در خاندان تعزیه و تلمّذ در محضر بزرگان تعزیه و ... سبب شده است که نسخههای اصلاحشده به دست ایشان، از برجستگیهای خاصّی برخوردار شوند. در این نسخههای اصلاحشده، اثری از ابیات سُست و مبتلا به اختلالات فنّی (در وزن و قافیه) یافت نمیشود و یا تعداد آنها در حدّ اقلّ ممکن است. اجرای نُسَخ یادشده در سالهای اخیر، تحسین اهالیِ فرهنگ، ادب و هنر را برانگیخته و اندیشمندان، علما و صاحبنظران فراوانی را به تماشای هنر تعزیه مشتاق کرده است.ظاهراً مسائلی چون شبیهسازی، اجرای موسیقی و احتمال وقوع برخی محرمات دیگر در تعزیه، مخالفت فقها و روحانیان و متشرعان را با برگزاری آن برانگیخت در دوره قاجار (۱۲۱۰ - ۱۳۴۴) میرزا ابوالقاسم قمی (متوفی ۱۲۳۱)، از مجتهدان طراز اول، صریحا برگزاری تعزیه را جایز شمرد. البته یکی از دلایل مهم به میان آمدن این محظورات شرعی، مخالفت دین مبین اسلام با تصویر و مجسم کردن افراد مقدس بود و نه اینکه اسلام به طور کلی با مقوله هنر در دین مخالفت دارد. البته باید اذعان داشت که علمای مذهب تشیع با راهنماییها و هدایتهای علمی و شرعی خود، چگونگی و نوع این محظورات را روشن کرده، راه را برای حفظ درام ایرانی اسلامی و ادامۀ آن هموار کردند. به همین دلیل تنها تشیع در ایران میتوانست بذر «درامسازی» را در ذهن و وجدان معتقدان به امام و ولایت بپروراند؛ و در واقع تشیع زمین باروری بود که تخم درام در آن روییده و بالیده و به ثمر نشست، و این میوه همان تعزیه است. برای مثال یکی از راههایی که مبلغان مذهبی برای نجات این نمایش منقح و مقدس از تحریم و تکفیر قشریون انجام دادند، نامگذاری کلمۀ (تعزیه=تعزیت) به جای (شبیه= تشبیه) بود. وجالب آنکه پس از آن هر کس بنای مخالفت با تعزیه داشت آن را با نام «شبیه» میخواند.با این همه، علما غالبا در مجالس تعزیه شرکت نمیکردند و بیشتر به سبب تحریف بسیاری از وقایع تاریخی در تعزیه، به انتقاد از آن ادامه دادند، اما توجه سلاطین قاجار و مردم به نمایش تعزیه موجب رونق مجالس تعزیه در این دوره شد و رفته رفته تعزیه، هم از نظر محتوا هم از نظر نحوه اجرا، غنیتر و جذابتر و زیباتر شد و در نتیجه تکامل تدریجی، به صورت نمایشی آیینی و ملی درآمد.
به راستی تعزیه هنری است که اگر بخواهیم ابعاد گونهگون آن را بررسی کنیم باید برای آن کتابها بنویسیم. اما آنچه که خواندید و خواهید خواند گوشهای کوچک از تابلوی هزار رنگِ تعزیۀ ایرانی است. در ادامه به ابعاد دیگری از تعزیه خواهیم پرداخت.