مستنداتی از سیر حوادث و اظهارات و اعترافات متهمان وقایع پس از انتخابات
اشتباهات استراتژیک سیاسیون چگونه عامل ایجاد فتنه شد؟(پاورقی)
Research@kayhan.ir
امروز در غرب بین خود کشورها هنوز اختلاف هست، الان فرانسویها میگویند دموکراسی ما بهتر از دموکراسی آمریکا و انگلیس است چون ما در آن ارزشی را دنبال میکنیم که آنها فقط به عنوان روش نگاه میکنند یا خیلی از مسائل دیگر که نمیخواهم در اینجا بحث آکادمیک بکنم و راجع به اینها بحث کنم. به هر حال نوعی غربزدگی، نوعی خودباختگی در لایههایی از فعالین سیاسی ما ایجاد شد و من باید عرض بکنم که متاسفانه غربزدگی فقط مربوط به زمان مرحوم آل احمد نبود، مربوط به زمان آقای اقبال لاهوری نبود که تقلید از غرب را گفت که شرقیان تقلیدشان بر باد باد [داد] / ای دو صد لعنت بر این تقلید باد!
الان پیچیدهتر است، آن زمان اگر تقلید از هیپیگری و ویتلی و اینطور چیزها بود امروزه پیچیده شده است در قالب فکر در قالب اقتباس از روشهای آنهاست. خود غربیها امروز معتقد هستند که دموکراسی باید بومی باشد. خود آنها میگویند به تعداد ملتها دموکراسی وجود دارد و آنوقت چهطور با جمهوری اسلامی ما که این همه به لحاظ نظری، حالا میگویم در عمل خیلی اتفاقات و کجسلیقهگیهاست ولی به لحاظ تئوریها عناصر دموکراتیک در کشور و نظاممان وجود دارد، یک دموکراسی بومی میشود از آن نام برد. و چرا ما خودمان را خودباخته کردهایم و متاسفانه سرایت پیدا کرد در لایههایی از جامعه که یک زمینهای شده امروز هر تخم غلطی در آن کاشته شود سریع رشد کند. این زمینه را نباید فکر کنیم یکشبه به وجود آمده بلکه از 10 تا 11 سال پیش شروع شده است الان هم هست و باید راجع به آن فکر بکنیم. متاسفانه در این زمینه عدهای سکوت کرده، عدهای که میتوانستند حرف بزنند، ایستادند و نگاه کردند تکیه دادند.
کانهم خشب مسندهًْ ایستادند نگاه کردند مانند یک چوب خشک، ماها بخشی از آنها بودیم! خیلی کسانی که سکوت کردند، کسانی که بد دفاع کردند آنها هم مقصر هستند، آنهایی که با تنگنظری حالا در جناح مقابل هم، من بحث آنها را نمیخواهم بکنم آنها فعلا خاسرات طرف هستند. ما اینجا دأبالعرض هستیم فعلا روز جوابگویی و پاسخگویی ماست، ولی آنها هم زمینه را فراهم کردند که عدهای همین عملکردهای غلط را ملاک این بگیرند که در جمهوری اسلامی دموکراسی و مردمسالاری نیست، حالا آنها بحثشان جدا است و من راجع به آنها بحث نمیکنم، اما آنهایی که سکوت کردند و آنهایی که شروع کردند، ما همه مقصر هستیم، باید جبران بکنیم. این یکی از زمینهها بود و این زمینه هنوز هم هست و باید فکر شود.
بحث بعدی که من فکر میکنم در ایجاد این نوع اغتشاشات دخیل بوده و اگر این اشتباهات تکرار شود باز هم ممکن است مشکلآفرین باشد، مشکلات استراتژیک، فعالین سیاسی ما و رهبران سیاسی ما و مسئولین گروهها و احزاب بوده است، یکی از آنها زودهنگام شروع کردن [فعالیتهای پیش از] انتخابات دهم بوده است. از صبح روز بعد از انتخابات نهم انتخابات دهم در این کشور کلید خورد. هیچ جای دنیا سابقه ندارد. هیچ جای دنیا حتی آمریکا از دو سال قبلش آنهایی که با این همه سروصدا انجام میدهند، ولی ما درست از روز بعد از انتخابات نهم شروع کردیم.
مقام معظم رهبری در یک مقطعی هم تذکر دادند یک مقداری هم فروکش کرد ولی خوب به هر حال ادامه پیدا کرد. طولانی شدن کار انتخابات در این چهار سال خودش تالی فاسد داشت. حرفهای منفی، منفیتر میشد، معمولا حرفهای مثبت هم که خیلی کمتر از حرفهای منفی هست.
بحث بعدی اشتباه این بود که رهبران سیاسی ما یک نکتهای که گاهی به زبان هم میآوردند متاسفانه فراموش کردند و آن این بود که با کسی رقابت میخواستند بکنند که رئیسجمهور بر سر قدرت بود، مبارزه با رئیسجمهوری که سر قدرت هست در دنیا کمسابقه است به نتیجه برسد. در آمریکا بیش از 200 سال دارد انتخابات ریاست جمهوری میشود. شاید سه چهار مورد بوده است که رئیسجمهور سر قدرت پایین آمده باشد، آن هم مورد خیلی خاصی بوده است. اتفاقا در جلسات گاهی هم میگفتند ولی من متعجب هستم که از این قسمت به راحتی عبور شد، این هم یکی از اشتباهات بزرگ بود. دولتی که 70 درصد فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی را دارد مدیریت میکند، در تمام شئونات زندگی مردم دخالت دارد، با این رئیسجمهور خوب سخت است رقابت، این به عنوان یک پارامتر اینجا محاسبه نشد.
اشتباه سوم تکیه بر نظرسنجیها بود. در این کشور نظرسنجی فعلا یک جمله است فقط، نظرسنجی که معلوم نیست جامعه آماری آن کجاست، معلوم نیست سوالات علمی آن کجاست، نظرسنج حرفهای آن چه کسانی هستند. هر کسی برای خودش یک چیزی به نام نظرسنجی درست کرده است. در تشکیلات حزب کارگزاران بودند که در همین تهران نظرسنجی میکردند، یک روز من رفتم دیدم چهار، پنج منطقه تهران را نظرسنجی کردهاند، زحمت هم کشیده بودند. گفتم با اینکه نمیشود خود تهران را هم قضاوت کرد. تهران حاشیهاش یک چیزی است، مرکز آن یک چیزی است، جنوب آن یک چیزی است، با این نمیشود ایران را قضاوت کرد ولی خوب متاسفانه به همین گزارشها تکیه میشد و ارزیابی میشد، تعمیم داده میشد. این هم اشتباه دیگری بود که اتفاق افتاد و قضاوت شد.
اشکال دیگر همین بحثی که دوستان هم اشاره کردند طرح بحث تقلب خواسته و ناخواسته، خواسته از طرف ضد انقلاب بود، این را من به صراحت عرض کنم برنامهریزی منسجمی بود از آن طرف مرزها، دهها کانال ماهواره دامن میزدند. البته از آنها انتظاری هم نبود ولی در این دوره عجیب هماهنگ بودند با همدیگر در سطح گسترده دامن میزدند و در داخل به شکل ناخواسته به نظر من، حالا شاید عناصری هم بودند مرتبط ولی آن مجموعهای که من میشناسم یک اشتباه بزرگی انجام دادند، با دست خودشان بحث تقلب را مطرح کردند. ما در جلسات اصلاحطلبها دور هم که بودیم همیشه میگفتیم دوستان گاهی بحث تقلب نکنید. در انتخابات گذشته چون آرای خاموش مردم رمیده میشوند. وقتی ما بگوییم نتیجه انتخابات از قبل تعیین شده کسی نمیآید پای صندوق، ولی این دفعه ظاهرا ما همه ترمز بریده بودیم و همه این بحثها را میکردیم. بعضی که در گزارش معاون محترم دادستان بود اتفاقا در آن جلسه در ستاد قیطریه بودم. در آن جلسه حضور داشتم، البته من مسئولیت اجرایی نداشتم ولی خوب گاهی حضور داشتم، در آنجا همین بحث بود آقای امینزاده مسئول جلسه بودند. آقای تاجزاده اشاره کردند همین بحثها بود که اگر تقلب شد چهکار کنیم؟ چهکار نکنیم؟ کی باشد؟ کی نباشد؟ خوب این بحث بود این واقعیت بود به دست خودمان بحث تقلب از طریق سایتها و روزنامهها به دست مردم میرسید و این پخش میشد. حتی شخصیتها گاهی توجه نداشتند. این داستان خواب اصحاب کهف آقای کروبی در این چهار سال مرتب تکرار میشد. خوب، این یعنی یادآور اینکه در انتخابات نهم یک اتفاقاتی افتاده است حالا هم قرار است همین اتفاق بیفتد. من حتی میخواهم عرض کنم فرمایشات آقای هاشمی در خطبههای نماز جمعه بحث حضور بیشتر مردم برای صیانت از آرا استنباطی که شد از آن در روزنامهها این بود که در انتخابات میخواهد تقلب بشود. یکی علامت سوال میگذاشت، یکی علامت تعجب میگذاشت، یکی با تیتر درشت میزد و خیلی از فعالین مصاحبههایی که میشد حاصل آن این بود که در ذهن مردم این شکل گرفت که احتمالا میخواهد اتفاقی بیفتد، شماها شاهد بودید که روز جمعه مردم خودکار دستشان بود، میآمدند پای صندوق. در تهران من خودم شاهد بودم و خیلی از دوستان [شاهد بودند] شایع شده بود که خودکارهای پاکشو آمده که سر صندوقها شما اسم کاندیدای خود را بنویسید، خودش پاک میشود. وقتی در ذهن مردم اینطور میشود مردم آمادگی برای هر اتفاقی را میتوانند داشته باشند.
حالا اصل تقلب را باید آدم عاقل بنشیند و ببیند که اصلا عملی است که ده، یازده میلیون رای را شما چطور میخواهید در این کشور جابهجا کنید، من قبل از دستگیری هم این بحث را با کسانی که آمده بودند یک خبری درست کرده بودند و همینطوری یک چیزی میگفتند، میگفتم که آقاجان، اولا به لحاظ عقلی کسی یکچنین ریسکی نمیکند و بین این کاندیداها اصلا فرق زیادی نمیدیدیم حتی در جلسات اصلاحطلب بین اینها تفاوت زیاد نمیگذاشتند در داخل نظام اگر جریانی در کلیت نظام، که البته اینطور نیست ولی حالا فرض کنید که جریانی بخواهد ناشیگری کند، آنقدر عقلش میرسد.
ثانیا ده، یازده میلیون رای ریختن در صندوق که کار یکشبه نیست، آمادگی آن و باید از دو ماه، سه ماه، چهار ماه قبلش آمادگی داشته باشند. خوب از کجا میدانستند چقدر شرکتکننده است؟ از کجا میدانستند چهل میلیون شرکتکننده است؟ حالا یازده میلیون رای میریختند، میشد 51 میلیون، بعد میگفتند کل واجدین اخذ رای 45 تا 46 میلیون [نفر] است. این بقیه را چطور جواب میدادند؟ از نظر عقلی درست نبود حالا هر کسی بخواهد این کار را انجام دهد، این فکرها را میکند از نظر عملی هم این امکان نبود. ما بیش از چهل هزار شعبه اخذ رای در کشور داریم. چون من خودم معاون وزارت کشور بودهام، البته معاون سیاسی نبودم، آقای تاجزاده این جا هستند و بهتر میتوانند توضیح دهند. بیش از چهل هزار شعبه اخذ رای، صدها هزار نفر شاید بالای سیصد هزار نفر فقط عامل اجراییاند و دهها هزار نفر ناظر کاندیداها حضور دارند، مگر میشود جلوی چشم این همه آدم یازده میلیون رای بریزید داخل صندوق، بعد هیچ کس هم صدایش درنیاید و اگر تشکیلات به این قوی در داخل کشور داشتیم که وضعمان خیلی بهتر از اینها بود. مگر میشود جلوی چشم صدها هزار نفر این کارها را کرد.
میگویند: نه، ممکن است آرا را طور دیگری خوانده باشند، بله اگر آنطور باشد که آمار شعب و حوزههای اخذ رای را اعلام نکنند، شاید بشود. ولی این را اعلام کردهاند من خودم ندیدم ولی در سایت وزارت کشور میگویند، حوزه به حوزه هست. من نماینده بودهام و انتخاب شدم و هم در ستادهای انتخاباتی بودهام میدانم و این را دوستان شاهدند که در حوزههای اخذ رای مردم قبل از اینکه اعلام رسمی آرا بشود، مردم نتایج را میدانند، خرده آن را هم میدانند. چرا، به خاطر اینکه متولی آن پای صندوق هستند. الحمدلله امروز هم که هر کسی یک موبایل با خودش برده و سریع هم میگوید که چه خبر است در یک شهرستان. اصلا ریز به ریز آمار هر شعبه را میشود که بدانید و در سایت هم که هست هر حوزه انتخابیه تطبیق آن. مگر میشود 30 درصد، 40 درصد اضافه کرده باشید و هیچ کسی هم حرف نزند؟! به نظر من هم به لحاظ عقلی و به قول علما هم به لحاظ نقلی، که البته نقلی نیست همان عقلی من میگویم، اصلا امکان یک همچنین تقلبی نبوده است البته تخلف چرا. چه کسی میگوید که تخلف نیست؟ کی نبوده؟ در کجای دنیا نیست؟ وقتی تخلف هست خودسری هست، پیگیری آن هم یک روال قانونی دارد. در تبلیغات آن تخلف هست، حالا طوری بود تبلیغات این دفعه که برای همه مبسوط الید بود، ظاهرا همه میتوانستند هر کاری بکنند، ولی به هر حال میخواهم بگویم تقلب با تخلف دو بحث جدا است و این را من بهعنوان یک پرانتز وسط عرایضم عرض کردم. این قبل از انتخابات زمینه فکری اشتباهات استراتژیک، بحث القای تقلب، که ضدانقلاب به طور هماهنگ و نیروهای داخلی خود ما متاسفانه ترمز بریده به دنبال این کارها رفتیم تا رسیدیم انتخابات شد، اشتباهات به یک شکل دیگر ادامه پیدا کرد. من نمیدانم واقعا زاویه گرفتن از قانون، وقتی که ما اگر قانونی را قبول نداریم، اصلا نباید وارد آن بشویم، ولی وقتی وارد آن شدیم یعنی باید به این قانون ما عمل کنیم. من ارادتی که به جناب آقای موسوی در این انتخابات پیدا کردم، البته از قبل ارادت داشتم زمانی که نخستوزیر بودند من نماینده مجلس بودم، کمیسیون بودجه بودم، رفت و آمد داشتیم، من بعد از 20 سال ایشان را ندیدم، ولی حرفی که زدند به دل من نشست و آن این بود که این قوانین را من بعضی از آنها را قبول ندارم ولی به آن عمل میکنم، البته به سمتی میروم که اصلاح شود، بسیار حرف خوبی بود و خیلیها پذیرفتند، ولی متاسفانه خود ایشان شکستن این حرف را شروع کردند، وقتی که هنوز نتایج رسمی اعلام نمیشود، بیانیه میدهند که من رئيسجمهور هستم. آقای خاتمی تبریک گفتند، اعضا شروع کردند به بیانیه دادن، فردای آن روز جناب آقای، فکر کنم محتشمیپور بود، رئیس کمیته صیانت از آرا اعلام کردند این انتخابات بایستی ابطال شود. بیانیههایی که احزاب دادند، حزب مشارکت، حزب اعتماد ملی، مجاهدین انقلاب، حزب کارگزاران که اول یک اطلاعیه، که هنوز دستگیر نشده بودم، داده بودند بعد دیدم یک اطلاعیهای ده، بیست روز بعد دادند، بسیار تند و اینکه نتایج را قبول نکردند. خوب، قانون را اگر قبول نداریم از اول بگوییم مینشینیم کنار مثل خیلیهای دیگر، چه اشکالی دارد، یک اعتقادی هست میکشیدند کنار. ولی وقتی قبول داریم با دست خودمان زاویه گرفتن از آن به نظر من فاجعه بار است. این اشتباه بسیار بزرگی بود که اتفاق افتاد و سنگ بنای بسیار بدی بود که گذاشته شد و به نظر من باید راجع به این هم اندیشه شود.
از این خیلیها آمدند استفاده بکنند. این بحث من نمیدانم انقلاب مخملین یا انقلاب رنگی، حالا در جاهایی این کارها را کردهاند حتما خیلیها دنبال این هستند، وقتی با حمله نظامی نمیشود [که نظام را سرنگون کنند] بیایند این کارها را بکنند، خوب، ضدانقلاب از این استفاده کرد. من نمیخواهم بگویم نیروهای اصلاحطلب در ذهنشان این بوده، اینها بچههای نظامند ولی خوب اشتباه کردند.