دردسرسازی مدیریت ناکارآمد برای فوتبال(ضربه آزاد)
درباره مدیریت ناکارآمد و منفعل فدراسیون بارها نوشتهایم و گفتهایم، قبول داریم که این فدراسیون وارث بسیاری از خرابیهای به جا مانده از اسلاف خویش است، اما نه تنها قادر به اصلاح آن خرابیها نیست، بلکه با عملکرد خود بر مشکلات فوتبال میافزاید. تاکید کردهایم که تنها راه نجات فوتبال به عنوان ورزشی پرمخاطب و بر همین اساس، مورد طمع دشمنان جوانان این مملکت، حاکمیت «مدیریت جهادی»، مدیریتی انقلابی، عقلایی و مقتدرانه است. تا روش و نگرش فعلی بر کار و بار فوتبال ما حاکم است، وضع همین هست که هست و هر روز باید شاهد مشکلات تازه، درگیریهای مخرب، قانونشکنی و گردنکشی عناصر زیادهخواه و منفعتجو در این رشته باشیم. یک نمونه آن موضوع استعفای اعضای کمیته اخلاق و درگیری لفظی آنها با کارلوس کروش سرمربی تیم ملی است که اخیرا باز اوج گرفته است.
این دو، هم کادر فنی تیم ملی و هم کمیته اخلاق از اجزاء و زیرمجموعههای فدراسیون هستند، اگر مدیریت صحیح اعمال شود، هر کس سر جای خودش و در محدوده اختیارات رفتار و عمل میکند، سیستم را که فدراسیون فوتبال ایران باشد، به سمت هدف مشترک به جلو میرانند، اگر مدیریت ضعیف و ناکارآمد باشد، آشفتگی و تداخل وظایف و دلخوری و اعتراض و بداخلاقی و درگیری پیش میآید، به قول شاعر:
چون این کار آن جوید، آن کار این
سراسیمه گردد سراسر زمین
وقتی این مسائل و مشکلات پیش میآید، در یک تحلیل کاملا علمی و منطقی- نه تحلیلهای سفارشی و مغرضانه جهتدار و انحرافی- که هنر بیشتر تحلیلهایی است که از برنامههای پرمخاطب ورزشی سیما، پخش میشود باز پای مدیریت به وسط میآید. سیمایی که قرار بود و هست، دانشگاه باشد، سیمایی که قرار است در «جنگ نرم» نقش حساسی را ایفا کند و... و اما متاسفانه حداقل خیلی از برنامههای ورزشی آن که قاعدتا مخاطبان آن را بیشتر نسل جوان تشکیل میدهند تبدیل به مرکزی برای جولان دادن ندیدبدیدهای بیمایه اجنبیپرست و دفاع از خارجیهای قانونشکن و گردنکش شده است و حرص و جوش به هم خوردن «تمرکز»!! آنها را برای بازی حساس! و حیاتی! با گوام را میخورند و... واقعا که زهی تأسف!!
حرف اصلی فراموش نشود. بحث مدیریت بود. اینکه وقتی مدیریت ناکارآمد است، این طور همه، و اجزای یک سیستم به جای همکاری و وحدت و حرکت یکنواخت به سوی هدف مشترک، به جان هم میافتند. حتماً مدیریت فوتبال ما ناکارآمد است که نمیتواند بر این گونه مشکلات فائق آید و اجزای سیستم را سازماندهی کند و به سمت هدف حرکت دهد. با اظهارات اخیر آقای کیروش درباره دستهای پشت پرده! و فرافکنیهای دیگر به جای پاسخگویی شفاف به سؤالات صریح حالا پای دبیر محترم فدراسیون فوتبال، آقای دکتر اسدی، هم به ماجرا باز شده که... در مرحله اول کیروش از مناظره با ایشان سرباز زده است و حالا که هوا را پس دیده است خود را تابع رئیس فدراسیون اعلام کرده است! پیشبینی ما این است که موضوع بیش از این بیخ پیدا میکند، هر چند «ماله به دستهای» اجیر شده با بلندگوهای تبلیغاتی و بالاخره عناصر و رسانههای سفسطهگر که جز «انحراف اذهان» برای دفاع از ایدههای بچگانه و بعضا ضد ملی خود هنری ندارند، دست و پا بزنند و برای جمع کردن! این ماجرا که میتواند عواقب ناخوشایندی برای آنان- و البته سودمند برای فوتبال ما- داشته باشد، تقلا کنند و طبق معمول هوچیبازی راه بیندازند...
دیروز دبیر فدراسیون که جزء چهرههای تحصیلکرده و با شخصیت و دارای وجهه انقلابی فوتبال ماست بار دیگر کیروش را به مناظره فراخوانده، آن هم در همان برنامه تلویزیونی که کیروش اسم دکتر اسدی (دبیر فدراسیون) را آورده است و به جای پاسخگویی به ابهامات، فرافکنی و مظلومنمایی کرده است. دکتر اسدی البته به برخی از حامیان کیروش که به -تحریک و قول باندهایی که برای آینده فدراسیون و ریاست بعد از کفاشیان نقشه دارند و تلاش میکنند «وضع موجود» ولو با تغییر نام رئیس ادامه یابد- حمله کرده و به آنها که بیشتر اقتصادی هستند تا فوتبالی، تذکر داده، سرجای خودشان بنشینند و در حوزه اختیارات خود حرف بزنند و... اجازه دهند فوتبالیها کار خودشان را بکنند و...!
این دو، هم کادر فنی تیم ملی و هم کمیته اخلاق از اجزاء و زیرمجموعههای فدراسیون هستند، اگر مدیریت صحیح اعمال شود، هر کس سر جای خودش و در محدوده اختیارات رفتار و عمل میکند، سیستم را که فدراسیون فوتبال ایران باشد، به سمت هدف مشترک به جلو میرانند، اگر مدیریت ضعیف و ناکارآمد باشد، آشفتگی و تداخل وظایف و دلخوری و اعتراض و بداخلاقی و درگیری پیش میآید، به قول شاعر:
چون این کار آن جوید، آن کار این
سراسیمه گردد سراسر زمین
وقتی این مسائل و مشکلات پیش میآید، در یک تحلیل کاملا علمی و منطقی- نه تحلیلهای سفارشی و مغرضانه جهتدار و انحرافی- که هنر بیشتر تحلیلهایی است که از برنامههای پرمخاطب ورزشی سیما، پخش میشود باز پای مدیریت به وسط میآید. سیمایی که قرار بود و هست، دانشگاه باشد، سیمایی که قرار است در «جنگ نرم» نقش حساسی را ایفا کند و... و اما متاسفانه حداقل خیلی از برنامههای ورزشی آن که قاعدتا مخاطبان آن را بیشتر نسل جوان تشکیل میدهند تبدیل به مرکزی برای جولان دادن ندیدبدیدهای بیمایه اجنبیپرست و دفاع از خارجیهای قانونشکن و گردنکش شده است و حرص و جوش به هم خوردن «تمرکز»!! آنها را برای بازی حساس! و حیاتی! با گوام را میخورند و... واقعا که زهی تأسف!!
حرف اصلی فراموش نشود. بحث مدیریت بود. اینکه وقتی مدیریت ناکارآمد است، این طور همه، و اجزای یک سیستم به جای همکاری و وحدت و حرکت یکنواخت به سوی هدف مشترک، به جان هم میافتند. حتماً مدیریت فوتبال ما ناکارآمد است که نمیتواند بر این گونه مشکلات فائق آید و اجزای سیستم را سازماندهی کند و به سمت هدف حرکت دهد. با اظهارات اخیر آقای کیروش درباره دستهای پشت پرده! و فرافکنیهای دیگر به جای پاسخگویی شفاف به سؤالات صریح حالا پای دبیر محترم فدراسیون فوتبال، آقای دکتر اسدی، هم به ماجرا باز شده که... در مرحله اول کیروش از مناظره با ایشان سرباز زده است و حالا که هوا را پس دیده است خود را تابع رئیس فدراسیون اعلام کرده است! پیشبینی ما این است که موضوع بیش از این بیخ پیدا میکند، هر چند «ماله به دستهای» اجیر شده با بلندگوهای تبلیغاتی و بالاخره عناصر و رسانههای سفسطهگر که جز «انحراف اذهان» برای دفاع از ایدههای بچگانه و بعضا ضد ملی خود هنری ندارند، دست و پا بزنند و برای جمع کردن! این ماجرا که میتواند عواقب ناخوشایندی برای آنان- و البته سودمند برای فوتبال ما- داشته باشد، تقلا کنند و طبق معمول هوچیبازی راه بیندازند...
دیروز دبیر فدراسیون که جزء چهرههای تحصیلکرده و با شخصیت و دارای وجهه انقلابی فوتبال ماست بار دیگر کیروش را به مناظره فراخوانده، آن هم در همان برنامه تلویزیونی که کیروش اسم دکتر اسدی (دبیر فدراسیون) را آورده است و به جای پاسخگویی به ابهامات، فرافکنی و مظلومنمایی کرده است. دکتر اسدی البته به برخی از حامیان کیروش که به -تحریک و قول باندهایی که برای آینده فدراسیون و ریاست بعد از کفاشیان نقشه دارند و تلاش میکنند «وضع موجود» ولو با تغییر نام رئیس ادامه یابد- حمله کرده و به آنها که بیشتر اقتصادی هستند تا فوتبالی، تذکر داده، سرجای خودشان بنشینند و در حوزه اختیارات خود حرف بزنند و... اجازه دهند فوتبالیها کار خودشان را بکنند و...!