کار اهل استقامت
ما هر روز در نماز از خداوند میخواهیم ما را جزو کسانی قرار دهد که در راه استقامت هستند. همان راهی که به اهل آن نعمت دادی: اهدنا الصراط المستقیم، صراطالذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لاالضالین؛ به راه مستقیم ما را راهبر باش، راه آنهایی که برخوردارشان کردهای، همانان که نه در خور خشمند و نه گمگشتگان. (فاتحه، آیات 6 و 7).
استقامت به معنای چیزی که بر پایه خود ایستاده و قوامیافتگی جزو ذات او شده است. در آموزههای قرآنی کسی به قوام میرسد که شرایع اسلامی را اقامه نماید تا اینگونه بر خداوند غنی حمید تکیه کرده و خودش نیز به اقامت الهی مستقیم شود.
بر اساس آموزههای قرآنی اهل استقامت که (منعم علیهم) بودند، افراد خاصی هستند که در آیه 69 سوره نساء معرفی شدهاند. خداوند میفرماید: و من یطعالله و الرسول فاولئک معالذین انعمالله علیهم منالنبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا؛ و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته؛ یعنی با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانی هستند.
با آنکه خداوند این افراد را مشخص کرده ولی چون اینان کارهای بسیاری انجام دادهاند نمیتوان مشخصه بارز آنان را به دست آورد که چه چیزی در آنان شاخص بوده است؟ البته ممکن است گفته شود شاخصهایی چون اطاعت خدا و پیامبر، پیامبری، صداقت، شهادت و صلاح، مهمترین آنها بوده است؛ زیرا این افراد به این عناوین ستوده شدهاند؛ پس میتوان گفت که چنین صفاتی در فرد است که به عنوان شاخص میتواند مطرح باشد و آن شخص را جزو اهل صراط مستقیم و منعم علیهم قرار دهد.
اما قرآن در آیه 17 سوره قصص مهمترین شاخصی که مطرح میکند این است: قال رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیرا للمجرمین؛ موسی گفت: پروردگارا، به پاس آنکه بر من نعمت ارزانی داشتی هرگز پشتیبان بزهکاران و مجرمان نخواهم شد.
از این آیه به دست میآید که اهل استقامت منعم علیهم هستند کاری که انجام میدهند بهرهگیری درست از نعمتهای الهی از قدرت و ثروت و مانند آن برای کارهای خیر و عدل است نه آنکه آن را در خدمت مجرمان و بزهکاران قرار دهند و به نفع آنان کار کنند.