کد خبر: ۵۶۷۱۲
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۳

نفوذ با رمز دیپلماسی علمی(نگاه)

بهمن ماه سال 92 بود که 3 فیزیکدان آمریکایی برای شرکت در همایشی که در دانشگاه شریف برگزار شده بود، وارد کشور شدند. این 3 فیزیکدان اهداف خود را از سفر به ایران طی گزارشی که چند ماه بعد در نشریه نیچر فیزیک منتشر کردند کمک به دیپلماسی علمی، ملاقات با دانشمندان ایرانی و تقویت و گسترش ارتباط‌های علمی عنوان کرده بودند.

محمد حسن محبی

براساس این گزارش، این 3 نفر در این سفر با اعضای هیئت علمی دانشگاه شریف، اصفهان، صنعتی اصفهان و شیراز نیز دیدار کردند و همچنین از پذیرش عنوان استادیاری دانشگاه شریف نیز خبر داده بودند. آنان در این گزارش ضمن سیاه نمایی از فضای گذشته و با حالت مدعی، انزوای علمی ایران را ناشی از انزوای سیاسی دانسته بودند. اما نکته مهم و جالب گزارش این نکته بود که این سفر در چارچوب اهداف سیاست خارجی آمریکا بود و به صراحت تأکید شده بود این سفر از سوی وزارت خارجه آمریکا برنامه‌ریزی شده بود.
همچنین پایگاه اینترنتی مؤسسه آموزش بین‌المللی اعلام کرد هیئتی از نمایندگان آموزش عالی آمریکا در روزهای ششم تا دوازدهم ژوئن (16 تا 22 خرداد) سال جاری از ایران دیدن کردند. براساس بیانیه این پایگاه این دیدار به منظور افزایش همکاری دانشگاهی آمریکا و ایران بین نمایندگان دانشگاه‌های بال، پیتزفر کالج، راتگرز، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه ایالتی وین با اعضای هیئت علمی سیزده دانشگاه و مؤسسه تحقیقاتی از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه شهیدبهشتی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه الزهرا، دانشگاه شریف، دانشگاه شیراز، دانشگاه اصفهان، پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک، مؤسسه تحقیقات ملی علوم و فن‌آوری، مؤسسه رویان، پژوهشگاه دانش‌های بنیادی و دانشگاه زند بازدید کردند.
خبر سفر هیئت دانشگاهی آمریکابه ایران بعد از چند روز از بازگشت آنها به آمریکا در حالی در خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری منتشر شد که دیدارهای این هیئت با نمایندگان دانشگاه‌های ایران در طول حضور یک هفته‌ای آنان در سکوت خبری رسانه‌ها و اعلام بی‌خبری مسئولان وزارت علوم درباره این سفر روی داد.
پس از انتشار بیانیه دانشگاه بال مبنی بر سفر هیئت بلند پایه نمایندگان ارشد مؤسسات آموزش عالی آمریکا به ایران در رسانه‌های داخلی و پیگیری خبرنگاران از وزارت علوم، حسین سالار آملی قائم مقام وزیر در امور بین‌الملل و رئیس مرکز همکاری‌های علمی و بین‌المللی با خونسردی تمام و گویی که در حالی که سعی داشت موضوع را عادی جلوه دهد، گفت: هر هفته تعدادی از این سفرها به ایران انجام می‌شود و این سفرها در راستای آشنایی با دستاوردها و گسترش ارتباطات دانشگاهی بین دو کشور است. وی ادامه داد: این دیدارها در گسترش روابط علمی و ارتقاء همکاری‌های دو  کشور مؤثر است. آلن‌گودمن مدیر اجرایی مؤسسه آموزش بین‌المللی و رهبر هیئت آمریکایی اما بعد از بازگشت از ایران در مورد اهداف این سفر و انگیزه انجام چنین اقداماتی گفت: «دیپلماسی آموزشی در زیرمجموعه دیپلماتیک تعریف شده است که قبل از ایران در چین و ویتنام دنبال شد و این مؤسسه آموزش بین‌المللی چنین تلاش‌هایی را در سال‌های اخیر، در خصوص میانمار و کوبا انجام داده است و اکنون این طرح در مورد ایران آغاز شده است.»
وی در ادامه از طرح جدید آموزش عالی این مؤسسه برای ایران با همان رویکرد دیپلماتیک خبر داد و به این نکته اذعان کرد که این طرح شامل مجموعه‌ای از اقدامات از برگزاری کنفرانس‌های دوجانبه، تهیه گزارش‌هایی در زمینه فرصت‌های موجود برای توسعه همکاری‌های دانشگاهی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای رؤسای دانشگاه‌ها و اجرای فعالیت‌هایی که با هدف افزایش تبادل دانشجو و هیئت‌های علمی انجام می‌شود.
در اینجا ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. نخست؛ براساس گفته اعضای این هیئت‌ها، این سفرها همگی با تأیید و تشویق وزارت خارجه آمریکا صورت گرفته و اصولاً جزئی از دیپلماسی عمومی این کشور محسوب می‌گردد. دیپلماسی عمومی اقداماتی برای تعامل و ارتباط با دیگر ملل و اندیشه‌ها دانسته شده که هدف از آن استقرار و استمرار روابط طولانی مدت به منظور القای فرهنگ و سیاست‌های نظام مورد نظر به جوامع دیگر است. معاونت امور عمومی و دیپلماسی عمومی وزارت خارجه در قالب سندی با عنوان «استراتژی ملی آمریکا درباره دیپلماسی عمومی و ارتباطات استراتژیک»، اهداف دیپلماسی عمومی آمریکا را به سه دسته تقسیم می‌کند: ارائه چهره‌ای مثبت از آمریکا، به انزوا کشاندن افراط‌گرایان به کمک تقویت جریان‌ها و گروه‌های میانه‌رو، کمک به تقویت ارزش‌ها و منافع مشترک میان مردم آمریکا و جهان. چراکه آمریکا علت اصلی نفرت از سیاست‌هایش در جهان را در کانون‌های علمی و مذهبی جست و جو می‌کند. لذا براساس این استراتژی توسعه همکاری‌های علمی و فعالیت‌هایی مثل اعزام دانشجو به خارج و پذیرش بورس‌های تحصیلی را در دستور کار خود قرار داده است به گونه‌ای که هزاران دانشجو در قالب برنامه‌های تبادل دانشجو در آمریکا در حال تحصیل هستند. دوم؛ مشکلی که همیشه در مواجهه با غرب با آن رو به رو هستیم استانداردهای دوگانه است. کسانی که به علم به عنوان یک ارزش جهانی نگاه می‌کنند چرا در خصوص اخراج دانشجویان ایرانی از دانشگاه‌های اروپایی هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند و یا در قبال تحریم‌های سال 2010 که برخی ناشران علمی غرب از در اختیار قرار دادن مقالات به دانشمندان ایرانی خودداری می‌کنند، سکوت می‌کنند. سوم؛ این نوشتار در پی نفی ارتباطات علمی نیست اما باید مشخص گردد که این ارتباطات براساس کدام سیاست و راهبرد مبتنی بر نیاز انجام می‌شود و مشخص گردد که چه افرادی و با چه پیشینه‌ای، اجازه ورود و حضور در کشور را دارند و آیا صرف حضور این افراد کمکی به پیشرفت علم در کشور می‌کند و دستاورد این سفرها چه بوده است؟ چهارم؛ اما فارغ از مباحث امنیتی که کارشناسان باید آنها را مورد بررسی قرار داده و مسئولان امر نیز در این خصوص پاسخگو باشند، هدف از این نوع سفرها که از آن تعبیر به دیپلماسی علمی می‌شود، چیست؟ شاید اظهار نظر باراک اوباما در مصاحبه با نیویورک تایمز بهترین پاسخ برای این سؤال باشد. وی می‌گوید؛ یکی از سیاست‌های کلان و اصلی آمریکا در این مذاکرات (هسته‌ای) تغییر ذهنیت ایرانی‌ها نسبت به آمریکا و به عبارت روشن‌تر «استکبارزدایی ذهنی» از ایرانیان نسبت به چهره آمریکا است. مثل اینکه این بار پروژه نفوذ از رهگذر دیپلماسی علمی و با هدف تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه چند وقتی است که در حال اجراست.