کد خبر: ۵۶۶۰
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۰

ادبیات مقاومت؛ فرزند انقلاب اسلامی


 محمد غفاری

هنر و هنرمندان از نخستین کسانی بودند که با انقلاب اسلامی همراه شدند و در به ثمر رسیدن این نهضت مردمی نقش فعالی داشتند به گونه‌ای که «انقلاب فرهنگی» خواندن آن سخنی بجا و مقبول است. نویسندگان و شاعران، سینماگران و تصویرگران و همه و همه دست در دست هم دادند تا مهم‌ترین اتفاق قرن رقم بخورد. با توجه به محدودیت رسانه‌های الکترونیکی و اهمیت رسانه‌های مکتوب و جایگاه ادبیات در دهه ‌50، شاعران از تاثیرگذارترین هنرمندان بودند که علاوه بر حضور مداوم در عرصه‌های مختلف، آثار درخشانی و قابل تاملی را از خود به یادگار گذاشتند.
شعر انقلاب از جهات مختلفی قابل بررسی است. اندیشه، موضوع و موضع، نوع نگاه، قالب و خیلی از موارد دیگری که هر کدام بحث‌های زیادی را می‌طلبند اما آنچه که می‌تواند مهم باشد، شناخت طیف‌های مختلفی است که در این عرصه قلم زده‌اند. در سال‌هایی که روشنفکری در اوج خود قرار داشت و گفتمان هنر برای هنر نظر غالب هنرمندان بود، سرودن شعر با درون‌مایه‌  آزاده‌خواهی و ظلم‌ستیزی اتفاقی تازه و مبارک بود که در شعر دو گروه نمود پیدا کرد. گروه نخست جداشدگان و دورافتادگان از جرگه‌ روشنفکری بودند که تحت تاثیر مکاتب مختلف سیاسی و موج‌های نوظهور، به انتقاد از سیاست‌های سیاسی اجتماعی رژیم پهلوی می‌پرداختند و نور امید را در اصلاحات ساختاری و اجتماعی می‌دیدند. اشعاری که بیشتر با ادبیات انتقادی روسی گره خورده بودند و به نوعی ترجمان بیانیه‌های مختلف جامعه‌شناسی و فلسفی بودند. تولد این‌گونه سرایش را می‌توان در دوران مشروطه و اشعار سرآمدانی چون دهخدا، نسیم شمال، میرزاده عشقی، عارف قزوینی و... دید. ویژگی اکثر شاعران این گروه، همگون شدن با قالب‌های نوبنیان نیمایی، چهارپاره، سپید، آزاد، نوخسروانی و... بود که با روح ساختارشکنانه‌  اشعار آنان نیز سنخیت داشت. این قالب‌‌ها هم نزد قشر تحصیل کرده و جوان آن روزگار و هم در رسانه‌‌ها جایگاه قابل قبولی داشتند و بهترین ابزار برای ورود به عرصه‌هایی همچون شعر اجتماعی، انتقادی، سیاسی و... بودند.
گروه دیگر شاعرانی که در جریان انقلاب قرار گرفتند، شاعرانی بودند که به جنبه‌های مذهبی انقلاب توجه بیشتری داشتند و تاکید آن‌‌ها بر انقلاب اسلامی بود. مفاهیم و مضامینی که دست‌مایه‌  این شاعران قرار می‌گرفت، تاکید بر اسلامی و مردمی بودن انقلاب داشتند و حتی به رهبری حضرت امام خمینی نیز اشاره می‌کردند. اشعار این دسته از شاعران، بیشتر در قالب‌های کلاسیک و با زبانی ساده و به دور از اغماض بودند و این امر را می‌توان از علت‌های تاثیرگذاری بالا و استقبال گسترده عموم مردم از آن‌‌ها دانست. اساتیدی چون حمید سبزواری، مهرداد اوستا، نصرالله مردانی، مشفق کاشانی، محمود شاهرخی و... از سرآمدن این نوع شعر بودند و در کنار این بزرگواران شاعرانی چون سید علی موسوی گرمارودی، محمد جواد محبت و طاهره صفارزاده قرار داشتند که مضامین اسلامی را با زبانی نو و قالب‌هایی جدید پیوند می‌زدند و آثار درخشانی را خلق می‌کردند.
نکته‌ قابل توجه در این دوره، نگاه ویژه شاعران به ترانه و تصنیف بود که آن دوره به صورت‌ سرودهای انقلابی منتشر می‌شد و تا امروز بخشی از تاریخ شفاهی هر ایرانی را تشکیل می‌دهد. اتفاقی که توجه به آن هر روز کمرنگ‌تر شد و در این سال‌‌ها کمتر شاهد تولید ترانه‌‌ها و سرودهای انقلابی هستیم و جز چند تلاش جسته گریخته هیچ گاه این حوزه  نتوانسته موثر ظاهر شود.
اما آنچه که امروزه به عنوان شعر انقلاب می‌شناسیم، شعری است که در سال‌های آغازین دهه‌ 60 شکل گرفت. شعری که با محوریت انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بود و شاعران نسبتا جوان آن سال‌‌ها نقش مهمی در آن ایفا می‌کردند. شاعرانی که واحد ادبیات حوزه‌ هنری را تشکیل داده بودند و شعرشان در زمره‌ اشعاری قرار می‌گرفت که هم رابطه‌ خوبی با مخاطب برقرار می‌کرد و هم نظر مساعد فعالان ادبی و گروه خاص منتقدان را به همراه داشت. سید حسن حسینی، سلمان هراتی و قیصر امین‌پور چهره‌های شاخص این گروه بودند که تاثیر آن‌‌ها تا امروز در شعر شاعران جوان مشخص است. زبان شعر این دوره، زبانی پیشرو و پاکیزه است و در همه‌ قالب‌های ادبی تجربیات موفقی داشته است. هر چند  در این دوره بیشتر اشعار به دفاع مقدس و جهاد می‌پرداختند اما نمی‌توان از حضور مفاهیم و ارزش‌های انقلاب اسلامی در آن چشم‌پوشی کرد؛ این گونه است که امروز از این جریان با اسامی مختلفی نام برده می‌شود که «ادبیات مقاومت» سرآمد آن‌هاست.
«ادبیات مقاومت» تنها در شعر خلاصه نمی‌شود و شاید در بخش‌های داستانی و خاطره‌نویسی حتی موفق‌تر بوده است. داستان‌‌ها و مجموعه خاطراتی که به اتفاقات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌پردازد به خوبی توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند و در این عصر که نگاه‌های سردی به این حوزه می‌شود، برای دلسوزان، دل‌گرمی باشد. بهترین دلیل آن هم، تاکیدات رهبر معظم انقلاب بر مطالعه‌  این‌ گونه کتاب‌‌ها و یادداشت‌هایی است که به عنوان تقریظ در حاشیه‌ آن‌‌ها می‌نگارند.
آن‌چه که امروزه می‌بایست بیشتر مورد توجه قرار گیرد، میزان تاثیرگذاری و ماندگاری ادبیات است. ادبیات علاوه بر نقش تاریخی خود، تریبون موثر و قابل اعتمادی است که نباید از آن غافل بود. ورود به مسائل روز و همراه بودن با اندیشه‌های امروز انقلاب اسلامی از وظایف روشن شاعران و نویسندگانی است که تعهد جوهره‌ اصلی قلم‌شان می‌باشد. اتفاقی که می‌تواند از ورود تفکرات سکولار و جریان‌های غرب‌زده به ادبیات جلوگیری کند و به مقابله‌ با آن‌‌ها بپردازد. البته نباید این نکته را نادیده گرفت که این ورود نباید با شعارزدگی و سطحی‌اندیشی گره بخورد و تولید در این حوزه باید با آثار فاخر و قابل قبول همراه باشد. همان گونه که رهبر معظم انقلاب  در دیدار با شاعران آیینی در خرداد ماه سال 90 فرمودند:
«به برخى از موضوعات در شعرهاى آئينى كم پرداخته مي شود؛ از جمله موضوعات مربوط به مسائل انقلاب، مسائل جنگ و دفاع مقدس.  البته در يك دوره‌اى خيلى خوب بود. همين آقاى مؤيد در زمان جنگ وقتى جنازه‌هاى شهدا را به مشهد مى‌آوردند، شايد هر روزى يا هر چند روزى يك غزل مي‌گفت و مداح‌ها اين‌ها را مي خواندند. ديگران هم مي گفتند. الان جاى اين اشعار خالى است. هشت سال دفاع مقدس از لحاظ زمانى هشت سال بود، اما از لحاظ استمرار معنوى و فكرى و فرهنگى ممكن است قرن‌ها ادامه داشته باشد. حماسه‌اى كه در دفاع مقدس به وجود آمد، انگيزه‌اى كه پشت سر اين حماسه وجود داشت،  حوادثى كه در اين مدت اتفاق افتاد، اين‌ها چيزهائى نيست كه در ظرف 10 سال و15 سال و20 سال تمام شود. يكى از امانتدار‌ها شما هستيد؛ بايد اين امانت را حفظ كنيد، بايد منتقل كنيد. البته حوادثِ روز به روز و نو به نو در انقلاب هست كه بايد به همه‌ى اين‌ها رسيد، ليكن آن را هم نبايستى فراموش كرد.»