kayhan.ir

کد خبر: ۵۵۳۹۳
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۴ - ۲۱:۰۳

 شهید«علی تجلایی» سال 1338 در تبريز به دنيا آمد. سال 1358 به عضويت سپاه پاسداران درآمد و يك دوره آموزشي نظامي 15روزه را زير نظر سعيد گلاب بخش،  معروف به «محسن چـريك» در سعد آباد تهران گذراند. او كه در امر آموزش فنون رزمي مهارت زيادي كسب كرده بود، پس از مدتي  به عنوان مربي آموزشي مشغول به كار شد.  نقل است كه روزي حاج «مقصود تجلايي» پدر علي  در ميان داوطلبان آموزش نظامي بود و هر بار كه چشمان علي به پدر كه در خار و خاشاك سينه خيز مي‌رفت، تلاقي مي‌كرد، بدنش سست مي‌شد و بغض گلويش را مي‌فشرد. علی  مأموريت يافت به اتفاق چند تن راهي افغانستان شود. در افغانستان  حدود 300 نفر از مجاهدين افغاني كه اغلب سطح علمي بالايي داشتند، زير نظر ایشان آموزش ديدند.  بلافاصله پس از ورود به ايران، راهي جبهه هاي جنوب شد و در نبردهاي دهلاويه شركت کرد و پس از آن در حماسه سوسنگرد حضور فعالي داشت .  در سال 1362 به سمت معاونت آموزشهاي تخصصي سپاه منصوب گردید و در تنظيم و تدوين دستاوردهاي عمليات كوشش بسيار مي‌کرد.
هميشه مي‌گفت:«خدا كند جنازه من به دست شما نرسد» گفتم: چرا؟ گفت: برادران  بسيار به من لطف دارند و مي‌دانم كه وقتي به مزار شهيدان مي‌آيند ، اول به سراغ من خواهند آمد اما قهرمانان واقعي جنگ، شهيدان بسيجي‌اند. دوست ندارم حتي به اندازه يك وجب از اين خاك مقدس را اشغال كنم. تازه اگر جنازه‌ام به دستتان برسد يك تكه سنگ جهت شناسايي خودتان روي مزارم بگذاريد و بس. او لحظه‌اي بلند شد تا اطراف را نگاه كند كه ناگهان تيري به قلبش اصابت كرد. خيلي آرام و آهسته دراز كشيد، بي‌آنكه دردي از جراحت بر رخسارش هويدا باشد. با دست اشاره كرد كه آن اشارت را درنيافتيم. تجلايي پيش از حركت به همه گفته بود:«با قمقمه‌هاي خالي حركت كنيد چون ما به ديدار كسي مي‌رويم كه تشنه لب شهيد شده است» آرام چشمانش را بست و صورتش گلگون شد.
بخشی از وصیت‌نامه شهید: پس بدانید که جبهه برای مردان خدا خیلی زیباست زیرا هر چه در آن بینی نور خداست و صحبت شهادت و ایثار، حرف، حرف شهادت و آنچه بینی چهره مردان مصمم و جوانان معصوم که با تمام وجودشان برای تکلیف الهی در رفتن به خط مقدم سعی می‌کنند بر یکدیگر پیشی گیرند. حال قضاوت کنید که انسان چگونه می‌تواند مصاحبت و برادری چنین انسانهائی را نادیده بگیرد. این بنده گنهکار و معصیت‌کار از تمام رزمندگان بخصوص برادران می‌خواهم که مرا حلال کنند زیرا دیگر برایم قلباً‌ الهام شده که این بار اگر خداوند رحمان و رحیم بخواهد به فیض شهادت نائل خواهم آمد. لذا دیگر منتظر من نباشید چون من به دیدار معشوق خود و در صورت لیاقت به دیدار سرور آزادگان اباعبدالله الحسین و شهدای کربلای حسینی ایران شتافته‌ام. فقط التماس دعا و طلب بخشش و عفو ازدرگاه خداوند متعال دارم.                                                                           
نام:
ایمیل:
* نظر: