موانع و راهکارهای اصلاح الگوی مصرف
علی قنبریان
بی گمان مصرف، به خودی خود نه تنها پدیدهای ناپسند نیست که بسیار بایسته و لازم است؛ چرا که مصرف، یکی از شیوههای جایگزینناپذیر برای پاسخگویی به نیازهای طبیعی و غریزی انسان است که بدون آن، حیات مادی و معنوی انسانها دستخوش آشفتگی و نابسامانی خواهد شد و معیشت انسان، لذت و لطف خود را از دست خواهد داد؛ اما نکته اینجاست که گاهی مصرف شکل طبیعی خودش را از دست داده، به جای آنکه به عنوان یک پدیده حیاتی در خدمت انسان باشد، انسان به خدمت او در میآید. بدین گونه وسیله به هدف تبدیل میشود و همه قوای مادی و معنوی انسان که باید با مصرف درست به اوج تکامل و تعالی برسد، بر اثر مصرف زدگی در سراشیبی سقوط قرار گیرد. همچنین زمینه انواع تباهیها و ناهنجاریها فراهم میآید.
از اینجاست که ضرورت در اصلاح الگوی مصرف آشکار میشود و اهمیت دغدغه مقام معظم رهبری در این باره و ارزشمندی اعلام سال 1388 خورشیدی به عنوان سال «حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف» از سوی ایشان، کاملا آشکار میشود.
از طرفی مصرف یکی از شاخصهای اصلی سبک زندگی محسوب میشود به طوری که بعضی از صاحب نظران، سبک زندگی را به معنای نحوه مصرف و کیفیت و کمیت آن دانستهاند. لذا الگوی مصرف نقش تعیین کنندهای در سبک زندگی انسانها دارد و از آنجا که اسلام در این زمینه «بایدها و نبایدها» و توصیههای زیادی ارائه کرده است و الگوی متفاوتی را مبنی بر جهان بینی خود معرفی میکند لذا میتوان سبک زندگی ویژهای را در این حوزه برای جامعه شهروندی استنتاج کرد. نوشتار پیش رو موانع و راهکارهای اصلاح الگوی مصرف را از دیدگاه آیات و احادیث مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
موانع اصلاح الگوی مصرف
اسراف
برای اصلاح الگوی مصرف، پیش از هر چیز باید از اسراف به دور بود. جامعه اسرافکار نه تنها هرگز برای اصلاح الگوی مصرف توفیق نخواهد یافت؛ بلکه همواره در معرض تهیدستی و فقر مادی و فرهنگی قرار دارد. از دعاهای امام سجاد(ع) این بوده است: «و مرا از زیاده روی و اسراف باز دار، و روزی ام را از تلف شدن محافظت کن، و دارایی ام را با برکت دادن به آن افزون فرما و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.»
با تاملی اندک درباره اسراف، در مییابیم که اسراف، مصرف بیادبانه نعمتهای خداوند است. آنکه در فراهم آوردن هر نعمت، دستهای پنهان و آشکار دهها وسیله مادی و معنوی را میبیند، هیچ گاه نعمتی را بیهوده هدر نخواهد داد و هرگز پیرامون اسراف نخواهد گشت.
هدر دادن و تلف کردن مال
همان گونه که پیشتر اشاره شد، امام سجاد(ع) از خداوند میخواهد که در کنار بازداشتن وی از اسراف، اموالش را نیز از تلف شدن مصون دارد: «... و حصن رزقی من التلف؛ (صحیفه سجادیه، دعای بیستم) رزق مرا از تلف، مصون بدار.»
در حقیقت، اصلاح الگوی مصرف، با هدر دادن و تلف کردن مال، ناممکن است. اهل بیت(ع) در راستای سامان دادن به مصرف پیروانشان، آنان را از هدر دادن بیهوده اموالشان بازداشته، به مراقبت از داراییهایشان توصیه کردند.
تجمل پرستی
تجمل پرستی و روی آوردن به تشریفات، یکی از موانع جدی بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. تجمل پرستی، آتشی بر هیزم مصرف است که حاصل آن چیزی جز بازماندن از تولید و پیشرفتهای اقتصادی نیست.
قرآن کریم در راستای فرهنگسازی برای درست مصرف کردن و ایمن کردن مسلمانان از فرو افتادن در دام تشریفات و تجملات، به پیروانش دستور میدهد که دیدگان خود را به ثروت اشراف و زراندوزان ندوزند؛ مبادا شوق به تجمل پرستی در جان آنها شعله زند و آنها را به سوی تشریفات، سوق دهد.
در این باره در قرآن کریم میخوانیم: «و لا تمدن عینیک إلی ما متعنا به ازواجاً منهم زهره الحیاه الدنیا لنفتنهم فیه و رزق ربک خیر و أبقی»؛ (طه ـ 131) « و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادی، که به گروههایی از آنان داده ایم، میفکن! اینها شکوفههای زندگی دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است»
شهید مطهری(ره) درباره ساده زیستی و لزوم پرهیز از تشریفات و تجملات و نقش آن در پیشرفتهای اقتصادی مینویسد: «ما در شرح حال رسول اکرم(ص) میخوانیم: کان رسولالله خفیف الموونه. اولین چیزی که در سیره پیغمبر(ص) به چشم میخورد این است که مردی بود سبک خرج، لباس و خوراکش و همچنین در نشست و برخاست و مسافرت، بسیار ساده بود.» (احیای تفکر اسلامی، شهید مطهری، ص 92)
مدگرایی
مدگرایی و مدپرستی، مانعی جدید بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. ذهن انسان بر اثر درگیر شدن با مدپرستی، از اندیشههای پیش برنده به ویژه در زمینههای اقتصادی باز خواهد ماند، و هر روز دریچهای جدید از مصرفگرایی به سوی انسان گشوده خواهد شد. امروزه مد به یکی از معضلات فرهنگی جامعه دینی ما تبدیل شده است. شکلهای مختلف از کشورهای غربی به سرعت وارد جامعه میشود و برخی گروههای جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان با شور و شوق خاصی آن را میپذیرند. دامنه گسترش این حرکت به گونهای است که همه جنبههای زندگی افراد از رنگ لباس گرفته تا بلند و کوتاه کردن مو، گفتگوی روزانه و حتی سبک زندگی را در بر میگیرد. «مد فرهنگ نیست. تبی است که امروز اوج گرفته و فردا فرو مینشیند. بزرگترین دشمن فرهنگ، مد است که باعث از بین رفتن ارزشهای واقعی فرهنگ جامعه میگردد. هر قدر مدیریتهای فرهنگی جوامع بشری پیرامون این موضوع حساس؛ یعنی تضاد مدگرایی با فرهنگ اصیل پویا و هدفدار، تحقیقات لازم و کافی و اقدامات به موقع انجام دهند، بشریت را بیشتر از مهلکترین بلای خوشایند به نام مدگرایی نجات خواهند داد.» (مبانی جامعه شناسی، علی باقی نصرآبادی، ص 121)
البته برای رهانیدن جامعه از آفت مدگرایی و تعدیل مصرف بر اثر تعدیل مدگرایی، پیش از هر چیز باید به ریشههای مدگرایی توجه کرد و با پرورش فرهنگ و روح خود باوری و اعتماد به نفس در جامعه، آن خلأ معنوی و کمبود روحی را- که از عوامل اصلی مدپرستی است- برطرف کرد. بدین گونه میتوان زمینههای افراطی مدپرستی را از بین برد.
«در حقیقت عقدههای روحی، میل به انگشت نما شدن، تفاخر و اعلام میزان مال و ثروت، از ریشههای روانی مدپرستی است. در جامعهای که باران پاک معنویت، آلایش برتری طلبی و خودکم بینی را از دل مردم پاک نکرده باشد، همه سعی میکنند با گرایش به مد، خود را گرانقدر و بالا و برتر نشان دهند.» (همان، ص 45)
نکتهای که در این رابطه باید بر آن تأکید کرد این است که مد و مدگرایی، فی نفسه، مسئلهای ناهنجار و مذموم نیست. مدگرایی، هم میتواند شکل مثبت و پیش برندهای پیدا کند، و هم میتواند منفی و باز دارنده باشد. بیگمان اگر مد، با هنجارها و ارزشهای دینی جامعه در تضاد باشد، و جز ایستایی فرهنگی و اقتصادی ثمرهای دیگر نداشته باشد، ضد ارزش به شمار میآید؛ همانند مدهایی که ساخته و پرداخته کشورهای بیگانه و استعمارگر و به انگیزه تخریب روح معنوی و دینی جامعه ما است.
در مقابل، آن دسته از مدهایی که مصداق نوآوری و حاصل ابتکار در عمل، و هماهنگ با ارزشهای ملی- مذهبی کشور است، افزون بر آنکه ارزشمند و تحسین برانگیز خواهند بود، از پویایی و شادابی جامعه خبر میدهند. این نوع مدها در ابتدا براساس علاقه و انتخاب خود مردم پدید میآید. سپس به صورت عادت در میآید، و هر اندازه که با باورهای سنتی، فرهنگی و دینی جامعه همسویی داشته باشد، سریعتر جای خود را میان مردم باز میکند، و به نماد فرهنگی تبدیل میشود؛ برای مثال، چادر مشکی، ابتدا در جامعه به صورت مد رواج پیدا کرد و پس از اندک زمانی با پذیرش عمومی به نماد ارزشمند فرهنگی تبدیل و ماندگار شد.
الگوپذیری نادرست از بیگانگان
از اصول تاکید شده در آموزههای دینی، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی است. امام باقر(ع) در حدیثی زیبا میفرماید: «اوحی الله إلی نبی من الانبیاء ان قل لقومک لا تلبسوا لباس اعدائی و لا تطعموا مطاعم اعدایی و لا تشاکلوا بما شاکل اعدائی فتکونوا اعدایی کما هم اعدایی؛ خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شکل آنها ظاهر نشوند که در این صورت، همانند آنها، دشمن من خواهند بود.»
راهکارهای اصلاح الگوی مصرف
طرقی که ما را در جهت استفاده هر چه بهتر از امکانات و نعمتهای الهی کمک میکند از این قرار است:
احساس مسئولیت در مصرف
فایده بزرگ احساس مسئولیت، اصلاح رفتار انسان و تنظیم آن براساس شرع و عقل است. انسانی که خود را مسئول میداند، به حکم آنکه از وجدانی بیدار و آگاه برخوردار است، نه به خود زیانی میرساند و نه به دیگران، و همه کارهای او برای سامان بخشیدن و شکوفایی دنیا و آخرت است؛ از این رهگذر برای تحقق بخشیدن به «اصلاح الگوی مصرف» پیش از هر چیز باید به پرورش احساس مسئولیت و فرهنگسازی آن به صورت یک گفتمان رایج، در جامعه بپردازیم.
خداوند در قرآن کریم آن گاه که از احوال ستمگران در روز قیامت سخن میگوید، آنها را به دلیل مسئولیت گریزی، سزاوار عذاب و بازداشت دانسته، میفرماید: «وقفوهم إنهم مسئولون» (صافات ـ 24) «متوقفشان کنید که آنها مسئولاند.»
حضرت علی(ع) انسانها را مسئول همه چیز، حتی آبادیها و حیوانات دانسته، در سخنی زیبا میفرماید: «اتقوا الله فی عباده و بِلاده فإنکم مسئولون حتی عن البقاع و البهائم؛(نهج البلاغه، خ167)درباره مردمان و شهرها از خدا پروا داشته باشید؛ زیرا شما حتی درباره آبادیها و حیوانات مسئول هستید.»
«در این کلام والای امام علی(ع) قلمرو مسئولیت و تعهد انسان، از جامعه انسانی به عالم حیوانات، شهرها و مکآنها نیز کشیده شده است. انسان نه تنها در برابر انسان دیگر مسئول است؛ بلکه در برابر حیوانات و سرزمینها و همه نعمتهای خدادادی مسئولیت دارد. آبادیها نباید تخریب شود، یا در برابر سیل، زلزله، تجاوز و هر حادثه دیگری رها شود، و نباید انسانها به آنها بیاعتنا باشند. نمیتوان با مسئولیت گریزی نعمتهای خداوند را درست و متعادل مصرف کرد و نیز نمیتوان مسئولیت گریز بود و الگوی مصرف خویش را اصلاح کرد.
مدیریت درست
از پیامدهای گماشته شدن افراد نامتخصص در کارها، اتلاف بیت المال، خرج تراشی بیهوده و هدر دادن سرمایههای ملی کشور است، که هر کدام از این پیامدها به تنهایی میتواند آسیب قابل توجهی به پایههای اقتصادی کشور وارد آورد.
نداشتن تخصص در کارها، به ویژه در کارهای اقتصادی، یا به عقیم ماندن آنها، آن هم پس از صرف هزینه فراوان از بیت المال میانجامد، و یا به دلیل فقدان محکم کاری و کیفیت مداری برآمده از نداشتن تخصص، بارها و بارها آن عمل و پروژه تکرار میشود و هر بار نیز بر اثر این تکرار، بخشی از ثروت ملی به هدر میرود؛ نمونههایی از این تکرارها را همواره در جادهسازی، کانالکشی خیابانها، جدولگذاری خیابانها، سدسازیها و... شاهدیم.
امام صادق(ع) در حدیث دلنشین میفرماید: «ما ابالی إلی مَنِ ائتمنتُ خائناً او مضیعاً؛ (الحیاه، حکیمی، محمد و علی، مترجم احمد آرام، ص540) از نظر من، تفاوتی نمیکند که به خائن اعتماد کنم، یا به ضایعکننده (نامتخصص).»
این سخن امام صادق(ع) به صراحت، دستوری بزرگ میدهد که باید برای همه مردم، به خصوص برای ماموران اداری و صاحبکاران به صورت منشور درآید. در این تعلیم «نابود کردن و تضییع کار» در ردیف «خیانت در کار» ذکر شده است. تضییع در کار، یا از بیاطلاعی درباره آن و فقدان تخصص ناشی میشود، و یا از نداشتن تعهد و تقید به اصول و موازین، و نبودن وجدان کار. پس این تعلیم، از لحاظ تربیت، اجتماع، اقتصاد، انسانیت، پیشرفت، تمدن، سلامت زندگی، بهتر شدن کارها و پیشرفت صنایع، حایز اهمیتی بزرگ است.(همان)
بنابراین در جهت بخشی و مدیریت کارآمد، پرهیز از اسراف در انرژی و زمان نهفته است. میلیونها بازوی کارورز و خردهای اندیشه ورز در کشورهای اسلامی وجود دارند که در هر زمان برای به کار گرفته شدن مناسباند؛ اما مسئله مهم، این است که چگونه این نیروهای سترگ را در بهترین موقعیت زمانی و تولیدی به کار اندازیم.
سعدی شیرازی در توصیه به تخصص مداری چه زیبا سروده است:
امید عافیت آنگه بود موافق عقل که نبض را به طبیعت شناس بنمایی.
کیفیت مداری و محکم کاری
محکم کاری و کیفیت بخشی درباره پژوهشهای اقتصادی، افزون بر آنکه به استفادهکننده ایمنی میبخشد، عمر این پروژهها را نیز دراز میکند.
آری، برای کارهای با کیفیت باید هزینه در خور توجهی کرد؛ اما باید به یاد داشته باشیم که کیفیت شایسته برآمده از این هزینه، مانع از هزینههای هنگفت و سرسام آور دوباره کاریهایی خواهد شد که حاصل انجام کارهای بیکیفیت است.
بر این اساس، کیفیت مداری و محکم کاری در کارها در ردیف عوامل اصلاحی الگوی مصرف قرار گرفته، به تعدیل، بهبود مصرف و حفظ سرمایههای کشور از هدر رفتن خواهد انجامید. قابل توجه آنکه وقتی در قرآن کریم، سخن از ذوالقرنین و ساختن سد به وسیله او برای رهایی از خطر یأجوج و مأجوج به میان میآید، کیفیت مداری ذوالقرنین در ساختن سد، این گونه به تصویر کشیده میشود که ذوالقرنین گفت: قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید ( و آنها را روی هم بچینید ) !» تا وقتی که کاملًا میان دو کوه را پوشانید، گفت: « ( در اطراف آن آتش بیفروزید، و ) در آن بدمید!» ( آنها دمیدند ) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «( اکنون ) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم!» * (سرانجام چنان سدّ نیرومندی ساخت ) که آنها [ طایفه یأجوج و مأجوج ] قادر نبودند از آن بالا روند و نمیتوانستند نقبی در آن ایجاد کنند.(کهف ـ 96 و 97)
مرحوم امین الاسلام طبرسی در مجمع البیان، ذیل این آیات مینویسد: «این آیات، نشانگر این نکته است که ذوالقرنین، کار خود را با تدبیر و دقت آغاز کرد و هماهنگ و با دقیقترین شیوههای مهندسی، آن را پیش برد، و به بهترین صورت به انجام رسانید، و در همه مراحل، اصل استحکام و کیفیت در کارها و محکم کاری، راه و رسم او بود.»
حضرت رسول(ع) فرمود: «ان الله یُحبُّ عبداً اذا عمل عملاً احکمهُ؛خداوند، بندهای را دوست دارد که وقتی عملی را انجام میدهد، استحکامش میبخشد.» (همان)
میانه روی و اعتدال
اسلام در کنار اصل توصیه به بهره وری و استفاده از نعمتها، پیروانش را از فرو لغزیدن در افراط و تفریط در مصرف باز داشته است. از نگاه اسلام، هم سختگیری بر خود در استفاده از نعمتهای حلال خدا نارواست، و هم زیادهروی و اسراف در مصرف؛ چرا که اولی به محروم ماندن شخص از لذتهای حلالی که حق طبیعی اوست، و دومی به هدر دادن اموال و لرزان ساختن پایههای اقتصادی شخص و جامعه میانجامد. اسلام، الگوی مصرف را با میانهروی اصلاح میکند؛ نه با افراط و تفریط در مصرف.
شخصی میگوید: از امام رضا(ع)درباره چگونگی مخارج خانواده جویا شدم، فرمود: [مخارج خانواده حد وسط است،] میان دو [روش] ناپسند گفتم: فدایت شوم! به خدا سوگند! نمیدانم این دو ناپسند چیست؟ فرمود: رحمت الهی بر تو باد! آیا نمیدانی که خداوند بزرگ اسراف (زیاده روی) و اقتار (سختگیری) را ناخوشایند دارد، و در قرآن میفرماید: آنان که هر گاه چیزی ببخشند، نه زیادهروی میکنند و نه خسِت میورزند، و میانگین این دو را قوام ببخشند.» (الحیاه، ج 4، ص 205)
در حدیثی از امام رضا(ع) چنین نقل شده است: «إن الله یبغض القیل و القال و إضاعه المال؛(حرانی، 1383، ص804) خداوند، بگو و مگو و تباه کردن و هدر دادن دارایی را دشمن دارد.»
امام رضا(ع) در این احادیث با توجه به همه ابعاد زندگی و در ارتباط با قوانین عام آفرینش، استواری و پایندگی زندگی را، در رعایت حد میانه و محوریت «قوامیت» و پرهیز از اتلاف اموال میداند، و این راه خیر و سعادت دنیا و آخرت را به جامعه انسانی نشان میدهد. با توجه به مشکلاتی که زندگی فردی و اجتماعی انسان دیروز و امروز و فردا دچار آنهاست، و عامل اصلی آن، زیاده روی یا کمبود یعنی تکاثر و فقر است، اهمیت این تعلیم حیاتبخش کاملاً روشن میشود. (حکیمی، 1390، ص96)
رعایت اولویتها
رعایت اولویتها در تخصیص درآمد و مصرف، برای دستیابی به الگوی مصرف مناسب، و جلوگیری از نارساییها و تضییع حقوق افراد، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. ضرورت این کار برای افرادی که درآمدی محدود دارند، نمود بیشتری مییابد. تعیین اولویتهای تخصیص درآمد از دو جنبه ارزیابی میشود:
نخست از نظر نوع و مقدار کالاهای مصرفی و خدمات
روشن است که انسان در زندگی، نیازمندیهای گوناگونی دارد؛ برخی از این نیازمندیها، نیازهای اساسی و ضروری زندگی است و برخی در درجه بعدی قرار میگیرد. پارهای از مصارف نیز تنها برای تامین یا افزایش رفاه و آسایش زندگی است. بیگمان تا زمانی که نیازهای اساسی فرد و جامعه به شایستگی، برآورده نشود، نوبت به مصارف رفاهی و کالاهای تجملاتی نمیرسد.
دوم: تعیین اولویتها
براساس افراد و گروههای مصرف کننده
براساس آموزههای دینی در شرایط عادی، تامین نیازمندیهای شخصی انسان در اولویت است. پس از آنکه نیازهای اولیه و اساسی فرد تامین شد، رفع نیازهای پدر و مادر، فرزند، همسر و آن گاه خویشاوندان نیازمند و سپس سایر نیازمندان و نیز مشارکت در خدمات اجتماعی و امور خیریه، در مراحل بعدی جای میگیرد. (اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، جواد ایروانی، ص284)
کیفیتمداری و محکم کاری در کارها در ردیف عوامل اصلاحی الگوی مصرف قرار گرفته، به تعدیل، بهبود مصرف و حفظ سرمایههای کشور از هدر رفتن خواهد انجامید.
کار و تلاش
آیات و اخبار فراوانی در آموزههای دینی، درباره توصیه به کار و آثار مثبت بسیار آن آمده است. صرف نظر از آثار معنوی کار و نقش آن در پرورش روح و حفظ انسان از بسیاری از لغزشها، کار، رمز اصلی توسعه اقتصادی شخص و جامعه است. بیگمان اگر مصرف، هماهنگ با کار و تلاش نباشد، پیامد آن فقر و تهیدستی خواهد بود، و برای کسی که دغدغه اصلاح الگوی مصرف را دارد، کار و کوشش از اولویتهای لازم برای شکل دهی به این سیاست اقتصادی خواهد بود.
بارزترین اثر کار، اثر اقتصادی آن است. نقش تعیینکننده کار در رشد و توسعه اقتصادی و فقرزدایی، بر کسی پوشیده نیست. بیکاری و کم کاری، افزون بر آثار فردی منفی همچون فقر و کاهش درآمد، پیامدهای ناگواری بر اقتصاد ملی بر جای میگذارد. کاهش تولید کاهش تقاضا و حاکمیت نوعی کسادی در نتیجه کاهش درآمد افراد بیکار، و در پایان، رکود فعالیتهای اقتصادی و کاهش سرمایه گذاری برای دورههای بعد، از جمله این پیامدهاست. (اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، جواد ايرواني، صص70و71)
امیرمؤمنان(ع) در بیانی تشبیه گونه، تنبلی و ناتوانی را عاملی برای فقر و عقب ماندگی بر شمرده، فرمودند: «إن الاشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل والعجز فنتجا بینهما الفقر؛(میزان الحکمه، ج11، ص5184) آن گاه که اشیاء با یکدیگر جفت شدند، تنبلی و ناتوانی با هم ازدواج کردند و از آنها فقر متولد شد.
نتیجه گیری
بطور خلاصه، الگویی از مصرف که مدنظر اسلام است، دارای ویژگیهای زیر است:
1. مصرف، در نظرگاه اسلامی هم ناظر به رفع نیاز است و هم ناظر بر لذت تمتع از نعمت ها؛ اما هر دوی این ویژگیها باید برای تعالی انسانی و ارتقای شخصیت در نیل به رضایت خداوند باشد. تمتع و التذاذ بدون رویکرد تعالی جویی، فقط برای اشباع غرایز است و در این باره تمایزی میان انسان و سایر حیوانات نیست (یاکلون کما تاکل الانعام؛ محمد، 12).
2. در این الگو، مصرفکننده مصرف را عملی پایان یافته و مصرف شونده را تمام شده تلقی نمیکند؛ بلکه در قبال مصرف شونده و همه انواع مصرف شوندهها که در این نظرگاه، همه چیز (نعمتهای بیشمار)، مسئول است و این مسئولیت نه تنها مسئولیتی اجتماعی و این جهانی، بلکه مسئولیتی آن جهانی و همه جانبه است.
3. مسئولیت در قبال همه نعمتها، مستلزم تلاش برای رسیدن به بهترین تخصیص در استفاده از این نعمتها و منابع است؛ بر این اساس، انسان مسلمان موظف است دایره شناخت خود از نعمتها را وسعت بخشد و بر دانش خود بیافزاید و هم براساس این فهم از نعمتها، مقاصد و اهداف متعال تری را برگزیند.
4. پرهیز از تبذیر نعمتهای الهی هم مستلزم اختصاص هر نعمت به مناسبترین مقصد و هم مستلزم تلاش برای رسیدن به مقاصد و تحقق اهداف پیش بینی شده است. به عبارت دیگر در فرهنگ اسلامی، به اثربخشی استفاده از نعمتها توجه جدی تری شده است.
5. پرهیز از اسراف به معنای این است که همه مقاصد تعیین شده را تحقق بخشیم، به عبارت دیگر، انسان مسلمان موظف است همواره دغدغه استفاده بهینه از هر میزان از نعمتها را داشته باشد؛ این دغدغه باعث میشود که ضمن تحقق مقاصد تعیین شده در حفظ و نگهداشت منابع، سرمایهها و نعمتها برای نسلهای پیاپی، اهتمام شود و شکر نعمات به جای آورده شود.