بنای همه خیرات سالک برقاعده صدق است(سلوک عارفانه)
(بدان ای سالک راه خدا!) صدق نقیض کذب است. کذب خلاف واقع و صدق بیان مطابق با واقع است. صدق آن است آنچه که در ذهن گوینده است مطابق باشد با آنچه که در خارج است. فیض کاشانی میگوید: مراد از صدق فضیلتی است راسخ در نفس آدمی که اقتضای توافق ظاهر و باطن و تطابق سر و علانیه او را دارد. اقوالش موافق نیات باشد و افعال او مطابق احوال.
پس هرگاه نفسی به کمال صدق متخلق گردد، چنان ظاهر و باطن او با یکدیگر متساوی شوند که اسم صدیقی بر او جاری شود، و فروع اخلاق حسنه از وی منشعب گردد، و اصول صفات ذمیمه از او منتزع شود، و صدق حدیث در او پدید آید، و کذب و افترا و بهتان برخیزد و انصاف روی نماید و دعوی متواری شود و وفا به جای خلف وعدهها بایستد و وفاق به جای نفاق بنشیند، و غش به صفا و خیانت به امانت مبدل گردد و حریت ثابت شودو تکلف برخیزد. پس بنای همه خیرات بر قاعده صدق بود و حقیقت صدق اصلی است که فروع جمله اخلاق و احوال پسندیده از آن متفرع و منشعباند.
«طاعه و قول معروف، فاذا عزمالامر قلو صدقوا لکان خیرا لهم» راه خدا طاعت است و گفتار نیکو. هنگامی که انجام امر (جهاد) محقق گشت. آنان که بر انجام آن قیام میکنند اگر هنگام عمل نیت را از هر شائبهای خالص نمایند آن نیت خالص برای آنان از هر چیز بهتر است. (محمد- 21)(1)
_____________________
1- مقامات معنوی، محسن بینا، ج 2، ص 57