از مستر رایکوف تا مستر کیروش
علت سرکشی و قلدری سرمربی تیم ملی ضعف در مدیریت فوتبال است!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
دو، سه سال پیش، وقتی که آقایان علی جباری و جواد قراب میهمان مجله کیهان ورزشی بودند، صحبت به مربیگری و مربیان و بالاخره مرحوم رایکوف کشیده شد، یکی از حرفها و در واقع خاطراتی که درباره ایشان مطرح شد، خاطرهای بود که علی جباری، فوتبالیست ارزنده اسبق فوتبال و پیشکسوت امروز ورزش کشورمان درباره «مستر رایکوف» نقل کرد. خاطرهای که در ذهن ما ماند و این روزها به خاطر مسائلی که در فوتبال کشورمان، تیم ملی و سرمربی آن به وجود آمده، نقل آن را نه تنها خالی از فایده نمیدانیم، بلکه مفید هم میدانیم، و اما آن خاطره: علی جباری تعریف میکرد که روزی موقع تمرین مستر رایکوف پیش من آمد و با همان لهجه خاص و فارسی شکسته بسته، به من گفت: «جباری، برادر من مرد. من امشب به کشورم رفت. فردا نیستم، تو تیم را تمرین داد. من روز بعد به ایران برگشت... من هم ضمن تسلیت به او گفتم، خیالت راحت باشه مستر، من فردا زودتر از همه میآیم و مواظب تمرین تیم هستم.»
جباری ادامه داد که فردا بعدازظهر من زودتر به محل تمرین رفتم و اولین نفر بودم که لباس پوشیده آماده شروع تمرین، قدم به زمین گذاشتم، اما در کمال تعجب دیدم یک نفر هم زودتر از من آنجاست و وقتی دقت کردم متوجه شدم او کسی نیست جز رایکوف! جلو رفته از او پرسیدم، مگر برادرش فوت نکرده بود؟ مگر قرار نبود به یوگسلاوی برود؟ پاسخ داد، چرا دیشب به کشورم رفتم، در مراسم شرکت کردم، امروز صبح به طرف تهران پرواز کردم و... و الان هم در محل کارم بر سر تمرین تیم حاضر شدهام.»
این خاطره را نقل کردیم تا خواننده خیلی چیزها برداشت کند و بسیاری نکتهها دستگیرش شود، تا راحتتر بنویسیم و بپرسیم داریم و دارند عدهای بر سر این فوتبال چه میآورند و چگونه آن را خوار و ذلیل کردهاند. ماجرای رایکوف، مربوط به بیش از 40 سال پیش است و ما امروز بعد از این همه سال و کسب آن همه افتخارات و اثبات توانایی جوانان برومند خود در رشته جذاب فوتبال شاهد هستیم که فردی که هر چه باشد یک صدم رایکوف به فوتبال مملکت ما خدمت نکرده است و یک هزارم او در کشف و پرورش استعدادهای ناشناخته ما در سرتاسر کشور قدم برنداشته چگونه در نقش سرمربی، روزها و هفتههاست که (ظاهرا به خاطر فوت یکی از نزدیکان خود) به مرخصی رفته هنوز به ایران بازنگشته است! این در حالی است که «لیگ» آغاز شده و فصل 95-94 فوتبال ایران گشایش یافته است. مستر کیروش هنوز به ایران برنگشته و این طور که از ظواهر امر برمیآید، دلش نخواسته که برگردد! او خوب میداند در این فوتبال بی در و پیکر که به دست اهلش اداره نمیشود و مدیران آن هر که باشند هر شخصیت و سابقه مثبتی که داشته باشند «فوتبالی» نیستند، و بنابر این نمیتوانند «مدیر فوتبال» باشند. کسی را جرات آن نیست که در مقابل این حرکات خودخواهانه و رفتارهای متکبرانه و غیر مسئولانه از او بازخواست کند. او همیشه طلبکار است و فوتبال و فوتبالیهای ما همیشه بدهکار! او فوتبال را در سطح بالای آن لمس و تجربه کرده و دستیار (؟!) فرگوسن بوده است و فوتبال و فوتبالیهای ما عقب مانده و جهان سومی! او خیالش راحت است که در اینجا و رسانههای ورزشی اینجا هم، قلم در اختیار «اهلش» نیست، اگر هم دست چندتایی باشد به ضرب هیاهو و شلوغ کاری و حربه «بایکوت». تاثیری نمیتواند داشته باشد.
کسانی در رسانههای اینجا شلتاق میکنند، خط و ربط میدهند، که به اسم دفاع از علم روز دنیا!! و مبارزه با سنتگرایی و کهنهپرستی!! مخالف هر چه که وطنی باشد هستند و هر چه را و هر کسی را که ایرانی باشد به وسیله ابزار در اختیار به ویژه قلم و میکروفون تحقیر میکنند و به باد تمسخر میگیرند و ... در مقابل هر چه و هر کس که رنگ و بوی «خارجی» و البته خارج از نوع غربی آن! به سمتش غش میکنند و چنان در دفاع از او و جنس و عملکرد او در بعد اخلاقی، فرهنگی، فنی و علمی و ... سینهسپر میکنند و حنجره میدرانند و برنامه اختصاص میهند و صفحه سیاه میکنند و جوسازی میکنند و شلوغی و هیاهو راه میاندازند که معلوم است هیچ مسئولی- از این نوع که امروز در فوتبال ما صاحب مقام و منصب هستند، از اینها که فوتبالی نیستند از اینها که مرعوب هستند و جهادی نیستند و ...- حتی اجازه سوال کردن درباره آمدن یا نیامدن او را به خود نمیدهند و ... همین چندی پیش بود که رئیس فدراسیون فوتبال در گفتوگو با مجله کیهان ورزشی، گفت ما خیلی از اخبار و تصمیمات کیروش را از طریق فلان نشریه زرد و مخرب مطلع میشویم! و همین چند روز پیش بود که ایشان در پاسخ به سوال خبرنگاری که از او درباره زمان برگشتن کیروش از مرخصی(!) پرسیده بود، گفته بود: «میآید... اگر هفته آینده نشد. هفته بعد از آن میآید.و به هر حال او به ایران بازخواهد گشت.» (!!) خواننده محترم از این جواب که حتما با خنده! هم همراه بود آیا برداشتی جز سرنوشت ناخوشایندی که فوتبال و در واقع احساسات و علایق بسیاری از مردم و جوانان ما به آن دچار شده دارد؟ آیا از این جواب جز مضحکه و مسخره فوتبال و سرسری برخورد کردن یا مسائل آن از سوی مسئول درجه اول آن (!)، بوی دیگری استشمام میشود؟
حالا به پاسخ آن یکی مسئول فوتبال (رئیس سازمان لیگ) به همین سوال توجه کنید: «به نفع فوتبال است که کیروش برگردد، شما خبرنگاران هم تلاش کنید که او بازگردد، من از او خبر دارم، اما شما تلاشتان را بکنید که به ایران بازگردد.»(!!) راستی استیصال و انفعال از این بیشتر؟! آقای رئیس سازمان لیگ (آقای تاج) میگوید: «به نفع فوتبال است که کیروش برگردد...»، اما او برنمیگردد، چون دلش نمیخواهد برگردد، چون از اربابان و یا بهتر بگوئیم مدیر برنامههای خود، همانها که از قبل امثال کیروش، کلی پول به جیب میزنند و نان حلال سر سفره میبرند! یعنی همان کسانی که تاج از آنها میخواهد، تلاش کنند، کیروش برگردد، چون او هم میداند، مدیران واقعی او هستند یعنی «شما خبرنگاران»! مرخصی گرفته و ... و خیالش راحت است در سایه غفلت مسئولان ناظر و ناظران فرهنگی (در ارشاد، در صدا و سیما و...) کسانی که از قبل بودن او منتفع میشوند، نه تنها از این که او به ایران برنگشته، دفاع میکنند، بلکه با نوشتههای احساسی و عاشقانه خود از جفایی که فوتبال ایران به کیروش کرده است، مرثیهها میسرایند و... حتما به همین دلیل است که کیروش هم از آن سو پیام میدهد: «اگر برگشتم دیگر مثل سابق برای فوتبال ایران کار نخواهم کرد»!! و... در فوتبالی که امثال رایکوف و بزرگتر از او افتخار میکردند که یک گوشه کار را در دست دارند و با عشق و انگیزه تمام از این زمین خاکی به آن محله فوتبالخیز تهران، از شمال و جنوب و شرق و غرب کشور را طی میکردند و اتوبوس اتوبوس بازیکن کشف میکردند و... حالا مثال کیروش پیدا شدهاند که ما توقع داریم، اگر کار آنچنانی نمیکنند و اگر به حضور در فوتبال ایران که افتخار نمیکنند، هیچ! لااقل از صغیر و کبیر این فوتبال طلبکار نباشند و...!
سخن را به پایان برسانیم چندی قبل در مطلبی تحت عنوان «بدهکار کسی نیستیم، به وظیفه خود عمل میکنیم»، بدون اینکه از کسی یا جایی اسم ببریم، نوشته بودیم آنچه برای ما در درجه اول مهم است ورزش ایران و حفظ اعتبار و عزت آن است. اگر کسی یا کسانی بخواهند به اسم موفقیت فلان رشته ورزشی، با عزت و حیثیت ایران و ایرانی بازی کنند، اولا ما، آن موفقیت را عین نکبت میدانیم و ثانیا با قلم و همه توان خود توی دهنش میزنیم و... امروز با گذشت سه هفته، صریحتر مینویسیم که ما بارها از عملکرد کلی کیروش در فوتبال ایران دفاع کردهایم و او را مربی دانسته و به مخاطبان خود معرفی کردهایم که اگر درست مدیریت شود، میتواند، در خدمت فوتبال ایران باشد و شأن تیم ملی را حفظ کند، اما امروز باید به مخاطبان محترم کیهان عرض کنیم که متاسفانه همانطور که بالاتر اشاره شد، کیروش درست و بایسته از سوی مسئولان فوتبال مدیریت و هدایت نمیشود، او اصلا این مدیران را به رسمیت نمیشناسد و دل در گروی جریانهای رسانهای منفعتطلبی دارد که به قصد کسب منفعت شخصی نه منافع ملی، از او حمایت میکنند جریاناتی که به خاطر فقدان هویت ملی و ناآگاهی از شخصیت تاریخی خویش، در هر دورهای، طرفدار جنس خارجی و نوکر اجنبی بودهاند... و با این حساب، به خواننده محترم عرض میکنیم، این تحلیل غلط و آدرس اشتباهی است که اگر فکر کنیم مثلا کیروش ذاتا سرکش و مغرور و از زیربار مسئولیت دررو است و رایکوف و... آدمهای عاشق و صاحبانگیزه و... نه، این از همان دست تحلیلهای غلطی است که بعضی کارشناسان قلابی لمپن مآب و بیسواد بعضی برنامههای تلویزیونی پرمدعا و قلمهای مغرض یا ناآگاه رسانهای، مدام به خورد خلقالله یا همان بینندگان عزیز و ارجمند! میدهند. کیروش، رایکوف، ولاسکو، کواچ و... اینها همه معلول هستند، چرایی و چگونگی عملکرد آنها را باید در اصل مهمی به اسم «مدیریت» پیدا کرد. هر کدام از اینها اگر درست مدیریت شوند، در چارچوب وظایف خود عمل میکنند و بهترین خدمات را هم به ورزش ما ارائه میدهند، و اگر با مدیریتی منفعل و واداده و مرعوب و... طرف باشند، راه سرکشی و قلدری و طلبکاری در پیش میگیرند. موضوع خیلی ساده است! بنابراین اگر قرار است فوتبال سر و سامان بگیرد، و از این ورطهای که در آن گرفتار آمده، نجات یابد، مدیریت آن را اصلاح کنید، دقت شود: نمیگوئیم «افراد» را عوض کنید، میگوئیم در درجه اول مدیریتها و نگرشها و روشهای حاکم بر آن را تغییر دهید و...