«مبارزه با دوقطبی شدن فوتبال» چرا و چگونه مطرح شد؟!
ارائه تحلیلهای غلط زدن تیشه به ریشه ورزش!
سرویس ورزشی -
کسانی که موضوع مبارزه با دوقطبی شدن فوتبال را مطرح میکردند، افرادی بودند که اکثرا از جایی و عالم دیگری به غیر از ورزش به عرصه ورزش گام نهاده و تقی به توقی خورده و اینجا و آنجای ورزش صاحب پست و مسئولیت شده بودند و ورزش را نمیشناختند، یا این که اگر ورزشی هم بودند «مردم» را نمیشناختند و اصلا معنی و مفهوم حضور مردم در ورزش را درک نمیکردند!
موضوع مبارزه با دوقطبی بودن و دوقطبی شدن فوتبال از چند سال قبل مطرح شد. سالها پیش کسانی آمدند و این بحثها را مطرح کردند و نتیجه آن، این شده که امروز میبینیم، بدون اینکه در کیفیت فوتبال ما تغییری مثبت ایجاد شود، دو تیم پرسپولیس و استقلال را ضعیف کردیم. به طوری که تماشاگران هم آن طور که قبلا میدیدیم، تیمهای محبوب خود را تحویل نمیگیرند و به ورزشگاهها نمیآیند و...
ما هم در این باره چند نکته را ذکر کردیم، اول اینکه سرویس ورزشی کیهان و این قلم ناتوان از همان وقتها مخالف این بحثها و ابتکارات! خانمانبرانداز بود. و این نه از سر عوامزدگی یا موافق موج شنا کردن و تیمهای بزرگ و طرفداران آنها را با خود دشمن نکردن... این طور حرفها بود، بلکه به این دلیل بود که اساس این بحث را مردود و خاستگاه آن را مشکوک میدانست. کسانی که این بحث و این طور مباحث را در ورزش و فوتبال مطرح میکردند، کسانی بودند که اکثرا از جایی و عالم دیگری به غیر از ورزش به عرصه ورزش گام نهاده و تقی به توقی خورده و اینجا و آنجای ورزش صاحب پست و مسئولیت شده بودند و ورزش را نمیشناختند، یا این که اگر ورزشی هم بودند، «مردم» را نمیشناختند و اصلا معنی و مفهوم حضور مردم در ورزش را درک نمیکردند و... در هر صورت صاحبان این سخن و نظر، هر کسی بود، و با هر نیتی که حرفش را میزد، در یک مسئله مشترک بودند و آن «عدم شناخت»! بود. درباره چیزی حرف میزدند و نظری میدادند که نمیشناختند! آنها نمیدانستند، ورزش مال مردم است.
تیشه به ریشه سرمایههای ورزش!
این فوتبال، این لیگ، و این هیاهو، باید در خدمت مردم باشد، در ورزشگاه بدون تماشاگر اگر بزرگترین ستارگان جهان هم گرد هم آیند، ارزش آن از یک مسابقه محلی پرتماشاگر کمتر است، وانگهی همه جای دنیا میکوشند که تیمهایی با خصوصیات و مشخصات استقلال و پرسپولیس داشته باشند، همه کشورهای صاحب فوتبال در دنیا نظیر این تیمها را دارند، در انگلستان، اسپانیا، ایتالیا، آلمان، برزیل، آرژانتین، هلند و... مثل و مانند این تیمها را - سطح کیفی و فنی بحث جدگانهای است - از لحاظ مشخصات، خاستگاه، پایگاه مردمی، هدف، آرمان، کارکرد و... دارند، و خیلی از کشورهایی که میخواهند در فوتبال جایگاه و پیشرفتی داشته باشند حسرت داشتن تیمهایی مثل استقلال و پرسپولیس را در کشورشان میخورند، آن وقت عاقلانه و منطقی است ما آنچه را که سالهاست داریم، سالهاست ساخته و پرداخته کردهایم، براساس حرف مفت کسانی که در هر صورت نسبت به فوتبال «شناخت دقیق، علمی و واقعگرایانه» ندارند، تیشه برداشته و ریشه فوتبال خود را نشانه
بگیریم؟!
باز هم تحلیلهای غلط و آدرسهای اشتباه
نکته دیگری که در پیرامون این ماجرا باید به آن اشاره شود این است که برادران عزیز، بیائيم تحقیق و بررسی کنیم، ریشهیابی کنیم، اصلا اینطور بحثها را چه کسانی با چه اهدافی در ورزش ما و فوتبال ما به راه انداختهاند و... نه برای اینکه آنها را شناسایی و دستگیر کرده و تحویل مقامات قضایی و انتظامی بدهیم! نه، برای اینکه عبرت بگیریم و اجازه ندهیم هر کس و ناکسی، یا به خاطر دو خط حکمی که دارد، یا به خاطر دو تا لگدی که زیر توپ زده، یا مدرکی که از فلان کلاس گرفته، درباره کلیات ورزش اظهار فضل کند و طرح خام و بیمبنای خود را نه تنها مطرح کند، بلکه به اجرا بگذارد. ورزش ما از این طرحهای من درآوردی، از این نظریات بیپایه و اساس، ضربات زیادی را متحمل شده و میشود. آری، میشود، برای اینکه امروز هم از اینطور حرفها و اینگونه حرافان در ورزش ما وجود دارند و به برکت بی در و پیکری رسانهها، عدهای نقش فیلسوف وتئوریسین و صاحبنظر و کارشناس و... را بازی میکنند و با تحلیلهای غلط خود، آدرسهای اشتباهی که میدهند، نظریهپردازی و علتسازیهایی که میکنند، ذهن و فکر مخاطب و مسئول را از مسائل اصلی به سمت ناکجاآباد و نقاط مبهم و موهوم، معطوف میسازند بحثهایی که طبق تجربه غیرقابل کتمان، جز ضرر برای ورزش و البته به نام و نان رساندن عدهای فرصتطلب حاصلی نداشته است.
بها دادن به دو تیم!
وقت آن است که این طور بحثهای غیرکارشناسی را تمام و به دوران غیرکارشناسانی که در مسند کارشناسی مینشینند، خاتمه دهیم. نمیخواهیم موضوع طولانی شود، اما نکته آخر درباره بحث دوقطبی را عرض کنیم و آن اینکه شما نظر کسانی را که اهل ورزش هستند، ریشهدار و استخوان خرد کرده هستند، درباره مسئله دوقطبی بودن مزایا یا مضار آن بخواهید، ببینید، اکثر قریب به اتفاق آنها چه جوابی میدهند.
کسانی که موضوع مبارزه با دوقطبی شدن فوتبال را مطرح میکردند، افرادی بودند که اکثرا از جایی و عالم دیگری به غیر از ورزش به عرصه ورزش گام نهاده و تقی به توقی خورده و اینجا و آنجای ورزش صاحب پست و مسئولیت شده بودند و ورزش را نمیشناختند، یا این که اگر ورزشی هم بودند «مردم» را نمیشناختند و اصلا معنی و مفهوم حضور مردم در ورزش را درک نمیکردند!
موضوع مبارزه با دوقطبی بودن و دوقطبی شدن فوتبال از چند سال قبل مطرح شد. سالها پیش کسانی آمدند و این بحثها را مطرح کردند و نتیجه آن، این شده که امروز میبینیم، بدون اینکه در کیفیت فوتبال ما تغییری مثبت ایجاد شود، دو تیم پرسپولیس و استقلال را ضعیف کردیم. به طوری که تماشاگران هم آن طور که قبلا میدیدیم، تیمهای محبوب خود را تحویل نمیگیرند و به ورزشگاهها نمیآیند و...
ما هم در این باره چند نکته را ذکر کردیم، اول اینکه سرویس ورزشی کیهان و این قلم ناتوان از همان وقتها مخالف این بحثها و ابتکارات! خانمانبرانداز بود. و این نه از سر عوامزدگی یا موافق موج شنا کردن و تیمهای بزرگ و طرفداران آنها را با خود دشمن نکردن... این طور حرفها بود، بلکه به این دلیل بود که اساس این بحث را مردود و خاستگاه آن را مشکوک میدانست. کسانی که این بحث و این طور مباحث را در ورزش و فوتبال مطرح میکردند، کسانی بودند که اکثرا از جایی و عالم دیگری به غیر از ورزش به عرصه ورزش گام نهاده و تقی به توقی خورده و اینجا و آنجای ورزش صاحب پست و مسئولیت شده بودند و ورزش را نمیشناختند، یا این که اگر ورزشی هم بودند، «مردم» را نمیشناختند و اصلا معنی و مفهوم حضور مردم در ورزش را درک نمیکردند و... در هر صورت صاحبان این سخن و نظر، هر کسی بود، و با هر نیتی که حرفش را میزد، در یک مسئله مشترک بودند و آن «عدم شناخت»! بود. درباره چیزی حرف میزدند و نظری میدادند که نمیشناختند! آنها نمیدانستند، ورزش مال مردم است.
تیشه به ریشه سرمایههای ورزش!
این فوتبال، این لیگ، و این هیاهو، باید در خدمت مردم باشد، در ورزشگاه بدون تماشاگر اگر بزرگترین ستارگان جهان هم گرد هم آیند، ارزش آن از یک مسابقه محلی پرتماشاگر کمتر است، وانگهی همه جای دنیا میکوشند که تیمهایی با خصوصیات و مشخصات استقلال و پرسپولیس داشته باشند، همه کشورهای صاحب فوتبال در دنیا نظیر این تیمها را دارند، در انگلستان، اسپانیا، ایتالیا، آلمان، برزیل، آرژانتین، هلند و... مثل و مانند این تیمها را - سطح کیفی و فنی بحث جدگانهای است - از لحاظ مشخصات، خاستگاه، پایگاه مردمی، هدف، آرمان، کارکرد و... دارند، و خیلی از کشورهایی که میخواهند در فوتبال جایگاه و پیشرفتی داشته باشند حسرت داشتن تیمهایی مثل استقلال و پرسپولیس را در کشورشان میخورند، آن وقت عاقلانه و منطقی است ما آنچه را که سالهاست داریم، سالهاست ساخته و پرداخته کردهایم، براساس حرف مفت کسانی که در هر صورت نسبت به فوتبال «شناخت دقیق، علمی و واقعگرایانه» ندارند، تیشه برداشته و ریشه فوتبال خود را نشانه
بگیریم؟!
باز هم تحلیلهای غلط و آدرسهای اشتباه
نکته دیگری که در پیرامون این ماجرا باید به آن اشاره شود این است که برادران عزیز، بیائيم تحقیق و بررسی کنیم، ریشهیابی کنیم، اصلا اینطور بحثها را چه کسانی با چه اهدافی در ورزش ما و فوتبال ما به راه انداختهاند و... نه برای اینکه آنها را شناسایی و دستگیر کرده و تحویل مقامات قضایی و انتظامی بدهیم! نه، برای اینکه عبرت بگیریم و اجازه ندهیم هر کس و ناکسی، یا به خاطر دو خط حکمی که دارد، یا به خاطر دو تا لگدی که زیر توپ زده، یا مدرکی که از فلان کلاس گرفته، درباره کلیات ورزش اظهار فضل کند و طرح خام و بیمبنای خود را نه تنها مطرح کند، بلکه به اجرا بگذارد. ورزش ما از این طرحهای من درآوردی، از این نظریات بیپایه و اساس، ضربات زیادی را متحمل شده و میشود. آری، میشود، برای اینکه امروز هم از اینطور حرفها و اینگونه حرافان در ورزش ما وجود دارند و به برکت بی در و پیکری رسانهها، عدهای نقش فیلسوف وتئوریسین و صاحبنظر و کارشناس و... را بازی میکنند و با تحلیلهای غلط خود، آدرسهای اشتباهی که میدهند، نظریهپردازی و علتسازیهایی که میکنند، ذهن و فکر مخاطب و مسئول را از مسائل اصلی به سمت ناکجاآباد و نقاط مبهم و موهوم، معطوف میسازند بحثهایی که طبق تجربه غیرقابل کتمان، جز ضرر برای ورزش و البته به نام و نان رساندن عدهای فرصتطلب حاصلی نداشته است.
بها دادن به دو تیم!
وقت آن است که این طور بحثهای غیرکارشناسی را تمام و به دوران غیرکارشناسانی که در مسند کارشناسی مینشینند، خاتمه دهیم. نمیخواهیم موضوع طولانی شود، اما نکته آخر درباره بحث دوقطبی را عرض کنیم و آن اینکه شما نظر کسانی را که اهل ورزش هستند، ریشهدار و استخوان خرد کرده هستند، درباره مسئله دوقطبی بودن مزایا یا مضار آن بخواهید، ببینید، اکثر قریب به اتفاق آنها چه جوابی میدهند.