کد خبر: ۵۱۱۰۲
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۳:۵۲

مستنداتی از سیر حوادث و اظهارات و اعترافات متهمان وقایع پس از انتخابات(پاورقی)


Research@kayhan.ir
متهم ایمان پوررضا
قاضی: آقای ایمان پوررضا، در جایگاه قرار بگیرند. معاون محترم دادستان کیفرخواست انفرادی متهم را قرائت کنند!
الف: هویت متهم:
آقای ایمان پوررضا، فرزند محمود، اهل و ساکن تهران، 23 ساله، زندانی تحت قرار بازداشت موقت، فاقد سابقه کیفری، شغل آزاد و مجرد.
ب: اتهام متهم: 1- اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت عمومی 2- فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی و ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت و مراجع رسمی کشور 3- اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب و حرکات غیر متعارف و ایجاد ترس و وحشت در جامعه 4- مشارکت در تخریب و احراق در اموال دولتی، عمومی و خصوصی.
ج: زمان و مکان دستگیری متهم: زمان 88/3/31 مکان میدان بهارستان تهران.
د: دلایل و مستندات اتهام: 1- دستگیری متهم در صحنه ارتکاب جرم توسط مامورین 2- اقاریر صریح متهم، حضور در اغتشاشات و توزیع مطالب و عکس‌های تحریک‌آمیز مربوط به اغتشاشات. 3- کشف مطالب تحریک‌‌آمیز مربوط به اغتشاشات از E-mail متهم.
هـ: دلایل قانونی درخواست کیفر و مجازات:‌ اتهامات نامبرده با توجه به مجموع محتویات پرونده و دلایل موجود منطبق است با مواد 500، 514، 607، 610، 618، 677، 687 و 689 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 با رعایت مواد 42، 46 و 47 قانون فوق‌الذکر. بناء علی هذا با توجه به مطالب فوق‌الذکر و مجموع محتویات پرونده به لحاظ اهمیت موضوع و میزان خسارت وارده به کشور و اعتماد عمومی جامعه و ‌همسویی با رسانه‌های معاند و گروه‌های مخالف نظام و اخلال شدید در نظم و امنیت جامعه، محاکمه و اشد مجازات برای متهم یاد شده را درخواست دارم.
قاضی: آقای پوررضا، ابتدا خودت را کامل معرفی کن!
دفاعیات متهم
بسم‌ الله الرحمن الرحیم، ایمان پوررضا هستم، متولد 1365 فرزند محمود.
قاضی: آقای پوررضا، براساس کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی انقلاب تهران اتهامات شما دایر بر: ]متن کیفرخواست قرائت[، دفاعیات خود را بیان کنید!
متهم: در درجه اول چند نکته در کیفرخواست بود که اصلا برای من تعجب‌برانگیز بود. یکی این که محل بازداشت من میدان هفت تیر بوده نه میدان بهارستان، نکته دوم اینکه آن جا اتفاق خاصی نمی‌افتاد که من حین ارتکاب  جرم یا حین انجام کاری بازداشت شده باشم. نکته سوم اینکه تحت هیچ شرایطی من در مواردی مثل احراق یا تخریب اموال عمومی دولتی و خصوصی حضور نداشتم. من در بازجویی‌هایم به این نکته اشاره کردم، من فقط بعد از انتخابات یعنی بعد از تاریخ بیست و دوم در سه راهپیمایی شرکت داشتم، که راهپیمایی آرامی بوده یکی دوشنبه انقلاب تا آزادی بود.
بیست و پنجم، یکی چهارشنبه از هفت تیر تا میدان ولی عصر رفتم، حالا ادامه داشته مثل اینکه ولی من تا میدان ولی عصر رفتم، یکی هم پنج‌شنبه که در میدان امام خمینی بوده است. من در همین سه مورد حضور داشتم. در بازجویی‌های مقدماتی و تمام بازجویی‌هایی که صورت گرفته اینها را اعلام کردم.
موضوع بعدی در مورد عکس‌هایی بود که اشاره کرده بودند که من در راهپیمایی‌ها اینها را پخش کرده بودم و انتشار داده بودم اصلا به این صورت نبوده من چون در راهپیمایی‌ها همیشه یک کوله‌ای همراهم بود، که در راهپیمایی اول خودم تنها حضور داشتم، در راهپیمایی بعدی با تعدادی از دوستانم بودم. من یک کوله‌ای همیشه همراهم بود که خوب در آن آب می‌گذاشتم، چون در راهپیمایی مثلا همه مغازه‌ها بسته بود آبی در آن می‌گذاشتم و با بچه‌ها استفاده می‌کردیم. دست یکی از بچه‌ها یک عکسی بود که مربوط به همین موارد اغتشاشات بود، یک فردی بود که تیر خورده بود از این عکس روز پنج‌شنبه یکی از دوستان من استفاده کرد، البته پشت این عکس سفید بود. روی آن یادداشت کرده بود که روز جمعه یعنی روز  جمعه‌ای که مقام معظم رهبری نماز جمعه داشتند. در روز پنج‌شنبه دوست من پشت آن برگه اشاره کرده بود که در روز جمعه هیچ برنامه‌ای نیست و هیچ راهپیمایی چیزی نیست که نماز جمعه برگزار بشود و شائبه این که بخواهند این راهپیمایی ضد نماز جمعه و اینها باشد اتفاق نیفتد، روی این لحاظ اعلام کرده بود که روز جمعه هیچ برنامه‌ای نیست و راهپیمایی نیست و این را بالا گرفته بود و در آخر هم این را در کوله‌ام گذاشتم و روز بازداشت در کوله‌ام بود و حتی بعد از این که نماز جمعه برگزار شد به خاطر صحبت‌هایی که پدرم و خانواده با من کردند و تعهدی که کلا خانواده من نسبت به نظام و علاقه‌ای که به نظام دارند، با من صحبت کردند گفتند که خوب، حالا این دو سه تا راهپیمایی که رفتی ولی خوب دیگر، صحبت مقام معظم رهبری، دیگر مبنی بر اینکه حجت تمام شد و ادامه دادن این قضیه از روند قانونی کاملا خارج است. که من هم به دو دلیل هم اینکه خودم قانع شده بودم که این اتفاق امکان نداشته اتفاق افتاده باشد و اینکه خانواده‌ام هم به شدت مخالف بودند، دیگر بعد از آن در هیچ راهپیمایی شرکت نکردم ولی خوب متاسفانه روز بازداشتم در یک زمان بد در یک مکان بد واقع شدم و در کیف من هم آن عکس بود به همراه یک شال سبز و دو بیانیه آقای موسوی(سی و یکم دستگیر شدم) در کیف من بود که دوستانی که آنجا بودند به من گفتند: کوله‌ات را باز کن که من ببینم چون من مسیر رفت و آمدم هفت تیر است. آن روز هم در هفت تیر هیچ خبری از مردم نبود، یعنی یک‌سری عادی آمده بودند مطابق معمول بروند مانتو بخرند و یک چیز ‌این‌طوری عادی و من هم چون مسیرم است از شرکت برای این که بخواهم بروم خانه، از مترو استفاده می‌کنم و نزدیک‌ترین ایستگاه به من هفت تیر است در حال رفتن به سمت ایستگاه مترو بودم که آن دوست عزیزم به من گفت که کوله را بده من ببینم در آن چیست؟ و من کوله را دادم، دیدند که این مسائل هست یعنی بیانیه و آن شال‌سبز و اینها بعد احتمال این را دادند که من بخواهم آن‌جا شروع به فعالیت کنم. من هرچه توضیح دادم گفتند: نه و سوار ماشین شو برویم که رفتیم. در مورد ایمیل هم می‌خواستم توضیح بدهم ایمیل هم خوب، با توجه به این که smsها ]پیامک‌ها[  کاملا بسته بود و هیچ فعالیت در زمینه sms وجود نداشت اطلاع‌رسانی‌ها کلا حدش پایین آمده بود، بنابر هر دلیلی ایمیل هم همان‌طور که همه می‌دانند دو قسمت Inbox ]بخش دریافت نامه‌های الکترونیکیو Sent ]بخش ارسال نامه‌های الکترونیکی[  دارد، من بیشتر فکر می‌کنم به خاطر Inbox‌ام این اتهام به من وارد شده Inbox من هیچ دخالتی در آن ندارم. مواردی است که برای من ارسال می‌شود حالا هر چیزی می‌تواند باشد، شاید من به خاطر این که آنها را پاک نکردم متهم باشم، منکر این هم نمی‌شوم که چند تا از آنها را ارسال کردم برای چند تا از دوستانم ولی کلیه موارد توی ایمیل من عکس‌هایی که هست لیبل خبرگزاری‌های خودمان را دارد. یعنی عکس‌های شخصی نیست، همه آنها عکس‌های خبرگزاری‌هاست.
قاضی: وکیل محترم در جایگاه حضور به هم رسانند!
دفاعیات وکیل مدافع متهم
به نام خداوند جان‌آفرین، حکیم سخن در زبان‌آفرین، با استیذان از محضر دادگاه عرض کنم که کیفرخواست قرائت شده توسط نماینده محترم دادستان عناوین بسیار گسترده و موسعی را عنوان کردند که غالب مواردش یعنی در حدود صددرصد مواردش حالا یک ذره ممکن است دو سه درصد احیانا به موکل من قابل انتساب و توجه باشد، بقیه اتهامات اساسا به موکل من وارد نیست، ایشان استناد به مواد 500 و 610 فرمودند که بحث تجمع و تبانی برای ارتکاب جرائم است. ایشان خودشان اقرار فرمودند که در سه مورد از تجمعات شرکت کردند، همان‌گونه که عده خیلی زیادی از مردم شرکت کردند. در آن یک هفته اول، قبل از سخنان مقام معظم رهبری، بعد از آن هم زمانی که ایشان دستگیر شدند، ظاهرا از محل کارشان به سمت منزل می‌رفتند و کوله ایشان را تفتیش کردند، چند عکس و همان طوری که خودشان فرمودند یک شال سبز و اینها، نهایتا دستگیر شدند و اساسا اکثر این اتهامات ماده 689 درخصوص حرق و تخریب ماده 618 در مورد هیاهو و جنجال و تعرض به افراد، اخلال در نظم عمومی، اساسا به موکل بنده صدق نمی‌کند چون ایشان خودشان گفتند که من فقط در تجمعات ساکتی که در آن  یک هفته برگزار شده بود شرکت کرده بودم و نه بیشتر از آن و زمانی هم که دستگیر شد، اتهام ایشان این است که یک شال سبز داشته و یک بیانیه‌ای از کاندیدای منتخبی که اسمش را آوردند و یکی دو عکس داشتند که ظاهرا این برای ایمیلشون توسط Inbox شون رسیده بوده و برای دوستان بسیار نزدیکش اینها را می‌فرستاده. یعنی هیچ مدرکی موجود نیست که احیانا عکس‌ها را ارسال کرده باشد برای کسانی که از آن سوءاستفاده‌ای بتوانند بکنند.
مطالبی که عرض کردم به صورت شفاهی و مختصر بوده اگر اجازه بفرمائید من اینها را به عنوان لایحه فرصتی بفرمائید تدوین کنم و در اختیار دادگاه محترم بگذارم. برای لایحه مدتی به من وقت بدهید!
قاضی: مشکلی نیست، یک هفته مهلت داده می‌شود که شما لایحه را بیاورید، الان آقای پوررضا، آخرین دفاعیات را شما بفرمائید!
متهم: عرض کنم یک نکته‌ای را من در مورد راهپیمایی که در آن حضور داشتم، می‌خواستم خدمتتان عرض کنم. (بیست و پنجم) اولین راهپیمایی که من حضور داشتم، من خودم شخصا تنها حضور داشتم یعنی کلا هیچ کدام از دوستانم با من نبودند، خوب، از صبح در محل کارم از طریق اینترنت پیگیر اخبار بودم، اخبار خیلی ضد و نقیض بود، یک‌بار اعلام می‌شد که مجوز دارد، یک‌بار اعلام می‌شد مجوز ندارد، یک‌بار از طرف یک شخصی می‌گفتند نروید، دوباره می‌گفتند بروید. تا که بالاخره خودم تصمیم گرفتم، گفتم می‌روم،  با توجه به نوع جو آدم می‌تواند متوجه بشود که وضعیت به چه صورت است، بعد من رفتم، سیل جمعیت را دیدم، بعد این را دیدم که مأموران نیروی انتظامی همه در همان مسیر حضور داشتند ولی کوچک‌ترین درگیری وجود نداشت.
همه از کنار مأموران رد می‌شدند، با هم صحبت می‌کردند، این باعث شد که بعد آن قضیه اصل 27 قانون اساسی اینها همه پیچیده‌ بود من احساس کردم، با توجه به جو احساس کردم، که خوب طبیعتا این مشکل نمی‌تواند باشد، بعد پوشش خبری آن راهپیمایی را دیدم، هیچ اشاره‌ای به غیرقانونی بودنش نشده بود، در آن پوشش خبری، فقط اسم از معترضین برده شده بود، همه اینها باعث شد که من در دو راهپیمایی بعدی هم حضور داشته باشم، بعد در دومی هم رفتم دیدم  باز هم هیچ مشکلی، نمی‌دانم، شعار دادن حتی وجود نداشت در این راهپیمایی‌ها، حداقل در آن مقطعی که من بودم. همه همدیگر را به سکوت دعوت می‌کردند، برای همین احساس کردم که اینها نمی‌تواند مشکل باشد، ولی خوب، بعدا متوجه شدم که نه همین که اینها مجوز قانونی نداشتند و حضور من در این راهپیمایی‌های غیرقانونی می‌تواند برای من مورد اتهام باشد و من اینها را قبول دارم و در آخر هم از درجه اول از خداوند متعال، از ملت شریف کشورم و از دادگاه محترم طلب عفو و بخشش دارم و این که اعلام می‌کنم که من به شدت از این که در این مراسم غیرقانونی راهپیمایی حضور داشتم، به شدت پشیمان و نادم هستم و طلب عفو و بخشش دارم.
قاضی: تشکر، بفرمائید!
متهم میثم قربانی
قاضی: آقای میثم قربانی، در جایگاه قرار بگیرند. معاون محترم دادستان کیفرخواست انفرادی متهم را قرائت کنند !
الف: هویت متهم: آقای میثم‌قربانی، فرزند حجت‌الله، اهل تهران، ساکن تهران، متولد 1367، بازداشت به لحاظ قرار تامین بازداشت موقت، باسواد، متاهل، شغل آزاد.
ب: اتهام: 1- ساخت و پرتاب نارنجک دست‌ساز و آتش‌زا و پرتاب آن در سطح خیابان‌ها 2- تمرد نسبت به مامورین حین انجام وظیفه به نحو حمله و پرتاب نارنجک و سنگ‌پرانی 3- اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی 4- فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی و ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت و مراجع رسمی کشور 5- اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب و حرکات غیرمتعارف و ایجاد ترس و وحشت در جامعه 6- مشارکت در تخریب و احراق اموال دولتی، عمومی و خصوصی.
ج: زمان و مکان دستگیری متهم: زمان 88/3/25 مکان: مینی‌سیتی شهر تهران.
د: دلایل و مستندات اتهام: 1- گزارش مامورین مبنی برشناسایی متهم به عنوان یکی از عوامل اغتشاشات 2- کشف نارنجک دست‌ساز و لباس فرم سپاه از متهم 3- دستگیری متهم حین ارتکاب جرم و صورت جلسه آن 4- اقاریر صریح متهم مبنی بر حضور در تجمعات و پرتاب نارنجک دست‌ساز در سطح خیابان‌های تهران 5- سایر قرائن و امارات مضبوط در پرونده.
هـ : دلایل قانونی درخواست کیفر و مجازات: اتهامات نامبرده با توجه به مجموع محتویات پرونده و دلایل موجود منطبق است با مواد 500، 514، 607، 610، 618، 677، 687 و 689 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370با رعایت مواد 42، 46 و 47 قانون یاد شده بناءً علی هذا با توجه به مطالب فوق‌الذکر و مجموع محتویات پرونده به لحاظ اهمیت موضوع و میزان خسارت وارده به کشور و اعتماد عمومی جامعه و همسویی با رسانه‌های معاند و گروه‌های مخالف نظام و اخلال شدید در نظم و امنیت جامعه، محاکمه و اشد مجازات را برای متهم یاد شده درخواست دارم.
قاضی: تشکر، آقای قربانی، ابتدا خودت را کاملا معرفی کن!
دفاعیات متهم
به نام خداوند شادی، اعتقاد، انرژی. میثم قربانی هستم، متاهل، دانشجو، 21 ساله متولد 1367، ساکن تهران.
قاضی: خوب آقای قربانی براساس کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی انقلاب تهران، اتهامات شما دایر بر: [متن کیفرخواست قرائت]، دفاعیات خود را بیان کنید!