کد خبر: ۵۰۸۰۳
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۷
مستنداتی از سیر حوادث و اظهارات و اعترافات متهمان وقایع پس از انتخابات

اعترافات هنرمندی که از اعمال خود نادم و پشیمان بود(پاورقی)

قاضی: گزارشات موجود در پرونده، حکایت از این دارد که شما شب‌ها برای جوان‌ها صحبت می‌کنی و آن‌ها را تشویق و ترغیب به اغتشاش می‌کنید. در اغتشاشات سنگ‌پرانی به ماموران انجام دادی. برای جوانان کاغذ و کارتن برای آتش‌سوزی گردآوری می‌کردی، حالا توضیح دارید، بفرمائید!
متهم: من کارتن را که توضیحش را دادم. آنجا پر از کارتن است برای این که سوپر و میوه‌فروشی کنار هم است و من هر روز می‌روم آن‌جا و می‌بینم این را ولی نه من سخنرانی نمی‌کردم. ببینید ممکن است که مثلا یک سری مسائل سیاسی را من تحلیل می‌کردم چون تجربه دارم، از قدیم می‌دانستم چی به چیه و این موج یک مقدار...
قاضی: منظور ترغیب جوانان به شرکت در آشوب.
متهم: من کسی را ترغیب نکردم. ببینید سوءتفاهم ممکن است برای کسی برای همان دوست جوانمان به وجود آمده باشد، ولی من همیشه به او می‌گفتم که نرو درگیر بشو، خطرناک است و تو را می‌گیرند. یعنی این را من همیشه می‌گفتم که این کار را نکند. و خودش می‌داند که من این را می‌گفتم و شب را من سخنرانی نمی‌کردم. زمانی که من بعد از شاگردانم خرید می‌رفتم، مردم همه می‌آمدند به آن سوپر، میوه فروشی، جاهای دیگر و داستان داغ بود و صحبت می کردند. هر کسی یک عقیده‌ای می‌گفت. منتها این دوست ما چون من را خوب می‌شناخت ممکن است مثلا آن یک سری حرف‌های من را فقط یادش مانده باشد که تکرار کند.
قاضی: خب چه انگیزه‌ای دارد که آقای اژدادی این حرف‌ها را علیه شما به صراحت بزند؟
متهم: هیچ‌ انگیزه‌ای ندارد، دوست خوب من است.
قاضی: اختلافی که با هم ندارید؟
متهم: اصلا نداریم، همیشه از او دفاع کردم.
قاضی: حرف‌های ایشان را قبول دارید؟
متهم: من فکر می‌کنم که ایشان بسیار جوان و یک مقدار وقتی که آمده، آوردنش به اوین، داستان را بیشتر چیز کرده، یعنی پیاز داغ آن را بیشتر کرده، گفته مثلا ولی در هر صورت خودش می‌داند من همیشه به او می‌گفتم درگیر نشو به هیچ‌وجه! و خودم هم درگیر نمی‌شدم و هیچ  کس دیگری را هم نمی‌گذاشتم [درگیر شود].
قاضی: از وکیل محترم درخواست می‌شود در جایگاه قرار بگیرند!
دفاعیات وکیل مدافع متهم
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس الیک بما اریک الله. به وکالت از آقای کامران جهان‌بانی نکات ذیل را به استحضار می‌رساند.
1- در این پرونده نیز مانند سایر پروند‌ه‌ها کیفرخواست صادره و مواد استنادی در کلیه موارد و متنها مشابه و متحدالشکل می‌باشد در صورتی که اصلح بود برای هر متهم و به تناسب اتهام و اقدامات انتسابی و نوع‌ افعال انجام شده کیفرخواست مربوطه با مواد قانونی مرتبط صادر می‌گردید. مضافا این که تعقیب کیفری موضوع ماده 677 در این مورد نیز نیازمند شاکی خصوصی می‌باشد که وجود ندارد.
2- با توجه به مدارک و محتویات پرونده و دلایل مستدل صرفا اتهام حضور در برخی تجمعات محلی نزدیک منزل موکل و یک مورد حریق در معبر عمومی، (همان توضیحی که موکل دادند حریق کارتن) محرز و مسلم گردیده است،که قطعا مصداق مواد مندرج در کیفرخواست نبوده و صرفا مصداق ماده 618 قانون مجازات اسلامی می‌باشد که آن هم تحت تاثیر تحریکات غیرصورت پذیرفته و کنجکاوی نیز آن را تشدید نموده است.
3- موکل راسا و مکررا و بدون تناقض صادقانه در کلیه مراحل اقرار به اقدامات واقعی و معمول و مستحدثه از ناحیه ایشان نموده که دقیقا عبارت از حضور در تجمعات محلی و نه سایر اماکن و حریق در معبرعام، می‌باشد. آن هم به عنوان یک فرد مسن و هنرمند با سابقه طولانی اقامت در محل سکونت خود که قابل توجه است، که در بازرسی از منزل نام برده، هیچ‌گونه اشیا و موارد ممنوعه کشف نگردیده، حتی وسایل متعارف الکترونیکی از جمله رایانه نداشته است. مضافا این که موارد منتسبه به ایشان مستند نبوده، مستند عکس یا فیلم یا CD در پرونده نمی‌باشد.
4- موکل فاقد سابقه موثر کیفری بوده، از حسن شهرت محلی برخوردار است. از آنجا که حتی مستند گزارش کارشناس پرونده، همکاری لازم معمول نموده است. باصداقت کامل، مقر به اشتباهات مقطعی و موردی خود می‌باشد و از آنها نیز نادم بوده است. و در واقع طی مدت گذشته و با تامل در افکار و رفتار خود تذکر و تنبه لازم را حصول نموده است. تقاضای رفع اتهام و تطبیق دقیق و صحیح اقدامات ایشان با مواد قانونی و اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی و نهایتا برخورد توام با تعالیم رفیع قضاوت اسلامی به لحاظ عدم وجود سوءنیت قبلی و برنامه قبلی را دارم تا ضمن اصلاح رویه ناصواب بیش از پیش رافت و عدالت اسلامی جلوه‌گر و نمایان گردد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
قاضی: دست شما درد نکند! آقای جهان‌بانی، یک دفترچه‌ای از شما کشف شده که در بعضی از صفحاتش کلمه جلسه، چند بار تکرار شده و با یک شماره تلفن.
متهم: من می‌توانم برای شما توضیح بدهم. نمره هم زده شده؟ یک دو سه چهار پنج شیش؟
قاضی: بله.
متهم: این شاگرد‌های من که می‌آیند خصوصی...
قاضی: ارتباطی با آن سخنرانی‌های شبانه که نداره؟
متهم: نه اینها ترمی که می‌آیند.
قاضی: پس مربوط به شغلتان است؟
متهم: بله، شماره تلفن و اسمشان را می‌نویسم، بعد ده جلسه نمره می‌زنم یا دوازده جلسه، هر دفعه که می‌آیند یک تیک به این می‌زنم.
قاضی: بله، حالا شما اتهامات را شنیدید، آخرین دفاعیات را بیان کنید!
متهم: چشم. من آخرین دفاعی که دارم این که شما فرمودید تنها خدا و قانون بالاتر از قاضی است. خوب، هر کسی خدای خودش را داره و خدا را که همیشه ناز و نیاز داریم با هم، مسئله جدایی است. قانون را من نمی‌شناسم ولی این‌جا به عنوان قاضی، پس پناه می‌برم به شما به این دلیلی که عرض می کنم. آن دوست جوان من، سوءتفاهمی شده یا حالا یک مقدار ترسیده خیلی شلوغ کرده حرف‌های مرا. من اصلا از آن ناراحت نیستم ولی چیزی که هست از طرفی کسان دیگری هم هستند، یعنی باید هر دو طرف را دید، آن مادر و پسری که من رفتم در شلوغی که داشتند سنگ به ایشان پرتاب می‌کردند و خواهش کردم و بردم به خانه‌شان، می‌شود از آنها پرسید، این کار شده یا نه. آن جوان‌هایی که در ساختمان من بودند، اجازه نمی‌دادم سطل‌زباله آتش بزنند. یا بروند درگیر شوند وجود دارند اسامی آن‌ها را هم گفتم. چرا آن طرف را نمی‌روند بپرسند؟ من از شما استدعا می‌کنم این را شما حتما در نظر بگیرید که بپرسند اگر دیدند آن‌ها هم می‌گویند: آقا، این شبانه همیشه می‌آمد سخنرانی می‌کرد و نه غیر از این است، من حتما حقم همین است، اشد مجازات برای من کم است ولی اگر جز این بود در نظر گرفته بشود.
قاضی: تشکر می‌کنم. بفرمائید!
متهم: خیلی ممنون.
قاضی: خواهش می‌کنم.