آمریکا چرا با داعش مقابله نمیکند؟!
خوابهایی که آمریکا برای عراق دیده است
وضعیت پیچیده عراق منجر به تأثیرگذاری قابل توجه بازیگران خارجی در روندهای جاری و آتی این کشور شده است؛ اما یکی از تأثیرگذارترین بازیگران خارجی در عراق بعد از تجاوز نظامی به این کشور آمریکا است که اهداف و سناریوهای مدنظر آن تأثیر مهمی در صحنه سیاسی عراق داشته است. با این وجود، باتوجه به منافع متنوع اقتصادی، سیاسی و امنیتی آمریکا در عراق و ملاحظات داخلی، منطقهای و بینالمللی، نمیتوان سیاست خارجی آمریکا در عراق را در یک محور یا هدف مشخصی خلاصه کرد؛ بلکه باتوجه به این ملاحظات و تحولات میدانی در گذر زمان، سناریوهای مختلفی برای عراق مدنظر دولتمردان آمریکایی قرار گرفته است که البته برخی از آنها دارای اولویت بیشتری هستند.
با وجود هزینه750میلیارد دلاری حمله به عراق برای آمریکا و تلفات گسترده انسانی به دلایلی مانند اهمیت راهبردی عراق برای آمریکا، دولت این کشور با ابزارها و سیاستهای مختلف درپی حفظ و افزایش نفوذ خود در عراق طی یک دهه گذشته بوده است. در جهت رسیدن به چنین هدفی، آمریکا بعد از خروج از عراق تلاش داشته این تصور را القا کند که بمبگذاریها نشان میدهد که بدون آمریکا امکان برقراری امنیت در عراق وجود ندارد. همچنین این کشور با هدف تقویت موضع خود در عراق رفتارهایی نظیر تظاهر به تعامل با همه گروههای سیاسی و وابسته کردن امنیتی عراق به خود را اتخاذ کرده است. اعمال فشار بر دولت مرکزی عراق نیز از جمله رفتارهای آمریکا در راستای اهداف خود طی سالهای اخیر به شمار میرود.
با وجود اتخاذ چنین رفتارهایی طی سالهای اخیر، آمریکا در مواجهه با بحران کنونی عراق یعنی ظهور و گسترش داعش در حد انتظارات عمل نکرده که البته دلیل این امر را نیز باید در اهداف کلان آمریکا در قبال عراق جستوجو کرد. وضعیت کنونی عراق از برخی جهات مشابه جنگ داخلی و بحران امنیتی بین سالهای 2006 تا 2008 است که در آن زمان آمریکا با صرف منابع اقتصادی و نظامی برای رسیدن به اهداف خود سعی بر کنترل بحران در عراق داشت ولی در دوره کنونی حاضر به هزینه کردن برای بهبود اوضاع عراق نیست. هر چند دلیل سیاست کنونی آمریکا در عدم اقدام جدی برای سرکوب داعش و برقراری ثبات در عراق را باید در سناریوهای مطلوب و مدنظر دولت این کشور برای آینده عراق ریشهیابی کرد. با درنظر داشتن منافع گوناگون آمریکا در عراق و ملاحظات مختلف آن و تحولات میدانی در این کشور، میتوان گفت آمریکا سناریوهای زیر را در عراق تعقیب میکند که البته برخی دارای اولویت بیشتری بوده و یا از امکان بیشتری برای اجرایی شدن دارا هستند.
تضعیف دولت مرکزی شیعی
آمریکا پس از ساقط شدن صدام نهتنها ناخواسته، یکی از دشمنان ایران را حذف کرد بلکه بعد از به قدرت رسیدن شیعیان عراق پس از انتخابات پارلمانی در سال 2005، عراق را به بازیگری همسو با ایران تبدیل کرد، که منجر به افزایش نفوذ منطقهای ایران، به عنوان اصلیترین مخالف منطقهای آمریکا- شد. لذا از آنجا که هزینه گسترده اقتصادی و سیاسی اشغال عراق با نتیجه مطلوب آمریکا همراه نشده است، دولت این کشور در دوران کنونی تلاش دارد با تغییر وضعیت عراق نفوذ خود را در عراق و منطقه در مقابل بازیگرانی مانند ایران افزایش دهد. مهمترین اقدام لازم در این زمینه تضعیف دولت مرکزی شیعی عراق و تقویت دیگر بازیگران سیاسی در این کشور است. تعقیب این سناریو از سوی آمریکا هرچند ممکن است با پیامدهایی مانند تشدید منازعات فرقهای همراه باشد، اما برخی از سیاستهای اعمالی آمریکا و تحولات میدانی در عراق نشان از تعقیب جدی آن از سوی دولت اوباما دارد. نمونههای این امر اعمال فشار بر نوری المالکی برای کنارهگیری از قدرت بهرغم پیروزی در انتخابات، اعلام اهداء کمک نظامی مستقیم به گروههای سنی و کرد، مذاکره و تعامل سیاسی مستقیم با کردها و گروههای سنی بدون توجه به مخالفتهای دولت مرکزی عراق و اعمال فشار در چینش ترکیب کابینه عراق برای جلب رضایت گروههای سنی به شمار میروند.
همچنین از آنجا که دولت تحت رهبری شیعیان عراق برخلاف برخی گروههای سنی و کرد همسویی کاملی با اولویتهای آمریکا در موضوع بحران سوریه و برخی دیگر مسائل منطقه نداشته است، یکی از سناریوها و شرایط مطلوب برای آمریکا در آینده، تضعیف دولت مرکزی و تقویت دیگر گروههای سیاسی همسو با خود در این کشور است. لذا تغییر آرایش قدرت در عراق، یعنی کاستن از قدرت شیعیان و تقویت جایگاه دیگر گروههای سیاسی را میتوان یکی از سناریوهای مطلوب آمریکا در این کشور درنظر گرفت.
بحرانی نگه داشتن
اوضاع عراق
گسترش دامنه نفوذ داعش در عراق، تسلط آن بر برخی مناطق غربی و شمالی این کشور و امکان پیشروی آن به سمت بغداد و یا مناطق کردنشین منجر به ظهور یک بحران امنیتی جدید در عراق شده است که با پیامدهایی در داخل این کشور و سطح منطقه همراه میباشد. اما نکته قابل توجه در رابطه با ظهور و گسترش نفوذ داعش، کمتوجهی به فعالیت آن در عراق و یا فقدان اراده جدی برای مبارزه با آن از سوی آمریکا بوده است. زیرا در صورت وجود اراده لازم برای سرکوب این گروه تروریستی از سوی آمریکا، فعالیت داعش در عراق در مدتی کوتاه متوقف یا دستکم کنترل میشد. با توجه به این امر و در نظر داشتن آگاهی اطلاعاتی آمریکا از ظهور و گسترش داعش، به نظر میرسد دولت آمریکا عامدانه رویکرد انفعال در سرکوب داعش در عراق را در پیش گرفته است؛ زیرا چنین وضعیتی را در راستای منافع خود میپندارد. بدین نحو که تداوم بحران امنیتی در عراق با مزایا و یا فرصتهایی برای آمریکا همراه خواهد بود. البته چنین وضعیتی با پیامدهای امنیتی منفی برای متحدان منطقهای آمریکا نیز همراه است و تصمیم آمریکا در جلوگیری از گسترش تصرفات داعش با حملات محدود هوایی علیرغم عدم اقدام جدی در سرکوب آن را نیز در این راستا باید تحلیل کرد. آمریکا البته سعی دارد تا ضمن کنترل و نه از میان بردن داعش در عراق، متحدان خود در منطقه را از این خطر مصون بدارد یک نمونه از این تلاشها، اقدام آمریکا در تجهیز اردن به سیستم امنیتی و شناسایی در مرزهایش با عراق و سوریه است که مانع از نفوذ تروریستها به اردن میشود.
با توجه به چنین شرایطی، تداوم بحران امنیتی عراق و تداوم فعالیت داعش در این کشور با مزایا یا فرصتهایی برای آمریکا نظیر امنیتی شدن منطقه و گسترش فروش تسلیحات آمریکایی، افزایش نفوذ امنیتی و نظامی آمریکا در عراق و کشورهای همسایه آن، آسیبپذیری بیشتر دولت مرکزی عراق در مقابل خواستهها و فشارهای آمریکا و ایجاد بهانه برای حضور نظامی همراه بوده است. با توجه به چنین مواردی، دولت آمریکا تداوم اوضاع بحرانی در عراق و عدم حل بحران امنیتی این کشور را یکی از سناریوهای مطلوب خود میداند.
بازگشت نظامی به عراق
هدف اصلی سیاست خارجی آمریکا در قبال عراق افزایش نفوذ در این کشور و همسو کردن آن با اولویتهای منطقهای خود است. یکی از سناریوهای مطلوب آمریکا برای دسترسی به این هدف افزایش نفوذ نظامی و امنیتی در عراق با بازگشت نیروهای نظامی خود به این کشور است. زیرا حضور نظامی در عراق، تاثیرگذاری و فشار بر دولت آن کشور را افزایش خواهد داد و آمریکا را به اهداف خود نزدیکتر خواهد کرد. در واقع هر چند بازگشت نظامی به عراق با مخالفتها و نارضایتیهای گستردهای در داخل آمریکا همراه خواهد شد و هزینههای زیادی نیز بر دولت این کشور تحمیل خواهد کرد، اما برخی اظهارنظرات مقامات آمریکایی و همچنین رفتارهای این کشور نشان از تمایل آن برای بازگشت به وضعیت حضور نظامی در عراق دارد. با وجود حضور تعداد قابل توجهی از نیروهای نظامی آمریکایی با اهداف اعلامی آموزشی در عراق، به نظر میرسد بحران ظهور داعش بهانه لازم برای آمریکا به منظور بازگشت نظامی به عراق و افزایش نیروهای نظامی خود در این کشور را مهیا کرده است. در واقع هر چند آمریکا تمایلی برای اتخاذ اقدام جدی برای شکست داعش ندارد اما این موضوع را فرصتی برای بازگشت نظامی به عراق میداند. رفتارهایی مانند بازدید پرشمار فرماندهان نظامی آمریکایی از عراق طی یک سال اخیر از جمله سفر ژنرال «دمپسی» به این کشور را میتوان نمودهای عینی تدوین چنین سناریویی از سوی آمریکا برشمرد. علاوه بر این، اظهارنظر مقامات رسمی دولت آمریکا در مورد زمانبر بودن مبارزه با داعش و شکست آن و تاکید اوباما بر ضرورت افزایش نیروها در عراق نیز از جمله نشانههای برنامه آمریکا برای حضور نظامی در عراق است. آمریکا بهتازگی اعلام کرده که 450 نیروی نظامی برجسته خود را برای آموزش نیروهای ارتش عراق به بغداد خواهد فرستاد.
تجزیه عراق
برخی رفتارهای آمریکا طی یک سال اخیر نشان میدهد تجزیه عراق و جدا شدن کردها و مناطق سنینشین نیز یکی از سناریوهای مدنظر برخی مراکز قدرت در آمریکا به شمار میرود. از آنجا که با وجود هزینههای گسترده برای تجاوز و اشغال عراق و پس از آن همکاریهای گسترده میان آمریکا و عراق، دولت مرکزی این کشور تحت رهبری شیعیان نه تنها همسویی و همکاری کاملی با آمریکا در مسائل داخلی و منطقهای ندارد، بلکه روابط مساعدی نیز با رقبا و مخالفان آمریکا از جمله ایران برقرار کرده است. این اندیشه در میان برخی مراکز قدرت در آمریکا ایجاد شده که با تجزیه عراق نه تنها نفوذ ایران در این کشور از بین خواهد رفت بلکه دولتهای کوچک شکل گرفته از آن نیز به دلایلی نظیر نیازهای اقتصادی و امنیتی به آمریکا وابسته خواهند شد. چنین استدلالی زمینه را برای تقویت این اندیشه در آمریکا فراهم کرده و آن را به یکی از سناریوهای مدنظر مقامات آمریکایی برای آینده عراق تبدیل کرده است؛ تا جایی که این موضوع از سوی برخی مقامات رسمی و مراکز قدرت نیز مورد توجه قرار گرفته است. از جمله این موارد میتوان به اظهارات «جو بایدن» معاون اوباما اشاره داشت که تجزیه عراق را تنها راه حل بحران این کشور معرفی کرده است. او حتی در سالهای ابتدایی اشغال عراق توسط آمریکا نیز این ایده را مطرح کرده بود. علاوه بر این، بحث کمک نظامی مستقیم آمریکا به گروههای سنی و کرد نیز نشانههایی از جدیت این سناریو را نمایان کرد. بهطوری که طرح کنگره آمریکا برای کمک نظامی مستقیم به این گروهها هرچند با واکنش تند دولت مرکزی عراق مواجه شد، اما میتواند مقدمه اقدامات آمریکا برای اجرای چنین سناریویی باشد. زیرا از نظر برخی مقامات آمریکایی، صرفنظر از پیامدهای منفی بلندمدت تجزیه عراق برای آمریکا و متحدان آن، این طرح فرصتهایی نیز برای آمریکا در زمان کنونی ایجاد میکند.
نتیجهگیری
بهطور کلی با توجه به سیاستهای اعمالی آمریکا، اظهارات مقامات این کشور، تحولات میدانی عراق و کل منطقه و راهبردهای منطقهای سیاست خارجی دولت آمریکا در کنار اهداف متنوع و منافع مختلف آن در عراق، چهار سناریوی فوق را میتوان سناریوهای مطلوب آمریکا در قبال عراق دانست که در پی اجرایی کردن آنها میباشد. اما نکته قابل توجه در این رابطه این مسئله است که هر یک از چهار سناریوی فوق اولویت یکسانی برای آمریکا ندارد و هر کدام از آنها با پیامدهای مثبت و منفی متفاوتی نیز برای این کشور همراه خواهد بود. بدین نحو که با توجه به اولویتهای سیاست خارجی دولت اوباما میتوان گفت دو سناریوی نخست محتملتر از سناریوهای بازگشت نظامی به عراق یا تجزیه این کشور هستند و دارای اولویت مهمتری نیز میباشند. همچنین دو سناریوی نخست پیامدهای منفی کمتری برای آمریکا خواهند داشت زیرا دو سناریوی بازگشت نیروهای نظامی به عراق یا تلاش برای تجزیه این کشور علیرغم فرصتهایی که برای آمریکا ایجاد میکنند، با پیامدهای منفی قابل توجهی برای آمریکا و متحدان منطقهای آن مانند هزینههای اقتصادی و تهدیدات امنیتی و ارضی همراه خواهند بود.
منبع: تبیین
با وجود هزینه750میلیارد دلاری حمله به عراق برای آمریکا و تلفات گسترده انسانی به دلایلی مانند اهمیت راهبردی عراق برای آمریکا، دولت این کشور با ابزارها و سیاستهای مختلف درپی حفظ و افزایش نفوذ خود در عراق طی یک دهه گذشته بوده است. در جهت رسیدن به چنین هدفی، آمریکا بعد از خروج از عراق تلاش داشته این تصور را القا کند که بمبگذاریها نشان میدهد که بدون آمریکا امکان برقراری امنیت در عراق وجود ندارد. همچنین این کشور با هدف تقویت موضع خود در عراق رفتارهایی نظیر تظاهر به تعامل با همه گروههای سیاسی و وابسته کردن امنیتی عراق به خود را اتخاذ کرده است. اعمال فشار بر دولت مرکزی عراق نیز از جمله رفتارهای آمریکا در راستای اهداف خود طی سالهای اخیر به شمار میرود.
با وجود اتخاذ چنین رفتارهایی طی سالهای اخیر، آمریکا در مواجهه با بحران کنونی عراق یعنی ظهور و گسترش داعش در حد انتظارات عمل نکرده که البته دلیل این امر را نیز باید در اهداف کلان آمریکا در قبال عراق جستوجو کرد. وضعیت کنونی عراق از برخی جهات مشابه جنگ داخلی و بحران امنیتی بین سالهای 2006 تا 2008 است که در آن زمان آمریکا با صرف منابع اقتصادی و نظامی برای رسیدن به اهداف خود سعی بر کنترل بحران در عراق داشت ولی در دوره کنونی حاضر به هزینه کردن برای بهبود اوضاع عراق نیست. هر چند دلیل سیاست کنونی آمریکا در عدم اقدام جدی برای سرکوب داعش و برقراری ثبات در عراق را باید در سناریوهای مطلوب و مدنظر دولت این کشور برای آینده عراق ریشهیابی کرد. با درنظر داشتن منافع گوناگون آمریکا در عراق و ملاحظات مختلف آن و تحولات میدانی در این کشور، میتوان گفت آمریکا سناریوهای زیر را در عراق تعقیب میکند که البته برخی دارای اولویت بیشتری بوده و یا از امکان بیشتری برای اجرایی شدن دارا هستند.
تضعیف دولت مرکزی شیعی
آمریکا پس از ساقط شدن صدام نهتنها ناخواسته، یکی از دشمنان ایران را حذف کرد بلکه بعد از به قدرت رسیدن شیعیان عراق پس از انتخابات پارلمانی در سال 2005، عراق را به بازیگری همسو با ایران تبدیل کرد، که منجر به افزایش نفوذ منطقهای ایران، به عنوان اصلیترین مخالف منطقهای آمریکا- شد. لذا از آنجا که هزینه گسترده اقتصادی و سیاسی اشغال عراق با نتیجه مطلوب آمریکا همراه نشده است، دولت این کشور در دوران کنونی تلاش دارد با تغییر وضعیت عراق نفوذ خود را در عراق و منطقه در مقابل بازیگرانی مانند ایران افزایش دهد. مهمترین اقدام لازم در این زمینه تضعیف دولت مرکزی شیعی عراق و تقویت دیگر بازیگران سیاسی در این کشور است. تعقیب این سناریو از سوی آمریکا هرچند ممکن است با پیامدهایی مانند تشدید منازعات فرقهای همراه باشد، اما برخی از سیاستهای اعمالی آمریکا و تحولات میدانی در عراق نشان از تعقیب جدی آن از سوی دولت اوباما دارد. نمونههای این امر اعمال فشار بر نوری المالکی برای کنارهگیری از قدرت بهرغم پیروزی در انتخابات، اعلام اهداء کمک نظامی مستقیم به گروههای سنی و کرد، مذاکره و تعامل سیاسی مستقیم با کردها و گروههای سنی بدون توجه به مخالفتهای دولت مرکزی عراق و اعمال فشار در چینش ترکیب کابینه عراق برای جلب رضایت گروههای سنی به شمار میروند.
همچنین از آنجا که دولت تحت رهبری شیعیان عراق برخلاف برخی گروههای سنی و کرد همسویی کاملی با اولویتهای آمریکا در موضوع بحران سوریه و برخی دیگر مسائل منطقه نداشته است، یکی از سناریوها و شرایط مطلوب برای آمریکا در آینده، تضعیف دولت مرکزی و تقویت دیگر گروههای سیاسی همسو با خود در این کشور است. لذا تغییر آرایش قدرت در عراق، یعنی کاستن از قدرت شیعیان و تقویت جایگاه دیگر گروههای سیاسی را میتوان یکی از سناریوهای مطلوب آمریکا در این کشور درنظر گرفت.
بحرانی نگه داشتن
اوضاع عراق
گسترش دامنه نفوذ داعش در عراق، تسلط آن بر برخی مناطق غربی و شمالی این کشور و امکان پیشروی آن به سمت بغداد و یا مناطق کردنشین منجر به ظهور یک بحران امنیتی جدید در عراق شده است که با پیامدهایی در داخل این کشور و سطح منطقه همراه میباشد. اما نکته قابل توجه در رابطه با ظهور و گسترش نفوذ داعش، کمتوجهی به فعالیت آن در عراق و یا فقدان اراده جدی برای مبارزه با آن از سوی آمریکا بوده است. زیرا در صورت وجود اراده لازم برای سرکوب این گروه تروریستی از سوی آمریکا، فعالیت داعش در عراق در مدتی کوتاه متوقف یا دستکم کنترل میشد. با توجه به این امر و در نظر داشتن آگاهی اطلاعاتی آمریکا از ظهور و گسترش داعش، به نظر میرسد دولت آمریکا عامدانه رویکرد انفعال در سرکوب داعش در عراق را در پیش گرفته است؛ زیرا چنین وضعیتی را در راستای منافع خود میپندارد. بدین نحو که تداوم بحران امنیتی در عراق با مزایا و یا فرصتهایی برای آمریکا همراه خواهد بود. البته چنین وضعیتی با پیامدهای امنیتی منفی برای متحدان منطقهای آمریکا نیز همراه است و تصمیم آمریکا در جلوگیری از گسترش تصرفات داعش با حملات محدود هوایی علیرغم عدم اقدام جدی در سرکوب آن را نیز در این راستا باید تحلیل کرد. آمریکا البته سعی دارد تا ضمن کنترل و نه از میان بردن داعش در عراق، متحدان خود در منطقه را از این خطر مصون بدارد یک نمونه از این تلاشها، اقدام آمریکا در تجهیز اردن به سیستم امنیتی و شناسایی در مرزهایش با عراق و سوریه است که مانع از نفوذ تروریستها به اردن میشود.
با توجه به چنین شرایطی، تداوم بحران امنیتی عراق و تداوم فعالیت داعش در این کشور با مزایا یا فرصتهایی برای آمریکا نظیر امنیتی شدن منطقه و گسترش فروش تسلیحات آمریکایی، افزایش نفوذ امنیتی و نظامی آمریکا در عراق و کشورهای همسایه آن، آسیبپذیری بیشتر دولت مرکزی عراق در مقابل خواستهها و فشارهای آمریکا و ایجاد بهانه برای حضور نظامی همراه بوده است. با توجه به چنین مواردی، دولت آمریکا تداوم اوضاع بحرانی در عراق و عدم حل بحران امنیتی این کشور را یکی از سناریوهای مطلوب خود میداند.
بازگشت نظامی به عراق
هدف اصلی سیاست خارجی آمریکا در قبال عراق افزایش نفوذ در این کشور و همسو کردن آن با اولویتهای منطقهای خود است. یکی از سناریوهای مطلوب آمریکا برای دسترسی به این هدف افزایش نفوذ نظامی و امنیتی در عراق با بازگشت نیروهای نظامی خود به این کشور است. زیرا حضور نظامی در عراق، تاثیرگذاری و فشار بر دولت آن کشور را افزایش خواهد داد و آمریکا را به اهداف خود نزدیکتر خواهد کرد. در واقع هر چند بازگشت نظامی به عراق با مخالفتها و نارضایتیهای گستردهای در داخل آمریکا همراه خواهد شد و هزینههای زیادی نیز بر دولت این کشور تحمیل خواهد کرد، اما برخی اظهارنظرات مقامات آمریکایی و همچنین رفتارهای این کشور نشان از تمایل آن برای بازگشت به وضعیت حضور نظامی در عراق دارد. با وجود حضور تعداد قابل توجهی از نیروهای نظامی آمریکایی با اهداف اعلامی آموزشی در عراق، به نظر میرسد بحران ظهور داعش بهانه لازم برای آمریکا به منظور بازگشت نظامی به عراق و افزایش نیروهای نظامی خود در این کشور را مهیا کرده است. در واقع هر چند آمریکا تمایلی برای اتخاذ اقدام جدی برای شکست داعش ندارد اما این موضوع را فرصتی برای بازگشت نظامی به عراق میداند. رفتارهایی مانند بازدید پرشمار فرماندهان نظامی آمریکایی از عراق طی یک سال اخیر از جمله سفر ژنرال «دمپسی» به این کشور را میتوان نمودهای عینی تدوین چنین سناریویی از سوی آمریکا برشمرد. علاوه بر این، اظهارنظر مقامات رسمی دولت آمریکا در مورد زمانبر بودن مبارزه با داعش و شکست آن و تاکید اوباما بر ضرورت افزایش نیروها در عراق نیز از جمله نشانههای برنامه آمریکا برای حضور نظامی در عراق است. آمریکا بهتازگی اعلام کرده که 450 نیروی نظامی برجسته خود را برای آموزش نیروهای ارتش عراق به بغداد خواهد فرستاد.
تجزیه عراق
برخی رفتارهای آمریکا طی یک سال اخیر نشان میدهد تجزیه عراق و جدا شدن کردها و مناطق سنینشین نیز یکی از سناریوهای مدنظر برخی مراکز قدرت در آمریکا به شمار میرود. از آنجا که با وجود هزینههای گسترده برای تجاوز و اشغال عراق و پس از آن همکاریهای گسترده میان آمریکا و عراق، دولت مرکزی این کشور تحت رهبری شیعیان نه تنها همسویی و همکاری کاملی با آمریکا در مسائل داخلی و منطقهای ندارد، بلکه روابط مساعدی نیز با رقبا و مخالفان آمریکا از جمله ایران برقرار کرده است. این اندیشه در میان برخی مراکز قدرت در آمریکا ایجاد شده که با تجزیه عراق نه تنها نفوذ ایران در این کشور از بین خواهد رفت بلکه دولتهای کوچک شکل گرفته از آن نیز به دلایلی نظیر نیازهای اقتصادی و امنیتی به آمریکا وابسته خواهند شد. چنین استدلالی زمینه را برای تقویت این اندیشه در آمریکا فراهم کرده و آن را به یکی از سناریوهای مدنظر مقامات آمریکایی برای آینده عراق تبدیل کرده است؛ تا جایی که این موضوع از سوی برخی مقامات رسمی و مراکز قدرت نیز مورد توجه قرار گرفته است. از جمله این موارد میتوان به اظهارات «جو بایدن» معاون اوباما اشاره داشت که تجزیه عراق را تنها راه حل بحران این کشور معرفی کرده است. او حتی در سالهای ابتدایی اشغال عراق توسط آمریکا نیز این ایده را مطرح کرده بود. علاوه بر این، بحث کمک نظامی مستقیم آمریکا به گروههای سنی و کرد نیز نشانههایی از جدیت این سناریو را نمایان کرد. بهطوری که طرح کنگره آمریکا برای کمک نظامی مستقیم به این گروهها هرچند با واکنش تند دولت مرکزی عراق مواجه شد، اما میتواند مقدمه اقدامات آمریکا برای اجرای چنین سناریویی باشد. زیرا از نظر برخی مقامات آمریکایی، صرفنظر از پیامدهای منفی بلندمدت تجزیه عراق برای آمریکا و متحدان آن، این طرح فرصتهایی نیز برای آمریکا در زمان کنونی ایجاد میکند.
نتیجهگیری
بهطور کلی با توجه به سیاستهای اعمالی آمریکا، اظهارات مقامات این کشور، تحولات میدانی عراق و کل منطقه و راهبردهای منطقهای سیاست خارجی دولت آمریکا در کنار اهداف متنوع و منافع مختلف آن در عراق، چهار سناریوی فوق را میتوان سناریوهای مطلوب آمریکا در قبال عراق دانست که در پی اجرایی کردن آنها میباشد. اما نکته قابل توجه در این رابطه این مسئله است که هر یک از چهار سناریوی فوق اولویت یکسانی برای آمریکا ندارد و هر کدام از آنها با پیامدهای مثبت و منفی متفاوتی نیز برای این کشور همراه خواهد بود. بدین نحو که با توجه به اولویتهای سیاست خارجی دولت اوباما میتوان گفت دو سناریوی نخست محتملتر از سناریوهای بازگشت نظامی به عراق یا تجزیه این کشور هستند و دارای اولویت مهمتری نیز میباشند. همچنین دو سناریوی نخست پیامدهای منفی کمتری برای آمریکا خواهند داشت زیرا دو سناریوی بازگشت نیروهای نظامی به عراق یا تلاش برای تجزیه این کشور علیرغم فرصتهایی که برای آمریکا ایجاد میکنند، با پیامدهای منفی قابل توجهی برای آمریکا و متحدان منطقهای آن مانند هزینههای اقتصادی و تهدیدات امنیتی و ارضی همراه خواهند بود.
منبع: تبیین