نگاهی به وضعيت جنگلها و منابع طبيعي كشور( بخش نخست)
برنامهها خاك میگيرند و جنگلها خاكستر!(گزارش روز)
گروه گزارش
تقريبا زنگ خطر از مدتها قبل به گوش رسيده است. کارشناسان و متخصصان محیطزیست نیز بارها و بارها در اين خصوص ابراز نگرانی كردهاند. اما به راستي ريشه اصلي تخريب جنگلها در كجاست؟ رشد چشمگير تخریب جنگلها در کشور، تغییر کاربری جنگلها، نقش وزارتخانهها و نهادهای دولتی در نابودی جنگلها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگلها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگلها و مراتع کشور را میتوان از جمله دلایل عمده نابودی جنگلهای کشور دانست.
اواخر اسفند ماه سال گذشته بود كه مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان و دستاندرکاران منابع طبیعی و حفظ محیطزیست، حل مسائل و مشکلات زیستمحیطی همچون آلودگی هوا، پدیده ریزگردها و دست اندازی به جنگلها و مراتع و فضاهای سبز را نیازمند برنامهریزی، تدبیر، پیگیری مستمر و جدی و قاطعیت دستگاههای مرتبط دانستند و تأکید کردند: «حفظ محیطزیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با تهیه سند ملی محیطزیست و پیوست زیستمحیطی برای همه طرحهای عمرانی و صنعتی و همچنین جرمانگاری تخریب محیطزیست، به این وظیفه بسیار مهم، عمل شود.»
موضوع منابع طبيعي و خصوصا زيستگاههای جنگلي از اهميت به سزايي برخوردار است و همان طور كه تاكيدات صريح مقام معظم رهبري به خوبي گوياي اين اهميت است، لازم است با نگاه شفافتري به واقعيت حفظ و ترويج اين فرهنگ نگريست.
بارها و بارها اخبار و آمار و نظرات كارشناسي زيادي در خصوص وضعيت نگران كننده منابع طبيعي و به خصوص جنگلهای كشور شنيدهايم.اينكه هر ساله مساحت زيادي از اين درختها و پوشش گياهي متنوع بر اثر حوادث مختلف از بين میروند و تخريب میشوند. حوادثي از آتشسوزی و سيل و رانش زمين و ورود دام گرفته تا احداث جاده و پل و ساخت و سازهاي غيرقانوني.
اما در اين ميان آنچه كه مسلم است اينكه، در وحله اول هر چند در ظاهر اين اتفاقات خسارتهای جزئي به جنگلها و زيستگاههای طبيعي وارد میكند اما در بلند مدت تبعات سويي بجا خواهد گذاشت، تبعاتي كه حتي برخي از آنها هيچ راه جبراني نخواهد داشت.
همان طور كه در سالهاي اخير با پديدههای تازه ظهوري مثل انواع آلودگيها و ريزگردها مواجه بوديم و بسياري از مسئولان و كارشناسان منابع طبيعي و محیطزیست علت اصلي آن را نابودي جنگلها عنوان كردند، بعيد نيست در صورت عدم نظارت و اقدام مقتضي در آيندهاي نه چندان دور اين بحران چند برابر بيشتر از گذشته گريبان ما را بگيرند.
در گزارش امروز و فردای کیهان نگاهي داريم به وضعيت جنگلها و منابع طبيعي و خطراتي كه در صورت عدم برنامهريزي مناسب میتواند اين منابع را تهديد كند.
جنگلها در سراشيبي سقوط
طبق آمار سالهاي اخير به خوبي ضرورت حساسيت و نگراني در قبال جنگلها و منابع طبيعي احساس میشود.جنگلهایی كه با وجود همه قدمت و ارزشي كه در حفظ محیطزیست و تعديل آب و هوا دارند روز به روز نسبت به گذشته بيشتر از بين میروند.
براساس آخرين آمارهايي كه در منابع مختلف به ثبت رسيده است، در ایران بر روی هم سه میلیون و چهارصد هزار هکتار جنگل در دامنههای شمالی کوههای البرز و استانهای ساحلی دریای خزر وجود دارد.
مساحت جنگلهای دیگر که پراکنده درسایر نقاط کشور میباشند تا سه میلیون هکتار است. از این جنگلها تنها ۱/ ۳ میلیون هکتار برای بهرهبرداری صنعتی قابل استفادهاست، بقیه جنگلها به دليل کمبود در نگاهداری درست و یا آسیبهای طبیعی مورد بهرهبرداری نیستند.
دكتر فريد شمسيپور، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در رشته محیطزیست است. او درباره ارزش و ويژگيهای جنگلهای ايران در گفتوگو با گزارشگر كيهان میگويد: «خب درباره مزايا و نقش بيبديل درختها و جنگلها در اكوسيستم و بهطور كلي تمام كرهزمين بارها و بارها گفته شده است. همينطور اشاره به اين نكته كه جنگلهای ايران در اين بين چقدر ارزشمند است. طبق ارزيابيها و رتبهبنديهای صورت گرفته جنگلها بنا به قدمتي كه دارند از اهميت بيشتري برخوردارند و در اين بين جنگلهای ايران نيز به دليل داشتن همين ويژگي يعني قدمت بسيار بالا در زمره جنگلهای ارزشمند قرار میگيرد. طبق اسناد و مدارک موجود، ایران از زمان باستان تا آغاز قرن هیجدهم پهنه جنگلهای گوناگون و متنوعي بوده است. مساحت اين جنگلها در ایران با مرزهای کنونی در زمان هخامنشیان به بیش از ۱۶ میلیون هکتار میرسید كه اين رقم در مقايسه با مساحت جنگلي بسياري از كشورهاي همجوار به راستي رقم قابل توجهي است. جداي از مساحت، جنگلهای ايران داراي تنوع زيستي زيادي نيز است. مثلا كمتر پهنهاي را میتوان ديد كه هم پوشش هيركاني، هم پوشش زاگرس يعني جنگلهای بلوط و هم ناحيه خليج فارس و ايراني و توراني و ارسباراني هم زمان وجود داشته باشد.»
او در ادامه با اشاره به اينكه، ایران در بین ۵۶ کشور دارای جنگل در جهان مقام چهل و پنجم را دارد، مي افزايد : «البته تنها ارزش و قدمت و تنوع جنگل براي غنيتر شدن محیطزیست كافي نيست .متاسفانه جنگلسوزي و نابودي جنگلها هم در كشور ما همچون قدمت آن يد طولاني دارد. از بین بردن جنگلهای ایران از زمان حمله مغول آغاز شده و مخصوصا در سه قرن گذشته به بالاترین ميزان خود رسید. مثلا در زمان قاجار بین سالهای ۱۲۸۱ و ۱۲۹۱ نزدیک به ۱۳۰ هزار تن ذغال چوب از بریدن درختان جنگلی ایران تولید شد و به خارج از کشور صادر شد.همه اين اتفاقهای تاريخي درحالي است كه دراین سالها بین 6 تا 12 میلیون هکتار جنگل طبیعی و 5/2 میلیون هکتار جنگل دستساز از بین رفته است.»
وقتي ميراث 5 هزار ساله خاكستر میشود!
ميگويند يك درخت معمولي براي اينكه از نهال كوچكي تبديل شود به درخت تنومند كه بشود در كنار هم نام جنگل را بر آن گذاشت، حداقل به 500 سال زمان نياز دارد، 500 سال زماني كه ظرف چند ساعت با يك آتش سوزي، چيزي جز خاكستر از آن باقي نمیماند.
متاسفانه واقعيت تلخ و غير قابل انكاري كه وجود دارد اينكه وضعيت نابودي جنگلهای كشور شدت بيشتري يافته است آنقدر كه بسیاری از صاحب نظران این حوزه میگويند اگر نابودی جنگلهای ایران با روند فعلی ادامه یابد، در 30 سال آینده در کشور جنگلی باقی نخواهد ماند!
دكتر هادي كيادليري، رئیس انجمن جنگلبانی ایران در اين خصوص گفته بود كه هم اكنون جنگلها در معرض تهدید و تخریب قرار دارند و از این میان 80 درصد عوامل تاثیرگذار تخریب جنگلهای كشور فرابخشی است.
به گفته وی، حدود 90 درصد كشور در مناطق خشك و نیمه خشك با موقعیت جغرافیایی و شرایط حساس قرار دارد، بنابراین سازمانها، نهادها، مسئولان و مردم باید با جدیت بیشتری در حفظ منابع طبیعی و جنگلهای طبیعی بكوشند.متاسفانه طی چند سال اخیر با مرگومیر دسته جمعی درختان در حدود 300 هزار هكتار از جنگلهای غرب، خشكیدگی بلوطها و شاه بلوطهای گیلان روبرو شدهایم. همچنين تخریب زیستگاهها، انقراض گونهها، طغیان آفات و بیماریها، آتشسوزیها در سطوح وسیع موجب مرگ اكوسیستمها میشود كه این امر وضعیت هشدار دهندهای را نشان میدهد و بهطور حتم با ادامه چنین روندی در آینده نهچندان دور جنگلهای زاگرس به بیابان و جنگلهای شمال كشور به شرایط زاگرسی تبدیل میشوند.
طبق آمارهای موجود به دليل نبود بودجه مناسب براي اطفاي حريق و اتکاي منابع مالي به اعتبارهاي استاني، فقط در يک دهه گذشته 13هزار و 832 مورد آتشسوزي در جنگلها و مراتع ايران رخ داده است که سبب خسارت 142هزار و 941هکتاري به زيستبومهاي ارزشمند کشور شده است.
سال 89 را شايد بتوان سال بحراني وقوع حريق در عرصههاي طبيعي ايران دانست زيرا فقط در 9ماهه ابتدايي اين سال سههزار و 466مورد آتشسوزي در ايران گزارش شد که منجر به از بين رفتن 37هزار و 554 هکتار از جنگلها و مراتع ايران شده است.
اگرچه طبق اعلام فائو، 94درصد حريقهاي رخ داده در عرصههاي طبيعي جهان منشأ انساني دارند که به راحتي و با مديريت صحيح ميتوان از وقوع و خسارات ناشي از آن جلوگيري کرد اما در ايران طرح جامع مقابله با اطفاي حريق در دولت و مجلس در انتظار تصويب و نهايي شدن و تخصيص اعتبار است.
نابودي جنگل، مرگي براي هميشه
كامران پورمقدم عضو هيات مديره انجمن جنگل باني ايران است. او نيز با اشاره به اهميت و ارزش جنگلهای طبيعي در گفت و گو با گزارشگر روزنامه كيهان میگويد : «همان طور كه اشاره شد در ديدار مقام معظم رهبري با مسئولان منابع طبيعي و سازمان جنگلها، نكات ارزشمند و مهمي مطرح شد و رهنمودها و خطوط قرمز مهمي نيز عنوان شد كه صرفنظر از آمارهاي موجود همين رهنمودها به تنهايي نيز بيانگر اهميت و ضرورت موضوع جنگلها و منابع طبيعي است.»
وی تصریح میکند: «براساس آخرين آمارهاي موجود جنگلهای كشور ما حدود 14 ميليون هكتار است كه در نقاط مختلف پراكنده شده است. با توجه به بررسي اين جنگلها و پژوهشهایی كه در اين زمينه صورت گرفته است به اين نتيجه رسيدهایم كه جنگلهای موجود در كشور ما جزو كهنترين جنگلهای موجود در دنيا محسوب میشود كه متعلق به دوره سوم زمینشناسی است. جداي از آن تنوع جنگلي و پوشش گياهي كشورما بسيار گسترده و غني است.حتي از تنوع پوششي جنگلهای اروپا كه به قاره سبز معروف است نيز بيشتر است. همين موضع نيز ارزش جنگلهای ما را تا چند برابر بيشتر كرده است.»
او با اشاره به اينكه اقداماتي كه امروزه تخريب جنگل ناميده میشود، سرعت بيشتري نسبت به گذشته پيدا كرده است، ميگويد: «همان طور كه در اخبار و رويدادهاي مختلف به خوبي پيداست، دغدغههای بسياري در حوزه جنگل وجود دارد كه همه در كنار هم به عنوان عوامل تخريبي نام برده میشود.خشكساليهای پياپي، آتشسوزي، بعضي اقدامات مثل دخالتهای انساني و ... همه جزو عوامل تخريبي جنگلها محسوب میشود. اما در اين ميان آنچه حائز اهميت است، تغيير كاربري و ساخت و سازهاي غيرقانوني است كه بعضا تا عرصههای جنگلي و مرتعي پيش میرود و جنگل را از حالت طبيعي اوليه خود خارج میكند. ساخت و ساز و تغيير كاربري جنگلهای خداداي و طبيعي به هيچ عنوان قابل جبران نيست .حتي اگر تلاشها و هزينههای زيادي نيز صورت بگيرد بازهم بعد از ساليان سال هم، اينكه بتوان جنگلي با همان ارزشها ساخت بسيار بعيد است.يعني اگر جنگلها بر اثر عوامل مختلف مثل آتشسوزی و خشكسالي و ... از بين برود امكان آنكه بار ديگر به شكل يك جنگل طبيعي بازگردد تقريبا غيرممكن است يا هزينههای بسيار بالايي دارد و تازه بازهم مثل آن جنگل اوليه نخواهد شد. حتي يك درخت تاثيري كه به تنهايي بر تعديل خاك و جلوگيري از فرسايش آن و تعديل آب و هوا میگذارد قابل توجه است حالا چه برسد به اينكه اين تك درخت تبديل شود به يك جنگل انبوه. تمام اينها به يك معني است و آن اينكه اكوسيستمي كه در سايه نبود جنگل از بين برود ديگر هيچ وقت به شكل اكوسيستم قبلي برنمیگردد.»
پورمقدم نيز میافزايد : «مقام معظمرهبري در آن ديدار دغدغهشان درخصوص منابع طبيعي و جنگلها را به صورت كاملا شفاف و دقيق مطرح كردند و فرمودند كه بسياري از محدودههای جنگلي شمال كشور به تعبير ايشان در حال چپاول هستند. در واقع تغيير كاربري معناي خيلي وسيعي دارد. هر نوع بهرهبرداری غيرقانوني، ساخت و ساز، قطع درختان و قاچاق چوب و ... همه و همه در اكوسيستم تاثيرگذار است و میتواند عرصههای جنگلي و منابع طبيعي ما را به عرصه نابودي بكشاند. عرصههایی كه به راستي بعد از نابودي غيرقابل جبران هستند بهخصوص جنگلهای هيركاني ما. واقعا وضعيت كنوني جنگلهای ما نگرانكننده است و جا دارد كه نه فقط مسئولان محیطزیست و سازمان جنگلها بلكه همه مسئولان در حوزههای مرتبط هم همت و همكاري كنند و با برنامهريزيهای مدون و پيگيريهای مدام گامهای موثري بردارند. واقعا بخش يگان حفاظت ما چه در محیطزیست و چه سازمان جنگلها با كمبود نيرو، امكانات و بودجه روبهرو هستند.تا زماني كه امكانات كافي براي مقابله با حوادث مختلف جنگلي مثل آتشسوزی و زمینخواری نباشد و تجهيزات كافي در اين زمينه وجود نداشته باشد، نمیتوان با اين حوادث مقابله كرد.»
تقريبا زنگ خطر از مدتها قبل به گوش رسيده است. کارشناسان و متخصصان محیطزیست نیز بارها و بارها در اين خصوص ابراز نگرانی كردهاند. اما به راستي ريشه اصلي تخريب جنگلها در كجاست؟ رشد چشمگير تخریب جنگلها در کشور، تغییر کاربری جنگلها، نقش وزارتخانهها و نهادهای دولتی در نابودی جنگلها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگلها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگلها و مراتع کشور را میتوان از جمله دلایل عمده نابودی جنگلهای کشور دانست.
اواخر اسفند ماه سال گذشته بود كه مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان و دستاندرکاران منابع طبیعی و حفظ محیطزیست، حل مسائل و مشکلات زیستمحیطی همچون آلودگی هوا، پدیده ریزگردها و دست اندازی به جنگلها و مراتع و فضاهای سبز را نیازمند برنامهریزی، تدبیر، پیگیری مستمر و جدی و قاطعیت دستگاههای مرتبط دانستند و تأکید کردند: «حفظ محیطزیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با تهیه سند ملی محیطزیست و پیوست زیستمحیطی برای همه طرحهای عمرانی و صنعتی و همچنین جرمانگاری تخریب محیطزیست، به این وظیفه بسیار مهم، عمل شود.»
موضوع منابع طبيعي و خصوصا زيستگاههای جنگلي از اهميت به سزايي برخوردار است و همان طور كه تاكيدات صريح مقام معظم رهبري به خوبي گوياي اين اهميت است، لازم است با نگاه شفافتري به واقعيت حفظ و ترويج اين فرهنگ نگريست.
بارها و بارها اخبار و آمار و نظرات كارشناسي زيادي در خصوص وضعيت نگران كننده منابع طبيعي و به خصوص جنگلهای كشور شنيدهايم.اينكه هر ساله مساحت زيادي از اين درختها و پوشش گياهي متنوع بر اثر حوادث مختلف از بين میروند و تخريب میشوند. حوادثي از آتشسوزی و سيل و رانش زمين و ورود دام گرفته تا احداث جاده و پل و ساخت و سازهاي غيرقانوني.
اما در اين ميان آنچه كه مسلم است اينكه، در وحله اول هر چند در ظاهر اين اتفاقات خسارتهای جزئي به جنگلها و زيستگاههای طبيعي وارد میكند اما در بلند مدت تبعات سويي بجا خواهد گذاشت، تبعاتي كه حتي برخي از آنها هيچ راه جبراني نخواهد داشت.
همان طور كه در سالهاي اخير با پديدههای تازه ظهوري مثل انواع آلودگيها و ريزگردها مواجه بوديم و بسياري از مسئولان و كارشناسان منابع طبيعي و محیطزیست علت اصلي آن را نابودي جنگلها عنوان كردند، بعيد نيست در صورت عدم نظارت و اقدام مقتضي در آيندهاي نه چندان دور اين بحران چند برابر بيشتر از گذشته گريبان ما را بگيرند.
در گزارش امروز و فردای کیهان نگاهي داريم به وضعيت جنگلها و منابع طبيعي و خطراتي كه در صورت عدم برنامهريزي مناسب میتواند اين منابع را تهديد كند.
جنگلها در سراشيبي سقوط
طبق آمار سالهاي اخير به خوبي ضرورت حساسيت و نگراني در قبال جنگلها و منابع طبيعي احساس میشود.جنگلهایی كه با وجود همه قدمت و ارزشي كه در حفظ محیطزیست و تعديل آب و هوا دارند روز به روز نسبت به گذشته بيشتر از بين میروند.
براساس آخرين آمارهايي كه در منابع مختلف به ثبت رسيده است، در ایران بر روی هم سه میلیون و چهارصد هزار هکتار جنگل در دامنههای شمالی کوههای البرز و استانهای ساحلی دریای خزر وجود دارد.
مساحت جنگلهای دیگر که پراکنده درسایر نقاط کشور میباشند تا سه میلیون هکتار است. از این جنگلها تنها ۱/ ۳ میلیون هکتار برای بهرهبرداری صنعتی قابل استفادهاست، بقیه جنگلها به دليل کمبود در نگاهداری درست و یا آسیبهای طبیعی مورد بهرهبرداری نیستند.
دكتر فريد شمسيپور، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در رشته محیطزیست است. او درباره ارزش و ويژگيهای جنگلهای ايران در گفتوگو با گزارشگر كيهان میگويد: «خب درباره مزايا و نقش بيبديل درختها و جنگلها در اكوسيستم و بهطور كلي تمام كرهزمين بارها و بارها گفته شده است. همينطور اشاره به اين نكته كه جنگلهای ايران در اين بين چقدر ارزشمند است. طبق ارزيابيها و رتبهبنديهای صورت گرفته جنگلها بنا به قدمتي كه دارند از اهميت بيشتري برخوردارند و در اين بين جنگلهای ايران نيز به دليل داشتن همين ويژگي يعني قدمت بسيار بالا در زمره جنگلهای ارزشمند قرار میگيرد. طبق اسناد و مدارک موجود، ایران از زمان باستان تا آغاز قرن هیجدهم پهنه جنگلهای گوناگون و متنوعي بوده است. مساحت اين جنگلها در ایران با مرزهای کنونی در زمان هخامنشیان به بیش از ۱۶ میلیون هکتار میرسید كه اين رقم در مقايسه با مساحت جنگلي بسياري از كشورهاي همجوار به راستي رقم قابل توجهي است. جداي از مساحت، جنگلهای ايران داراي تنوع زيستي زيادي نيز است. مثلا كمتر پهنهاي را میتوان ديد كه هم پوشش هيركاني، هم پوشش زاگرس يعني جنگلهای بلوط و هم ناحيه خليج فارس و ايراني و توراني و ارسباراني هم زمان وجود داشته باشد.»
او در ادامه با اشاره به اينكه، ایران در بین ۵۶ کشور دارای جنگل در جهان مقام چهل و پنجم را دارد، مي افزايد : «البته تنها ارزش و قدمت و تنوع جنگل براي غنيتر شدن محیطزیست كافي نيست .متاسفانه جنگلسوزي و نابودي جنگلها هم در كشور ما همچون قدمت آن يد طولاني دارد. از بین بردن جنگلهای ایران از زمان حمله مغول آغاز شده و مخصوصا در سه قرن گذشته به بالاترین ميزان خود رسید. مثلا در زمان قاجار بین سالهای ۱۲۸۱ و ۱۲۹۱ نزدیک به ۱۳۰ هزار تن ذغال چوب از بریدن درختان جنگلی ایران تولید شد و به خارج از کشور صادر شد.همه اين اتفاقهای تاريخي درحالي است كه دراین سالها بین 6 تا 12 میلیون هکتار جنگل طبیعی و 5/2 میلیون هکتار جنگل دستساز از بین رفته است.»
وقتي ميراث 5 هزار ساله خاكستر میشود!
ميگويند يك درخت معمولي براي اينكه از نهال كوچكي تبديل شود به درخت تنومند كه بشود در كنار هم نام جنگل را بر آن گذاشت، حداقل به 500 سال زمان نياز دارد، 500 سال زماني كه ظرف چند ساعت با يك آتش سوزي، چيزي جز خاكستر از آن باقي نمیماند.
متاسفانه واقعيت تلخ و غير قابل انكاري كه وجود دارد اينكه وضعيت نابودي جنگلهای كشور شدت بيشتري يافته است آنقدر كه بسیاری از صاحب نظران این حوزه میگويند اگر نابودی جنگلهای ایران با روند فعلی ادامه یابد، در 30 سال آینده در کشور جنگلی باقی نخواهد ماند!
دكتر هادي كيادليري، رئیس انجمن جنگلبانی ایران در اين خصوص گفته بود كه هم اكنون جنگلها در معرض تهدید و تخریب قرار دارند و از این میان 80 درصد عوامل تاثیرگذار تخریب جنگلهای كشور فرابخشی است.
به گفته وی، حدود 90 درصد كشور در مناطق خشك و نیمه خشك با موقعیت جغرافیایی و شرایط حساس قرار دارد، بنابراین سازمانها، نهادها، مسئولان و مردم باید با جدیت بیشتری در حفظ منابع طبیعی و جنگلهای طبیعی بكوشند.متاسفانه طی چند سال اخیر با مرگومیر دسته جمعی درختان در حدود 300 هزار هكتار از جنگلهای غرب، خشكیدگی بلوطها و شاه بلوطهای گیلان روبرو شدهایم. همچنين تخریب زیستگاهها، انقراض گونهها، طغیان آفات و بیماریها، آتشسوزیها در سطوح وسیع موجب مرگ اكوسیستمها میشود كه این امر وضعیت هشدار دهندهای را نشان میدهد و بهطور حتم با ادامه چنین روندی در آینده نهچندان دور جنگلهای زاگرس به بیابان و جنگلهای شمال كشور به شرایط زاگرسی تبدیل میشوند.
طبق آمارهای موجود به دليل نبود بودجه مناسب براي اطفاي حريق و اتکاي منابع مالي به اعتبارهاي استاني، فقط در يک دهه گذشته 13هزار و 832 مورد آتشسوزي در جنگلها و مراتع ايران رخ داده است که سبب خسارت 142هزار و 941هکتاري به زيستبومهاي ارزشمند کشور شده است.
سال 89 را شايد بتوان سال بحراني وقوع حريق در عرصههاي طبيعي ايران دانست زيرا فقط در 9ماهه ابتدايي اين سال سههزار و 466مورد آتشسوزي در ايران گزارش شد که منجر به از بين رفتن 37هزار و 554 هکتار از جنگلها و مراتع ايران شده است.
اگرچه طبق اعلام فائو، 94درصد حريقهاي رخ داده در عرصههاي طبيعي جهان منشأ انساني دارند که به راحتي و با مديريت صحيح ميتوان از وقوع و خسارات ناشي از آن جلوگيري کرد اما در ايران طرح جامع مقابله با اطفاي حريق در دولت و مجلس در انتظار تصويب و نهايي شدن و تخصيص اعتبار است.
نابودي جنگل، مرگي براي هميشه
كامران پورمقدم عضو هيات مديره انجمن جنگل باني ايران است. او نيز با اشاره به اهميت و ارزش جنگلهای طبيعي در گفت و گو با گزارشگر روزنامه كيهان میگويد : «همان طور كه اشاره شد در ديدار مقام معظم رهبري با مسئولان منابع طبيعي و سازمان جنگلها، نكات ارزشمند و مهمي مطرح شد و رهنمودها و خطوط قرمز مهمي نيز عنوان شد كه صرفنظر از آمارهاي موجود همين رهنمودها به تنهايي نيز بيانگر اهميت و ضرورت موضوع جنگلها و منابع طبيعي است.»
وی تصریح میکند: «براساس آخرين آمارهاي موجود جنگلهای كشور ما حدود 14 ميليون هكتار است كه در نقاط مختلف پراكنده شده است. با توجه به بررسي اين جنگلها و پژوهشهایی كه در اين زمينه صورت گرفته است به اين نتيجه رسيدهایم كه جنگلهای موجود در كشور ما جزو كهنترين جنگلهای موجود در دنيا محسوب میشود كه متعلق به دوره سوم زمینشناسی است. جداي از آن تنوع جنگلي و پوشش گياهي كشورما بسيار گسترده و غني است.حتي از تنوع پوششي جنگلهای اروپا كه به قاره سبز معروف است نيز بيشتر است. همين موضع نيز ارزش جنگلهای ما را تا چند برابر بيشتر كرده است.»
او با اشاره به اينكه اقداماتي كه امروزه تخريب جنگل ناميده میشود، سرعت بيشتري نسبت به گذشته پيدا كرده است، ميگويد: «همان طور كه در اخبار و رويدادهاي مختلف به خوبي پيداست، دغدغههای بسياري در حوزه جنگل وجود دارد كه همه در كنار هم به عنوان عوامل تخريبي نام برده میشود.خشكساليهای پياپي، آتشسوزي، بعضي اقدامات مثل دخالتهای انساني و ... همه جزو عوامل تخريبي جنگلها محسوب میشود. اما در اين ميان آنچه حائز اهميت است، تغيير كاربري و ساخت و سازهاي غيرقانوني است كه بعضا تا عرصههای جنگلي و مرتعي پيش میرود و جنگل را از حالت طبيعي اوليه خود خارج میكند. ساخت و ساز و تغيير كاربري جنگلهای خداداي و طبيعي به هيچ عنوان قابل جبران نيست .حتي اگر تلاشها و هزينههای زيادي نيز صورت بگيرد بازهم بعد از ساليان سال هم، اينكه بتوان جنگلي با همان ارزشها ساخت بسيار بعيد است.يعني اگر جنگلها بر اثر عوامل مختلف مثل آتشسوزی و خشكسالي و ... از بين برود امكان آنكه بار ديگر به شكل يك جنگل طبيعي بازگردد تقريبا غيرممكن است يا هزينههای بسيار بالايي دارد و تازه بازهم مثل آن جنگل اوليه نخواهد شد. حتي يك درخت تاثيري كه به تنهايي بر تعديل خاك و جلوگيري از فرسايش آن و تعديل آب و هوا میگذارد قابل توجه است حالا چه برسد به اينكه اين تك درخت تبديل شود به يك جنگل انبوه. تمام اينها به يك معني است و آن اينكه اكوسيستمي كه در سايه نبود جنگل از بين برود ديگر هيچ وقت به شكل اكوسيستم قبلي برنمیگردد.»
پورمقدم نيز میافزايد : «مقام معظمرهبري در آن ديدار دغدغهشان درخصوص منابع طبيعي و جنگلها را به صورت كاملا شفاف و دقيق مطرح كردند و فرمودند كه بسياري از محدودههای جنگلي شمال كشور به تعبير ايشان در حال چپاول هستند. در واقع تغيير كاربري معناي خيلي وسيعي دارد. هر نوع بهرهبرداری غيرقانوني، ساخت و ساز، قطع درختان و قاچاق چوب و ... همه و همه در اكوسيستم تاثيرگذار است و میتواند عرصههای جنگلي و منابع طبيعي ما را به عرصه نابودي بكشاند. عرصههایی كه به راستي بعد از نابودي غيرقابل جبران هستند بهخصوص جنگلهای هيركاني ما. واقعا وضعيت كنوني جنگلهای ما نگرانكننده است و جا دارد كه نه فقط مسئولان محیطزیست و سازمان جنگلها بلكه همه مسئولان در حوزههای مرتبط هم همت و همكاري كنند و با برنامهريزيهای مدون و پيگيريهای مدام گامهای موثري بردارند. واقعا بخش يگان حفاظت ما چه در محیطزیست و چه سازمان جنگلها با كمبود نيرو، امكانات و بودجه روبهرو هستند.تا زماني كه امكانات كافي براي مقابله با حوادث مختلف جنگلي مثل آتشسوزی و زمینخواری نباشد و تجهيزات كافي در اين زمينه وجود نداشته باشد، نمیتوان با اين حوادث مقابله كرد.»