کد خبر: ۴۳۰۱۰
تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۷

اخلاق؛ مکمل قانون در اصلاح رفتار جامعه(خوان حکمت)

خدای سبحان خطاب به پیامبر(ص) فرمود: اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ السَّيِئَهَ نَحنُ اَعلَمُ بِمَا يَصِفُونَ(1). در جريان دشمن بيرون بايد در 3 بخش بحث كرد؛ بحث (احكام)، بحث (حقوق)، بحث (اخلاق).
بخش اوّل:  اصلاح جامعه در گرو اجراي احكام الهي
بحث «احكام» بحث مربوط به ما نيست. اگر به حريم حكم خدا اهانت شده است، هيچ كس نمي‌تواند بگويد ما با عفو و اغماض مي‌گذريم، صرف نظر مي‌كنيم، گذشت مي كنيم؛ اين دين خداست. اين مخالفت با اسلام و نظام اسلامي همان حكم اوّلي است كه: رُدُّوا الحَجَرَ حِيثُ جآء(2). اينچنين نيست كه اگر كسي با دين خدا مخالفت كرد؛ انسان بيايد گذشت بكند، نرمش نشان بدهد! اين مال بخش اوّل.
بخش دوّم:  اصلاح جامعه با اجراي قوانين الهي
بخش دوّم، فصل «حقوق» است. كشور را با مسامحه و با خواهش مي كنم و با ببخشيد نمي‌شود اداره كرد؛ كشور را با قانون بايد اداره كرد. اينجا فرمود: جَزآءُ سَيِّئَهٍ سَيِّئَهٌ مِثلُها (3)، بدي را با بدي جواب بدهيد.اگر كسي نسبت به شما بد كرد، شما حق داريد انتقام بگيريد. اگر قصاص است، قصاص؛ قصاص طرف است، قصاص طرف؛ قصاص كلّ است، قصاص كل. جَزآءُ سَيِّئَهٍ سَيِّئَهٌ مِثلُها؛ چه در مسائل دنيا، چه در مسائل آخرت. كه اين با آيات خاص خودش بايد روشن بشود.
امّا قانون آن قدرت را ندارد كه همه زواياي نياز بشر را تأمين كند، كمبود قانون را اخلاق ترميم مي كند. بسياري از موارد قانون كمبود دارد. قانون كمبود دارد يعني چه؟ يعني جزاي قصاص، قصاص است؛ اين درست است، غير از اين نمي شود باشد. ولي بعضي از موارد است كه اگر كسي عفو بكند، آثارش بيشتر است. درست است لَكُمْ فِي القِصاصِ حَياهٌ يا اُولِي الاَلباب(4)، امّا بعضي از موارد است كه اگر عفو بشود، اثرش بيش از قصاص است. وجود مبارك حضرت امير حق قصاص داشت. اگر شهيد شده بود، چه اينكه شد ؛ قصاص نفس بود. اگر سالم مي شد كه حق قصاص طرف را داشت، فرمود: من اگر شفا پيدا كردم، خودم عفو مي‌كنم ؛ با اينكه قصاص صريح قرآن است. اين حق مَجنّيٌ عليه است، نه حكم مَجنّيٌ عليه. اين در محدوده قانون بايد كار بكند، اين مي‌شود بخش دوّم .
بخش سوّم: اخلاق، متمّم قانون
بخش سوّم مسئله «اخلاق» است. اخلاق مكمّل قانون است، متمّم قانون است، سرپرست قانون است، رهبر قانون است، قانون را پوشش مي‌دهد، هدايت مي‌كند و مانند آن. اين وَ يَدرَؤُنَ بِالحَسَنَهِ السَّيِئَهَ (5) مال بخش اخلاق است، كاري به قانون ندارد. ما يك عدل داريم و يك احسان؛ عدل قانون است، امّا احسان اخلاق است: اِنَّ اللهَ يَأمُرُ بِالعَدل قانوناً، وَ الاِحسان اخلاقاً.
فرمود: اگر كسي به شما اهانت كرد، شما حق پاسخ داريد: مَنِ اعْتَدي عَلِيكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيهِ بِمِثلِ مَا اعْتَدي عَلِيكُم(6) در بخش پاياني سوره مباركه نحل اين است: وَ اِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثلِ مَا عُوقِبْتُم بِه وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خِيرٌ لِلْصّابِرين(7). شما موظّفيد برابر با عدل عمل بكنيد، عدل حق است و قانون؛ كشور را عدل اداره مي‌كند. امّا عدل با همه توانمندي اش باز ناقص است که جامعه را اداره كند. بالاتر از عدل گذشت است و تخفيف است و عفو است و احسان: اِنَّ اللهَ يَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسان(8)؛ اين مي شود (اخلاق). بنابراين بخش دوّم كه دارد جَزآءُ سَيِّئَهٍ سَيِّئَهٌ مِثلُها، برابر مَنِ اعْتَدي عَلِيكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيهِ بِمِثلِ مَا اعْتَدي عَلِيكُم است، كه مسائل حقوقي است و قانوني. امّا با قانون محض نمي شود كشور را اداره كرد. متمّم قانون، اخلاق است.
بررسي بعضي از آيات دالّ بر (قانون) و (اخلاق)
همين قرآني كه فرمود: جَزآءُ سَيِّئَهٍ سَيِّئَهٌ مِثلُها، همين قرآن فرمود: مردان الهي يَدرَؤُنَ بِالحَسَنَهِ اَلسَّيِئَهَ؛ که اين مال اُوساط از مؤمنين است.درباره اندکی از مؤمنان در سوره مؤمنون آمده: اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ اَلسَّيِئَهَ، نه يَدرَؤُنَ بِالحَسَنَهِ السَّيِئَهَ!ائمه، شرق و غرب عالم را گرفتند؛ هيچ چيز دستشان نبود، مگر اخلاق! كسي حضور حضرت(ع) آمد و دهن كجي كرد و اهانت كرد، حضرت تحويلش نگرفت. اين در كمال بي شرمي جلو آمد، گفت: آقا! اين فحش‌ها را به شما مي گويم. حضرت فرمود: من هم از تو گذشتم. قالَ(ع): وَ عَنكَ اُعرِض(9). با اين اخلاق توانستند حفظ بكنند.
در سوره مباركه بقره فرمود: يا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلِيكُمُ القِصاصُ فِي القَتلَي اَلحُرُّ بِالحُرِّ‌ وَ العَبدُ بِالعَبدِ وَ الاُنثَي بِالاُنثَي، اين مال قانون؛ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ اَخيهِ شِيءٌ فَاتّباعٌ بِالمَعرُوفْ وَ اَدآءٌ اِلَيهِ بِاِحسان (10). در بعضي از موارد است كه فقط قصاص كارساز است، مثل همين اوباشي كه جز قصاص در حق آنها چيز ديگر كارگشا نیست! يك وقت است كه يك حادثه اي اتفاق ميافتد كه اگر بگذرند مثلا يك جواني در اثر غفلت آمده يك كاري كرده؛ آنوقت پدر و مادر او، همه بستگان او به قرآن متوسل مي شوند، مي‌روند پاي اولياي مقتول را مي‌بوسند، به آنها قسم مي دهند. گذشت آن پدر و مادر كلّ اين قبيله و خانواده را احياء مي‌كند، شهر را احياء مي‌كند. اينجاست كه فرمود: فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ اَخيهِ شِيءٌ. اينچنين نيست كه اين حكم باشد، اين حق است. اين شخص مَجنيٌّ عليه اگر قصاص طلب بكند، عدل است. امّا بالاتر از عدل، دست او را هم باز گذاشته به نام عفو و تخفيف و احسان و امثال ذلك. هر دو را در نظام اسلامي تجربه كرده ايد.
قرآن دست افراد ذي حق را باز گذاشته. فرمود: فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ اَخيهِ شِيءٌ فَاتّباعٌ بِالمَعرُوفْ وَ اَدآءٌ اِلَيهِ بِاِحسان ذلِكَ تَخفيفٌ مِنْ رَبِّكُم وَ رَحمَه؛ چون حكم نيست كه كسي نتواند بگذرد، اين حق است.
امّا در سوره مباركه مائده فرمود: وَ كَتَبْنَا عَلِيهِمُ فِيهَا اَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسْ وَ العَينَ بِالعَينْ وَ الاَنفَ بِالاَنفْ وَ الاُذُنَ بِالاُذُنْ وَ السِّنَّ بِالسِّنْ وَ الجُرُوحَ قِصاص(11). اگر كسي چشم كسي، گوش كسي، دست كسي، پاي كسي را عمداً مجروح كرد؛ قصاص دارد، قصاص طرف.در اين گونه موارد هم يك مسئله حق و قانون است، يك مسئله اخلاق. برابر حق و قانون جَزآءُ سَيِّئَهٍ سَيِّئَهٌ مِثلُهَا، برابر اخلاق وَ لَئِنْ صَبَرْتُم، مسئله عفو، مسئله تخفيف و مانند آن مطرح است. بعد فرمود: فَمَنْ تَصَدَّقَ بِه؛ صدقه دادن تنها اين نيست كه انسان يك مسكيني را كمك بكند! اگر يك جاني را عفو بكند، اين هم صدقه است. آن هم كجا عفو بكند، در چه فضائي عفو بكند؛ خود عقلاي قوم مي فهمند كه اينجا جاي عفو است یا نیست.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (مدظلّه)
 در جلسه درس تفسير سوره مؤمنون در جمع طلاب
 و فضلاي حوزه علميّه قم   ـ   6 / 7/1390
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر می‌شود.

(1) مؤمنون / 96 تا 98
(2) نهج البلاغه / حكمت 314
(3) شوري / 40
(4) بقره / 179
(5) رعد / 22
(6) بقره / 194
(7) نحل / 126
(8) نحل / 90
(9) بحار الأنوار / 68 / 422
(10) بقره / 178
(11) مائده / 45